Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750813-8754S1

Date of Document: 1996-11-03

يادداشت روز ياد روزگاران حماسي يادداشتي به مناسبت حدوث يوم الله 13 آبان آبان 13 يادگار روزها وروزگارهائيست كه در حافظه ملت و تاريخ انقلاب اسلامي همچون ايران، نگيني مي درخشد. وقايعي كه هرچند گذر ساليان در ميان آنها فاصله افكنده، اما انطباق آنان برهم، تكميل رخدادهايي بود كه به تكامل انقلاب بزرگ ملت ايران انجاميد. انقلابي كه وجه سياسي آن از مبارزه اي بي امان به رهبري امام خميني ( ره ) بااستبداد شاهنشاهي آغاز گرديد، سپس نظام ديرپاي سلطنت را ويران ساخت و در ادامه، به جنبشي گسترده برعليه استكبار و امپرياليسم آوازه يافت. آبان 13 يادآور رنجها و مبارزات امام در آغاز دهه چهل است. درآن ايام، كه به تازگي زعيم بزرگ عالم تشيع، آيت الله العظمي بروجردي رخت از جهان خاك برگرفته بود، نظام آمريكايي - انگليسي پهلوي دست به تحركات اقتصادي و اجتماعي نويني زد. بر بنياد برنامه هاي تازه سردمداران اين نظام، حركت گسترده اي در چهار بعد سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي آغاز گرديد. در بعدسياسي، نوعي تظاهر به ليبراليزاسيون و نظام پارلمانتاريستي، كنترل همراه شده، با نفوذ مستقيم وغيرمستقيم مستشاران آمريكايي پيش بيني مي شد. بدين ترتيب، هم كنترل ديكتاتوري برقرار مي ماند وهم تظاهر به دموكراسي جامه عمل به خود مي پوشيد و رژيم مي توانست برمبناي آن دست به تبليغ و شانتاژ گسترده برعليه مخالفان در بزند بعد اقتصادي، برنامه هاي وسيعي براي ويران سازي ساختارهاي اقتصادي سنتي و مناسبات كشاورزي مرسوم در ايران تدارك گرديده و در كنار آن، حجم عظيمي از سرمايه هاي اقتصادي و انساني به سوي صنايع مونتاژ رانده مي شد. آنچه در اين برنامه اولويت داشت، فراهمسازي امكان مصرف بيشتر در داخل و فوريت در ايجاد كارخانجات و صنايع تازه اي بود كه غالبا ربطي به نيازها و آينده كشور ما نداشت. در عرصه ارتش و امكانات با نظامي، توجه به موقعيت ژئوپولتيك ايران و پيش بيني هايي كه نسبت به وقايع داخلي به عمل لازم مي آمد، بود ارتشي با ساختار دوگانه در اختيار حكومت قرار گيرد. اين ساختار دوگانه، از يك سو امكاناتي براي حفظ منافع آمريكا در خاورميانه و پرده اي آهنين و آتشين در برابر اتحاد جماهير شوروي بود و از سوي ديگر، شرايطي براي ايجاد نظامي ميليتاريستي و سركوبگر در داخل كشور را فراهم مي كرد. بااين پيش بيني، سيل سلاحها و تجهيزات غربي، به همراه سازماندهي مجدد نيروهاي سه گانه ارتش توسط مستشاران بيگانه، به كشور ما سرازير گرديد. سلاحهايي كه پول بيدريغ آن از نفت و شريانهاي حيات ما فراهم مي شد! اما گسترده تر از اين سه عرصه، دگرگونيهاي فرهنگي بود. در اين زمينه، هجومي همه جانبه به بنيادهاي فرهنگ ديني و ملي ايران آغاز شد. رژيم پهلوي و كارشناسان آمريكايي، به خوبي مي دانستند، كه خطر عمده برعليه رژيم، نه از سوي كمونيستها يا گروههاي محدود، بلكه از سوي اعتقادات و سنن ريشه داري است كه در برابر هرگونه حركت و خزش بيگانه عكس العمل نشان مي دهد. از اين زمان به بعد، روابط همه جانبه با غرب و دگرگوني ساختارهاي تبليغي و فرهنگي، به ويژه در مراكز آموزشي و راديوتلويزيون، سرلوحه كار حكومت قرار گرفت و به زودي حتي در دورترين روستاهاي كشور نيز تاثير خود را نشان داد. امام خميني ( ره ) در مقابل چنين پهنه وسيعي از هجوم و دگرگوني حركت خود را آغاز كرد. وي پس از پايان يافتن همه تظاهرهاي سياسي نظام، به آزادمنشي و انتخابات پارلماني و رهاسازي مطبوعات، بدون پرده پوشي با مردم و روحانيت وارد گفتگو شد. اين گفتمانهاي تاريخي، همانا خطابه هاي اصيل و مهم ايشان بود كه منجر به قيام بزرگ و دورانساز 15 خرداد 42 گرديد. پس از سركوب اين قيام حقايق بسياري هم بر رژيم و هم بر مخالفان و مبارزان آشكار شد. رژيم دريافت كه مي بايد درسست نمودن و از ميان بردن معتقدات و نهادهاي ديني جامعه ايران شتاب به خرج دهد و در عين حال ارتباط مردم را با رهبر و زعيمي چون امام خيمني (ره ) كه تحت هيچ شرايط و مصالحي دست از ابراز حقايق برنمي داشت، قطع نمايد. در مقابل، مبارزان نيز دريافتندكه شيوه هاي مبارزه وارداتي، يا گروههاي محدود و روشهاي پارلماني و قانون مدارانه دهه هاي 20 و 30 ديگر كارساز نيست. از اين پس، بزرگترين مدار مبارزه كه