Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750806-8274S1

Date of Document: 1996-10-27

سرشماري، مديريت و نياز جامعه ما گفت و گو با بايزيد مردوخي از سال 1973 به دليل پيچيدگي و نوسانات شديد اقتصادي دنيا به اين نتيجه رسيد كه تنها آمار و اطلاعات روز مي تواند پاسخگوي نياز برنامه ريزان و سياستگذاران باشد نه آمار كهنه و قديمي. سه عامل در صحت يك سرشماري موثرند: اول كساني كه موردپرسش قرار مي گيرند، دوم پرسشگران و سوم روش و چارچوبي كه پرسشنامه براساس آن تنظيم و اجرا مي شود. اشاره: سرشماري عمومي نفوس و مسكن آغاز شده است. اما يك سرشماري دقيق چگونه حاصل مي شود و مهمتر از آن در صورت انجام يك سرشماري دقيق، چه نوع مديريتي مي تواند از آن بهره؟ بگيرد آيا صرفا وجود اطلاعات صحيح مي تواند تضميني بر برنامه ريزي و سياستگزاري مطلوب باشد و يا بهره گيري از داده ها و اطلاعات نيز شرايط خاصي؟ مي طلبد بدون ترديد استفاده بهينه از اطلاعات از يك سو نياز به اطلاعات و آمار دقيق دارد و از سوي ديگر محتاج مديريتي است كه خود را نيازمند اطلاعات گفت بداند و گوي حاضر محورها فوق را مورد توجه قرار داده كه تقديم خوانندگان گرامي مي گردد. همشهري: درباره اهميت سرشماري مطالب و موضوعات گوناگوني مطرح شده و مي شود. جنابعالي وضعيت سرشماري در ايران راچگونه مي بينيد و در طي چند دهه اخير جامعه ما چه نگرشي نسبت به سرشماري و در مجموع اطلاعات و آمار داشته؟ است مردوخي: سرشماري و آمارگيري مهمترين، پايگاه اطلاعاتي رابراي تصميم گيري و برنامه ريزي به وجود اطلاعات مي آورد حاصل از سرشماري مي تواند وضعيت اقتصادي - اجتماعي جامعه را نمايان كند. در آمارگيري براساس نمونه گيري اشتباهات فني و علمي بسياري وجود دارد. اين امر به اين دليل است كه ما يك نمونه را به كل جامعه تعميم مي دهيم و براساس آن به نتيجه گيري مي پردازيم. اما سرشماري اين امكان را فراهم مي كند كه ما از كل جامعه آمارگيري كنيم، لذا خطاهاي تحليلي - كه در آمارگيري وجود دارد - به حداقل مي رسد. درنتيجه سرشماري امكان شناخت و برنامه ريزي بلندمدت و ميان مدت خصوصا در علوم انساني و بالاخص اقتصاد را جهت دستيابي به اهداف فراهم مي كند. در واقع اگر سرشماري و اطلاعات حاصل از آن وجود نداشته باشد متكي به تصميم يك فرد و تخمين ها و حدسيات خواهد بود. امروزه آمار و اطلاعات، خوني است كه در دستگاه تصميم گيري در حال گردش است. به طور مشخص از سال 1973 به بعد روندهاي گذشته در مورد چگونگي جمع آوري اطلاعات با روش هاي جديد جايگزين شد. تا سال 1973 خيلي از برنامه ها و شيوه هاي اقتصادي قابل پيش بيني بود و براساس اطلاعات گذشته به راحتي مي شد برنامه ريزي و مدل سازي كرد، از اين سال به بعد سياستگزاران و برنامه ريزان با اين مشكل مواجه شدند. كه ديگر اطلاعات گذشته نمي توانند پاسخ مناسبي براي پيش بيني و مدل سازي باشند. به عبارت ديگر در اين سال دنيا به اين نتيجه رسيدكه اطلاعات گذشته و قديمي به هيچوجه پاسخي براي ذهن هوشمند برنامه ريز ندارد; نوسانات شديد اقتصادي در آن سالها وضعيت پيچيده