Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750820-9163S1

Date of Document: 1996-11-10

نابغه اي كه هيچكس موسيقي اش را دوست نداشت نگاهي به زندگي و آثارچارلز آيوز ( ) 19541874 آهنگساز امريكايي آيوز جوان نواي موسيقي را در صداهايي كه هر روز از محيط اطراف به گوشش مي رسيد; در ناقوس كليساها، ارگ ناموزون دهكده، سرود مذهبي، گروه نوازندگان سازهاي بادي، و سرانجام درسروصداي شهر بزرگ نيويورك، مي شنيد چارلز ادوارد آيوز (Ives Edward Charles) را حقيقتا بايد نخستين آهنگساز خلاق و مستقل امريكايي، و از جذابترين چهره هاي موسيقي مدرن دانست. موسيقيداني كه كاملا جدا از دنياي موسيقي زمان خويش زندگي كرد و آهنگ ساخت و با وجود اين تا سال آثار 1916 پلي تونال آتونال و پلي ريتميك فراواني به تصنيف درآورد. در شهر دانبري واقع در ايالت كانتيكات، جايي كه چارلز آيوزمتولد و بزرگ شد، موسيقي جدي وجود اما نداشت آيوز جوان، نواي موسيقي را در صداهايي كه هر روز از محيط اطراف به گوشش مي رسيد; در ناقوس كليساها كه بر فراز تپه هاي نيواينگلند به صدا در مي آمد; در ارگ ناموزون دهكده و گروه كر كليساي دهكده; در سرود مذهبي كه با آن بزرگ شده بود; گروه نوازندگان سازهاي بادي كه پدرش رهبري آنها را برعهده داشت; و سرانجام در سروصداهاي شهر بزرگ نيويورك مي شنيد. اگرچه او موسيقي را در دانشگاه ييل (Yale) فرا گرفت; به روش ها و اصول آكادميك موسيقي علاقه و توجه چنداني نشان نداد. و با اتكا به ضرورت تخيل خود به چنان نوآوري هايي دست يافت كه موجب شد استادان و معاصرانش او را ديوانه قلمداد كنند. از آنجايي كه مسلم بود كه او به عنوان يك موسيقيدان سازش ناپذير، قادر به گذران زندگي خود نخواهدبود، شركت بيمه اي براي خود تاسيس نمود و به موفقيت فراواني نيز دست يافت. و در همين زمان بود كه با فرصتي كه شبها و روزهاي آخر هفته براي خود فراهم مي ساخت، برخي از بزرگترين آثار آهنگسازان امريكايي را كه تا آن زمان ساخته شده بودند، با پيانو خود اجرا مي كرد. سمفوني ها، كوارتت هاي سونات ها زهي -، قالبها يكسان بود اماموسيقي آيوز شبيه هيچ شكل موسيقايي تا آن زمان وحتي بعدازآن زمان نبود. آهنگسازي كه در انزوا بسرمي برد، به رغم فاصله گرفتن از جامعه موسيقايي آن زمان، در دو دهه نخست قرن حاضر نه تنها بخش عظيمي از پيشرفت هاي چشمگير موسيقي قرن بيستم را به ثمر رساند; بلكه آنچه را كه اكنون به عنوان جايگاه سبك امريكايي در موسيقي كلاسيك پذيرفته شده است، به پيش برد. تلاش هاي آيوز به منظور اجراي آثارش بي نتيجه بود، او حتي برخي از تصنيف هايش را به هزينه خود منتشر نمود. او در اين زمان ساله 71 بود، ولي هنوز اجراي هيچ يك از آثارش توسط اركستري كامل را به چشم نديده بود. اين درحالي بود كه كار ساخت تقريبا تمامي آثارش تا سال 1915 به پايان رسيده بود. عناوين اصلي برخي از آثار آيوزهمچون سه مكان در نيواينگلند، و عنوان هاي فرعي كه براي موومان هاي ديگر آثارش برگزيد، او را در زمره آهنگسازان محلي قرار داد. ساير