Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750812-8656S1

Date of Document: 1996-11-02

دقيقه 2 مطالعه ويك كتاب براي هر نفر در سال كتاب و كتابخواني در كشور برگزاري هفته كتاب و انتخابمعرفي كتاب سال در اجراي رهنمودهاي رهبر انقلاب براي گسترش كتابخواني، تقويت ميدان فكر و انديشه، تعميق بنيه فرهنگي كشور، تجليل از خادمان نشر و مقابله با نفوذ آثار منفي فرهنگي بيگانه و تهاجم فرهنگي انجام مي شود. عليرضا برازش - معاون امورفرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي مي گويد: علاوه بر اينها هفته كتاب اين امكان را فراهم مي كند تا مردم و مسئولان نظام جمهوري اسلامي آگاهي يابند كه وضعيت كتاب و كتابخواني در كشور چگونه است. چند سالي است كه در مقاطع زماني خاص حركتهاي وسيعي درباره توسعه فرهنگ كتابخواني انجام مي شود. در اين روزها آحاد جامعه تشويق مي شوند كه تا به سمت مطالعه و فرهنگ مكتوب روي آورند. صدها بلكه هزاران نمايشگاه كوچك و بزرگ برپامي شود و ميليونها جلد كتاب عرضه مي شود و... اما صد افسوس كه اينها موضعي و مقطعي است. واقعيت اين است كه علي رغم تلاشهاي بسيار براي بسط و گسترش فرهنگ كتابخواني، متاسفانه هنوز نرخ متوسط زمان مطالعه و كتابخواني و به تبع آن ميزان تيراژ كتاب بسيار ناچيز و تاسف برانگيز است. آمارهاي رسمي، داده هاي دردآوري را از وضعيت كتابخوان و تيراژ كتاب و نسبت آن به جمعيت كل كشور ارائه مي دهنددقيقه 20 مطالعه در روز و يك جلد كتاب براي هر نفر. آمارها گوياي ضعيف بودن فرهنگ كتابخواني در كشوراست. كتاب نيز به عنوان يك تابع كالا، عرضه و تقاضا است و چون كتابخوان اندك است در نتيجه كتاب نيز وجود ندارد. در حال حاضر بازار كتاب بابحران و معضل مواجه است. سئوال اين است كه چرا بحران كتاب وجود دست اندركاران؟ دارد نشر كتابمي گويند، عوامل بسياري وجوددارد كه نبود كتابخوان اصلي ترين آن مي باشد. اما چرا كتابخوان در جامعه كم؟ است چرا جامعه اي كه در روزگاران پيشين توليدكننده و صادركننده محصولات فرهنگي از قبيل كتاب بوده امروزه به لحاظ نداشتن كتابخوان دچار نقصان؟ است متاسفانه بايد در شرايطي از عدم گرايش به كتاب در جامعه انتقاد شود كه جهان، ديسكهاي نوري را به خاطر سرعت و حجم سريع و سرسام آور اطلاعات جايگزين كتاب كرده است. بنابراين در بحراني ترين شرايط حيات مدني خود هستيم. يقينااين وضعيت براي جامعه ايران كه روزگاري ميراث دار دانش بشري وواسط، ناقل و مترجم علوم به دنياي جديد بوده و افتخار داردكه در ليست كشورهاي توليدكننده عالي ترين پديده بشري كه هماناكتاب بوده، زيبنده نيست. چاره انديشي براي حل مشكلات نشر و كتابخواني، قبل از هر اقدامي بسيج اهل فرهنگ را مي طلبد - تا اين گروه با غور در بنيادهاي فرهنگي راهي پيدا كنند كه همه آحاد اجتماعي مطالعه و موانست با كتاب را بخشي از نيازهاي اوليه خود تلقي نمايند. رشد كتابخواني شرط نخست توسعه اقتصادي و فرهنگي است. هيچ ملتي بدون توجه به امر كتاب و كتابخواني به شاخص