Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750817-9030S1

Date of Document: 1996-11-07

همه جور آدم داريم گشت وگذاري در سلوك مردم برخي افراد با توجه به اينكه تصورات پندارگرايانه درباره توانائيهاي خوددارند در ارزيابي موقعيتهااشتباه مي كنند. فكر مي كني من نمي فهمم كه اينجا بيشتر از وظيفه ام كار مي كنم ... من مجبور هستم. اگر به حق خودمان قانع نباشيم و بيشتر از آن بخواهيم سنگ روي سنگ بندنمي شود. اشاره: جامعه هاي انساني تا شكل كنوني خود را پيدا كنند و ماهيت فعلي را زيبنده اين شكل سازند راه درازي را پيموده اند. جامعه هاي انساني با گذشت روزگار از اندازه كوچك به بزرگ، از وضعيت بسته به باز و از حالت سادگي به پيچيدگي گرايش پيدا كرده اند. انديشمندان اجتماعي درباره عوامل دگرگون ساز و ماهيت تحولات اجتماعي نظرات متفاوتي داده اند. برخي عامل اقتصاد را، بعضي متغير فرهنگ و عده اي ديگر عامل نژاد و ..را عامل دگرگوني جامعه هاي انساني فرض كرده اند. به گمان انديشمندان اجتماعي ازقدرت چنداني برخوردار نيست و واقعيات حكايت از آن دارند كه دگرگوني در جوامع انساني حاصل تعامل متغيرهاي گوناگون به است گمان بسياري از آگاهان فرهنگ، اقتصاد، ايدئولوژي و ... سرانجام شخصيت انساني را هر كدام سهمي در دگرگون سازي اجتماعي دارند. گزارش حاضر با اين ديدگاه تهيه شده است كه انسانها اگر تك تك به ترتيب خويش بپردازند و اگر بخواهند كه درخود و در جامعه اي كه در آن زندگي كنند مي توانند بخشي از ناراحتيهاي اجتماعي را كاهش دهند. گشت و گذاري در سلوك مردم از طريق مشاهده عيني حاصل آن گزارش حاضر است. مظلوم يا مجبوراز صبح كه به محل كارش مي آيد تا موقعي كه آنجا را ترك كند، يكسره درحال فعاليت است وهمكارانش حتي آن دسته از كارهايي كه جزو وظايف خودشان است را به او محول مي كنند. روزي كه چند دقيقه اي راحتش گذاشته بودند و با خيالي نسبتا آسوده در حال نوشيدن چاي بود به او نزديك شدم و گفتم: چرا كارهايي كه جزووظايف تو نيست را انجام؟ مي دهي چرا به خانم.. نگفتي كه انجام كارهاي او جزو وظايف تو؟ نيست و... نگاهي مبهم به من كرد وپاسخ داد: تو فكر مي كني من نمي فهمم كه اينجا من بيشتراز وظيفه ام كار مي كنم..؟ من مجبور هستم. يك روانشناس اجتماعي در اين باره مي گويد: بعضي از افراد، در محيطهاي اجتماعي كه در آن زندگي مي كنند به دليل اجبار به ماندن در آن جامعه - به ويژه محل كارشان كه تنها منبع درامدشان است - مظلوم واقع مي شوند. به گفته وي شرايط آرماني اين است كه افراد اجباري به ماندن از سر استيصال در جامعه به ويژه محيط كار نداشته باشند، اما در حال حاضر وضعيت افراد زيادي اينگونه است. وي توصيه مي كند، افرادي كه به دليل اضطرار بر آنهادرجامعه ستم مي شود مي توانند به تدريج با نشان دادن شخصيت واقعي خود و تلاش براي تعريف جديدي از چگونگي ارتباط اجتماعي با ديگران بر اين مشكل استيلا يابند. قانع راننده آژانس است و سپيدي موهاي سروصورتش وشيارهايي كه در سيمايش جاي باز كرده اند نشان مي دهد كه بيش از نيم قرن عمر كرده است. اعلام نرخ تاكسي ها و خودروهاي شاغل در آژانس از سوي مسئولان را دستمايه صحبت قرار داده و سرصحبت را با او باز مي كنم. مي پرسم: از قيمت هاي جديداعلام شده؟ راضي هستي مي گويد: خدا را شكر. اگرمسافران بر سر همين مبلغ چانه نزنند به نظرم مي رسدكه بد بنا شد... با وروديه تومان 250 و دريافت 6 تومان در هر دقيقه از مسافر در ساعت مي شود 610 تومان كه بد نيست! مي گويم: بعضي از رانندگان آژانس از نرخ اعلام شده اظهارنامه رضايتي مي كنند ومعتقدند كه اين قيمت صرف نمي كند. مي گويد: آنها بي رحم هستندو به حق خود قانع نيستند. مي گويم: دوستان شما معتقدند، حق آنها در اين باره و با اين نرخ پايمال شده است و اگردست روي دست بگذارند و چيزي نگويند، به معناي قبول اين است كه حقشان پايمال شود. مي گويد: من نمي گويم كه كسي نبايد از حق خود دفاع كند، اما بايد به حق خودمان قانع شويم و بيشتر از آن نخواهيم. اگر غير از اين به حق خودمان قانع شويم و بيشتر از آن نخواهيم. اگر غير از اين باشد سنگ روي سنگ بندنمي شود. فرصت طلبراه ورود به خيابان آذربايجان از ميدان جمهوري به علت عمليات اجرايي طرح عظيم نواب بسته شده است. ساعت 4 بعد ازظهر است و من به همراه چند نفر ديگر از مسافران منتظر خودروهاي مسافركش اين خط هستيم. خودروي پيكان ليمويي رنگ مدل قديمي مدل قديمي ازآنسوي خيابان دور مي زند وجدي پاي مسافران منتظرترمز مي كند. راننده از خودرو بيرون مي آيد و قبل از اينكه مسافران سوار شوند با صداي بلند مي گويد: قصرالدشت 50 تومان! بعضي از مسافران هر روزه اين مسير (ميدان جمهوري -قصرالدشت ) كه تا تومان 30ديروز كرايه مي دارند به نرخ اعلام شده اعتراض مي كنند. نوجواني كه كيف مدرسه اش را بر دوش دارد و خستگي ساعتها نشستن در كلاس را بر تن خويش احساس مي كند با صدايي بلندتر مي گويد: چرا بايد از ديروز تا حالا 20 تومان بر كرايه اين مسير افزوده؟ شود راننده خودرو معتقد است كه چون راه هميشگي بسته است و بايد مسير طولاني تري را طي كند بنابراين ميزان كرايه ها را افزايش داده است. يك زن ميانسال كه دست كودكش را در دست مي گويد دارد، مگر چقدر راه دورتر شده؟ است روي دقيقه 3هم بيشتر نمي شود و به مسافران مي گويد: سوار اگر نشويد سوار شويد اين كرايه هميشگي مي شود و خود از سوار شدن خودداري مي كند. به همراه 4 نفر ديگر كه براي رسيدن به مقصدشتابداريم داخل خودرو مسافر مي شويم جواني كه كنار راننده نشسته است مي گويد: تو از من بيشتر مي گيري! من جنسي را كه مي فروشم قيمتش را بالا مي برم. براي من تفاوتي ندارد... يكي از مسافرات كه آموزگار است به راننده مي كويد: كار شما سوء استفاده و فرصت طلبي است وراننده در پاسخ مي گويد: مي خواستي سوار نشوي! اندكي در رفتارهاي خود درروزها، هفته ها، ماهها وسالهاي گذشته تامل كنيد وببينيد آيا شما نيز دربرخورد با مردم سوءاستفاده و فرصت طلبي از نوع بد آن داشته ايد! كارشناسان اجتماعي معتقدند: در صورتي كه روح رفتار جمعي جامعه اي مبتني بر سوءاستفاده از لحظات بحراني باشد، راه رشد و توسعه بلند مدت آن جامعه مسدود خواهد شد. متوهم، متوقع. چارلز كولي آگاهي هر كسي نسبت به خودرا زاده نوع احساس زير مي داند: - احساس شخص از تصويري كه ازخود به ديگران ارائه مي دهد. - احساس شخص از قضاوت ديگران درباره خود. - احساس شخصي خوش آيند ويا ناخوش آيندي كه هر فردي ممكن است درباره خود داشته باشد. از آنجا كه احساس فرد ازخويشتن هميشه منطبق باتصور ديگران از خود اونيست، ممكن است باعث شود كه فرد نتواند شناخت واقع بينانه اي از شخصيت خود داشته باشد، به اين علت كه اكثر مردم، معمولاشخصيت خود را بالاتر از آنچه مورد پذيرش ديگران است ارزيابي مي كنند. برخي افراد تصورات پندارگرايانه و مبالغه