قطعات خود رابراساس سرودهاي مذهبي و ترانه هاي مربوط به جنگ داخلي سرود. چهار موومان تعطيلات براي اركستر، همگي در حوزه موسيقي امريكايي جاي دارند. حتي در چهار سمفوني و چهار سوناتش براي ويولن و پيانو، از فرهنگ عاميانه و مردمي بهره جسته است. دومين سونات پيانو وي با مس عنوان كنكورد ( ) 18601840 كه يكي از برجسته ترين آثارش به شمار مي رود، براساس گفته هاي بزرگان موسيقي، همچون بتهوون، به تصنيف درآمده است. تمامي اين ويژگي ها وجود يك سبك را در موسيقي آيوز نظام مي بخشند، سبكي كه به طور ذاتي و ناخودآگاه به وجود آمده، سبكي كه تصوير يك چهره قدرتمند موسيقايي را در خود نمايان مي سازد. جان سوافورد در كتابي كه اخيرا با عنوان زندگي موسيقايي چارلز آيوز به رشته تحريردرآورده جورج است، آيوزپدر چارلز را كه جوان ترين رهبر گروه نوازندگان طي جنگ داخلي به شمار مي آمد، عامل موثري در پيشرفت موسيقي پسرش مي داند. موسيقي سازهاي بادي، چارلز را در تمام دوران زندگيش مجذوب خود ساخته بود. بنابه گفته سوافورد، آيوزنه رمانتيك بود و نه مدرنيست. او در اوج خلاقيتش مورد بي توجهي و بدگويي بنگاه موسيقي قرارگرفت، و متهم شد كه در مقام يك دانشجوي ليسانس در دانشگاه ييل، آموزش هاي رسمي و تثبيت شده اين دانشگاه را ناديده مي گيرد. سوافورد در جايي ديگر مي نويسد: موسيقيدانهاي تئاتر نيويورك بايد با آيوز آشنايي داشته باشند. او كسي بود كه پس از اتمام نمايش، در جايگاه اركستر تئاترظاهر شد و به سپاس از اجراي موسيقي احمقانه اش، پولي به دست شما داد. بي شك همگان او را هم همچون بسياري ديگر، فردي احمق و ابله مي پنداشتند. و زماني كه پيش از مرگش در سال به 1954 شهرت دست يافت (درسال 1947 جايزه پوليتزر به سومين سمفوني وي تعلق گرفت - سال 30 پس از اتمام تصنيف آن ) ديگر خيلي دير شده بود. تا آن هنگام بي توجهي ديگر آهنگسازان به او از يك سو، و ناتواني جسميش از سويي ديگر، از وي فردي كاملا منزوي ساخته بود. آيوز در سه دهه آخر عمرش تقريبا هيچ آهنگي نساخت. چارلز آيوز نابغه اي بود كه هيچكس دوست نداشت موسيقي او را بشنود. اما اكنون با اشتياقي روزافزون، موسيقي او مورد توجه و استقبال قرار مي گيرد. جشنواره موسيقي بارد تابستان، امسال در شهر نيويورك، دو هفته را به آيوز اختصاص داد، و اخيرا نيز گروه هاي اركستر اقدام به اجراي سمفوني جهاني ناتمام و آشفته وي نموده اند. در پي گريز از تكه پاره هاي فلسفي مدرنيسم و كنايه هاي توخالي پسامدرنيسم، فردگرايي و واقع گرايي آيوز، جلوه روزافزون و مطلوبتري او مي يابد آهنگسازي بود كه به خداوند، به عشق، به تعالي روحي و اخلاقي، و به موسيقي ايمان داشت. سوافورد مي نويسد: روشي كه آيوز در بيان ايمان خويش در پيش گرفته بود، وي را در نظر عده اي، ساده لوح، فريبكار و فردي ناموفق جلوه مي داد، اما او هيچ يك از آنها نبود. آيوز بسيار جدي، بلندنظر و خوش بين، نابغه اي مادرزاد و مردي بزرگ بود. گردآوري و ترجمه: سيما سودخواه منابع: Newsweek. Music of Encyclopedid Larousse The.