Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750807-8357S1

Date of Document: 1996-10-28

نقش آفريني ايران در تحولات سياسي جهان گفتگو با دكترپيروز مجتهدزاده اشاره: تحولات جهان سياسي آنچنان سريع است كه ضرورت دارد پيوسته اين تحولات و آثار آن راروي زندگي ملل جهان، منطقه وايران مورد نقد و بررسي قرارگيرد. با توجه به اين ضرورت گفتگويي با دكتر پيروز مجتهدزاده، كارشناس ايراني مسائل ژئوپوليتيك جهاني و مسايل خليج فارس در دانشگاه لندن انجام داده ايم كه از نظر گرامي خوانندگان مي گذرد. سرويس مقالات همشهري: به عنوان آغازبحث، ممكن است بفرماييد كه تحولات جهان سياسي و دگرگوني ها در موازنه هاي ژئوپوليتيك امروز جهان را چگونه مي توان بررسي؟ كرد دهه 1990 ( ) 1370 با دورويداد بزرگ آغاز شد. دورويدادي كه ژئوپوليتيك جهاني را به طور كلي از دگرگون كرد يك سو فروپاشي شوروي پيشين و سرنگون شدن پيمان ورشو، نه تنها نقطه پايان جهان ژئوپوليتيك توازن يافته ميان دو قطب تلقي شد، بلكه راه را براي انتقال نظام ژئوپوليتيك جهاني از مرحله رقابت هاي ايدئولوژيك - سياسي به مرحله رقابت هاي اقتصادي - سياسي هموار ساخت. از سوي ديگر، حركت نظامي بي سابقه ايالات متحده و همپيمانانشان در ماجراي بحران كويت شيوه هاي نويني از واكنش هاي ژئوپوليتيك در برابر كنش هاي استراتژيك منطقه اي را نمايان ساخت. در حالي كه رويداد نخست مفاهيم تازه اي را در ژئوپوليتيك جهاني مطرح ساخت و روابط ساختاري (افقي و عمودي ) ميان قدرت هارا دگرگون كرده و زمينه راآماده شكل گيري شيوه نويني ازاين روابط ساخته رويداد است، دوم نظام ژئوپوليتيك خاورميانه را يك سره دگرگون كرده، موازنه نظامي -استراتژيك تازه اي را پيش كشيده است و مفاهيم نويني ازامنيت منطقه اي در روابط ساختاري قدرت هاي منطقه اي به دست داده است. از هنگامي كه جهان دو قطبي سقوط كرد، تاكنون آثار فراواني ديده مي شود كه از حركت جهان سياسي به سوي يك نظام چند قطبي متشكل از گروه بندي هاي اقتصادي منطقه اي حكايت دارد. ايالات متحده از آغاز اين دوران، ايده نظام نوين جهاني را مطرح ساخت. اين ايده حكايت از نظامي دارد مخروطي شكل كه كشورهاي گوناگون در رده هاي گوناگون هرم قدرت قرار مي گيرند و ايالات متحده درراس اين نقش هرم، ژاندارم بين المللي را اجرا خواهدكرد. اين ايده امريكايي مورد استقبال هيچ ملتي قرارنگرفته و حتي رهبران نزديكترين متحد ايالات متحده، يعني دولت محافظه كار بريتانيا، نيز اشاره اي بدان نمي كنند. جاي تاسف فراوان دارد كه تاييد كنم اين ايده سروري خواهانه امريكايي تنها در بخشي از خاورميانه عربي اجرا شده و به حقيقت پيوسته است. (البته به دليل اجراي استراتژي حضور نظامي در خليج فارس و نمايش قدرت در منطقه )اما ديگر ملت هاي جهان سخت سرگرم آن هستند كه مقام خود را در نظام شكل گيرنده جهاني، از راه جاي گرفتن درنظام هاي اقتصادي منطقه اي تعيين كنند. در عين حال، واشنگتن ازجهت گيري هاي نوين جهان سياسي به سوي نظام چند قطبي اقتصادي غافل نيست و مي كوشدكه با نوعي همگامي بر اين دگرگوني ها نيز چيره شود. ايالات متحده در نظر داردمنطقه آزاد بازرگاني شمال امريكا ( نفتا ) را به سراسر قاره امريكا گسترش دهد. در حالي كه پس از يكي - دو سال دودلي، حضور و نقش آفريني خود را در پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) فعالتر ساخته است دو سال پيش پيماني را با شماري از كشورهاي حاشيه اقيانوس آرام امضاءكرد و قرار گذارد كه همكاري اقتصادي امريكا - پاسيفيك ( آپك )تا سال 2010 فعال شود. اين استراتژي آشكار است كه براي چيره شدن بر مناطق از راه همگرايي