Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750812-8679S1

Date of Document: 1996-11-02

سيستم فرهنگي; نگاهي به درون رويكرد سيستمي به توسعه فرهنگي (بخش آخر ) - فردين عليخواه - 8 اگر سيستم فرهنگي داراي آرمان و اهداف ( goals) است پاسخ هاي آن دربرابر عناصر ورودي غير پيش بيني شده نمي تواند منفعل و واكنشي باشد بلكه رفتاري حسابگرانه است: همچنان كه گفتيم آرمانمندي ازصفات هر سيستمي است. سيستم فرهنگي نيز آرمانهايي را دنبال مي نمايد. اين سيستم كه آرماني راجهت بقا و موجوديت مناسب جامعه دنبال مي نمايد نمي تواند در برابر تهديدهاي وارده بر آن رفتاري منفعل داشته باشد، چرا كه اگر در اينگونه موارد رفتاري غيرحسابگرانه و ناسنجيده از خود بروزدهد در بلندمدت منجر به بروز آنتروپي مثبت در آن خواهدشد. در سيستم فرهنگي ما نيز در بعضي مواقع با ورود عناصر جديد - كه بيشتر از سيستم فرهنگي غرب بوده - و برخورد و اصطكاك سيستم فرهنگي كشور با عناصر وارده، متصديان تنظيم بخش اهداف سيستم فرهنگي بعضا سعي نموده اند كه از خود رفتاري عكس العملي و واكنشي و مقطعي نشان دهند. با نگاه دقيقتر روشن است كه با رفتاري اينچنين نمي توان حركت اين سيستم را به سوي آرمان هاي موردنظر تسريع نمود، چرا كه اين سيستم به علت باز بودن ناگزير از تبادل است بايد توجه داشت كه در حل تعارضات فرهنگي رفع صورت مسئله آن هم به شكل صوري و مقطعي با هدم يكطرف يا انقياد و سركوب عناصرطرف ديگر عملي بدون نتيجه است. امروز غالب تمدنها واقعيت خوشايند يا ناخوشايندي به نام غرب را پذيرفته اند و ديگر مشكل روي وجود و يا عدم آن نيست بلكه تعريف و ترسيم حدود و ثغور و نفوذ عناصر آن و كاركردهاي منفي و يا مثبت آن مدنظر است. امروز باتوجه به بازبودن سيستم هاي فرهنگي تمام جهان نه متفكران و مجريان امور فرهنگي اروپا مي توانند ميراث ها و ارزش هاي معنوي سيستم هاي فرهنگي غيرخودشان را ناديده بگيرند و نه متفكران ما مي توانند با انگشت نهادن بر ضعف هاي سيستم فرهنگي غرب تحت عنوان غيرمعنوي بر واقعيت آن چشم بپوشند. پس اگر براي سيستم فرهنگي خود آرماني را جستجو مي نماييم و قصد داريم بستري مناسب براي پرورش و تحقق اين آرمان بگسترانيم بايد برخوردهاي مقطعي زودگذر را به كناري بنهيم و رفتار حسابگرانه با چشمداشت به آن آرمان از خود بروز دهيم. امروز ارتباطات بين سيستم هاي فرهنگي بسيار شدت يافته است. برخورد سيستم هاي فرهنگي و روابط اندركنشي آن دچار سرعت شده است. پس نه مي توان و نه شايسته است كه بربرج و باروها و حصارها و ديوارها بينديشيم. بايد بيش از منع و محدوديت، به پرورش و آماده سازي و مصونيت، بيش از بازداري، به ايمن سازي و بيش از گريز انفعالي، به برخورد كنش مند و خلاق در مواجهه با عناصر سيستم فرهنگي غرب فكر كنيم. - 9 توزيع امكانات و اعتبارات فرهنگي در سطح سيستم فرهنگي بايدبه حد متناسبي باشد: اين مورد را درباره رويكرد سيستمي مي توان چنين بيان