آميزدرباره ميزان توانايي واستعدادهاي خويش براي خودايجاد مي كنند وناخودآگاه مي خواهند خود را بالاتر ازآنچه جا هستند، بزنند در نتيجه، چنين باوري زيان بارشده و فرد را در روبرو شدن با بحرانها و مشكلات زندگي آسيبپذير مي كند. يك روانشناس اجتماعي مي گويد: برخي افراد با توجه به اينكه تصورات پندارگرايانه درباره تواناييهاي خود دارند در ارزيابي موقعيتها دچار اشتباه مي شوند. وي مي افزايد: اگر چنين فردي شاغل باشد در محيط كارموجب دردسر براي خود وديگران مي شود. در چنين شرايطي لازم است براي جلوگيري از ايجاد تنش درمحيط كار از سوي مديريت به فرد متوهم و متوقع سريعا يادآوري مي شود تا تنش در محيط كار بيشتر نشود. همه چيز دان شادابي چهره و قد و قامت برافراشته و موهاي سياهش نشان مي دهند كه هنوز حتي به ميانسالي نرسيده است. درجمعلي كه براي شنيدن سخنراني يكي از استادان دانشگاه گرد هم آمده ايم، بيشتر از همه اظهار نظر مي كند. موضوع سخنراني اين استاد دانشگاه درباره يكي از متغيرهاي پيچيده اقتصادي است و مرد جوان كه تحصيلات خود را در رشته اي غير ازرشته اقتصادي به اتمام رسانده است، مدام نظريه پردازي مي كند. هنگامي كه از او آشنايي مي پرسم، شما با علم اقتصادو به ويژه با اين بحث خاص چقدر است، مي گويد: مگرلازم است كه هر كس در اين باره اظهار نظر مي كنددروس تخصصي آن را نيز گذرانده باشد. يك كارشناس اجتماعي مي گويد: ابراز نظريات غيركارشناسانه از سوي بعضي از افراد كه بعضا در بين دوستان و ناآشنايان نفوذكلام نيز دارند مي تواندموجب گمراهي شنوندگان شودو اين در بلندمدت به داوريهاي غيرمنصفانه و غيردقيق از سوي مردم منجر خواهد شد. وي درباره نوع برخورد بااين افراد همه چيزدان مي گويد: اجازه دادن به اين افراد كه در هر موردي ودر هر جمعي به اظهارنظربپردازند خلاف راه به صواباست نظر مي رسد به اين گونه افراد بايد تفهيم شود - حتي اگر موجب ناراحتي او شود - كه به اندازه دانايي و دانش خود سخن بگويند در غيراين صورت كساني كه به هر دليل با او هم سخن شده اند اوقات خود را تلف مي كنند. شغل و زبان انتخاب شغل و هويت شغلي بخشي مهمي از مجموعه هويت غالب افراد، اعم از پير و جوان را شكل مي دهد و انتخابشغل يكي از مراحل رشد وزندگي آدمي است. به گمان روان شناسان اجتماعي، عدم هماهنگي بين تمايل تواناييها، فرد با شرايط لازم براي احراز يك شغل فقدان مفروض، يا كمبود اطلاعات درباره دنياي كار، ناسازگاري هاي عاطفي و.. از عوامل فردي هستند كه مي توانند براي افراد شاغل مشكل ايجاد كنند. در چنين شرايطي وقتي تلاش فرد دررسيدن به هدفهاي شغلي بامانع برخورد مي كند شروع به دفاغ از خويش مي كند. روانشناسان اچتماعي مي گويندفرافكني، سركوب، دليل تراشي، كناره گيري، همانندسازي، برگشت، پرخاشگري و... از ابزارهاي سازو كار دفاعي در اين شرايط هستند. در جامعه خودمان بدزباني و چرب زباني از جمله ابزارهاي دفاعي است كه افراد ناموفق از آن براي پوشاندن ناكاميهاي خود استفاده مي كنند. دوستي مي گفت: در اداره اي كه در آن كار مي كنم، يكي ازكارمندان كه خود به خوبي به ضعفهاي مهارتي در كاري كه احراز كرده است آگاه از است، بس چربزباني كرده است مشهور شده است. به گمان كارشناسان خطراينگونه افراد در محل كاراين است كه ديگران را نيزتهي از انگيزه مي كنند وسازمان هايي كه اين گونه افراد را دفع نمي كنند در بلند مدت زيان هاي هنگفتي خواهند ديد.