Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750822-9348S1

Date of Document: 1996-11-12

مشاركت زنان ضرورت تحقق اهداف توسعه حضور زنان در فعاليت هاي اجتماعي يك نياز جهاني است زنان هم به عنوان شريك زندگي و همسر و هم عنصر فعال جامعه مي توانند نقش چشمگيري داشته باشند اشاره: فرخنده زادروز حضرت فاطمه زهرا س و آيين هاي هفته زن به ويژه گراميداشت روز مادر، مجال تازه اي براي شناخت نقش و موقعيت مهم زنان در عرصه فعاليت هاي اجتماعي پديد آورد. حضور همه جانبه زنان ايراني در فعاليت هاي اجتماعي كه ازدستاوردهاي مهم انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است، زمينه را براي مشاركت بيشتر اين قشر زحمتكش در روند سازندگي و توسعه كشور مهيا ساخته است. با اين حال بازشناخت موقعيت كنوني زنان ايران در عرصه فعاليت هاي توان اجتماعي، بالقوه و موانع هنوز فعال آنها در روند توسعه كشور مي تواند زمينه ساز حل مشكلات موجود و فراهم كردن زمينه مساعدتري براي فعاليت هاي ثمربخش اين قشر عظيم، فعال و توانمند كشور ما باشد. گزارش حاضر در همين زمينه تدارك شده است. بنا به مستندات تاريخي، ناديده انگاشتن و يا كم بها دادن به نقش و توانمنديهاي زنان و به كار نگرفتن آنان در فعاليت هاي اجتماعي، از بزرگترين خطاهايي است كه در طول حيات جوامع بشري صورت گرفته است. زنان برغم داشتن توانمنديها و كارايي هاي بسيار در مقاطعي از تاريخ به حاشيه اجتماع پس زده شده و از آنان به عنوان عنصر ثانوي ياد شده است و به اين ترتيب نيمي از توانايي هاي جامعه، ناديده گرفته شده و بيشترين زيان آن نيز نصيب جامعه شده است. به هر حال در طول تاريخ، خواسته و ناخواسته نقش و ارزشهاي زن در سايه نقش مهم تر او يعني مادر پنهان مانده است. كارشناسان و جامعه شناسان مي گويند يكي از عوامل عقبماندگي كشورها، بها ندادن به زنان و كمرنگ كردن نقش آنها در فعاليتهاي اجتماعي است. اصولا جوامعي كه مساعي لازم را در جهت مشاركت دادن زنان در امور اجتماعي به كار نگرفته اند، به مولفه هاي توسعه ديرتر دست يافته اند. به همين دليل امروزه ميزان مشاركتهاي جمعيت زنان در صحنه هاي مختلف اجتماعي به منزله يكي از مهمترين شاخص ها در روند توسعه محسوب مي شود. نظام جمهوري اسلامي با الهام ازآرمان هاي متعالي اسلام و باآگاهي از چنين نتايج ودستاوردهايي به نقش و هويت زنان اهميت داده و آنان را به صحنه مشاركتهاي اجتماعي فرا خوانده است. امروزه در صد قابل توجهي از زنان جامعه انقلابي ايران در صحنه هاي گوناگون جامعه، مشاركت فعال دارند و نقش فعال و انكارناپذيري را در روند توسعه به خود اختصاص داده اند. زهرا جهرمي مي گويد: با پيروزي انقلاب اسلامي، زن هويت وشخصيت و فرهنگ ديگري يافت وارزشهاي به ظاهر آزادي كه مي رفت زن را به تباهي مطلق بكشد با پيروزي انقلاب اسلامي دگرگون و ارزشهاي الهي، اخلاقي و انساني جايگزين آن شد و قدرت لازم را به زن بخشيد. در اين مساله شكي نيست كه باپيروزي انقلاب اسلامي، جايگاه زن ارتقاء يافت ولي هنوز تا رسيدن به آن كمال مطلوب راه زيادي در پيش است. امروزه ثابت شده است كه جامعه در حال گذار ايران، بدون برخورداري از مشاركتها و همگامي و همپويي زنان نمي تواند به اهداف توسعه دست يابد. به استناد آمار و اطلاعات موجود در حال درصد 30حاضر از كاركنان دولت را زنان تشكيل مي دهند. ازاين تعداد 70 درصد در وزارت آموزش و پرورش 11 درصد در وزارت بهداشت و درمان وبقيه در ساير وزارتخانه ها اشتغال دارند. هم اكنون 40 درصد از نيروي انساني در بخش كشاورزي را زنان تشكيل مي دهند. در بخش توليد محصولات روستايي /47 6 كشور درصد از محصولات توليد شده حاصل دسترنج