داشت كه برطبق اين رويكرد اگر به عناصري از سيستم دقت و توجه كافي ازلحاظ امكانات و اعتبارات و برخورداري از اطلاعات مبذول گردد و به عناصر ديگر سيستم توجهاتي كمتر -بدون ارزيابي - مبذول شود دردرازمدت تعادل بين عناصر سيستمي به هم خورده و اين آفتي براي تحقق آرمانهاي سيستم به شمار مي رود. براي مثال هريك از شهرهاي يك كشور رابه عنوان خرده سيستم هايي درنظر بگيريم كه هريك از اين خرده سيستم ها در كنار يكديگر بوده و چيزي به نام سيستم كلان كشوري را تشكيل اگر مي دهند به هر يك از اين خرده سيستم ها اعتبارات و امكانات فرهنگي متناسب آن تزريق نشود و به علاوه بيشتر امكانات فرهنگي بر پيكره مركز و شهرهاي بزرگ تزريق شود درحالي كه شهرهاي پيرامون از ابتدايي ترين امكانات فرهنگي محروم باشند، عدم تعادل بين سيستم كلان ايجاد شده و شهرهاي پيرامون هر روز در حاشيه قرار گرفته و روبه ضعف خواهند نهاد. مركز و چند شهر بزرگ هر روز ازنظر توسعه فرهنگي فربه تر خواهندشد و اين زمينه افزايش آنتروپي مثبت را در سيستم فراهم خواهدكرد. متاسفانه اين مشكل در بيشتر كشورهاي جهان سوم امري ملموس همين است امر موجب گشته كه در اين كشورها، شهرها و بخش هاي پيرامون ازنظر توسعه فرهنگي در مرتبه پايين تري قرار بگيرند. از نتايج اين معضل مي توان به پس افتادگي فرهنگي در داخل يك سيستم كلان و همچنين سرخوردگي پيرامون نسبت به مركز و بعضا به بروز ناسازگاري هاي اجتماعي بيانجامد. - 10 وجود عناصري در سيستم فرهنگي با كاركرد منفي كه ثمره اي جز افزايش آنتروپي براي سيستم به بار نمي آورد خطرآفرين بوده و بايد براي اين عناصر تدابيري انديشيده شود: همانطور كه مطرح شد عناصرسيستم فرهنگي با يكديگر داراي روابط و تعاملاتي هستند اگرعنصري از سيستم نتواندانتظارات سيستم را برآورده نمايد اين امر در كاركرد عناصرديگر سيستم فرهنگي نيز بي تاثيرنبوده و اختلالاتي را وارد بر آن خواهد نمود. در ميان سيستم فرهنگي بسياري از كشورها عناصري وجود دارد كه مانع از اعتلا و باروري سيستم فرهنگي و سيستم هاي ديگر به طور هستند مثال به چند نمونه از اين عناصر مخرب اشاره مي شود: الف ) تخيل گرايي افراطي ب ) توجه به هدف بيش از توجه به فرايند ج ) غيرابزاري و غيركاربردي انديشيدن د ) تفكر شخصي و سليقه اي ه ) مطلق انديشي و ) حاكميت انديشه دولتي ز ) فقدان اصل مواجهه عناصر نامطلوب بالا از مشكلات به اصطلاح روح سيستم فرهنگي است. بدين جهت با توجه به حفظ تنوع عناصر با روح واحد بايد سعي نمود كه با استفاده از نهادهاي گوناگون اجتماعي روحي واحد با تكيه و براساس موارد زير به كالبد سيستم فرهنگي دميد: الف ) سعي در گسترش علم و آگاهي و نگرش علمي ب ) تقويت روحيه احترام به قانون در جامعه ج ) توجه معقول به دنيا و امورمادي د ) باور به تغيير و آمادگي جهت پيش بيني تغييرات درآينده ه )تقويت اعتقاد به آزاديهاي سياسي و ) تقويت باور داشتن به حقوق ديگران ز ) شك گرايي مناسب با اعلام