Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750816-8925S1

Date of Document: 1996-11-06

چرا ديگر كتابي؟ منتشرنكرده ايد بخش آخر مسعود احمدي: هر متني، تاويل پذير است (مسعود احمدي اولين شعرهايش را در مطبوعات و از سال به 1356 چاپ رسانده و پس از آن دو شعر بلندساعت وشبنم 24 و گرگ و ميش رابراي كودكان و نوجوانان در سال 1359 انتشار داد و بعد از آن نيز اين مجموعه اشعاراز وي منتشر شده است: زني بر درگاه ( ) - 1360 روز باراني ( )- 1366 برگريزان و گذرگاه ( ) - 1366 دونده خسته ( ) -قرار 1367 ملاقات ( )- 1368 روحي خيس تني تر و صبح در ساك ( ). 1371 علاوه بر كتابهاي مذكور مقالات متعددي نيز در نشريات از وي به چاپ رسيده است. ) بعد ازصبح در ساك، و پس از نزديك به سه سال نوشتن وبازنويسي هاي مكرر وگزينش هاي پروسواس، مجموعه نشيب تند عصرفراهم آمد كه قريب به يك سال از اتمام آماده سازي آن براي چاپ مي گذرد. به گمانم ناشر از فرستادن آن براي كسب مجوز نگران است. چرا چون هر اثر هنري مكتوب نيز يك متن است، و هر متن تاويل پذير است و تفسير و شدني اين تاويل و تفسير مبتني بر بينش و سلايق مسئولين و مفسرين است. پس اگر قرار باشد كه گروهي خاص با نگرشي ويژه، و طبعا با پسندي به خصوص، آثار هنري مكتوب را ارزيابي و مميزي كنند، بديهي است كه شعر به واسطه ابهام و ابهام ماهوي اش يكي از آسيبپذيرترين متن هاست. به همين دليل به ناشر حق دادم واز خير ارائه حاصل سه سال كار پيگير و پروسواس خود گذشتم. طبيعي است كه ناشر علاوه بر مباحث اجتماعي فرهنگي مورد نظر خود، به مثابه سرمايه گذار نگران مبالغي باشد كه تا به حال صرف اين گونه آثار نموده. اين به آن معنا نيست كه امثال بنده نگران نيستند. اگر اعمال نظرات مميزان مقدور نباشد، يعني حذف بعضي شعرها كه به كل مجموعه لطمه مي زند، يا حك و اصلاحي كه شعري را از اندام مي اندازد، صاحب اثر مي تواند از چاپ اثر چشم بپوشد. تا به حال هم نشنيده ام كه به اين خاطر كسي را بازخواست يا ملامت كرده باشند. اما به هر جهت اين مميزي تبعاتي هم خواهم داشت. گرايش ادبيات به تصنع و پيچيدگي، تجديد حيات سمبوليسم دوران پيش از انقلاب، فراهم آمدن زمينه هاي رشد ادبيات زيرزميني و زيراكسي، مهاجرت پاره اي از صاحبان قلم، چاپ و نشر بسياري از آثار در آن سوي مرزها و... مهرداد فلاح: ترديد در ارزش و اعتبار شعر (مهرداد فلاح اولين مجموعه شعر خود را به طور مشترك باجعفر خادم در سال 1363 به نام تعليق - يادآوريها ودومين مجموعه خود را با نام در بهترين انتظار در سال 1371 به چاپ رسانده است. ) هنگام چاپ مجموعه دربهترين انتظار شعرهاي گزيده سال هاي 64 تارا 69 به ناشري تازه كارسپرده بودم كه با ورشكستگي ناشر، هيچ گاه به پشت ويترين كتاب فروشي ها نرسيد. اين دفتر را سال گذشته با تجديد نظري كلي، بار ديگر حروفچيني كردم و در كنار دفتر ديگري كه پس از در بهترين انتظار فراهم آمده بود، در نوبت وقت گل ني خواباندم! آخرين كارم، مجموعه اي است شامل يك شعر بلند چند صدايي به نام چهار دهان و يك نگاه و تعدادي شعر كوتاه كه اگر اوضاع بر وفق مراد باشد، تا پايان امسال منتشر خواهد شد. مشكل چاپ و نشر آثار ادبي وبه ويژه شعر در سال هاي ريشه اخير، در يك معضل عميق وگسترده اجتماعي دارد. اين معضل به زعم من، مشكلات ديگري نظير مشكل مميزي، عدم استقبال خوانندگان و غيره را سبب شده مساله است اين است كه در تلقي اجتماعي ما از ارزش و اعتبار آثار ادبي، اختلالي هراس آور پديد آمده است. جامعه ما در ضرورت وجود شعر، ترديد كرده است و نمي داند كه اگر هم شعر ارزشي دارد، كيفيت و جايگاه آن چيست و در كجاست. خلاصه آن كه: بيهوده سرك مي كشد /بهار /خيابان نگاه پنجره ها رادزديده ست با وجود اين، گاه معلول مي تواند علت را به دگرگون سازد عبارتي، اگر شعر امروز ما معرفان و مبلغان مناسبي داشته باشد، اگر رسانه هاي گروهي، نشريات ادبي و منتقدان در شناخت بيشتر آن، ياري رسان خوانندگان باشند، اگر سرمايه گذاران و ناشران علاقه مند و مبتكر پا به ميدان بگذارند و اگر و اگر و اگرهاي بسيار ديگر، به يقين كه مي شود جلو عفونت اين زخم را گرفت وبيمار را درمان كرد. اما راست اين است كه بحران عرضه آثار ادبي تا هميشه نخواهد پاييد و جامعه ما نيزروزي كه اميدوارم چندان دورنباشد، به خود خواهد آمد و جاي خالي معنويت سرشاري را كه تنها شعر و هنرهاي ديگر مي توانند به او ارزاني دارند، درخواهد يافت.