زنان روستايي است درصد 550 از استادان دانشگاههاي كشور زن هستند كه از اين عده 35 درصد در دانشگاههاي پزشكي و 20 درصد در ديگر دانشگاهها به تدريس اشتغال دارند. عليرضا مرندي -. وزير بهداشت درمان و آموزش پزشكي مي گويد45 درصد دستياران و 28 درصد اعضاءهيات علمي دانشگاههاي علوم پزشكي كشور و بيش ازدرصد 40 كاركنان وزارت بهداشت را نيز زنان تشكيل مي دهند. نيمي از دانشجويان علوم پزشكي را زنان تشكيل مي دهند و صد در صد سهميه براي برخي رشته ها به زنان اختصاص دارد ولي در كل شمار دانشجويان دختر در رشته هاي علوم پزشكي افزايش يافته است و در مواردي در تعداد دانشجويان دختر و پسر براساس آمارهاي موجود 40 درصد دانشجويان در حال تحصيل در كشور دختر هستند. هم اكنون 250 وكيل يكصد تن از كارشناسان وزارت امور خارجه و 10 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را زنان تشكيل مي دهند. همچنين زنان 13 درصد از شاغلين در بخش مطبوعات و 35 درصد شاغلين در صدا و سيما را به خود اختصاص داده اند. با وجود آنكه هنوز يك سوم زنان كشور بي سوادند اما در مقايسه با دوران قبل از انقلاب، اين تعداد بسيار كاهش پيدا كرده است. بطوري كه قبل از انقلاب اين اختلاف 23 درصد بوده ولي هم اكنون اختلاف زنان و مردان در زمينه سوادآموزي به 11 درصد رسيده است. اين آمارها نشان دهنده حضور زنان در همه عرصه هاي علمي، ديني، قضايي و فرهنگي كشور و توجه هرچه بيشتربه نقش و استعداد زنان مي باشد. در اين ميان زن مسلمان و روشنفكر امروز مي بايست باتجهيز مستمر به شناخت، آگاهي، تفكر عقلايي، توانمندي علمي و ابزارهاي مسلط روز، مسئول تراز گذشته به صحنه آيد و با ايماني قوي، گام هاي سنگين تري را در جهت تحقق اهداف و آرمانهاي والاي انساني و اجتماعي بردارد. ماندانا بهبودي -.متخصص علوم پزشكي بيمارستان بهارلو مي گويد: در جامعه امروز همانطور كه امام راحل فرمودند زنان بايد در مقدرات اساسي كشور دخالت كنند و اين نه تنها وظيفه كه تكليفي واجب است. زنان براي مشاركتها و فعاليتهاي اجتماعي، بايد داراي تخصص و مهارت باشند و از آنجا كه جامعه به وسيله انسانهاي مومن، متعهد و متخصص پايه ريزي مي شود و زنان در جامعه نقش كليدي برعهده دارند بايد از تخصصهاي لازم براي انجام خدمات مطلوب برخوردار باشند و از رهگذر اين نقش آفريني است كه زنان مي توانند جايگاه واقعي خود را به جامعه بشناسانند. به طور حتم انقلاب اسلامي با برقراري قوانين اسلامي، محيطهاي اعتقادي و مناسبي را جهت رشد و توسعه فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي زنان با حفظ كرامت و شخصيت زن به وجود آورده است. موانع مشاركت زنان در روند توسعه اجتماعي - اقتصادي واقعيت هاي موجود در سطح جامعه نشان مي دهد زنان حضور و مشاركت فعالي در روند توسعه اجتماعي - اقتصادي كشور دارند، اما اين ميزان هنوز كافي نيست. به طور يقين عواملي اعم از فردي و اجتماعي موجب شده زنان نتوانند بطور بايسته به ايفاي نقش سازنده و اثرگذار خود بپردازند. به گفته كارشناسان، زنان به لحاظ توانائي هاي خود مي توانند بر كندي و سرعت جريانات توسعه جوامع اثرگذار و تعيين كننده باشند به نحوي كه امروزه ميزان و نقش مشاركتهاي زنان از نشانه هاي اصلي موفقيت يا عدم موفقيت سياستهاي توسعه اي به شمار مي رود. خانم طيبه ميرزا اسكندري - دانشجوي كارشناسي ارشد جامعه شناسي و سردبير مجله هفتگي زن روز مي گويد: موانع مشاركت زنان در روند توسعه اجتماعي - اقتصادي جامعه را مي توان به دو بخش دروني و بيروني تقسيم كرد و منظور از موانع دروني، آن بخش از موانعي است كه به خود زنان و توانائيها و قابليت هاي آنها مربوط مي شود. مهمترين