Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750808-8436S1

Date of Document: 1996-10-29

دنياي ژئوپوليتيك; بيم ها و اميدها نقش آفريني ايران در تحولات سياسي جهان در گفت وگو با دكتر پيروز مجتهدزاده (بخش دوم ) اشاره در بخش نخست مصاحبه با دكترپيروز مجتهدزاده درباره نقش ايران در تحولات سياسي به جهان، چگونگي دگرگوني درموازنه هاي ژئوپوليتيك، دورنماي ژئوپوليتيك نظام شكل گيرنده جهاني، نقش روسيه وآمريكا در اين نظام و پديده هاي ماوراي شهري ( مگالوپوليس ) اشاره شد، در بخش دوم اين گفت وگو بيم و اميد در دنياي ژئوپوليتيك و برخورد خصمانه آمريكا در برابر جمهوري اسلامي ايران به بحث گذاشته شده است. سرويس مقالات همشهري: شما دنياي ژئوپوليتيك شكل گيرنده را با خطوطي ترسيم مي كنيد توام با بيم و اميد، و نويددهنده اينكه ملت ها سرانجام به سر منزلي نزديك مي شوند كه قرن ها آرزويش را داشته اند و آن سر منزل نقش آفريني آزادانه ملت ها در جهان است. در چنين شرايطي ما شاهد حركت هاي خصمانه ويژه اي از طرف يك ابرقدرت به نام ايالات متحده امريكا نسبت به يك چند كشور، از جمله ايران، هستيم. حركت هايي كه نشان از هدف به قيد و بند كشيدن مجدد ملت ها دارد. علت اين حركت ها را در چه مسايلي بايد؟ ديد اين وضع به نظر من چند دليل دارد. يك اينكه با پيروزي جمهوري خواهان در انتخابات پارلماني گذشته و چيره شدن آنان بر هر دو مجلس نمايندگان و سناي ايالات متحده، برنامه هاي اصلاحي داخلي بيل كلينتون سرخورده شده است. وي چاره اي ندارد جز اينكه خود را سرگرم مسائل بين المللي كند تا با بدست آوردن پيروزي هايي در اين برخورد بتواند در انتخابات آينده رياست جمهوري آن كشور حرفي براي گفتن داشته باشد. حال اگر مسئله اي بين المللي وجود ندارد، بايد اين مسئله درست شود. چنانكه جرج بوش با شعار سركوب كردن عراق وارد مبارزات انتخاباتي گذشته ايالات متحده شد، لابد بيل كلينتون هم مي خواهد با شعار سركوب كردن ملت ديگري وارد مبارزات انتخاباتي آينده كشورش شود. در همين رابطه، كساني چون گينگريچ در صحنه سياست هاي ايالات متحده پديدار شده اند كه خواهان گسترش ماجراجويي هاي بين المللي ايالات متحده هستند، چه در رابطه با ايران و چه در رابطه با روسيه و يا ژاپن و غيره. بيل كلينتون احساس مي كند چاره اي ندارد جز وارد شدن به صحنه رقابت در اين ماجرا و ربودن گوي سبقت از رقيبان. دوم اينكه، دست راستي هاي افراطي ايالات متحده دلبسته آنند كه يك نظام جهاني را شكل دهند كه حالت مخروطي داشته باشد و ايالات متحده در راس اين مخروط نقش ژاندارم جهاني را بازي كند. دولت جرج بوش اين ايده رانظام نوين جهاني نام داد. در راه اعمال اين مقام ژاندارمي جهاني است كه ايالات متحده ناچار است هرچند گاه يك بار مسئله تازه اي را طرح و تعقيب كند. سوم اينكه، تثبيت نظام جهاني مورد نظر ايالات متحده نيازمند حفظ و گسترش سازمان ناتو به عنوان بازوي مسلح اين نظام است. حفظ و گسترش ناتو نيازمندتوجيه است و اين توجيه نمي تواند جز عرض