Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750822-9372S1

Date of Document: 1996-11-12

روش هاي جامعه شناسي و مردم شناسي; بررسي يك نظريه (بخش آخر ) اشاره در بخش نخست متن سخنراني دكتر ثلاثي به مباحثي چون تعريف مردم نگاري و حوزه مورد بررسي آن و علت غفلت الگوي بررسي هاي ساختارگرايي و ساختارگرايي كاركردي از توصيف هاي مردم نگاري با توجه به نحوه گردآوري اطلاعات در هر يك از هر دو حوزه و آشتي جامعه شناسي و انسانشناسي از زمان به وجود آمدن مكتب شيكاگو و ظهور نظريه كنش متقابل نمادين ازدل آن از نظرتان گذشت، در بخش آخر اين سخنراني، نظريه ديگري تعميم يافته ميد وخودآيينه سان كولي كه در روند نزديكي جامعه شناسي و انسانشناسي ظهور يافتند از نظرتان مي گذرد: سرويس مقالات بعد از اينكه اين رشته بعد از يكي دو دهه جان گرفت و جاي خودش را باز كرد، جامعه شناسان به اين نتيجه رسيدند كه همه مسايل در جمع خلاصه نمي شود بلكه بررسي اجتماعي بايد سطح فردي و انعكاس واقعيت هاي اجتماعي در ذهن و واقعيت وجود فردي نيز مورد بررسي واقع شود. براي اين ميد مقصود، از ذهن شروع كرد و به خود رسيد و از خود به ديگري تعميم يافته يك جامعه رسيده است. البته منظور ميد بررسي روانشناسانه اي موضوع نبوده است بلكه مي خواست بگويد كه واقعيت اجتماعي، يك پديده درون ذهني است كه فرد از طريق قراردادن خودش به جاي ديگران، نقش هاي اجتماعي را مي پذيرد و وقتي دراين راستا تسلط بيشتري پيدا مي كند و بزرگسال كامل مي شود به ديگري تعميم يافته مي رسد، ديگري تعميم يافته بسط روابط اجتماعي در درون ذهن يك فرد است، ديگري تعميم يافته خود ميد، جامعه كولي است نيز با وجودي كه در ميشيگان بود، اما در مكتب شيكاگو و نظريه كنش متقابل نمادين، نقش تعيين كننده اي داشته است. او نيز ازسطح فردي و از سطح ذهني و خود شروع مي كند، وي مهمترين مفهومي را كه عنوان مي كند، مفهوم خود آيينه سان است. خود آيينه سان يعني؟ چه يعني آنكه شخصيت هركسي منعكس كننده برداشت ها و قضاوت هايي است كه ديگران از او مي كنند و انعكاس دهنده آگاهي فرد از آن برداشت ها است، در سطح تحليل اجتماعي نيز گروه نخستين را براي اولين بار عنوان كرده است. گروه نخستين گروه رو در رو و گروه نزديك و نخستين گروهي است كه انسان از طريق اين گروه اجتماعي مي شود. گروه خانواده، گروه همبازي، گروه همسالان، گروه هاي نخستين سپس هستند در روش شناسي مسئله اي را كولي به نام درون نگري همدلانه مطرح مي كند. درونگري همدلانه بعدها خودش يكي از شاخص هاي روش اتتوگرافي شده. درون گرايي همدلانه به اين معني است كه محقق بايد خود را در موقعيت فرد مورد بررسي قرار بدهد تا بتواند آن موقعيت اجتماعي را از ديدگاه و برداشت و معنايي كه او براي خود قايل است بفهمد. نتيجه گيري: همانطور كه در اول بحث گفتيم، بايد مرزها و فاصله را از ميان برداريم، الان ديگر موقع اين حرفها نيست كه انسان شناسي جايي خاص و راه خاصي براي خود وجامعه شناسي راه ويژه اي براي خود دارد. الان هر دورشته به اين نتيجه رسيده اند كه مي توانند از روش هاي يكديگر استفاده نمايند. رشته انسانشناسي و تكنيك هاي رشته انسانشناسي براي تحقيق جامعه شناسي مفيد است و اي بسا كه نظريات و روشهاي رشته جامعه شناسي نيز براي تحقيق هاي انسانشناسي داراي فايده باشد اصولا هر علمي از مشاهده شروع و داده هايش را گردآوري مي نمايد. و علم بررسي هاي اجتماعي و تكنيك مطالعات اجتماعي ميداني متاسفانه از موقعيت مشاهده برخوردار نيست و به خاطر همين داده هايي كه گردآوري مي نمايد، انعكاس درستي از واقعيت هاي اجتماعي به دست پس نمي دهد در اين صورت من عقيده دارم كه اين قضيه بايد اينگونه در نظر گرفته شود كه اين دو رشته، دو رشته اي مكمل هستند و مي توانند به يكديگر كمك نمايند و هيچگونه جدايي جوهري و اساسي بين اينها وجود ندارد.