كفايت معيار استدلال منطقي -آزموني. - 11 مديريت سيستم فرهنگي: به جهت فراگير بودن امرفرهنگ برنامه ريزي وسياستگذاري براي آن مشكل تراز خرده سيستم هاي ديگر است. در كشورمان به جهت اينكه قسمت اعظم سياستگذاري و برنامه ريزي فرهنگي در دست بخش دولتي انجام مي پذيرد، بخش عظيمي از مديريت سيستم فرهنگي نيز چشم به دولت دوخته است و اين ضعفي براي اين سيستم محسوب مي شود. سياستهاي فرهنگي در كشورمان ابتدا توسط دولت پي ريزي شده و سپس به مجريان سياست فرهنگي جهت اجرا واگذار مي شود. از جمله آنها مي توان به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت فرهنگ و آموزش عالي و... اشاره كرد. براي ممانعت از طولاني شدن اين مقال، به طور فشرده به ضعف هاي مديريت سيستم فرهنگي اشاراتي مي نمايم: الف ) كمبود نيروي انساني متخصص: بسياري از مديران وكارمندان بخشهاي فرهنگي ازتحصيلات چنداني در زمينه موضوع كاري خود برخوردار نيستند ب ) عدم هماهنگي مديران با مروجان: كارمروجان فرهنگي بسط خود انگيخته فرهنگ در ميان مردم است و كار مديران سامان دادن و نظارت به آن فعاليت ها. ولي متاسفانه مديران يا مسئوليت مروجان را برعهده مي گيرند و يا مي خواهند كار مروجان را تحت نظارت و كنترل مستقيم خويش قرار ج دهند ) عدم هماهنگي نهادهاي فرهنگي: ارتباط منطقي چنداني ميان مديريت فرهنگ عمومي كشور يعني سياستگذاران با مديريت سازمانها، نهادها و انجمنهاي فرهنگي مشاهده نمي شود. برفرض بسيار ديده شده كه سياستگذاران فرهنگي مقوله اي فرهنگي را مورد تاييد و تاكيد قرار داده ولي همان مقوله در شهرهاي پيرامون لغو تحريم گشته است د ) عدم توليد و توزيع اطلاعات يا امكان دسترسي به آنها ه )كمبود منابع مالي و ) عدم استفاده صحيح از امكانات در دسترس. - نتيجه گيري الف ) با توجه به مطالبي كه بدانها اشاره سياستگذاران نموديم، فرهنگي بايد مواردزير را مد نظر قرار دهند: - 1 سيستم فرهنگي سيستمي پويا است - 2 سيستم فرهنگي داراي وجوه تنوع است - 3 روابط بين عناصر اين سيستم و روابط اين سيستم با خرده سيستم هاي ديگر متغير است - 4 به همه بخش هاي متن يك سيستم فرهنگي بايد به طورمناسب امكانات و اعتبارات را اختصاص داد - 5 سيستم فرهنگي سيستمي نسبتا باز است - 6 براي دستيابي به توسعه فرهنگي صرفا نبايد به اين سيستم چشم دوخت چون خرده سيستم هاي ديگر - سياست اقتصاد-، نيز در ارتباط و تعامل با اين سيستم هستند - 7 رفتار مقطعي و غيرحسابگرانه تحقق آمال سيستم را دچار مشكل و شايد غيرممكن مي كند ب ) برنامه ريزان براي سيستم فرهنگي بايد به موارد زير توجه نمايند: - 1 در توزيع منابع و امكانات فرهنگي اصل تمركززدايي رامدنظر قرارداد - 2 تقويت نمودن علوم انساني براي كمك به توسعه فرهنگي - 3 هماهنگي بيشترين سياستگذاران و مجريان امورفرهنگي - 4 آشنا كردن بيشتر مردم باامور فرهنگي با استفاده ازرسانه هاي جمعي - 5 تقويت شعارامكانات فرهنگي براي همه و عيني نمودن بيشتر اين امر