Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750812-8649S1

Date of Document: 1996-11-02

فرصت جواني كردن بدهيد جوانان از والدين و بزرگترها مي خواهند بسياري از مردم دغدغه هاي اصلي جوانان را درامد، ازدواج، تحصيل، شغل وموضوعات كلي ديگر مي دانند و بر اين باورند كه فكر و خيال جوانان همين هاست اما اگر از زاويه اي ديگر به جوانان نگاه شود به هيچ وجه نبايد اين موارداولويت اصلي ذهني آنها باشد كه به ندرت به آن توجه مي شود كسي منكر آينده نگري، برنامه ريزي وحتي حسابگري نيست. اين صفات از لازمه هاي رشد هر اجتماع است. اما آيا مشغوليت ذهني: آيا مي توانم پولدار شوم ساله 21جوان امكان ازدواج برايم نيست (جوان 18 ساله ) به منزله وجود برنامه ريرزي آينده نگري، و حسابگري اين جوانان است مدتي است گفتگو از جوانان و با جوانان از يك پديده به يك مد تبديل شده است. همه از مشكلات اين قشر و مسائل مربوط به آن ما مي پرسند نيز تحت تاثير اين پديده - مد به سراغشان رفتيم تا دغدغه هاي آنها را دريابيم اما به نتيجه اي ديگرگونه رسيديم. كه در ذيل مي خوانيد: براي اين گزارش دست كم از حدود 50 جوان پرسيديم كه بيشتر به چه موضوعاتي فكر؟ مي كني قبل از آن هم براي گزارشهاي مختلف همين سوال را به گونه هاي متفاوت از تعداد بيشتري پرسيده بوديم. پاسخهاي آنها به غير از چند مورداستثناء همه مشابه يكديگر است. مثلا: درامد: آيا مي توانم زندگي راحت و مرفهي داشته؟ باشم نمي دانم امكان دارد كه بتوانم خانه اي براي خودم؟ بخرم ماشين، خانه، درامد مناسب، اينها را نمي دانم چطور بدست؟ آورم دلم مي خواهد وقتي زن و بچه دار شدم بتوانم از پس توقعات خانواده ام برآيم و... درامد يا هرچيزي كه رابطه مستقيم با آن دارد از مشغوليات ذهني تعداد كثيري از جوانان است. در اين زمينه فرق نمي كند كه اين جوان; دختر است يا پسر 20 ساله است يا 27 ساله تحصيل مي كند يا نه شاغل است يا بيكار و... همه مي خواهند پولدار شوند وتقريبا هيچكدام هم راه آن را نمي دانند. ازدواج: اين موضوع دغدغه تعداد قابل توجهي از پسرهاي جوان است. اما زاويه نگاه آنها متفاوت است. نظير: سال 26 از عمرم گذشته هنوز نتوانسته ام كسي كه مناسب من باشد انتخاب دختري كنم كه بتواند با روحيات من سازگار باشد كم پيدا مي شود. با هشت كلاس سواد و اين درامد چه كسي حاضر است با من ازدواج كند. خانواده ام پا را در يك كفش كرده اند كه من ازدواج كنم اما من آمادگي آن راندارم، آنها هم من را تحت فشار گذاشته اند. در شرايطي كه نمي تواني قبل از ازدواج دختر مورد نظرت را به خوبي بشناسي، ازدواج كردن يك خطرپذيري است و من نمي دانم اهل خطرپذيري خواهم شد يا نه. دنياي من با دنياي والدين و خانواده ام خيلي اگر متفاوت است كسي كه مي خواهم با او ازدواج كنم مثل من فكر كند با خانواده ام نمي تواند بسازد و اگر مثل آنها باشد من نمي توانم او را تحمل كنم. دخترهاي جوان به دليل عفاف و حيا كمتر از موضوع ازدواج به عنوان يك دغدغه نام مي برند اما به هر حال تعدادي از آنها مي گويند: خب به ازدواج هم فكر مي كنم. درست است الان 22 سال دارم. اما آيا مي توانم تا قبل از اينكه پا به سن بگذارم ازدواج كنم يا براي هميشه در خانه خواهم ماند. اگر كسي كه قرار است با او ازدواج كنم دنياي مرا درك نكند آينده ام تباه خواهد شد. درست مثل دوستم كه دو سال از ازدواجش گذشته ولي ده سال پير شده است. شغل: آينده شغلي از آن دست دغدغه هاست كه گريبانگير بسياري از پسرها و تعداد قابل توجهي از دخترهاست آنها مي گويند: سال چهارم رشته شيمي دانشگاه آزاد هستم. اين همه هزينه كرده ام. اما بعد از تحصيل آيا كاري مطابق رشته ام خواهم؟ داشت هر جا مي روي كار نيست. دولتي كه استخدام نمي كند. كار خصوصي هم سرمايه مي خواهد. نمي دانم چه كنم. امسال ديپلم مي گيرم. اگر دانشگاه قبول نشوم بايد سربازي بروم. بعد از آن چه، كجا كار؟ كنم در دنياي معاصر خانمها هم بايد شاغل باشند تا بتوانند روابط اجتماعي را بهتردرك كنند. اما وقتي مردها به سختي كار پيدا مي كنند، تكليف من معلوم است. اكثر شغل هاي زنانه عبارت شده از منشي گري، تايپ، دفترداري، و اينجور كارها. من مي خواهم استقلال مالي داشته مي خواهم باشم كار كنم اما كار خلاقانه نه اينجور كارها. ولي نمي دانم آيا موفق به پيدا كردن چنين كاري خواهم شد. تحصيل: مورد ديگري كه بيشترين فراواني را دارد، مسئله تحصيل است. اين موضوع براي گروهي از جوانان به عنوان يك دغدغه بزرگ درآمده است. آنها مي گويند: دانشگاه قبول مي شوم يا نه. اگر دانشگاه قبول نشوم چه كنم. خانواده مي گويند حتما بايد دانشگاه بروي. رشته اي كه دوست دارم شايد قبول نشوم. اگر امسال قبول نشوم بايد سربازي بروم و بعدا هم ديگر توان امتحان كنكور ندارم... بعد از اين موارد تعدادي موضوعات كلي ذهن گروهي از آنها را مشغول كرده است. مواردي نظير: خانواده ام سالخورده اند و بعد از رفتن من از خانه آنها، چه كسي بايد از پدر و مادرم نگهداري كند. تعهد شهرستان دارم. اما دلم نمي خواهد بروم. برادرم سابقه دار است و اين مسئله براي من مشكل ايجاد كرده است. شش ماه نامزد كسي بودم. به تفاهم نرسيديم و جدا شديم و حالا براي ازدواج مشكل دارم. خانواده ام مرا درك نمي كنند. خانواده ام هنوز احساس مي كنند من كودك ام به من آزادي نمي دهند. انتخابات آينده رياست جمهوري در سمت و سوي حركت جامعه چه تاثيري خواهد داشت. تهاجم فرهنگي هر روز ابعاد تازه اي پيدا مي كند... چهار موضوع ياد شده ظاهرا دغدغه هاي اصلي جوانان را تشكيل مي دهد. اكثريت جوانان (شهري ) و گروه كثيري از مردم نيز بر اين باورند كه موارد يادشده جان و كلام فكر و خيال جوانان است و متاسفانه، هميشه از همين زاويه به مسائل جوانان نگاه شده است. اما اگر از زاويه اي ديگر به جوانان نگاه شود. اين موارد به هيچ وجه نبايد اولويت اصلي ذهني آنها باشد كه به ندرت به آن توجه مي شود. مقدمه اي كوتاه شايد روشنفكر بحث آتي باشد. در تاريخ معاصر ما، نسل ( جوان ) پنجاه و هفت يكي از افتخارآميزترين نسلهابوده اين است نسل زماني به مرز جواني رسيد كه كشور در آغاز تحولي ترين بود. انقلاب اسلامي و پس از آن هشت سال دفاع مقدس فصلي جديد در تاريخ فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور گشود. اين نسل رسالت سنگين تغيير كيفي باورها و تلقي ها را - به هدايت رهبر كبيرانقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره )- بر دوش مي كشيد، اما كمتر فرصت جواني كردن به معني رايج آن را پيدا كرد چرا كه انقلابمرد مي خواست و جوانان پنجاه و هفتي بي آنكه جواني كنند پا به عرصه مردانگي گذاشتند. تعداد زيادي از جوانان پنجاه و هفتي جسم و جان خود را در راه اين انقلاب دادند و بي گزافه همه جوانان نسل پنجاه و هفتي، جواني خود را در همين راه به فراموشي سپردند. بر نسل پنجاه و هفتي كه كمتر جواني كرده نه تنها خرده اي نيست، بلكه اين عمل افتخاري است آويزه جانش. اما نسل هفتاد و پنج در آن شرايط به سر نمي برد. جامعه اي كه نسل هفتاد و پنجي در آن زندگي مي كند - عليرغم تهديدها و فشارهايي كه بر آن وارد مي شود - از ثبات و سلامت