Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750803-8097S1

Date of Document: 1996-10-24

علم و قرآن گفتگو با دكتر علي اكبر شعاري نژاد استاد دانشگاه و تربيت مدرس حوزه علميه قم از نظر شما رابطه علم و قرآن به چه صورتي در؟ است مقايسه هر پديده اي با قرآن كريم (البته محتواي قرآن ) بايد چند نكته را در نظر بگيريم: اولا از نظر ما مسلمانان قرآن كتاب الهي است كه مستقيما به وسيله وحي به پيامبر اكرم نازل شده ومطلق است در صورتي كه پديده هاي ديگر چنين خاصيتي راندارند. ثانيا قرآن، رسالت و وظيفه يا نقش مخصوصي جز هدايت مردم، آن هم عمدتا در محدوده ارزش ها، ندارد، نه كتاب فيزيك است، نه شيمي، نه اخترشناسي، نه روان شناسي، نه جامعه شناسي و نه... مفاهيم كليدي قرآن عبارتند از: توحيد، نبوت، معاد وتقوا، هرچه در قرآن مطرح شده است حتي درباره كيفيت و كميت آفرينش، براي توجيه و تبيين توحيد، ضرورت نبوت، ضرورت پاداش و كيفر و ضرورت عمل صالح است. از ديدگاه دين مقدس اسلام ايمان وعمل لازم وملزومند. ايمان، مفهوم توحيد و نبوت و معاد، و عمل مفهوم تقوا را شامل مي شود. ثالثا ارزشها و اصول اسلام ثابت هستند و آدمي اجازه ندارد آنها را برحسب معيارهاي مخلوق خود تغيير دهدو يا جابه جا كند. گذشت زمان تنها در افزايش وگسترش موارد شمول آنها موثر است. پس دو مفهوم تغيير وتكامل كه اصولا لازمه هرعلم مخلوق انسان است در حق قرآن كريم صادق نخواهند بود وگرنه به اعتبار و مطلقيت آن لطمه مي خورد و ديگر نمي توان آن راكتاب الهي ناميد. علم در فرهنگ ما به دو معنا به كار مي رود: به معناي عام يعني هر نوع دانستن يا معرفت و يا شناخت. به معناي خاص كه صرفا به شناخت علمي روابط پايداري ميان پديده ها اطلاق مي شود كه عمدتا دو روش علمي مشاهده وآزمايش است و معمولا اصطلاح دانش را به آن اطلاق مي كنند و دارنده آن را هم دانشمندمي نامند. علم اساسا آفريده يا يافته آدمي است و فرايندي است كه تقريبا به انسان اختصاص دارد. از جمله خصايص طبيعي هر علمي مانند فيزيك، شيمي و... تغيير و تكامل است. علم ثابت وجود ندارد و اگرباشد علم خوانده نمي شود چون احاطه انسان بر طبيعت، روز به روز، در حال افزايش و گسترش است و در نتيجه به وسيله مشاهده و آزمايش مداوم به تازه هايي دست مي يابد. اشتباهات گذشتگان را اصلاح مي كند و به تكميل نقايص آن مي پردازد علم، عمدتا با طبيعت سر و كار دارد و بحث از ارزش ها را معمولا به دين و اخلاق و فلسفه وامي گذارد. بنابراين مي توان گفت: علم و قرآن هر دو به انسان اختصاص دارند، هر دو مخلوق خداوند متعال هستند و هردو براي برخورداري از زندگي سالم ضرورت دارند. بديهي است شخص معتقد به ارزشهاي خداوندي در تلاشهاي علمي خود هرگز از رضايت خداوند غافل نخواهد بود و تنها براي ارضاي ميل كنجكاوي خويش يا كمك به ارضاي نيازهاي عمدتا مادي نخواهد انديشيد. امروز تفسير قرآن بايد از چه ويژگيهايي برخوردار؟ باشد با توجه به اينكه قرآن كريم، به نظر ما مسلمانان، معتبرترين سند مطلق اسلام و كل محتواي آن كلام وحي بوده و رسالتي جز هدايت آدمي ندارد، و از سوي ديگر به صراحت آياتش، براي عموم قابل فهم است پس خواندن و دريافتن و فهميدن معاني آن براي همه مسلمانان واجب است. حتي كسي كه اسلام را قبول ندارد ناگزير است قرآن را به دقت بخواند و بفهمد، تا ببيند چه چيزي راقبول ندارد. هرگونه موافقت و مخالفت مستلزم شناخت دقيق موضوع يا مورد است. قرآن مجيد به زبان عربي نازل شده است كه پيش از نزول قرآن هم زبان رسمي مردم حجاز بود و طبعا مانند همه زبانهاي دنيا براي خود قواعدي دارد كه بدون شناخت آن قواعد نمي توان آن زبان را دقيقا شناخت. البته در زبان عربي كتابهايي اعم از نظم ونثر وجود دارند كه فهميدن آنها، چندان هم آسان نيست. اما قرآن، به زبان عامه قوم (يا عربي مبين ) نازل شده است و با آشنايي به قواعد عمومي زبان عربي مي توان آن را فهميد. بديهي است كه درست انديشيدن پيش شرط درست عمل كردن است و فهميدن پيش شرط درست انديشيدن براي است درست فهميدن لازم است با زبان كلامي گوينده يا نويسنده آشنا باشيم. براي تفسير قرآن كريم به زبان فارسي، لازم است شخص مترجم و مفسر به هر دو زبان آشنا باشد (شناخت جامع حتي تا حدود زبان شناسي ) غير از توجه به تفسير محتواي قرآن مسائل ديگري نيز در حاشيه تفسير قرآن لازم است كه بايد به آنها توجه شود. تفسير بايد به فارسي روان و ساده باشد، لغت هاي دشوار و پيچيده بايد توضيح داده شود، نكات مبهم بايد تا حد امكان با مثالهاي عيني و ملموس روشن شود، خوانندگان را از تفكر، بي نياز و يا محروم نكند، قرآن را با قرآن تفسير كند، تفسير بايد عاري از احاديثي باشد كه ظاهرا قرآن در برابر آنها رنگ مي بازد، تنها از احاديث توضيحي براي سهولت فهم كمك گرفته شود، قطع كتاب تفسير نيز بايد به گونه اي باشد كه به راحتي بتوان حمل و نقل كرد.