Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750814-8786S1

Date of Document: 1996-11-04

مرگ گرم! فروپاشي اخلاق در دنياي مدرن جامعه مدرن براي ما آزادي را به ارمغان آورد اماافراط در اين آزادي گرمي و صفاي خانواده را از بين برد در عصر حاضر اگر كسي از بعد اخلاقي به مسايل بنگرد و خود را پايبند اصول اخلاقي بداند مورد استهزاء واقع مي شود چون برخلاف جريانات حاكم حركت كرده است معترضين بر اين عقيده اند كه ارزشهاي اخلاقي نظيرادب، تواضع و مهرباني نقشي بيش نيستند و درواقع به اينگونه مسايل در جامعه مدرن تظاهر مي شود اشاره: هفته نامه اشپيگل در مصاحبه اي باهانس پتردوئر ( Duerr HansPetter) قوم شناس و پرفسور رشته تاريخ فرهنگ در دانشگاه برمن آلمان درخصوص سقوط ارزش هاي اخلاقي و نگراني هاي ناشي از عوارض منفي پديده مدرنيزم به گفت و گو نشسته است، متن اين مصاحبه از نظرتان مي گذرد: اشپيگل: جناب دوئر، خشونت، پليدي و وقاحت درفرهنگ عصر حاضر به طور چشمگيري رو به گسترش است. چه عواملي سبب بروز اينگونه بيماريها در جوامع كنوني شده؟ است دوئر: تصور مي كنم قبل از هر چيز، چنين جوامعي اززوال روزافزون روابط اجتماعي حاكم بر جامعه رنج مي برند. اين روابط را مي توان مرگ گرم (اشاره به سردي روابط اجتماعي در جوامع بشري است ) تعبير كرد. چنين روندي در رسانه هاي گروهي هم انعكاس داشته است. و همواره مسير پرشتابي را طي جامعه مي كند مدرن براي ما آزادي را به ارمغان آورد اما افراط در اين آزادي، گرمي و صفاي خانواده را از بين برد. اشپيگل: در از بين رفتن و كم رنگ شدن ارزشهاي اخلاقي چون شرم و حيا، چه عواملي دخالت دارند و دليل اين امر چه مي تواند؟ باشد دوئر: قطعا ميان از بين رفتن تدريجي بنيان خانواده با از بين رفتن شرم و حيا ارتباط وجود امروزه انسان دارد هيچ ارزشي براي روابط متقابل فردي قائل نيست و پرهيز از روابط باز و عاري از چارچوب و كنترل مسائل جنسي قطعا در سالم نگهداشتن روابط متقابل فردي موثر خواهد بود. اشپيگل: اگر حدود و ثغور شرم و حيا تنزل يابد، چه اتفاقي؟ مي افتد آيا چنانكه بيان داشتيد، رعايت يك چنين ارزشهاي اخلاقي با ماهيت وجودي انسان در ارتباط؟ است دوئر: امروزه ازماهيت وجودي انسان سخن كار گفتن، پاپ ها و روحانيون است. در اين باره تئوريسين هاي اجتماعي نيز جار و جنجالهايي به راه انداخته اند. من فكر مي كنم شرم و حيا در هر شكلي از رابطه بايد وجود داشته باشد زيرا رعايت اين مسئله نقش به سزايي در كاهش تشنجات اجتماعي كه به دنبال روابط به هم ريخته و خارج از چارچوب بوجود مي آيد دارد. بدين ترتيب با لحاظ كردن اين فاكتور در روابط متقابل فردي، روابط انساني سالم تر مي شود. پس نتيجه مي گيريم عدم رعايت اخلاق جنسي پيامد تقليل يا از بين رفتن اين ارزش اخلاقي كه همانا شرم و حيا است، در جامعه مي باشد. اشپيگل: اما دائما آزادي بي قيد و بند تبليغ؟ مي شود دوئر: در گذشته نيز گرايش هايي درخصوص برقراري يك چارچوب در روابط فردي، خصوصا در زندگي مشترك وجود داشت، درست مثل امروز. امروزه از بين رفتن تابوها به طور فاحش، آغازگر نوعي وحشيگيري است كه من در تاريخ فرهنگ، نمونه آن را سراغ ندارم. اشپيگل: فرويد از سقوط و نابودي شرم و حيا سخن مي گويد آيا اين مسئله از ضعف بينش او؟ نشات مي گيرد دوئر: كاملا صحيح است. اين نوع نگرش ضعف دربينش فرهنگي و اضمحلال تمدن تلقي مي شود. من معتقدم امروز در زمينه تمايلات جنسي هيچ حد و مرزي وجود ندارد و نبايد شرايط به گونه اي باشد كه انسانهايي از اين دست كه همانند اقوام وحشي و غيرمتمدن و شايد بيشتر از آنها، تابع احساسات و هيجانات روحي اند، افزايش يابند. بايد شناخت حاصل شود. اشپيگل: آيا اين شناخت روزنه اميدي براي انسان؟ است دوئر: اين شناخت تا حدودي براي ما روشن شده امروزه است ما مي دانيم كه رعد و برق، سلاح پرتاب شده ازطرف زئوس (خداي خدايان در يونان قديم ) بلكه نيست، نوعي تخليه الكتريكي است. در برنامه هاي سياسي و اخلاقي دستيابي به چنين شناختي به سامان دهي و نظم در اين مقوله كمك كرده اما است اساسا قادر به ايجاد تغييرات در زمينه تمايلات نبوده است و نتوانسته نمونه هاي شخصيتي جديدي از انسانهاي آرامش يافته بوجود آورد، انسانهايي كه تحقير كردن، تجاوز كردن و پست شمردن ديگران را كنار گذارند. اشپيگل: جنابعالي از وجدان متعالي صحبت؟ مي كنيد دوئر: امروزه كساني وجود دارند كه معتقدند مهاركردن سرشت و درون ما، امري ظاهري است و فطرت بيشتر از وجدان تاثير مي پذيرد تا از عوامل ديگر و انسان در جهت كنترل هوا و هوسها و كاهش هيجانات غيرارادي و تجاوزات و احساسات بايد نيروي بازدارنده اي را در خود ايجاد كند. اما در مقابل بايد بگويم كه اين تلاش ها در برابر سرشت انسان در درازمدت برنامه ها و طرح هاي فرهنگ و تمدن را با شكست مواجه كرده است. وجدان كارايي ندارد. به عبارتي ديگر، به رغم اعمال خشونت و وحشيگري در جنگ، احساسات برانگيخته نمي شود. اشپيگل همانطور كه در شبه جزيره بالكان شاهد؟ آن هستيم دوئر: البته اشپيگل: به عنوان مثال مي توان اعمال خشونت در موردخارجيان را ذكر كرد. دوئر: اعمال خشونت در مورد خارجيان، و جنايت وآدمكشي به اوج خود رسيده است كه نمونه بارز آن درشهر مولن كاملا مشهود است، طرح كلي تمدن، اعمال خشونت است و اين اقدام با اعمال وحشي گري در يكي از مدارس ابتدايي آغاز مي شود. اشپيگل: آيا برنامه ريزي در زمينه اينگونه اعمال خشونت آميز از مشخصه ساختاري جامعه مدرن؟ است دوئر: درخصوص شهرهاي بزرگ در قرون گذشته به دليل وجود خارجيان بسيار، و اينكه آنها به سختي خود رابا قوانين حاكم بر آن جامعه هماهنگ مي ساختند و نيزبه دليل گمنامي و ناشناختگي اين شهرها، اين مطلبكاملا صادق است. به عبارتي ديگر: شهر به سوي جنايت سوق داده مي شود. اما جوامع سنتي و بسته از طريق نظارت دقيق بر آحاد افراد جامعه، توانسته است به نوعي وحدت و همگوني دست يابند اما اين جوامع در شرايطي نيستند كه به سوي جامعه مدرن حركت كنند. اشپيگل: بدين ترتيب ما براي آزادي هاي بدست آمده جديد به دليل ناامني هاي موجود، بهاي زيادي را پرداخت؟ مي كنيم دوئر: درست است كه انسان در زندگي نمي تواند به همه چيز دست يابد! اما از بي قيدي انسانها ووحشيگري هاي حاكم بر روابطشان در غرب گله مند وناراضي مشكل هستيم اين است كه انسان با سود و زيان نظام كنوني جامعه وارد معامله مي شود. اشپيگل: در جوامع ما نقض تابو بسيار به چشم مي خورد. آيا اين تابوها از ضروريات زندگي آيا؟ است از خصوصيات جامعه ما به شمار؟ مي آيد دوئر: به جامعه بدون تابو، بدون نبايدها، آئين نامه و دستورالعملها هرگز جامعه اطلاق نمي شود. اگر تابوها از بين بروند ما ديگر در برقراري روابط و پيدا كردن راه صحيح زندگي، اصولي نخواهيم داشت. اشپيگل: نظريه رهايي از اختناق و سركوب توسطگروههاي چپ و جنبش هاي ضداستبداد و اختناق مطرح شده است. دوئر: در وراي اين نظريه تمايل به بهشت كاملامشهود است. هربرت ماركوزه (Marcuse Herbert) درآن زمان در مصاحبه اي با اشپيگل تحت عنوان چشماني كه نمي گريند جهان بدون اختناق و سركوب را به كوسه ماهي تشبيه كرد كه هيچ گونه خطري براي زير دريايي و محيط اطرافش ندارد. زيرا اين كوسه ماهي به غذاي اصلي خود در دريا بسنده مي كند. اما بهشت ماركوزه، بهشت ايده آلي به نظر نمي رسد. زيرا در اين بهشت نسبت به فقر غذايي حاكم بر جهان تدابيري انديشيده نشده است، اما مسايل از اين ديد نبايد مطرح شوند. اختناق و سركوب آري، يا نه. سوالات بايد مفهوم به باشند عبارتي ديگر، كدام شكل از فشار و اختناق براي جامعه ضروري است و كدام شكل آن، ضروري به نظر؟ نمي رسد اشپيگل: اگر شما متقاعد شويد كه جامعه بدون فشار وسركوب مي تواند وجود داشته باشد، در آن صورت آيااز اعمال سانسور در مورد مقوله هايي چون عكسها خشونت، و تصاوير تحريك كننده جنسي ( Porno ) ؟ حمايت مي كنيد دوئر: كودكان و نوجوانان، دائما از طريق وسايل ارتباط جمعي با مسئله خشونت و سكس آشنا مي شوند و تاثير مي پذيرند و اين رسانه ها حريم هاي بازدارنده را تقليل مي دهند و قبح مسايل را از بين مي برند در صورتي كه بايد در جهت جلوگيري از اينگونه مسايل گام بردارند. اشپيگل: جنون در مسايل اخلاقي را چگونه؟ ارزيابي مي كنيد دوئر: عملكرد امريكاييان از مصاديق بارز اين جريان است. آنها نه تنها در كشور خود بلكه در خارج از مرزها نيز به عنوان انسانهاي بسيار وحشي و خشن معرفي شده اند. به جنگ ويتنام بنگريد. بي رحمي و خشونت در اين جنگ، انسان را به ياد جوامع دوران باستان مي اندازد. تعداد بي شماري از سربازان امريكايي، گوشها و آلت تناسلي سربازان ويتكنگ را بريدند. با دختران جوان چون سيبل هاي تيراندازي برخورد مي كردند و دائما به آنها شليك مي كردند و سپس جنازه هايشان را با ابزاري مخصوص سوراخ مي كردند. امروز نيز صربهاي منفور، شكم زنان باردار بوسنيايي را مي درند و جنين را مي كشند و از درخت آويزان مي كنند. اشپيگل: آيا رسانه هاي گروهي در عصر پيشگويي هاي پيامبرگونه! در مورد پايان جهان، رسالت خود را از بعد آموزشي، ادا؟ كرده اند دوئر: اولا در اين عصر، اينگونه پيشگويها رانمي بينم. بر روي قبر مله بود ( Melleboude) راهببزرگ دوره قرون وسطي در شهرپوينتز ( Points) اين عبارات به چشم مي خورد: مسايل روز به روز بدتر مي شود و پايان نزديك است شايد امروز روز پايان باشه. اوضاع بدتر شده است، پاياني براي خاتمه اينگونه جريانات پيش بيني اما نمي شود متاسفانه اين مسئوليت متوجه رسانه هاي گروهي نيست، زيرا آنها پاسدار ارزشهاي اخلاقي نيستند. بلكه گاهي اوقات در ارائه اينگونه مسايل به دليل بهره برداريهاي تجاري، همگامي نيز مي كنند. اشپيگل: آيا وسايل ارتباط جمعي ارضاي تمايلات غريزي و ابراز وجود انسان را تبليغ؟ مي كند دوئر: آري اين مسايل فاكتورهاي رايج در جامعه مصرفي و غرق در لذت است، جامعه اي كه با ايدئولوژي چشم پوشي از ارضاء غرايز جنسي كاملا منافات دارد. در عصر حاضر اگر كسي از بعد اخلاقي به مسايل بنگرند و خود را پايبند اصول اخلاقي بداند، مورد استهزاء واقع مي شود و برخلاف جريانات حاكم حركت كرده است. اشپيگل: اما انسان عصر حاضر، تمايل به لذت طلبي دارد و قصد دارد كه به اهداف اش برسد. دوئر: انسان عصر حاضر با مورد استفاده قرار گرفتن در مسايل جنسي، كاملا خوگرفته است، درست مثل خريد روزانه در يك سوپرماركت، تحقيقي كه از دانشجويان يك كالج امريكايي به عمل آمد تا حد زيادي نمودار اين حقيقت است كه بخش عمده اي از اين دانشجويان از يكديگر سوءاستفاده جنسي مي كنند. اين يك فاجعه انساني است. جامعه كنوني ما از مسايل تربيتي، فرهنگي ادب، نظير، تواضع حسن اخلاق به دور مانده است. معترضين بر اين عقيده اند كه ارزشهاي اخلاقي نظير ادب، تواضع و مهرباني نقشي بيش نيستند و در واقع به اينگونه مسايل در جامعه تظاهر مي شود. بايد در مقابل اين جريانات ايستاد و از طريق جهت گيري صحيح فرهنگي، حافظ و پاسدار اين ارزشهابود. اشپيگل: آيا يكي از دلايل انحطاط، پديده؟ مدرنيزم است دوئر: تصور مي كنم اينطور البته باشد مدرنيسم را نبايد دست كم گرفت ولي بايد از عوارض منفي آن به دور ماند، ترس ناشي از فجايع زيست محيطي، نظير ايجاد حفره در لايه اوزن و يا از بين رفتن جنگلها آشفتگيهايي را در برداشته است كه به نظر ساده خطر نمي رسند اين مسئله كمتر از دشمن خارجي نيست كه همواره انسان را آشفته و پريشان مي كند، نگراني هاي عميقي به دليل از بين رفتن همبستگي در جامعه احساس مي شود. ما بايد براي لوكس پرستي و آزادي هاي افراطي و بي بند و بار فردي بهاي زيادي بپردازيم. اشپيگل: آيا در مقابل چنين واقعيت هايي دستورالعمل مناسبي وجود ؟ دارد دوئر: قاعدتا چنين دستورالعملهايي بايد وجود داشته باشد. اين دستورالعمل ها در دهه هاي گذشته به دليل وجود نيروهاي كارآمد و موثر در اين زمينه، چندان از بين نرفته است. ايدئولوژي ماده گرايانه سرمايه داري در قرن نوزدهم نه تنها تحولات اجتماعي بلكه آرمان آزادي هاي داخلي را تبليغ مي كرد. چنين جهت گيريهايي نهايتا به نوعي بي توجهي در مسايل اخلاقي منجر شد كه اين مسئله ناشي از ضعف در بينش نبود بلكه به عنوان يك ديدگاه در اين مكتب فكري مطرح شد و بعد مكاني و زماني هم پيدا كرده است. منبع: اشپيگل ترجمه: پروانه بهروزمنش