سرانجام فلسفه حكومت خاص خود و شيوه هاي مبارزه و حتي روش نوين زندگي اجتماعي و سياسي ايران را تدوين و تمهيد نمود، بر قطب وجود حضرت امام خميني فراهم آمد. رژيم پهلوي به پشتوانه حمايت دولت امپرياليستي ايالات متحده آمريكا، در مقابل چنين واقعياتي دست به تبعيد امام فقيد زد و موج تازه سركوب و استبداد را پي ريزي نمود. چهره شاخص و وحشتناك اين موج تازه سازمان جهنمي ساواك بود كه آميزه اي از نظامهاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و شيوه هاي سنتي كنترل در ايران بود. از آن پس، اگرچه فاصله زماني يك ونيم دهه تا ظهور آفتابانقلاب اسلامي ايران مشاهده مي گردد، اما في الواقع نوعي پيوستگي و مداومت براي حصول به پيروزي و تحقق جمهوري اسلامي به خوبي ديده مي شود. زيرا در طول اين دوران، واقعيت غربگرايي و ثمرات ويرانگر سياستهاي اقتصادي در ايران آشكار گرديد. تورم اداري يا بوروكراسي بيمار، بيداد مي كرد. فساد و ارتشاء و گسست هاي خانوادگي و رواني به اوج رسيد و سرانجام نوعي منظومه بي اعتمادي و فروپاشي ارزشها را روبروي همه مردم قرار اين داد حقايق، در كنار آگاهسازي ديني ملت و تجديد مطالعات و انديشه هاي مذهبي، بنيانهاي انقلاب را فراهم كرد، اجزاي آن را به هم پيوست و زمينه اي مناسب براي تحرك معنوي و سياسي نسل جديد فراهم كرد. ظهور نسل تازه اي از مذهبيون، اعم از روحانيون و مذهبيون دانشگاهي، و توجه به مسئله حكومت و فكرسياسي، سبب شد تا رهبري حضرت امام خميني از شكل سنتي به مرجعيت، ساختارهاي سياسي جديد حكومت اسلامي، مبتني بر ولايت فقيه اعتلا يابد. امام خميني خود بزرگترين طراح و مدون اين انديشه و تز جديد بود. با اوجگيري انقلاب اسلامي، حركت دستپاچه و انفعالي رژيم آغاز شد. رسوايي رژيم هنگامي اوج گرفت كه بي توجه به خواست برحق قاطبه ملت ايران، به روي آنان آتش گشود و در مواقع و مواقف گوناگون آحاد ملت را به خاك و خون كشيد. يكي از صحنه هاي حماسي اين برخوردها در 13 آبان سال 1357 رخ داد. اين واقعه كه مستقيما از تلويزيون پخش شد و تاثيري اساسي بر روند مبارزات آينده نهاد، كشتار دانش آموزان و دانشجويان تظاهركننده در دانشگاه تهران بود. در اين تظاهرات، اگرچه جمعي از بهترين فرزندان ملت مسلمان ايران به شهادت رسيدند، اما راه بي خدشه پيروزي هموار شد و ديگر هيچ شكي در تداوم و استمرار مبارزه باقي نماند. عرصه هاي متعدد پيروزي انقلاب، كه همچون صاعقه اي در جنگل آخرين دهه هاي قرن بيستم همگان راغافلگير ساخته بود به ظاهر در 22 بهمن 57 مشخص و محدود اما گرديد به واقع چنين نبود. نه تحريم گسترده آمريكا، نه تحركات مرزي جاسوسان و مزدوران عراقي در مرزهاي غرب و جنوبغربي كشور، نه توطئه ها و تشنجات قومي و سياسي، و بالاخره نه فروپاشي نظام اداري و سياسي و اقتصادي كهن، هيچكدام نتوانست حركت متهاجم و پتانسيل بي پايان انقلاب اسلامي ايران را مهار كند. انقلاب ايران آخرين انقلاب بزرگ مردمي در جهان و اولين خيزش عظيم اسلامي برعليه غرب، بويژه امپرياليسم آمريكا بود. اين حركت در زماني به اوج خود رسيد كه داعيه هاي پوچ و بي ارزش كمونيسم، آخرين بارقه هاي حيات خود را مي گذراند و آشكارا با شكست در برابر غرب، به زانو درآمده بود. تسخير سفارت آمريكا، و اسارات جاسوسان ايالات متحده در ايران، سواي از اثرات سياسي آن، نماد واكنش قهرآميز ملت مسلمان ايران برعليه تماميت غرب بود. ورود به اين چالش را نبايد فقط مخاصمه اي در پي حضور شاه در آمريكا دانست. آن موضوع فقط بهانه اي بود براي احياي عظمتها و ارزشهايي كه مي بايد همچون اصولي روشن، ما را در راهي كه در پيش گرفته بوديم هدايت مي كرد. ملت ايران، ديگر بيش از اين نمي توانست حضور استكباري آمريكا را در ايران و جهان اسلام تحمل كند و بااين ضربت، در واقع نويد پايان امپراتوري اين قدرت خودكامه را به جهانيان داد. از اين منظر، واكنش مردم ايران، كمال بخشيدن به مبارزه بزرگي بود كه از سال 1341 توسط امام خميني ( ره )آغاز شده بود. در همان سالها امام خميني بااشاره به مسئله شرم آور كاپيتولاسيون، حضور آمريكائيان در ايران را تقبيح كردند و با هشدار به ملت، علما و حتي سران ارتش ايران، آغاز جهاد عليه ستمگري امپرياليستي آمريكا و همپيمانان صهيونيستي آن را اعلام كردند. خاطره اين روز حماسي را باگراميداشت ياد همه شهيدان بزرگ انقلاب اسلامي ايران گرامي مي داريم.