Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750815-8868S1

Date of Document: 1996-11-05

ايران، رويارويي با مشكل سوء تغذيه غذا توليد مي كنيم و دور مي ريزيم! در ايران نيز سوءتغذيه و گرسنگي پنهان وجود داردومسئولان كشور نيز اين را پنهان نمي كنند. در يك گزارش منتشر شده توسط سازمان برنامه و بودجه تصريح شده است: سوءتغذيه پروتئين - انرژي از عمده ترين مشكلات تغذيه اي ايران محسوب مي شود كه بيشترين شيوع را در كودكان زير 5 سال دارد. بررسيهاي مختلف دركودكان قبل از سنين دبستان نشان مي دهد كه كودكان دراين گروه سني دچار سوءتغذيه از نوع خفيف، متوسط وشديد هستند و به طور /17 6كلي درصد از جمعيت كشور دچار سوءتغذيه پروتئين - انرژي هستند. اين گزارش حاكي است ارزش كالريك (كالري واحدسنجش ارزيابي كفايت مواد غذايي است ) سرانه غذايي خالص موجود در ايران براساس محاسبات انجام شده درزمينه ترازنامه غذايي در آغاز برنامه اول توسعه (سال ) 1368 معادل 2987 كيلوكاري در روز بوده است و اين مقدار در 5 سال برنامه اول به حدود 3237 كيلوكالري در سال 1372 رسيده و از رشدي برابر /1 6با درصدبرخوردار بوده با است توجه به برآورد نياز سرانه كشور در سال 1368 ميزان عرضه غذا تامين درصد 130كننده و در سال 1372 تامين كننده 145 درصد نياز بوده است. بنابراين ملاحظه مي شود كه در طي دوران برنامه اول توسعه با وجود رشد سريع جمعيت كشور باز هم عرضه مواد غذايي كشور در سطح ملي و براساس نياز سرانه در حال افزايش بوده است. كارشناسان اقتصادي معتقدند، با وجود عرضه مواد غذايي در كشور متناسب با نياز كشور، دلايل چندي موجب شده است تا ضريب امنيت در سطح خانوار در كشور از درجه بالايي برخوردار نباشد. كارشناسان ضايعات چشمگيرمواد غذايي در مراحل انبارداري، توزيع و آماده نگهداري، كردن و پخت و پز در منزل از يك سو و وجود نابرابري در الگوي توزيع درامد اقشار جامعه را از جمله پيدايش وضع نامناسب كنوني مي دانند. بخش آخراين گزارش بعضي نكات را در اين باره يادآور مي شود. به گفته دكترعيسي كلانتري وزير كشاورزي تامين حداقل نيازهاي غذايي افراد جامعه هدفي گرانقدر و اساسي است كه مسئوليت آن از وظايف اصلي دولتها به شمار مي رود و در حال حاضر با رشد چشمگير جمعيت، اين مسئوليت جنبه اي خطير، دشوار و در خور تعميق يافته است. بر همين اساس است كه در لايحه فقرزدايي كه توسطسازمان برنامه و بودجه تهيه شده و هم اكنون در هيئت دولت در دست بررسي است مسئله تغذيه نيز به همراه مسكن و... مورد توجه قرار گرفته است. براساس ماده 44 اين لايحه نيازهاي اساسي تغذيه خانوارهاي نيازمند از طريق جهت دادن اعتبارات مربوطه به يارانه مواد غذايي منظور در برنامه 5 ساله دوم توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و برابر با استاندارد غذايي با اعطاي كوپن ارزاق تامين مي گردد. ميزان و فهرست كوپن هاي ارزاق براساس پيشنهاد مشترك سازمان برنامه و بودجه و با تصويب هيات وزيران تعيين و اعلام مي گردد. نابرابري با وجود تلاشهاي گسترده دولت در سالهاي اخير براي تامين مواد غذايي مردم كشورمان هنوز هم بخشي ازجمعيت شهري و روستايي به اندازه استاندارد موادغذايي مصرف نمي كنند يا به عبارت علمي تر ارزش هاي غذايي دريافت شده برحسب كالري در ميان گروههاي مختلف جامعه كه به لحاظ درامدي به گروههاي كم درامد و پر درامد و با درامد متوسط تقسيم شده اند نابرابر است. در گزارش طرح فقرزدايي در كشور جمهوري اسلامي ايران كه از