Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750807-8320S1

Date of Document: 1996-10-28

چرا زنان بيشتر ترك تحصيل؟ مي كنند ناتمام گذاردن تحصيل و اتلاف وقت در بين زنان و دختران سه برابر، در مقايسه با پسرهاست همچنين اگر در خانواده اي بحران مالي بروز كند، نخست از زنها و دخترها خواسته مي شود كه ترك تحصيل كنند آموزش رفتار و منش زنان به عنوان مادران بسيار موثر است و زنهاي سواد آموخته فرزندان سالمتري را تربيت مي كنند و درمدرسه نيز استعدادهاي بهتري از خود نشان مي دهند دستيابي زنان به سوادآموزي بدون شك در دهه گذشته روندي صعودي داشته، با اين حال هنوز دو سوم بيسوادان جهان را زنان تشكيل مي دهند. در بسياري از كشورهاي در حال توسعه جهان، اغلب زنان دو يا سه سال از دوره ابتدايي را آنهم نامنظم و بدون توالي، برگزار مي كنند. نرخ نامنويسي در مدراس، در بسياري از كشورهاي در حال رشد نشان مي دهد كه دختران در مقايسه با پسرها، بخت ناچيزي براي برخورداري از آموزش رسمي دارند. و در اين كشورها، پسران ده بار بيش از دختران هم سن و سال در مدرسه حضور پيدا مي كنند. همچنين ناتمام گذاردن تحصيل و اتلاف وقت در بين زنان و دختران سه برابر، در مقايسه با پسرهاست. نيز اگر در خانواده اي بحران مالي بروز كند، نخست از زنها و دخترها خواسته مي شودكه ترك تحصيل كنند. در غالب كشورهاي جهان سومي ودر فرهنگهاي ويژه اين كشورها، تحصيل زنها و ادامه وظايف طاقت فرساي خانه داري توامان انجام مي گيرد. لذا اغلب زنان با شرايط ضعيف بدني و ذهني آموزش مي بينند و طبعا نتيجه كار آنها مطلوب و كارآمد از آب در نمي آيد. كيفيت آموزش و سوادآموزي مانند دستيابي به آن حائز اهميت است. بنابراين به هيچوجه درست نيست كه گفته شود، هرآموزشي، با هر كيفيت باز بهتر از آموزش نديدن است. آموزش رسمي در مدارس و ديگر نهادهاي آموزشي اغلب به آن قبيل از باورهاي اجتماعي دامن مي زند كه زنان، طبقه دوم -، Class Seond- يك اجتماع هستند. در آمارگيريهاي به عمل آمده همچنين نشان داده شده كه حتي در مواردي كه دختران اكثريت شاگردان يك كلاس درس را تشكيل مي دهند، توجه آموزگار و استاد نصف توجهي است كه نسبت به شاگردان مذكر مبذول مي گردد. دلايل اين تبعيض اما متفاوت است: ترديد والدين نسبت به مدرسه اي ناشناخته يا پافشاري روي اين نكته كه چه ضرورتي دارد دخترها و زنان سواد بياموزند و با سواد شوند! ترس ديگر نيز از اين قرار است كه دختران و زنان تحصيلكرده كمتر به انقياد و اطاعت مردها و والدين تن درخواهند حتي داد زمانيكه انگيزه سواد آموختن و باسواد شدن در زنها بسيار نيرومند است. موانع عملي و اجتماعي براي آنها فراوان در است اغلب موارد، ساكنان روستاها به ويژه زنان، از امكانات اندكي جهت باسواد شدن برخوردارند. از اينجاست كه اكثريت بيسوادان را در جهان سوم زنان تشكيل مي دهند. البته نرخ بيسوادي در ميان زنهاي بزرگسال به مراتب بيشتر است. كنترل هاي اعمال شده بر دختران و زنها از سوي پدرها شوهران، و خويشاوندان مرد زنها اغلب شديدتر اينان است در موارد عديده زنان را از حضور بر سر كلاسهاي درس باز مي دارند يا به آنها تفهيم مي كنند كه سوادآموزي و علم اندوزي براي زنان هوده اي در بر ندارد! اما در مناطق شهري، زنان و دختران مصمم، حتي در غياب شوهران و پدران خود كه سر كار رفته اند، سر كلاسهاي درس حضور پيدا كرده سواد مي آموزند. اما زندگي روستايي، با حضور مخفيانه در سر كلاسهاي سوادآموزي همخواني ندارد. اغلب مشاهده شده كه زنان انرژي كافي و وقت لازم براي صرف در راه سوادآموزي و حضور بر سر كلاس راندارند. خستگي و نامربوط و يا ناكافي بودن ابزارتحصيل زنان علاقه مند به سوادآموزي و تحصيل را رفته رفته از ادامه كار دلسرد مي كند ولذا زنان بسياري در ميانه راه تحصيل، مدرسه را رها كرده ترك تحصيل مي كنند. در يكي از آخرين تحقيقات به عمل آمده در جوامع وكشورهايي كه شمار زنان بيسواد در آنها بسيار بالاست، معلوم شد كه در اين كشورها توجه چندان موثري به كيفيت تحصيل زنان به عمل نمي آيد و سازمانهاي مربوطه بودجه كافي و