اندام در مقابل يك تهديد بزرگ جهاني يايك دشمن جهاني باشد. با سقوط پيمان ورشو، دست راستي هاي افراطي در غرب به دنبال دشمن تازه اي مي گردند و شماري از آنان اسلام انقلابي را كانديد اين مقام ساخته اند و سخت مي كوشند برخي جنبش هاي اسلامي در الجزاير و مصر و ديگر بخش هاي آفريقاي شمالي راتهديدي عليه صلح و آرامش جهاني قلمداد كنند و جمهوري اسلامي در ايران را نماينده اين موج ايدئولوژيك و اين تهديد جهاني يادشمن جهاني جديد معرفي كنند. اين يك بازي ژئوپوليتيك است و متاسفانه سرنوشت ملتي ملعبه اين بازي مي شود. چهارم اينكه، سال هاي زيادي است كه رژيم صهيونيستي لابي نيرومند يهودي دولت ايالات متحده را سخت زيرفشار گرفته اند تا دست به اقداماتي خشونت آميزعليه ايران بزند. اين عامل از عوامل ديگر مهمتر وجدي تر است. تل آويو به اين گمان است كه دولت ايران روال صلح اعراب و اسرائيل را كه از سوي به اصطلاح جامعه بين المللي پشتيباني مي شد، يك تنه برهم زده است. اسرائيل در نتيجه اين گمان سخت بر آشفته و عصباني است و دست به اقداماتي عليه ايران زده است و مي زند كه در بسياري موارد شگفتي آفرين از است طرف ديگر، رژيم صهيونيستي كه بدون كمك هاي مالي و اقتصادي و سياسي غرب نمي تواند زندگي كند، با از دست دادن دشمن عربي به دنبال آن است كه از ايران دشمن خارجي جديدي درست كند و به اين ترتيب بتواند كمك هاي حياتي غرب را تداوم بخشد. گذشته از تلاش هاي مستقيم دولت اسرائيل در اعمال فشار روي دولت ايالات متحده، آگاهي هايي در دست هست كه برخي از عوامل اسرائيلي كه بيشتر دچار هيجان هستند و در ايجاد هووجنجال تخصص دارند و كمتر از منطق و حقايق لمس شدني سردرمي آورند، طرف مشاوره دستگاههاي اطلاعاتي و تصميم گيران وزارت خارجه امريكا قرار دارند. مجموعه اين فعاليت هاي اسرائيل و اسرائيليان توام با فشارهاي شديد لابي نيرومند يهودي در ايالات متحده بيل كلينتون را وادار كرده است كه گام در چنين راهي مبهم و توجيه ناشدني عليه ملت بي گناه ايران بگذارد. از طرف ديگر، سبب تاسف فراوان خواهد بود اگر جهان وارد مرحله اي شود كه نظام سياسي بين المللي، آنگونه كه واشنگتن مي خواهد، به نام نظام نوين جهاني، سيستمي تك قطبي باشد و اين تك قطب، به عنوان ژاندارم جهاني در مقام تصميم گيري هاي بزرگ براي جهان قرارگيرد. درحالي كه اختيار فكري و تصميم گيريش دردست رژيم صهيونيستي يا هر كشور ديگري باشد وتصميم گيرانش در تصميم گيري هاي جهاني اسيرلابي يهودي يا هر لابي ديگري باشند. يك چنين جهاني جاي صلح و آرامش نخواهد بود و يك چنين سيستمي زندگي همه ملت ها را تهديد خواهد واكنش هاي كرد اخيراروپا و خاور دور در برابر واشينگتن را در اين راستا بايد ديد. همشهري: طي يك سال اخيرما شاهد تصويب قانون داماتوو تحريم اقتصادي ايران وديگران در كنگره ايالات متحده و دولت آن كشور بوده ايم. نتيجه اين اقدامات خصمانه را؟ چگونه پيش بيني مي كنيد كنگره ايالات متحده تحت نفوذ كامل اسرائيل ويهوديان و صهيونيست هاي ايالات متحده است. حتماشنيده ايد كه پـــت بوكانن (Bucanon Pat) دست راستي افراطي كه براي نامزدانتخاباتي شدن از سوي حزب جمهوري خواه ايالات متحده تلاش مي كرد، درخلال فعاليت هاي خود كنگره ايالات متحده را جزوسرزمين هاي اشغالي اسرائيل توصيف كرد. اين سخن از سوي كسي كه اساسا با خارجيان بد است، با همه خارجيان بد است، تائيدكننده واقعيت مهم و اسف انگيزي است. تصويب هر لايحه اي كه خواسته اسرائيل و دست راستي هاي افراطي طرفدار اسرائيل و لابي يهوديان و يارانشان باشد. در كنگره اي كه به ويژه رياستش با نيوتن گينگريچ باشد، ميسر است و تعجب نخواهد داشت. ولي بايد ديد كه اثر عملي آن تا چه اندازه است. تحريم اقتصادي يك جانبه ايالات متحده عليه ايران كه تنها براي لطمه زدن به زندگي مردم ايران تدارك شده است، تا اين تاريخ با شكست مواجه شد. شكست اين تحريم ناشي از عدم همكاري ديگران در جهان با ايالات متحده و اسرائيل در اين زمينه است. آنچه مسلم است اينكه، از اين پس فشار دولت ايالات متحده در اين زمينه بيشتر خواهد شد و اين فشار مي تواند حتي سبب برخوردهايي ميان منافع اقتصادي ايالات متحده و ديگران در جهان آنچه گردد در اين ميان مهم است اين كه مردم كشورهاي تحت تحريم اقتصادي يك جانبه و بي بهره از پشتيباني اخلاقي بين المللي، همانندايران، بايد به خود آيندو گرايش به يك پارچگي ملي بيشتر و نيرومندتر در داخل و گرايش به سوي اتكاي اقتصادي بيشتر به خود و گستراندن اهرم خودكفايي داخلي تقويت كنند و درعين حال دقت بيشتري روي حركات و تحريكات فزوني گيرنده در اطراف كشور داشته باشند. همچنين، افزايش ارتباطات سياسي - اقتصادي جهاني براي شكست نهايي طرح هاي ايالات متحده راهي منطقي است كه بايد از سوي كشورهايي نظير ايران جداپي گيري شود. همشهري: به نظر شما نقش آفريني كشور مهمي همانند ايران در نظام جهاني دگرگون شونده امروزه و شكل گيرنده فردا چه خطوطي را بايد دنبال ؟ كند كشور ايران بيش از پنجاه سال كوشيد تا، به عنوان سرزميني مياني در نقطه برخورد خاور و باختر سياسي پيشين، نقش بندبازي را، براي ايجاد موازنه (گاه منفي و گاه مثبت ) ميان دو قطب جهاني، بازي كند. همراه با فروريختن نظام دوقطبي پيشين، نه تنها نقش ژئوپوليتيك پيشين ايران نيز كارايي خود را از دست داد، بلكه تضمين هاي بين المللي كه از آن شرايط براي تماميت ارضي و وحدت ملي ايران وجود داشت، ازميان رفته است. پديدار آمدن جهان ژئوپوليتيك نوين كه مي رود نظامي را براساس توازن ميان گروه بندي هاي اقتصادي منطقه اي سازمان دهد، زمينه ها را آماده نقش آفريني نويني براي ايران مي سازد. اين گونه به نظر مي آيد كه همراه با جهاني شدن دامنه هاي توجه به استخراج و صدور نفت درياي خزر، موقعيت ايران، به عنوان تنها پل سرزميني ارتباطدهنده دو انبار بزرگ انرژي جهان - خليج فارس و درياي خزر - نقش پراهميتي را در نظام ژئوپوليتيك شكل گيرنده قرن بيست ويكم تدارك ديده است. در منطقه آسياي مركزي. ايران، و ملت هاي اين منطقه ( قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان ) همراه با افغانستان در امتداد جغرافيايي يكديگر قرار دارند. يك سلسله از پديده هاي محيطي، همگني منطقه اي را ميان آنان به جلوه درمي آورد و اين بخش از جهان را به گونه يك منطقه جدا از ديگر مناطق با تعاريف جغرافيايي و برخوردار از يك ساختار ژئوپوليتيك منطقه اي درمي آورد; از ديد تاريخي، همه مردم اين منطقه ازتجربه زندگي كردن در كنارهم در يك ساختار سياسي در درازاي دو هزار سال از 25 قرن گذشته برخوردارند; از ديدفرهنگي ايران از زباني مشترك با افغانستان تاجيكستان، و گروه هايي از مردم از ازبكستان، مذهبي مشترك با آذربايجان (كه در اين برخورد ويژه بخشي از منطقه موردنظر شمرده مي شود ) و از اقوام مشترك با آذربايجان و تركمنستان برخوردار است، در حالي كه شهرهاي معروفي در آسياي مركزي، همانند بخارا و سمرقند و خيوه و بلخ و مرو، به عنوان شهرهاي كلاسيك ايراني جاي والايي در ادبيات فارسي دارند و ادبيات فارسي گسترش و نفوذ فراواني در سراسر اين منطقه دارد و نوروز ايراني در سراسر اين منطقه جشن گرفته مي شود; از ديد جغرافيايي همه كشورهاي آسياي مركزي قاره اي هستند و هيچيك از آنان به درياي آزاد راه ندارد جز ايران. اين مشكل هنگامي بيشتر خودنمايي خواهد كرد كه استقلال اقتصادي اين جمهوري ها به سرمنزل بازرگاني بين المللي رسد. يك راه حل عملي براين مشكل را مي توان در ارتباط دادن اين جمهوري ها و افغانستان، ازطريق شبكه راه هاي زميني و آهن به خليج فارس و درياي عمان، جست وجو كرد. پديده هاي تاريخي، فرهنگي، جغرافيايي و اقتصادي مشترك ميان همه اين ملت ها، عناصر محيطي استواري هستند كه زمينه را در اين منطقه آماده پيدايش يك بازار مشترك و يا يك گروه بندي اقتصادي منطقه اي مي سازد. اگرچه به ظاهر اين گونه مي نمايد كه عضويت همه كشورهاي اين منطقه در سازمان اقتصادي منطقه اي اكو مي تواند راه را براي رسيدن به سرمنزل تشكيل يك گروه بندي اقتصادي منطقه اي هموار سازد. ولي تبديل شدن اكو به يك گروه بندي منطقه اي موثر، هنوز راه درازي در پيش براي دارد مثال، دلبستگي و توجه كامل تركيه به مسئله عضويت در اتحاديه اروپا مانع از دلبستگي آن كشور در يك تشكيلات آسيايي است. همچنين، غير از مشكلات مرزي موجود ميان ايران و افغانستان، اگر چه مرزهاي سياسي ميان كشورهاي آسياي مركزي هنوز مشكل در خور توجهي را دامن نزده است، ولي گسترش تلاش هاي اقتصادي در زمينه استفاده از امكانات سرزميني و ذخاير معدني مي تواند مشكلاتي را در آينده دامن زند، چنانكه گسترش تلاش هاي نفتي در درياي خزر مسائل مرزي را ميان كشورهاي آن منطقه مطرح ساخته است. يك سلسله مشكلات ديگر نيز در راه گام برداشتن منطقه به سوي يك پارچگي هاي اقتصادي وجود دارد همانند ادامه گونه هايي از رقابت هاي ناسالم ميان برخي قدرت هاي منطقه اي و تلاش هاي گسترده ايالات متحده و شماري از يارانش، همانند اسرائيل، در راه محدود كردن نقش آفريني طبيعي ايران در اين منطقه و در راه ايجاد يك گروه بندي اقتصادي منطقه اي در آسياي مركزي. ادامه دارد