سوي سازمان برنامه و بودجه انتشار يافته است ميانگين ارزش هاي غذايي دريافتي مناطق شهري معادل 2811 كالري ذكر شده است. براساس همين گزارش اگر افراد جامعه شهري را گروه 20به تقسيم كنيم كه هر گروه 5 درصد كل جامعه را تشكيل دهند ميزان ارزش هاي غذايي دريافت شده 10 گروه يعني 50 درصد جامعه شهري كمتر از ميانگين ياد شده بوده است. براساس همين آمار ميزان انرژي دريافت شده گروه بيستم (پردرآمدترين گروه ) معادل 4248 و گروه پنج درصدي اول (كم درامدترين گروه ) معادل 1755 كالري بوده است. به اين ترتيب ارزش هاي غذايي دريافت شده افرادخانوارهاي با كمترين درامد تنها 41 درصد افرادخانوارهاي با بيشترين درامد بوده است. براساس همين گزارش ارزش هاي غذايي دريافتي گروه پنج درصدي يكم در مناطق روستايي (كم درامدترين گروه ساكن روستا ) معادل 1035 كالري و ارزش هاي غذايي دريافت شده توسط پردرامدترين گروه درامدي ساكن روستا معادل 7348 كالري بوده است. در صورتي كه رقم پروتئين دريافتي را در شهر و روستا و بين گروههاي درامدي مختلف بررسي كنيم مشاهده مي كنيم كه ارزش پروتئين دريافتي كم درامدترين گروه خانوار روستايي براساس گزارش ياد شده معادل 28 كالري و پردرامدترين گروه درامدي جامعه شهري معادل 145 كالري است كه حدودبرابر 5 گروه هاي كم درامد روستايي است و.... رويارويي با مشكل سوءتغذيه در برنامه اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، برنامه هايي براي كاهش سوءتغذيه تدوين واجراشد. نگاهي كوتاه به عملكرد اين برنامه ها و توجه به عوامل موفقيت يا عدم موفقيت آنها مي تواند برنامه ريزان و مجريان را در تدوين و اجراي يك برنامه جامع اجرايي تغذيه كشوري در قالب برنامه دوم ياري دهد، نخست لازم است به اختصار نگاهي به مسائل تغذيه در كشور بيندازيم. دكتر ابوالقاسم جزايري. درباره سوءتغذيه در ايران مي نويسد: براساس بررسيهاي انجام شده در حال حاضر مسائل اصلي تغذيه كشور ما عبارتند از: سوءتغذيه انرژي - پروتئين، كم خوني و اختلالات ناشي از كمبود يد ( گواتر ). هم اكنون به طور متوسط در %حدود 30 از كودكان زير 5 سال از درجات مختلف سوءتغذيه انرژي - پروتئين رنج مي برند و كم خوني %گريبانگير 13 %تا 53 زنان و %دختران 12 %تا 30 كودكان %و 8 مردان است. به علاوه در استانهاي مختلف %كشور 20 %تا 70 از كودكان دبستاني مبتلا به درجه اي از گواتر و به طور كلي 3 ميليون نفر دچار گواتر و 15 ميليون نفر در معرض خطر ابتلاي به آن هستند. كمبود ويتامين A و برخي ديگر از مواد مغذي به ميزان محدودتر و خفيفتر در بعضي نقاط وجود دارد. از سوي ديگر، شيوع بيماريها و اختلالات ناشي از مصرف بالا و نامتعادل غذا و شيوه زندگي نادرست (كمي فعاليت بدني، استعمال دخانيات، و غيره ) از قبيل بيماريهاي قلب و عروق، بيماري قند و سرطان و مرگ و مير ناشي از آنها، نيز روبه افزايش است. بيماريهاي قلب و عروق (فشار خون بالا و غيره ) مهمترين عامل مرگ و مير در كشور به شمار مي رود. در فاصله سالهاي 1360 تا 1369 درصد مرگ و مير ناشي از اين بيماريها از % /26 2/37 9%به افزايش يافته است. ضمنا بررسيها نشان مي دهد كه علل پديدآورنده و عوامل كمك كننده به پيدايش سوءتغذيه به طور كلي عبارتند از مصرف غذاي ناكافي و با كيفيت مطلوب (عمدتا در نتيجه توزيع نابرابر غذاي موجود در جامعه ) عادات، غذايي نادرست، عدم استفاده كامل از شير مادر، بيماريهاي عفوني و انگلي، پايين بودن سطح بهداشت محيط، درامد ناكافي، در دسترس نبودن آب