مطلوبي برخوردار است. از اين روي جوانان اين نسل نيز مانند ساير اقشار بايد دوران خود را طبيعي معقول و اصولي طي كنند. و اشكال از همين جا آغازمي شود. نسل هفتاد و پنج بي هيچ دليل منطقي حاضر نيست - و شايد بلد نيست - جواني كند. امروزه وقتي صحبت از جوانان و برنامه هاي لازم براي آنها مي شود معمولا مي گويند: برنامه داريم كه جوانها باتربيت، باهوش، فعال، معتقد به مباني ديني و باسواد اخلاقي، و... شوند. تزريق اين مفاهيم و مقولات به جوانان به هيچ وجه به معناي شناخت و درك جوان و هدايت او نيست. خوب و پاك و معتقد و متين و خردمند بودن ويژگي مطلوب هرانساني است. اينگونه متوليات فرهنگي - اجتماعي و اخلاق جامعه مي بايد به انحاي مختلف به همه اقشار جامعه تزريق شود. آيا تقوا مقوله اي است كه فقط بايد آنرابراي جوانها تبيين؟ كرد و مثلا به نوجوانان و ميانسالان مربوط نمي شود و... نسل جوان به غير از اين موارد كه بديهي و لازم براي هرانساني است به زمينه هاي جواني كردن احتياج دارد. تهيه بسترهاي مناسب براي نشاط، كنجكاوي، جسارت، سفر، آزمايش و خطا، كسبتجربه، تفريح سالم، رشد قواي عقلي، تقويت و تخليه تخيل، رشد شخصيت معنوي و آرماني، احساس مسئوليت فردي و اجتماعي و... بدان معناست كه به جوان فرصت جواني كردن داده شده است. اما اين بستر براي آنها چندان فراهم نشده است و از اين روي آنها بي آن كه بدانند گمشده خود را در جاي ديگر دنبال مي كنند. چرا بايد دغدغه اصلي يك ساله 22جوان پولدارشدن باشد. با چه منطقي بايددلمشغولي يك جوان 21 ساله شغل مناسب بعد از اتمام تحصيل در دانشگاه باشد. وبراساس چه اصلي مشغوليت ذهني يك دختر 23 ساله بايد غم تجرد در 30 سالگي باشد. حيات منطق خود را اگر دارد استثناءها را حساب نكنيم. همه افراد موفق وسربلند كودكي، نوجواني و جواني خود را كامل طي كرده اند و در اين گذار به مرورتجربه يا جواز ورود به دوره ديگر را يافته اند. نمود ديگر اين خلاء گذار را مي توان در قدرت تحليل معدل نسل جوان ديد. بي هيچ گزافه نسل امروز از خرد و دانش و آگاهي برتري نسبت به نسلهاي گذشته خود برخوردار است. اما اين برتري الزاما نمي تواند بر اثر كوشش فردي آنهاباشد. نسل هفتادوپنج در دوراني زندگي مي كند كه حافظه تاريخي، اجتماعي، سياسي عظيمي - بي آنكه خود بداند، به مانند فشار هوا بر او مستولي است. اما آيا اين قدر مطلق دانش و آگاهي موجود در نسل قبلي و قوه و اراده جوانان آن روز را با همين قدر مطلق در جوانان امروز مقايسه كنيم، باز هم اين پختگي به نفع كفه ترازوي نسل حاضر؟ مي چرخد آيا عمل گرايي و اهداف فردي منطبق با ظرفيت و توان در نسلهاي گذشته بيشتربود يا نسل؟ امروز كسي منكر آينده نگري، دورانديشي، برنامه ريزي و حتي حسابگري نيست. اين صفات ازلازمه هاي رشد و توسعه هر اجتماع است. اما آيا مشغوليت ذهني; مي توانم پولدارشوم جوان 21 ساله امكان ازدواج براي من نيست (جوان ساله ) 18 و... به منزله وجود آينده نگري برنامه ريزي و حسابگري در اين جوانان است. جوان نسل هفتادوپنج بي آنكه خود بداند دغدغه اش جواني كردن است. و جواني كردن يعني سفر، آزمايش و خطا، كنجكاوي، تعالي جوئي، خودباوري، احساس شخصيت و احساس مسئوليت، تفريح سالم، مطالعه، كار به روز و... و اگر اينها نباشد يا با جوان 23 ساله اي مواجه خواهيم شد كه غم تامين پول براي مدرسه فرزندش در ده سال آينده را دارد. يا جوان ماشين مدل بالا سواري كه از صبح تا شب بي هدف در خيابان مانور مي دهد و وقتي مي پرسي چه مي كني و تا كي اينكار را خواهي كرد مي گويد: هيچي! تا هميشه!!