وافي به مقصود در اختيار ارگانهاي مسئول سوادآموزي زنان قرار نمي دهند. گفتني است كه نتايج و پيامدهاي باسواد شدن زنان بسيار پيچيده است و مطالعات انجام شده براي شكافتن ابعاد اين پيچيدگي بسيار اندك بوده است. در معنا، اغلب بررسيها و مطالعات به عمل آمده روي زنان و دختراني انجام گرفته كه از طريق برنامه ها و پروژه هاي رسمي و دولتي با سواد شده اند و لذا تحقيق درباره زناني كه در بزرگسالي و از طريق برنامه هاي غيردولتي به سوادآموزي روي آورده اند، ناكافي و ناتمام مانده است. همچنين اندازه گيري پيامدهاي سوادآموزي و باسواد شدن در بزرگسالي نيز با دشواري توام بوده و ارزيابي معيارهاي ذهني و عيني در اين زمينه چندان به حساب آورده نشده است. مطالعات انجام شده درباره مدارس سوادآموزي حكايت از اين مهم دارد كه آموزش در رفتار و منش زنان به عنوان مادران بسيارموثر است. از جمله زنهاي سواد آموخته فرزندان سالمتري را تربيت مي كنند و در مدرسه نيز استعدادهاي بهتري از خود نشان مي دهند. الغرض، كمترين فايده باسواد شدن زنان تقويت اعتماد به خويشتن، ارزشگذاري بهتر درباره خود و مشاركت گسترده تر درزندگي اجتماعي بيرون از خانه است، گو اينكه به دست آوردن اطمينان بيشتر نسبت به خود و اشتياق فراوانتر براي مشاركت در مسائل جامعه اغلب چالشهاي تازه اي براي اين قبيل زنان پديد مي آورد. يكي از اهم اين چالشها زماني است كه مرد خود را در برابر همسري با اطمينان بيشتر نسبت به خويشتن روياروي مي بيند، دچار ترسي توهم زا مي شود و سعي دارد همسر خود را از ادامه تحصيل و سوادآموزي باز دارد. طبيعي است كه باسوادي زنان امتيازهاي اجتماعي براي آنها به ارمغان مي آورد. اما فقدان اين دانش و باسوادي نيز ضرورتا به بي اطلاعي آنها معنا نمي دهد. در كليه جوامع، مسئوليت اصلي تربيت فرزندان برعهده زنان است و فرق نمي كند ساختار خانوادگي چگونه باشد. زنها اوقات بيشتري را در خانه مي گذرانند در حاليكه مردان بيرون از خانه و بر سر كارها و مشاغل خود هستند و شگفت انگيز است كه مهارتهاي خانه داري زنان و نقش حساس آنها در كودك پروري، هنوز آنها را واجد شرايط در تقسيم قدرت با مردها و تصميم گيري در اداره خانه و خانواده قرار نمي دهد! نقش و مهارتهاي زنان به عنوان آموزشگران به طور مدام دستكم گرفته گواينكه مي شود زنان همواره نقش كليدي را در انتقال دانش و فرهنگ بومي و قبيله اي ايفا كرده اند. در سرتاسر جهان زنها در طبهاي سنتي، زراعت، روندسازي، حفظ و ذخيره مواد غذايي مشاركت داشته اند. اين آگاهيها و مهارتها براي بقاي خانواده ها و جوامع بسيار ضروري هستند. نيز ضرورت احساس مي شود كه كشورها اين نقش زنان را مورد ارزيابي مجدد قرار دهند و ضمن پاسداري از اين ارزشها علل محروميت زنان نسبت به دريافت مهارتها و دانشهاي نوين را از پيش پاي آنها بردارند. باز تاكيد بر روي اين مسئله داريم كه زنان نخستين آموزگارانند. از طريق تماس با مادران است كه كودكان براي اولين بارمي آموزند كه پيرامون آنها چه؟ مي گذرد و اين احساس در كودكان و نوجوانها پديد مي آيد كه خودشان چگونه با رويدادها ارتباط دارند. در خانه كار اصلي مادران از جمله اين است كه ارتباطهاي خانوادگي به كم سن و سالها تفهيم شود. كودكي كه ارتباط با محيط پيرامون را به درستي از مادر مي آموزد، در بزرگسالي آدمي خانواده دوست بار خواهد آمد و در يك بازنگري سريع نسبت به وضع تحصيلي زنان در پهناي گيتي. اين تصوير روشن فرا چشم مي آيد كه: اگر چه فرصتهاي تعليم و تربيت به طور خودكار شرايط و مواضع زنان را در جامعه بهتر نخواهد كرد و مشاركت مساوي با مردان حاصل نخواهد شد، اما نامساوي بودن با مردان در امر تعليم و آموزش مانع و رادع دايمي براي عدم پيشرفت زنان در مناطق شهري و روستايي به شمار خواهد معمولا آمد زنان و دختران تحصيلكرده و سوادآموخته موضع ها و شرايط خود در خانواده را بهبود مي بخشند. و شواهد موجود نشان مي دهد كه دختران سوادآموخته بهترين سرمايه گذاري اي مي تواند باشد كه يك كشور در حال توسعه به آن مبادرت مي ورزد. ترجمه: پرويز ايرانزاد منبع: Muslim