سالم به اندازه كافي و تعدد فرزندان در خانوار. افزايش روند شهرنشيني و تغييرات اقتصادي - اجتماعي همراه با آن، باعث ايجاد دگرگونيهايي در الگوي مصرف غذا و شيوه زندگي شده است كه عواقب نامطلوب تغذيه اي در بخش هايي از جمعيت كشور شده است. دور گزارش مي ريزيم ضايعات بعد از برداشت محصولات كشاورزي. كه توسط جمعي از كارشناسان اقتصاد كشاورزي تهيه شده است مدعي است: طبق آمارهاي موجود و بررسي هاي به عمل آمده در حال حاضر در كشور ما به طور متوسط 35 درصد از محصولات كشاورزي ضايع شده و از بين مي رود. اين رقم در مواردي به بيش از اينها مي رسد و در مقابل ناگزيريم مقدار زيادي محصولات كشاورزي را از طريق واردات تامين كنيم. نان و برنج بيش از 50 درصد از كل انرژي روزانه هرفرد ايراني را تامين مي كند و به گمان كارشناسان ميزان ضايعات اين دو محصول نيز بسيار ارقام چشمگيري است. ضايعات گندم از زمان كشت شروع مي شود كه در اين مرحله حدود 2 درصد ضايعات ايجاد مي شود. ميزان ضايعات بعد از برداشت گندم در كشور حدود /2 7درصد گزارش شده به است دليل مشكلات حمل ونقل و فاصله زياد سيلوها از مراحل برداشت گندم ميزان ضايعات در اين مرحله نيز 5 تا 7 درصد است. ضايعات سيب درختي در مراحل مختلف شامل ضايعات در طول عمليات، ضايعات در سردخانه، ضايعات برداشت و حمل ونقل، ضايعات در مرحله مصرف در كارخانه به ترتيب معادل 200 هزار تن 16 هزار تن 294 هزار تن و 767 هزار تن گزارش شده است. ضايعات گوجه فرنگي در 4 مرحله يادشده جمعا هزار 731معادل تن سيبزميني حدود يك ميليون تن خرما حدودهزار 137 تن انگور حدود 1397 هزار تن و... است. گزارش سازمان برنامه و بودجه حاكي است، انرژي هدررفته از طريق ضايعات مواد غذايي در سالهاي 1368 تا 1372 به ترتيب معادل 282 كيلوكالري 290 كيلوكالري 295 كيلوكالري 303 كيلوكالري و 319 كيلوكالري بوده است. به اين ترتيب رشد ضايعات مواد غذايي طي 5 سال از 1372 1368 تا /1 13معادل درصد است كه اين درصد 70رقم رشد عرضه مواد غذايي در سالهاي ياد شده است. به نظر مي رسد، ما غذا توليد مي كنيم تا دور بريزيم وسوءتغذيه را تجربه كنيم! پيشنهادها و توصيه هاسازمان برنامه و بودجه براي حل مسئله غذا و تغذيه با تاكيد بر اينكه اين مسئله چند بخشي و چند رشته اي است توصيه مي كند براي بسامان كردن آن اقدامات ذيل انجام شود. - تهيه و تدوين بخشي جداگانه تحت عنوان بخش غذاو تغذيه در متن اصلي برنامه سوم توسعه اجتماعي اقتصادي، و فرهنگي كشور به منظور تدوين سياست ها وبرنامه هاي جامع غذا و تغذيه در كشور. - بررسي و طرح مسائل و مشكلات تغذيه اي در شوراي فقرزدائي به منظور انتخاب اولويت هاي برنامه اي واجرائي. - هدفدار كردن يارانه ها به سوي گروههاي نيازمند. - اولويت دادن به تامين مواد غذايي با كيفيت بالا و هدايت يارانه مواد غذائي براساس ارزش تغذيه اي و ميزان دسترسي مردم به آنها. - حل و فصل تدريجي مشكل نان، گسترش ظرفيت صنايع تبديلي كشاورزي، گسترش كمي وارتقاء كيفي فعاليت هاي انبارداري در بخش كشاورزي و استفاده مطلوبتر ازدستاوردهاي فني نوين به منظور كاهش ضايعات موادغذايي و محدود كردن ضايعات و محصولات كشاورزي درمراحل مختلف كاشت، داشت و برداشت. - گسترش برنامه هاي ايجاد آگاهي هاي تغذيه اي و بهداشتي در جامعه و فرهنگ و دانش غذائي. - ترويج الگوي مصرف مناسب و متنوع مواد غذايي با توجه به ويژگي هاي محلي و منطقه اي. - اتخاذ شيوه هاي مناسب براي افزايش قدرت خريدپايين ترين گروههاي درامدي.