Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750819-9103S1

Date of Document: 1996-11-09

يادداشت اقتصادي برخي واقعيت هاي تلخ در موردصادرات فرش ايران به آلمان اداره آمار فدرال دولت آلمان مستقر در شهر ويسبادن به تازگي ميزان واردات فرش از ايران را طي 15 سال گذشته اعلام كرده است. اين آمار نشان مي دهد كه از /1/1980 1تاريخ ( دي 11 ماه ) 1358 /12/1994 30تا ( دي 10 ماه ) 1373 واردات فرش آلمان از ايران از نظر /3 2مساحت برابر شده است و از 997 هزار و 317 مترمربع در سال 1980 به 3 ميليون و 218 هزار و 180 مترمربع در سال 1994 افزايش يافته است. اما ارزش سالانه واردات فرش از ايران و همچنين متوسط سالانه قيمت هر مترمربع فرش ايراني بيانگر آن است كه كل درآمد ارزي صادرات فرش نه تنها افزايش نيافته بلكه از مقدار 15 سال قبل نيز كمتر شده و از 632 ميليون و هزار 982 مارك در سال 1980 به 591 ميليون و 822 هزار مارك در سال كاهش 1994 يافته است. همچنين متوسط قيمت هر مترمربع فرش نيز از 634 مارك در سال 1980 به 184 مارك در سال 1994 كاهش يافته است و اكنون (سال ) 1996 نيز حدود 160 مارك است. به اين ترتيب ايران در سال 1994 با كسب درآمدي به ميزان 41 ميليون و هزار 160 مارك كمتر از مقدار سال 1980 مجبور بوده است /3 2حدود برابر بيشتر فرش صادر كند. در حالي كه قيمت كالاهاي صادراتي آلمان به ايران طي 15 سال گذشته به طور فزاينده اي افزايش يافته و قدرت خريد هرمارك در حال حاضر نسبت به سال به 1980 دليل نرخ تورم جهاني تاحد زيادي تنزل كرده است. باتوجه به اصول كلي حاكم برتجارت بديهي است كه بازرگانان، صادركنندگان و فروشندگان فرش ايران در آلمان از اين وضعيت زيان نكرده اند. ممكن است ميزان سود آنها كمتر شده باشد، اما زيان نكرده اند به طوري كه با يك بررسي ساده مشخص مي شود كه به طور غالب وضع اكثر تجار فرش طي 15 سال گذشته به طور نسبي بهتر شده است. بنابراين زيان ناشي ازرابطه ناعادلانه فروش فرش دستباف ايران در آلمان تنهابر دوش خيل عظيم بافندگان فرش در گوشه و كنار ايران است كه نيروي حيات خويش را صرف بافت قالي مي كنند. آمار نشان مي دهد كه دستمزد يك بافنده فرش از حدود 7 دلار درسال 15 گذشته به حدود 2 دلار درحال حاضر كاهش يافته در حالي كه بايد به بالاي 10 دلارافزايش مي يافت. در جستجوي عوامل ايجادكننده اين وضع فقدان يك سياست منسجم در امر بازاريابي صادرات، و فروش فرش ايران در آلمان نمود مي يابد. به گفته مطلعين بازار فرش ايران درآلمان اگر دست اندركاران تجارت فرش كشور به درستي عمل مي كردند نه تنها قيمت فرش نسبت به 15 سال پيش نبايد كاهش مي يافت بلكه سالانه چيزي حدود 15 درصد نيز بايد بر قيمت هر مترمربع افزوده مي شد. اين نكته را نبايد از نظر دورداشت كه ورود رقباي جديد براي فرش ايران در اروپا درايجاد اين وضع موثر بوده است اما اين تنها بخشي از علت است. چرا كه به گفته مطلعين بازار فرش ايران در آلمان پس از اين كه در چند سال قبل براي رقابت پذير ساختن قيمت فرش ايران با فرش هاي هندي، پاكستاني و نپالي متوسط قيمت هر مترمربع فرش ايران به يكباره 400 مارك كاهش يافت اگر دست اندركاران امر به ويژه صادركنندگان فرش درست عمل مي كردند امكان حفظ همين سطح قيمت وجود داشت و لازم نبود كه متوسط قيمت هر مترمربع فرش به 160 مارك كنوني تنزل كند. اما نگريستن به مسئله صادرات فرش از دريچه منافع صرفا شخصي توسط عده اي و فقدان يك سياست منسجم صادرات فرش، ورود افراد غيرحرفه اي و حتي برخي شركت هاي صنعتي به بازار فرش براي تامين ارز مورد نياز خود، نوسانات قيمت ارز و فروش فرش به شيوه هاي سنتي در بازار مدرن آلمان همگي به مسابقه اي براي كاهش هرچه بيشتر قيمت فرش دستباف ايران در آلمان به منظور افزايش صادرات انجاميد، امري كه هرچه بيشتر به زيان كشور تمام شد. باتوجه به اختلافات ساختاري بين اقتصاد ايران و آلمان ازيكسو و تغيير رابطه مبادله بازرگاني بين كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال توسعه به ضرر كشورهاي اخير از سوي ديگر، چنانچه سياست هاي مربوط به توليد، صادرات، بازاريابي و فروش فرش دستباف ايران در آلمان و اروپا مورد اصلاح جدي قرار نگيرد در آينده بايد همچنان براي دريافت مقدار كمتري ارز ميزان بيشتري فرش صادر شود كه نهايت چنين روندي نيز مي تواند يك بحران جبران ناپذير براي صنعت ديرپاي فرش دستباف كشور باشد. علي صباغيان