هاي توسعه دست نيافته است. توسعه بدون بستر فرهنگي در هيچ كجاي دنيا به نتيجه اي مطلوب منتهي نشده است. اهميت نقش كتاب در توسعه بدانجاست كه امروزه ميزان زماني را كه هر ملتي به خواندن كتاب اختصاص مي دهد با ميزان توسعه آن كشور قياس مي كنند. حسين ملكي - فارغ التحصيل رشته شيمي مي گويد: وقت ندارم كه بخواهم مطالعه كنم. بيشترساعات روز و شبم را صرف بدست آوردن پول مي كنم كه با آن بتوانم در مقابل ديو اجاره خانه و هزينه هاي كمرشكن خرج خورد و خوراك اهل خانه ايستادگي كنم. با اين حال چطور مي توانم وقت مطالعه داشته باشم. كتابخواني ويژه كساني است كه اوقات فراغت دارند و بيكارند و پول اضافه دارند! سهيلا امرايي - خانه داري است كه مي گويد: من به اهميت مطالعه و كتابخواني واقفم، ولي به دليل گراني آن، نمي توانم كتاب خريد كنم. لذا براي جبران اين معضل به راديوگرايش پيدا كردم. سعي مي كنم اطلاعات مورد نيازم را با شنيدن مطالب راديو و تلويزيون بدست آورم. در ضمن عالم مستاجري و كتاب با هم سنخيت ندارد. فردي كه مستاجر است هر سال بايد كتابها را به دوش بكشد و با خود نقل مكان كند. محسن ايلخاني مي گويد: وقتي راديو و تلويزيون هست، نياز به كتاب كمتر احساس مي شود، به نظر من در دوره اي كه حاكميت از آن راديو و تلويزيون است مطالعه كتاب و كتابخواني معنا ندارد. كتاب فقط براي افراد باسواد است ولي نوع كار راديو و تلويزيون به گونه اي است كه حتي افراد بي سواد هم از آن مي توانند بهره مند شوند. ضمن اينكه معتقدم راديو و تلويزيون عصاره و فرازهاي كتابها را به سهولت در اختيار افراد قرار به مي دهد عنوان نمونه همين سريال امام علي (ع ) اگر، بخواهيم راجع به شخصيت علي ( ع ) و مسائل پيرامون آن اطلاعاتي بدست آوريم بايد بيش از 20 كتاب به زبان فارسي و عربي بخوانيم ولي تلويزيون فرازهاي اصلي آن را به راحتي در اختيار افراد قرار مي دهد. پس مي بيني كه ضرورتي به خريد كتاب با آن قيمتهاي بسيار بالا و كتابخواني وجود ندارد. فرهنگ شفاهي مساله كتابخوان نبودن عوامل افراد، بسيار دارد كه دكتركاردان - استاد دانشگاه به يكي از آنها اشاره كرده و مي گويد: مردم فكر مي كنند كار مطالعه وكتاب خواندن مربوط به گروه خاصي است; يعني كتاب خواندن را يك نياز محسوب مردم نمي كنند فكر مي كنند اهل كتاب يعني كساني كه در خانه شان كتاب هست و كتاب مي خوانند به آن معناي خاص برخي كلمه معتقدند مطالعه، مانع زندگي است; گذشته از اينكه اوقات فراغت دارند يا نه. مطلب ديگر اينكه ما بيشتر علاقه داريم بشنويم يا ببينيم. به هر حال در جامعه ما نياز به مطالعه هنوز احساس نمي شود و مطالعه يك نوع وقت تلف كردن محسوب مي شود; مگر مطالعه كتابهايي كه با مسائل علمي مورد ابتلا شخص ارتباط نزديكتر داشته باشد. به نظر مي رسد شيوه آموزش و پرورش نيز مزيد برعلت شده تا تمايل به كتابخواني نزد افراد مطلوب نباشد. احساس مي شودطبقه درس خوانده كشور علاقه زيادي به مطالعه كتاب خارج از حوزه كتب درسي ندارندو مطالعات عمومي افراد درس خوانده كم است. مطلب مهم اين است كه آيا ما افراد را به مطالعه علاقه مند؟ كرده ايم آيا افراد را در دوران تحصيل به خواندن كتاب عادت؟ داده ايم .دكتر شريعتمداري مي گويد: من فكر مي كنم به سبب شيوه غلطآموزش در مراكز آموزشي، اصولاافراد در مقاطع مختلف به كتابخواندن و رجوع به كتابخانه هاتشويق نشده اند به عبارتي اين نقيصه تربيتي در كار آموزش وپرورش در كنار آموزش و پرورش ما در مقاطع مختلف وجود دارد. ما دانش آموزان را به كتابخانه رفتن تشويق از نمي كنيم آنها نمي خواهيم كه در كنار مطالعه كتابهاي درسي به مطالعه كتابهاي مرتبط با آنها و كتابهايي كه جنبه عمومي دارند و در بالا بردن ميزان معلومات آنها نيز تاثير مي گذارند، بپردازد. بنابراين اشكال در نحوه آموزش و پرورش است كه افراد را با كتاب آشنا نمي كنيم و به همين دليل، در سطوح بالاتر هم دانش آموزان صرفا به مطالعه كتابهاي درسي مي پردازند. محسن فرمهيني فراهاني در اين باره مي گويد: در كشور ما، بيشتر فرهنگ شفاهي حاكم است. مثلا مي بينيم تعداد زيادي از مردم كه حتي سواد هم ندارند، اشعار سعدي و حافظ و داستانهاي زيادي مي دانند. شفاهي بودن فرهنگ در كشور ماسابقه طولاني دارد. شايد يكي ازدلايل كمي آثار تاليف شده در ايران باتوجه به سوابق درخشان فرهنگي، همين غلبه فرهنگ گفتاري بر نوشتاري باشد. فراهاني درباره عدم احساس نياز به مطالعه مي گويد: تازماني كه انگيزه و ميل به مطالعه ايجاد نشود و تا زماني كه اين نياز را احساس نكنيم كه خواندن و وجود كتاب لازم تر از خريدن شكلات براي فرزندانمان است، نمي توانيم پيشرفت چنداني در زمينه گسترش كتابخواني داشته باشيم. اگر مردم اثر مطالعه را درزندگي خود درك كنند و مزه آن را بچشند، شايد ديگر نيازي به تبليغ كتابخواني نداشته باشيم. گري و راجرز ليست كاملي ازانگيزه هاي گوناگون براي مطالعه در فرهنگهاي مختلف در سراسردنيا را جمع آوري كرده و آنهارا به اين ترتيب اعلام كرده اند: براي انجام دادن آئين عبادت و يا به علت عادت براي انجام وظيفه، براي مطالعه و گذران وقت، براي دانستن و فهم جريانات روزمره، براي ارضاي تمايلات شخصي، براي ازدياد علائق و مهارتهاي حرفه اي، براي جوابگويي به خواسته هاي اجتماعي و شخصي، براي جوابگويي به خواسته ها و تقاضاهايي كه براي يك شهروند خوب بودن لازم است، براي اصلاح خود و اضافه كردن بر معلومات از جمله پيشرفت در زمينه فرهنگي، براي ارضاء خواسته هاي فكري و احتياجات روحي. دست اندركاران امر نشر كتابمي گويند بي توجهي و عدم گرايش مردم به كتابخواني باعث افت تيراژ مي شود و كم بودن تيراژ كتاب نيز عوارض متعددي دارد. برازش مي گويد: درصورت كاهش تيراژ كتابهاي چاپ شده نرخ حق التاليف رابراي ناشر افزايش مي دهد ومولفان ما را به سوي فعاليتهاي ديگر اين مي كشاند اتفاق امروز در جامعه ما رخ داده و تعداد نويسندگان حرفه اي يعني كساني كه شغلشان نويسندگي است، بسيار اندك است. كمبود تيراژ موجب مي شود هزينه هاي ثابت چاپ نظير طراحي و حروفچيني براي ناشر بسيار گران تمام شود و در نتيجه ناشر ناچار مي شود قيمت كتاب را افزايش سود دهد ناشر در تيراژ است، كمبود تيراژ موجب مي شود ناشر نتواند سود متعارفي براي خود منظور كند و در نتيجه تعداد زيادي از سرمايه هاي مادي و فكري كه بايد در عرصه چاپ و نشر متمركز شوند به عرصه هاي ديگر كشيده مي شود. گسترش فرهنگ مطالعه;؟ چگونه بايد تدابيري انديشيد و به كار گرفت تا كتابخواني به عنوان يك كار تعطيل ناپذير و فرهنگ و نياز روزمره تلقي شود،؟ اماچگونه يقينا در سايه بالنده و پوياسازي اين امر مهم است كه بازار كتاب رونق مي يابد وجامعه در مسير واقعي و حقيقي خود قرار مي گيرد و زايش هاي فرهنگي صورت مي گيرد و بدين طريق ملتي با فرهنگ رفيع مي تواند بنيانگذار تمدني نوين باشد. كارشناسان مي گويند بايد به اصلاح فرهنگ عمومي مردم مبادرت ورزيد و از رهگذر اين كار مي توان مطالعه را به يك نياز مبدل كرد و در اين راستاراديو و تلويزيون به دو طريق مستقيم و غيرمستقيم مي توانند عمل كنند. محسن فرمهيني فراهاني مي گويد: يكي از اين راهها پخش برنامه هايي است كه مستقيما به موضوع كتاب و كتابخواني مربوط مي شود كه در اين صورت برخوردي مستقيم با مساله دارد و ديگر معرفي شخصيتهاي موفق علمي و كتابخوان. دقت در برنامه و سريالها كه همواره شخصيت خوبي از علم و مفاهيم فرهنگي ارائه شود نيز بطور غيرمستقيم مي تواند در افزايش امر كتابخواني موثر باشد. خانه و مدرسه نيز مي تواننددر مسير توسعه فرهنگ كتابخواني به كار آيند. به عقيده بيشتر صاحبنظران و روان شناسان اكثر عادات درست و نادرست افراد از همان سالهاي اول زندگي شكل مي گيرد و در مراحل مختلف رشد اين فرايند همچنان ادامه مطالعه دارد كاري اكتسابي است و عادت به مطالعه در خانواده و مدرسه مي تواند پرورش يابد. فرزندان خانواده هايي كه بيشتر با كتاب سروكار دارند، بيشتر اهل كتابند. اگر پدر و مادري خود عادت به مطالعه و كتابخواني نداشته باشند، فرزندانشان نيز عادت به مطالعه پيدا نمي كنند. لذا كودكي كه در محيط كتاب و مطالعه پرورش يابد، به نظر مي رسد كه يك مطالعه كننده بارآيد. البته تضميني وجود ندارد كه اين امر حتما پيش آيد زيرا عوامل ديگري نيز هر كدام به نحوي مي توانند در ميزان مطالعه تاثير مثبت يا منفي داشته باشند. بعد از خانه و خانواده نوبت به مدرسه مي رسد كه محل مناسبي براي آشنايي با كتاب و تقويت روحيه كتابخواني است. كتابخواني مي بايستي بخشي از نظام آموزشي ما شود و آن هم نه به منزله امري فرعي، تفنني و سرگرمي، بلكه به مثابه امري ذاتي و لازمه آموزش و بايد پرورش دانست كه كتاب و كتابخواني تنها راهي براي پر كردن اوقات فراغت نيست و چنين مقوله مهمي را نبايد در بحث سرگرميها مورد مطالعه قرار داد، بلكه اين امر بايد پايه و بنيان استوار هر برنامه ريزي اصولي و آموزشي قلمداد شود. منطقي كردن قيمت كتاب و متناسب با قدرت خريد مردم و نيز اصلاح مسير توليد و توزيع كتاب نيز از جمله اقدامات بايسته اي است كه جهت ترويج كتابخواني بايد انجام شود.