اين موانع عبارتند از: بيسوادي، عدم قدرت تصميم گيري در امور مهم زندگي نظير ازدواج، تحصيل، انتخاب شغل، عدم استقلال مادي، تجمل گرايي و مصرف زدگي، نداشتن آگاهيها و اطلاعات گسترده و عميق در مورد ميحط اجتماعي و در نهايت نبود خودباوري و اعتماد به نفس در زنان براي حضور مناسب و موثر در فعاليتهاي اجتماعي - اقتصادي. اما عمده موانع بيروني كه منجربه كاهش مشاركت زنان در توسعه مي شود عبارتند از: نبود امكانات كافي و گسترده تحصيلات دختران و زنان به خصوص در نقاط محروم و در ميان اقشار آسيبپذير، وجود فرهنگ ضعيف و ناتوان انگاشتن زنان در جامعه كه تاثير اين گونه تفكر موجب عدم دسترسي زنان به فرصتهاي مناسب و خوب براي ارتقاي خويش و مشاركت جدي در فعاليتهاي اجتماعي - اقتصادي مي شود، مشكلات و خلاءهاي مربوط به قوانين و مقررات و آئين نامه ها كه موقعيت زنان را تضعيف مي كند، نبود زمينه هاي مساعد كافي براي ورود زنان به پستهاي كليدي و مديريتي كه متناسب با توانايي و كارآيي و تخصص آنهاست، نبود زمينه هاي مشاركت فعال سياسي زنان در حدمتناسب با توانايي زنان و ضرورتهاي اجتماعي. بر همين اساس است كه زنان در مجلس شوراي اسلامي در اقليتي آشكارند و در هيات دولت و دركارهاي سياسي عمده كشور حضوري ملموس و نمايان ندارند و بالاخره مهمترين مشكل زنان كه به ساختارهاي فرهنگي - اجتماعي جامعه مربوط مي شود، جايگاه زن در خانواده است. نبود استقلال زن در خانواده در زمينه تحصيل، شغل، كسب و نگهداري درآمد معضل و مانعي هم براي مشاركت اجتماعي - اقتصادي به حساب مي آيد. متاسفانه در بيشتر موارد و در عمل تعهد و التزام اخلاقي و عاطفي زن نسبت به همسر و فرزندان با حضور اجتماعي او در مغايرت قرار مي گيرد. در حالي كه اين دو مقوله به لحاظ منطقي از هم جدا هستند. سردبير مجله زن روز مي افزايد: جايگاه انساني زن در خانواده هم به درستي شناخته نشده و مورد رعايت مردان نيست. مردان چه در نقش پدر يا برادر و بخصوص همسر و حتي فرزند پسر، كرامت واعتبار و حرمت كافي براي زنان قائل نيستند. اين مشكل مهم كه در ذهنيت و عمل مردان نسبت به زنان وجود دارد، متاسفانه در ميان پاره اي اقشار و گروههاي اجتماعي به حدي است كه در اشكال بسيار نابهنجار رخ مي نمايد. به نظرطيبه ميرزا اسكندري مشكل مهم ديگري كه در ارتباط نزديك با مشكل قبلي است عدم حمايت كافي قانون مدني، دادگاهها و مراجع ذي ربط قضائي از زنان است كه به هنگام بروز مسائل و مشكلات ناشي ازهمان نبود جايگاه درست در خانواده به اين مراجع مراجعه مي كنند و متاسفانه در خيلي موارد مشكلاتشان از قبيل سوءرفتارها، مشكلات مالي و نداشتن نفقه و... حل نمي شود، بلكه گاه پيچيده تر هم مي گردد. گفتني است كه بسياري از موانع دروني رشد زنان و حضورشان در روند توسعه اجتماعي - اقتصادي هم به نوعي ريشه در همين كاستي ها و موانع بيروني يعني امكانات و زمينه هاي رشد و مشاركت زنان دارد. در واقع اين جامعه و مجموعه نهادهاي اجتماعي چون خانواده، تعليم و تربيت، دولت و... است كه بايد زمينه هاي دروني و بيروني ارتقاء زنان و مشاركت روزافزونشان در فعاليت هاي اجتماعي - اقتصادي را فراهم كنند. جامعه شناسان و فعالان حفظ حقوق زنان بر اين عقيده اند كه اگر به راستي بر اين باوريم زنان با حضور در صحنه هاي اجتماعي مي توانند جامعه را در دستيابي به اهداف توسعه ياري كنند، بايد تلاش هاي مضاعفي را انجام داد. آنان مي گويند براي شركت زنان در توسعه بايد قوانين فعلي مقداري اصلاح شود. بايد درقوانين مدني حقوق بيشتري بالقوه و بالفعل به زن داده شود. بايد براي زناني كه مايل به اشتغال هستند، امكانات رفاهي بيشتري فراهم گردد. جمشيد پوراسكندر