Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750816-8923S1

Date of Document: 1996-11-06

رديف هاي قرون وسطايي گفت وگو با دن رن، پژوهشگر موسيقي خاورميانه از آمريكا مردم آمريكا در حال حاضرتشنه آن موسيقي اي هستند كه در آن معنا و عمق وجود داشته باشد موسيقي ايراني هرچه ايراني تر بماند جهاني تراست اشاره: در بيست و پنجمين برنامه مركز موسيقي تجربي كه چندي پيش در دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران برگزار شددن رن پژوهشگر وموسيقي شناس آمريكايي درباره جايگاه موسيقي ايراني درآمريكا به ايراد سخنراني پرداخت. نظر به اهميت ديدگاههاي اين محقق موسيقي با وي گفت وگويي انجام داده ايم. با سپاس از دكتر علي زرين كه ترجمه اين گفت و گو رابه عهده داشتند: در ابتدا از رابطه خود باموسيقي ايراني بگويد. به نظر من موسيقي ايراني بسيار غني و عميق است ومعناي آن به سختي قابل توصيف است و من خيلي خوشحالم كه توانستم اين موسيقي را بشناسم و به عنوان يك غيرايراني با آن ارتباط برقرار كنم. موسيقي شما حالتي پرغرور دارد و در سطح دنيا كم نظير است. كمي درباره اين حالت توضيح دهيد. مي دانيد با وجود اينكه درموسيقي ايراني گاه حالتي از مبارزه جويي و گاه حالتي از غم وجود دارد، اما در من هميشه اميدواري و شور را به وجود مي آورد و كلا مي توانم بگويم كه فضايي مثبت ايجاد مي كند. بي شك اين موسيقي متعلق به تمام انسانهاست هر چند به ملت و فرهنگ خاصي تعلق دارد. وقتي من به اين موسيقي گوش مي كنم دو حالت به من دست مي دهد اول: كاوش دروني در وجودم و دوم باز شدن رابطه من با دنياي اطرافم. به يك معني تاثيري كه اين موسيقي در من مي گذارد، و باعث مي شود تا به دنياي خارج از خودم نگاه كنم و دركل با خود و خداي خود به راز و نياز پس بپردازم با در نظر گرفتن تمام اين خصوصيات مي توان گفت كه موسيقي سنتي ايران يك موسيقي ممتاز است كه داراي شخصيتي منحصر به فرد در دنيا مي باشد. منظور شما از موسيقي سنتي ايران؟ چيست واضح است. وقتي از موسيقي سنتي ايران سخن مي گويم منظورهمان رديف دستگاهي ومتعلقات آن است. شما تهيه كننده يك برنامه راديويي راجع به موسيقي ايراني در آمريكا درباره هستيد، فعاليتهاي خود در اين زمينه توضيح دهيد در حدود دوازده سال است كه من يك برنامه راديويي مختص موسيقي دارم و مدت آن دو ساعت در هفته است. راديوي ما يك راديوي تجاري نيست، راديويي است متعلق به مردم و بودجه آن از افرادي تامين مي شود كه از اين راديوپشتيباني مي كنند. در مجموع هدف اين شبكه راديويي اين است كه برخلاف رسانه هايي كه تماما ازطرف دولت پشتيباني مي شونداز آزادي بيشتري برخوردار باشد و واقعا چيزهايي راكه مردم مي خواهند، آزادانه توضيح دهد و يا موسيقي هاي ساير ملل را كه درسطح دنيا مطرح هستند به نوعي آموزش دهد. خلاصه هدف ما طرح موضوعاتي است كه در ساير رسانه هاي جمعي آمريكا يافت نمي شود. برنامه شخصي من برنامه اي است كه از ابتدا به صورت موسيقي ملل مختلف اجرا نمي شد بلكه در اوايل كار به موسيقي قرون وسطي و رنسانس اختصاص داشت. چگونه شد كه به موسيقي ايراني؟ پرداختيد يكي از مشخصه هاي موسيقي دوره قرون وسطي و رنسانس اين است كه بر اساس سيستم مدال يا موسيقي مقامي است ودر آن هارموني كمتر ديده در مي شود حين تحقيق در مورد موسيقي اين دورانها متوجه شدم كه اين موسيقي تا چه اندازه از كشورهاي شرقي از جمله كشورهايي چون ايران ريشه گرفته است. در اجراي موسيقي قرون وسطي و رنسانس شاهديم كه گاه غير از اينكه از عناصر موسيقي خاورميانه استفاده مي شود. در برخي ازاجراها حتي خود سازها نيزعينا حضور دارند و حتي خودمن شاهد بودم كه حتي ازسازهاي ايراني استفاده شده است. در آن هنگام (حدود ده سال پيش ) صداي اين ساز ايراني تاثير زيادي بر من گذاشت. نكته اساسي كه من به آن معتقدم و در برنامه راديويي خود هميشه به آن توجه دارم اين است كه واقعا حقيقت و منبع اصلي موسيقي را پيدا كنم، حال چه موسيقي ايراني باشد چه موسيقي ساير ملل. در مجموع چون هدفم اين بود ومن به دنبال منبع موسيقي رنسانس و قرون وسطي بودم، كم كم شروع به مطالعه و تحقيق كردم تا دريابم كه اين سازها از كجا گرفته شده اند. گفتني است كه اين مسئله براي خود شنونده هاي آمريكايي هم جالب بود و مايل بودند بدانند اين سازها چه هستند و از چه سرزميني گرفته شده است. به اين گونه بود كه من هفت دستگاه موسيقي ايران و متعلقات آن را كشف كردم و به معرفي آن در برنامه راديويي خود پرداختيم. خود شما نيز بار رديفها آشنا؟ شديد بله، از پنج - شش سال پيش مشغول مطالعه رديف در سه تار شدم و هنوز به اين مطالعه ادامه مي دهم. درراستاي همين آشنايي و شناخت بود كه در قالب برنامه هاي مختلف به معرفي برخي از استادان معاصر موسيقي ايراني پرداختم. استقبال مردم از اين برنامه ها باعث شد تا درتداوم كار خود كوشا باشيم. البته تنها شنونده ها نبودندكه به اين موضوع توجه نشان مي دادند بلكه سازمانهاي مختلفي، چون سازمانهايي كه در زمينه موسيقي كلاسيك كار مي كنند، ما را تشويق كردند كه موسيقي رديف دستگاهي ايران را بهتر اشاعه دهيم. فكر مي كنيد علت اين استقبال و توجه به موسيقي رديف؟ چيست ساختمان و نوع كيفيت موسيقي رديف است. به عقيده من بسياري از مردم در دنياي كنوني به دنبال نوعي معنا وروحانيت هستند كه در زندگي آنها منعكس شود. يك نمونه از اين گرايش، ترجمه كتابهاي مولاناست. شما به هركتابفروشي برويد نه يك ترجمه بلكه حتي گاهي تاسي ترجمه از آثار مولانا يافت مي شود. به نظر من مردم آمريكا در حال حاضر تشنه آن موسيقي هستند كه در آن معنا و عمق وجود داشته باشد. موسيقي رديف دستگاهي ايران يكي از انواع نادر اين نوع موسيقي است. مردم آمريكا چگونه انواع موسيقي ايراني را از هم تفكيك؟ مي كنند مي دانيد كه در آمريكاصفحات ونوارهاي زيادي ازموسيقي ايراني در بازاريافت مي شود كه به عنوان موسيقي سنتي ايران عرضه شده است. در حالي كه به نظر من بسياري از اين صفحات از نوع موسيقي تركيبي هستند، يعني آميختگي با موسيقي غربي دارند. غربيها وقتي اين كارها را گوش مي دهند فوري به اين مطلب پي مي برند، چون با عناصر موسيقي خودشان آشنا هستند تنها اين براي ايرانيان ساكن خارج است كه مقداري گيج كننده مي باشد چرا كه ممكن است با عناصر موسيقي غربي به خوبي آشنا نباشند و به راحتي نتوانند شيوه هاي مختلف موسيقي را از هم تفكيك كنند. من كارشناس موسيقي يك فروشگاه بزرگ در آمريكا هستم كه كارش فروش سبك هاي مختلف موسيقي درسطح دنياست، تخصص من در موسيقي ملل است. به تجربه دريافته ام وقتي كسي براي خريد به فروشگاه مي آيد، معمولا به دنبال اصيل ترين شيوه هاي موسيقي ملل مي گردد و به همين دليل رديف دستگاهي موسيقي ايران بيشترين طرفداران را دارد. در مدت اقامت خود در ايران اوضاع موسيقي را چگونه ارزيابي ؟ مي كنيد در اين مدت برايم خيلي جالب بود كه ديدم شيوه هاي سنتي موسيقي ايران علاقه مندان زيادي دارد و به خصوص هنرجويان جوان به دنبال اين موسيقي هستند و به نظر من اين موسيقي در حال رشد و شكوفايي مجدد ولي است چيزي كه يك مقدار از آن نگرانم اين است كه رديف دستگاهي در بين انواع موسيقي كمتر در حضوردارد واقع در ميان برنامه ريزيهاي بخش موسيقي حضورش ملموس نيست. به ويژه در راديو و تلويزيون اين مشكل بيشتر ديده مي شود. تنها جايي كه من توانستم اين نوع موسيقي را بشنوم در كلاسهاي موسيقي برخي از استادان بود كه خود در آن شركت مي كردم يا اينكه در محافل خصوصي كه آن هم با حضور هنرجويان جوان و استادان آنان بود. به نظر من در ايران بين موسيقي جدي وعموم مردم خلاء زيادي وجود دارد. پژوهشهاي تعدادي از استادان موسيقي ايران كار بسيارپراهميتي است اما كافي نيست. امروزه در غرب موسيقي كلاسيك روز به روز دربين خانواده هاي مختلف اشاعه پيدا مي كند ولي در ابتدااينگونه نبود. من درك مي كنم كه موسيقي غرب با موسيقي ايران تفاوت زيادي دارد ونمي توانند در كنار هم قراربگيرند و برنامه ريزي ديگري نياز دارد تا يك اجراي موسيقي سنتي انجام شود، خاصه آنكه در موسيقي سنتي ايران براي پرورش يك استاد زمان زيادتري مورد نياز است. ولي آياممكن نيست براي امثال من كه قصد پژوهش و شناخت اين نوع موسيقي را دارم شرايط و امكاناتي فراهم؟ بيايد به نظر من بايد يك برنامه ريزي انجام شود تا نوازندگاني كه شيوه رديف را كار مي كنند در سطوح جامعه معرفي شوند و بتوانند برنامه هاي مختلفي داشته باشند تا مردم باموسيقي اصيل خود بيشتر آشنا شوند. گفت و گو: مجيد ميرمنتهايي