اي به وجود آورده بود، لذا از آن تاريخ به بعد جوامع خود را به اطلاعات و آماري روز مجهز كردند در نتيجه براي اين جوامع امكان برنامه ريزي براي آينده در سطح خرد و كلان مهيا شد. در مقابل كشورهايي كه كماكان پايگاه اطلاعاتي سنتي دارند و يا اطلاعاتشان قديمي و كهنه است به صورت تصادفي تصميم گيري مي كنند كه اين تصميمات نيز ممكن است مضر يا مفيد واقع شود. به عبارت ديگر در اين كشورها تصميمات مبناي علمي ندارد. همشهري: اهميتي را كه جامعه ما در تاريخ چند دهه اخير براي سرشماري و آمار و اطلاعات قائل بوده چگونه ارزيابي مردوخي؟ مي كنيد:سرشماري در ايران از سال 1335 تاكنون هر ده سال يكبار انجام شده و به دليل گستردگي و حجم عظيم اين امكان وجود نداشته كه ما در دوره هاي كوتاه تر اين برنامه را انجام دهيم. البته در همينجا بايد به اين نكته اشاره كنم كه سرشماري بايد در محيط و شرايط مناسبي انجام بگيرد. مثلا جامعه اي دچار بحران، تنش و مشكلات داخلي است سرشماري به دقت انجام نمي شود و در واقع نتايج حاصله نمي تواند دقيق باشد. يا مثلا در فصلي كه نيروي اشتغال جامعه وضعيت خاصي دارد و آن فصل بر وضعيت نيروي انساني تاثيري مخصوص مي گذارد، ممكن است سرشماري جواب صحيح و درست ندهد. همانطور كه عرض كردم، سرشماري به دليل حجم گسترده و عظيم آن و نيز به دليل هزينه هاي گزافي كه مي طلبد در فاصله هاي بلند ده ساله انجام گرفته است. البته جوامع امروزي خصوصااز سال 1973 به اين سمت ديگر توجيهي براي فاصله هاي بلند بين دو سرشماري ندارند و به دنبال آمار و اطلاعات روز هستند. همشهري: در مجموع چه شرايطي لازم است تا نتايج حاصل از سرشماري دقت لازم را داشته؟ باشد.مردوخي: .سه عامل خيلي مهم در صحت و درستي يك سرشماري موثر است. اول كساني كه مورد پرسش قرار مي گيرند. در سرشماري، كل افراد جامعه كه در ايام سرشماري حضور دارند، مورد پرسش قرار مي گيرند. عامل دوم در صحت سرشماري، پرسشگرها هستند كه لازم است آموزش لازم را ديده باشند و نسبت به وظايف محوله تعهد كافي داشته باشند تا پاسخهاي صحيحي دريافت كنند. عامل سوم، روش، متد و چارچوب پرسشنامه يا در واقع همان قسمت نرم افزاري است كه توسط متخصصان تهيه و تنظيم مي شود. در همين مورد بايد به روش استخراج و استحصال اطلاعات و در آخر علاوه بر چارچوب پرسشنامه، استحصال و استخراج اطلاعات از پرسشنامه هم نياز به روش و متد دقيقي دارد كه اميد مي رود با وجود متخصصين اين حوزه، نتيجه مطلوب باشد. اين عوامل وقتي فراهم باشد، مي توان گفت سرشماري به طور درست انجام مي گيرد يا لااقل مي تواند ادعاي درستي نسبي بكند. همشهري: درباره آمار يك سئوال اساسي مطرح است و آن اينكه آيا جامعه ما احساس نياز به آمار و اطلاعات مي كند يا آنكه چنين نيازي احساس ؟ مردوخي نمي شود:تقاضاي اصلي براي اطلاعات بايد از سوي نظام ها و نهادهاي تصميم گيري مطرح شود. مراكز تصميم گيري در سطح خرد و كلان براي هر نوع تصميم گيري نياز به اطلاعات دارند. اين تقاضا به عناوين مختلف خود را در جامعه ظاهر مي كند. به عنوان نمونه دستگاه برنامه ريزي كشور اطلاعاتي در سطح ملي و منطقه اي لازم دارد كه نياز خود را به اطلاعات ابراز مي دارد. گروههاي سياستگذار و ديگر مراكز هم به همين ترتيب نياز به اطلاعات دارند. در سطح خرد هم افراد، خانواده ها و بنگاهها به اطلاعات نياز دارند كه همه بيان كننده نياز جامعه به آمار و اطلاعات است. همشهري: حال فرض را بر اين قرار دهيم كه پايگاه اطلاعاتي و سرشماري اطلاعات نسبتا دقيق را در اختيار جامعه قرار دهند، يك مدير، برنامه ريز و يا سياستگذار بايد داراي چه ويژگي هايي باشد تا بتواند در تدوين برنامه هاي بلندو كوتاه مدت از آن بهره؟ ببرد به عبارت ديگر آيا مشكل جوامعي چون جامعه ماصرفا نبود پايگاه اطلاعاتي است و يا آنكه بخشي از مشكل به طيفي از مديران مربوط است كه خود را بي نياز از اطلاعات؟ مي بينند . مردوخي: . وقتي پايگاه اطلاعاتي فراهم آمد، مراكزتصميم گيري بايد احساس نياز كنند. اگر احساس نيازوجود نداشته باشد و تصميم گيرنده مانند قرن هاي گذشته گمان كند كه به اتكاي شخص خودش مي تواند تصميم گيري كند و اطلاعات شخصي وي قادر خواهند بود او راراهنمايي كنند، مي شود گفت كه اطلاعات موجود درجامعه هرچند هم دقيق و كافي باشد باز بلااستفاده خواهد ماند و در آرشيوها و بايگاني ها باقي خواهندبود. اين است كه فرهنگ تصميم گيري بايد به گونه اي باشد كه احساس نياز به اطلاعات وجود داشته باشد. علاوه بر اين بايد تخصص استفاده از اطلاعات هم وجود داشته باشد. من باورم بر اين است كه در كشور ما سالهاي متمادي است كه نياز به اطلاعات به صورت جدي مطرح است. اين احساس نياز هم به آن معنا نيست كه يك كار تجملاتي بشود و همه افتخار كنند كه اطلاعات داريم، بلكه مراكز تصميم گير و برنامه ريز به طور جدي دستيابي به اهداف خود را در گرو اطلاعات مي دانند و اين يك نياز واقعي است كه در جامعه ما وجود دارد. ما در مقطع زماني خاصي قرار داريم و دو هدف عمده پيش رو داريم. يكي اقتصاد غيروابسته به نفت و ديگري چشم انداز ايران سال. دستيابي 1400 به اين دو هدف بزرگ، وجود اطلاعات و آمار دقيق را لازم و ضروري مي سازد كه اميد مي رود سرشماري بتواند دراين مسير كمك شاياني بنمايد. نكته پاياني آن كه گاهي ميان مديريت و اتكاي به اطلاعات يك پارادوكس مي بينيم. اين پارادوكس خيلي مهم است. زمينه ها و مواردي وجود دارند كه اطلاعات ارتباط به مديريت پيدا نمي كند. در حالت هاي بحراني كه بحران ظهور مي كند عزم و قاطعيت است كه مهم مي شود نه اطلاعات. وقتي يك بحران ظهور مي كند، اطلاعات در حداقل سطح خود وجود دارد و بنابراين نمي تواند براي حل بحران كه نياز به تصميم گيري سريع و چند جانبه دارد، مفيد واقع شود. اگر تصميم گيرنده به جاي عزم و قاطعيت، منتظر اطلاعات و كار كارشناسي بماند، بحران يا همه چيز را در هم نورديده و يا آن كه بحران به اتمام رسيده است. بنابراين بايد گفت در همه زمينه ها نمي توان به اطلاعات اصالت داد. اطلاعات در شرايط مخصوص به خود مفيد مي باشد و در شرايط خاص و بحراني عزم و قاطعيت بايد جاي اطلاعات و كار كارشناسي را - كه زمان طولاني مي طلبد - بگيرد. همشهري: ممنون و سپاسگزاريم.