Dominationthrough)(Integration تدارك ديده شده است. به گفته ديگر، ازآنجا كه واشنگتن اميد اجراي نظام نوين جهاني خود را درسراسر گيتي از دست مي دهد، تلاش دارد تا از راه وارد شدن به گروه بندي هاي اقتصادي منطقه اي وايجاد چيرگي بر اين استراتژي گروه بندي ها، سروري بر جهان و نقش آفريني به عنوان ژاندارم بين المللي را عملي سازد. از سوي ديگر، فروپاشي خاور سياسي پيشين، بلوك كمونيستي، خود به خود پويايي مفهوم باختر سياسي را با علامت سوال مواجه ساخت. بيش از اين دشوار خواهد بود كه ازغرب سياسي به عنوان يك نيروي يكپارچه در سياست جهاني نام برد و مانند جهان دو قطبي پيشين، مجموعه اروپاي باختري و امريكاي شمالي را مسئول خطاها يازياده خواهي هاي ايالات متحده قلمداد كرد. امروز كنش ها وواكنش هاي زيادي از سوي اروپاي متحد به ويژه ازسوي فرانسه، ديده مي شود كه هر روز بيشتر از روز پيش باخواست هاي ايالات متحده رودررويي پيدا مي كند. امروز كنش ها و كوشش هاي نويني راه هاي سياست جهاني اروپاي باختري را از ستيزه جويي هاي ايالات متحده در راه سروري خواهي هاي جهاني جدا مي سازد. به نظر من ديگر وقت آن رسيده است همانگونه كه باختريان ما را به خاور ميانه وخاور دور و غيره تقسيم كرده اند. ما نيز درخاور جغرافيايي جهان، باختر زمين را به باختر دور وباختر ميانه و غيره تقسيم كنيم. همشهري: آيا مي توان خطوطروشني از دورنماي دنياي ژئوپوليتيك آينده يا نظام شكل گيرنده جهاني ترسيم؟ كرد شما اين خطوط را چگونه ترسيم ؟ مي كنيد فروپاشي خاور سياسي پيشين، يا بلوك نه كمونيستي، تنها پويايي مفهوم باختر سياسي را با علامت سوال مواجه ساخت، بلكه خلايي را در نظام ژئوپوليتيك جهاني به وجود آورد كه جهاني انديشان را تشويق مي كند نظريه هايي را پيش كشند در اينكه جهان ژئوپوليتيك فرا آينده از چگونه ساختاري برخوردار خواهد بود; آيا جهاني خواهد بود تك قطبي و مخروط شكل به نام نظام نوين جهاني كه ايالات متحده در راس مخروط قدرت در جهان، پاسداري از امنيت گيتي را وظيفه انحصاري خود خواهد دانست; يا، به گفته برخورد هانتينگتن، تمدن ها سبب پايان گرفتن تاريخ بشر متمدن خواهد شد; و يا، اينگونه كه بنده مي بينم، جهان ژئوپوليتيك مي رود از ساختاري برخوردارشود چند قطبي و توازن يافته ميان گروه بندي هاي؟ اقتصادي منطقه اي پيدايش چند غول اقتصادي همانند آلمان و ژاپن و چند گروه بندي اقتصادي منطقه اي همانند اتحاديه اروپا (Union European The) منطقه بازرگاني آزاد آمريكاي شمالي (نفتا ) American North)(Area Trade Free و اتحاديه ملت هاي آسياي خاوري ( آ. سه. آن )of Association)(Nations Asian East -ترديدي south باقي نمي گذارد كه نظام جهاني چگونه خود را آماده رويارويي با قرن بيست و يكم مي سازد. سرعت گرفتن دگرگوني در نظام جهاني دهه 1990 سبب شتابگرفتن اقتصادي شدن نظام جهاني همزمان با جهاني شدن اقتصاد بازار شده است. حقايق نوين موازنه ژئوپوليتيك، نيروهاي شكل دهنده جهان سياسي را آ. آن دگرگون س كرده است. مبادله بازرگاني جهاني گسترش يابنده - كه با اجراي كامل موافقت نامه عمومي گمركي وبازرگاني ( گات ) گسترش بيشتري خواهد گرفت - جنبه هاي زيادي از حاكميت اقتصادي ملت - حكومت ها را از ميان برده است. همشهري: وضع ديگر مناطق در اين دگرگوني ها چيست و با توجه به تلاش واشنگتن در زمينه دگرگون كردن روسيه مطابق سليقه آيا خود، ايالات متحده موفق خواهد شد روسيه را به اردوگاه امريكايي نظام نوين جهاني خود وارد؟ سازد ديگر مناطق جهان دراين شرايط دگرگون شونده ناچار خواهند بود خود را بادنياي شكل گيرنده كنوني هماهنگ سازند. ما از هم اكنون شاهد آن هستيم كه ژاپن مي كوشد در مقام يك ابرقدرت يا يك غول اقتصادي مستقل در نظام آينده جهاني نقش آفريني كند. چين، از يك سو، نظام سياسي - اقتصادي مائوئيستي خود را آماده برخي دگرگوني ها ساخته و مي كوشد جنبه هايي از اقتصاد بازار يا اقتصاد كاپيتاليستي، را در بخش هايي از سرزمين خود رواج دهد و از سوي ديگر، با يكپارچه شدن با هنگ كنگ در سال آينده آماده آن مي شود كه با ورود به گونه اي از قول و قرارهاي منطقه اي با تايوان و ديگران در اطراف خود، گروه بندي منطقه اي مهمي را به وجود آورد. وضع روسيه، كم يا بيش، همين گونه است، اگر واشنگتن گمان دارد كه از راه دادن كمك هاي مالي به مسكو و تلاش براي وارد ساختن روسيه در ترتيبات گوناگون منطقه اي، از جمله در شوراي امنيت و دموكراسي اروپا، مي تواند از تبديل شدن فدراسيون روسيه به يك قطب ژئوپوليتيك رقيبجلوگيري كند، سخت در اشتباه روسيه است امروز كه دچار گرفتاري هاي فراوان مالي و بي سر و ساماني هاي گسترده اجتماعي -اقتصادي است و نيازمند كمك هاي گوناگون ايالات متحده، مي كوشد تا موقعيت خود را به عنوان يك قدرت مستقل نسبت به سياست هاي ايالات متحده حفظ كند. برخورد مسكو با خواست هاي ايالات متحده در مورد ايران و عراق بهترين گواه اين وضع است. روزي كه مسكو نيازمند ايالات متحده نباشد، آشكار است كه چه نقش آفريني جهاني موثري در مقابل ايالات متحده خواهد داشت. امريكا مي كوشد روسيه را به يكي از فرمانبرداران خود تبديل كند و مي كوشد از راه هاي گوناگون به اين نتيجه و هدف دست يابد. برخي از سياستمداران غربي سخن از يكپارچه كردن روسيه درغرب سياسي دارند. اگر منظور از اين يكپارچه كردن، يكپارچگي فلسفي باشد، يعني اقتباس سيستم سياسي غرب، دموكراسي غربي و غيره، ممكن است عملي باشد، ولي اگر منظور يكپارچگي استراتژيك - ژئوپوليتيك باشد، غرب سخت در اشتباه است و روسيه را دست كم مي گيرد. حداقل چهار قرن است كه روسيه به صورت يك ابر قدرت زندگي كرده است و هم اكنون همه امكانات و همه ايده هاي بازگشت به مقام يك ابرقدرت جهاني را در اختيار دارد. نه تنها روسيه حاضر نيست، از نظر سياسي - استراتژيك با غرب يكپارچه شود، بلكه سخت تلاش مي كند تا از يكپارچگي سياسي اروپاي خاوري با غرب جلوگيري كند، چون اين كشورها را اقمار خود مي شناسد. برخي از انديشمندان در جغرافياي سياسي همانندميكندر (Mackinder Hariford Sir) روسيه را سرزمين قلبي (Heartland) جهان فرض كرده اند. براساس همين فرض بود كه هيتلر، در جريان جنگ جهانگير دوم، به جبهه شرقي روي آورد تا با تسخيرسرزمين قلبي جهان!! بر جهان سروري يابد. اگرچه ممكن است اثبات اين نظر كه روسيه سرزمين قلبي جهان است، دشوار ولي باشد، روسيه يك قدرت طبيعي و يك ابرقدرت بالقوه است. فدراسيون روسيه از روزي كه موجوديت يافت، يك ابرقدرت بود، چه در دوران امپراتوري رومانف ها و چه در چهارچوب جماهير سوسياليستي شوروي هاي پيشين. به هر حال، براي كشورهايي مانند ايران صحيح اين است كه براي ايجاد توازن در نظام جهاني، جانبابرقدرت هاي بالقوه اي مانند روسيه را گيرد، به ويژه در دوراني كه ابرقدرت روسي، ديگر با ايران هم مرز نيست و سرزمين موقعيت ايران مورد تهديد كشورگشايي هاي مستقيم آنان نمي باشد. همشهري: آيا حركت هاي ديگري را هم مي توان در نظام دگرگون شونده جهاني نشان بديهي؟ كرد است كه در جهان سياسي كه به اندازه پيچيدگي محيط انساني پيچيده است، دگرگوني ها، جنبه هاي گوناگوني به خود مي گيرد. در حالي كه نظام دو قطبي پيشين جاي خود را به نظامي داده است كه مي رود چند قطبي باشد; در حالي كه زيربناي فكري تقسيم كننده جهان به اقطاب مختلف از زيربناي ايدئولوژيك به زيربناي اقتصادي - استراتژيك تبديل مي شود; در حالي كه مي بينيم همزمان با گسترش منطقه گرايي ها، بازگشت به هويت ملي و استقلال قومي فزوني مي گيرد، در همان حال حركت هاي ديگري نيز در اين ساختار دگرگون شونده قابل تشخيص است. چون اين بحث براي روزنامه همشهري است و اين روزنامه به مسائل شهري توجه ويژه دارد، خوب است اشاره كنم كه دو حركت ويژه در رابطه با نقش آفريني شهر در نظام شكل گيرنده جهاني قابل تشخيص است. امروز ميزان پويايي سياسي - اقتصادي شهرها روبه فزوني است. از يك سوي، مگالوپوليس (Megalopolis) ژان گاتمن (Gottmann Jean) پدر جغرافياي سياسي نوين، دارد واقعيت جهاني پيدا مي كند. اين دانشمند برجسته كه در دهه 1970 افتخار شاگرديش را در مدرسه جغرافياي آكسفورد طي داشتم نوشته اي در سال 1961 تئوري ياد شده را پيش وي كشيد پيش بيني كرد كه شمال باختري ايالات متحده، در مايل 600 و با 20 ميليون جمعيت به يك شهر حومه اي بزرگ تبديل خواهد شد. وي اين پديده هاي ماوراي شهري رامگالوپوليس به مفهوم واژه اي موجود در يونان باستان، نام داد و پيش بيني كرد كه شهرها در آينده به گونه موزائيكي از قطعات گوناگون ولي سست شكل مي گيرند. قطعاتي كه انعطاف پذيري اندكي دارند. اين موزائيك بيشتر نماينده ناهماهنگي ها است تا نشان دهنده هماهنگي ها كه زندگي شهري را پيچيده و خدمات شهري رادشوارتر مي سازد. امروز ما شاهد آن هستيم كه مگالوپوليس هاي فراواني در گوشه و كنار گيتي سر برمي آورند. توكيو مي رود كه رفته - رفته به سراسر جزايرژاپن گسترش يابد. لندن و همه شهرهاي جنوب خاوري بريتانيا به گونه مگالوپوليسي غول آسايي در مي آيند. پيدايش و گسترش شهرهاي بسيار بزرگ با جمعيتي افزونتر از بيست ميليون تن به گونه پديده هايي عادي ولي پر از دشواري در مي آيد. توجه به نظام خدمات شهري و برقراري نظم در اين شهرها مسئله پراهميتي است و انرژي فراواني را جلب خواهد كرد. غلبه دشواري هاي مادي بر محيط انساني مگالوپوليس ها اثرات رواني ژرفي روي ساكنان اين شهرهاي غول آسا خواهد داشت. افزايش نابرابري هاي رفاهي توام با گسترش بيكاري، فرهنگ خصمانه را چيره خواهد كرد. از سوي ديگر، ما شاهد گسترش پويايي سياسي - اقتصادي مگالوپوليس ها و حتي شهرهاي كوچكتر هستيم. برخي شهرها مي روند كه پويايي سياسي - اقتصادي دوران شهر - حكومتي يونان باستان را تجديد كنند. امروز شماري از شهرهاي باختر ايالات متحده و اروپاي باختري روابط اقتصادي و مبادلات بازرگاني گسترده اي را با بخش هاي گوناگون جهان آغاز كرده اند. تلاش هاي مستقل بازرگاني شهر بزرگي همانند سانفرانسيسكو در رابطه مبادلاتي با ژاپن و خاور دور، چهارچوب نظام سياسي - اقتصادي ايالات متحده را در نورديده است. اقتصادي شدن نظام جهاني و جهاني شدن اقتصاد بازار آزاد سبب از ميان رفتن جنبه هاي زيادي از حاكميت اقتصادي دولت مي شود و اجراي كامل گات حاكميت اقتصادي دولت ها را بيش از پيش از ميان خواهد برد. اين شرايط، بديهي است كه نقش آفريني اقتصادي - سياسي مستقل مگالوپوليس ها را گسترش خواهد داد. گسترش پويايي اقتصادي و نقش آفريني بازرگاني مگالوپوليس هانمي تواند از اثرگذاري سياسي بر محيط بري باشد. اثرات سياسي اين گسترش نقش آفريني جهاني شهرها شرايطي رافراهم خواهد ساخت كه روابط قانوني شهرها و حكومت هاي مركزي را دگرگون خواهد ساخت. اين نكته را به هر حال بايد در نظر داشت كه دگرگوني هاي يادشده، در حال حاضر، بيشتر در كشورهايي چشمگير خواهد شد كه از نظام حكومتي فدرال برخوردارند و يا اينكه دموكراسي در شهري، نماد انجمن هاي واقعا مستقل شهري، در قوانين اساسي آن كشورها بنيادي مستحكم داشته باشند. ادامه دارد