Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750801-8000S1

Date of Document: 1996-10-22

هر 6 ساعت يك نوجوان امريكايي خودكشي مي كند! آيا در كشوري كه مردمش از كشيدن ماشه اسلحه گرم لذت مي برند مي توان از جان بچه ها محافظت؟ كرد بر طبق گزارشات مراكز كنترل بيماري آمريكا هنگامي كه يك اسلحه گرم در منزل در دسترس مي باشد، احتمال اقدام به خودكشي بچه هاي مستعد به خودكشي 2 برابر مي شود. با گسترش سريع و فراگيرسلاح گرم در جامعه بخصوص هفت تيرهاي بسيار پيشرفته و مدرن كه ممكن است مردم براي حمايت از خود و حوادث پيش بيني نشده درمنزل نگه دارند، تعداد بچه هايي كه در منزل خود كشته مي شوند در سالهاي اخير بطور يكنواختي روبه افزايش بوده است دراواخر سال تحصيلي 1993 كه جيسون اسميت دانش آموز دوم دبيرستان تصميم گرفت با همكلاسي قدبلند و قلدرش كه مدتها او را با قلدري آزار و اذيت كرده بود تسويه حساب كند، شايد در زماني ديگر و يا در بدترين حالتها بعد از كلاس با چاقو به سراغ او مي رفت اما اينك دهه 90 است: پيداكردن يك سلاح گرم مانند هفت تير و يا تپانچه به سادگي پيدا كردن يك كتاب است و اين راهنماي خوبي براي جيسون بود. جيسون 15 ساله مي دانست اولين چيزي كه صبح روز دوشنبه به چشمش خواهد خورد چهره هم كلاسي اش مايكل سوآن خواهدبود. همان كسي كه بارها و بارها اورا اذيت كرده بود. جيسون يك تپانچه نيمه اتوماتيك 9 ميليمتري راكه متعلق به يكي از دوستان مادرش بود از كشوي مخصوص نگهداري اسلحه كه در قسمت پايين كابينت منزلشان قرار برداشت داشت، پس از اطمينان از كار كردن تپانچه، آن را در كيف مدرسه اش او گذاشت حدود نيم ساعت دير به مدرسه رسيد ولي با خونسردي كارت دانشجويي خود را به معلم زيست شناسي نشان داد و به طرف ميزش رفت. مايكل سوآن پسري كه در طول سال با مشت زدن و هل دادن باعث آزار و اذيت جيسون شده بود و پنجشنبه گذشته صندلي را از زير جيسون كشيده بود دو ميز عقبتر از جيسون نشسته بود. جيسون در كمال خونسردي هفت تيرش را از كيف مدرسه اش بيرون آورد و بطرف ميز مايكل رفت و بالاي سر او ايستاد. جيسون براي اولين بار خود را بلندتر از او احساس كرد. هفت تيرش را بطرف سر او نشانه گرفت و يك گلوله به مغزش شليك كرد. جيسون لحظه اي صبر كرد و سپس در حالي كه به مايكل ناسزا مي گفت فرياد زد: لبخند بزن مايكل! و بلافاصله گلوله ديگري بطرف او شليك كرد. در ابتدا بچه ها فكر كردند كه شيشه آزمايش برزمين افتاده و يا انفجاري در آزمايشگاه شيمي در ساختمان روبرو اتفاق افتاده است. لحظاتي بعد دانش آموزان متوجه شدند چه اتفاقي افتاده است. معلم كلاس خانم رايان ازشدت ترس و شوك وارده ابتدانيم خيز شد و سپس براي جلوگيري از زمين خوردن آهسته بر كف اطاق درس نشست. بسياري از دانش آموزان نيزشوكه شده بودند بعضي ديگر اشك در چشمانشان جمع شده جيسون بود به آرامي از كلاس بيرون رفت و زير درختي درحياط مدرسه، جايي كه دقايقي بعد پليس او را پيدا كرد، نشست. در سال 1993 هزاران نفر ديگرمانند مايكل سوآن بودند كه بدليل خصومت با ديگران، بازي كردن با سلاح گرم، دست زدن به خودكشي و يا صرفا بودن در مكاني كه نبايد و در زماني كه نبايد، قرباني گلوله سلاح گرم شدند و مردند. در شهر دنور كارل نيكز 18 ساله در حالي كه با برادر و خواهرش مشغول بازي بود هدف گلوله اي كه هرگز معلوم نشد از طرف كي شليك شد و يا هدف آن چه كسي بود قرار گرفت و كشته شد. در شهر بوستون لويس ساله 16براون در راه رفتن به مدرسه هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. در شهر ال كجون جسيكا دال 9 ساله بوسيله مرد مسلحي كه در گوشه اي پنهان شده بود هدف گلوله قرار گرفت و در دم كشته شد. قاتل پس از كشتن جسيكا خودكشي كرد. در شيكاگو استيو وايت 5 ساله يك تپانچه زير تختخوابمادرش پيدا كرد و گلوله اي به دهان خود شليك كرد كه باعث مرگش شد. در امريكا هر روز 14 بچه بوسيله حوادثي نظير تيراندازي قتل يا خودكشي جان خود را از دست مي دهند و بسياري ديگر تا پايان عمر فلج و ناقص العضو مي شوند. بسياري از بچه ها اگر صرفا يك سلاح گرم در دسترس نمي بود، ممكن بود امروز زنده باشند. اما متاسفانه جمعيت 259 ميليوني امريكا بيش از ميليون 200 هفت تير و تفنگ در دسترس دارند. اين در حالي است كه بازارفروش سلاح گرم روز به روز گرمتر مي شود. بازاري كه خريدارانش را زنان وجواناني تشكيل مي دهند كه بطرز فزاينده اي خود را مسلح كنند. در تحقيقاتي كه بوسيله دانشكده بهداشت عمومي دانشگاه هاروارد انجام شداز دو هزار و 580 دانشجو درباره سلاح گرم و امكان دسترسي به آن نظر خواهي شد. بيش از نيمي از آنان اظهار داشتند در صورت نياز به سلاح گرم به دست آوردن هفت تير و يا تفنگ براي آنها به سهولت امكانپذير است. بدتر اينكه بيش از 20 درصد آنان اظهار داشتند پيداكردن يك سلاح گرم فقط به يك ساعت صرف وقت نياز دارد. آنچه كه در جامعه امروز آمريكا به راحتي مشهود است اين است كه بسياري از مردم سلاح گرم را به عنوان حلال بسياري از مشكلات دانسته و آن را به هر وسيله يا راه حل ديگري ترجيح مي دهند. راه حلي نهائي كه متاسفانه بطور فزاينده اي كودكان را هدف قرار داده قرباني مي كند. به نظر مي رسد آمريكا اكنون قادر به حفاظت از جان كودكان و نوجوانان خود در برابر آتش و گلوله سلاح گرم نيست. دكتر جيمز گابريانو، روانشناس كودك در مورد اين معضل بزرگ اجتماعي مي گويد: ما در حال پرورش نسلي از كودكان در فرهنگي مملو از خشونت مي باشيم. آنها فرهنگ خشونت بار هفت تير و تيراندازي را به سرعت جذب مي كنند همانگونه كه اسفنج هاي كوچك، آب را به خود جذب مي كنند. آدمكشي، قتل نفس و جناياتي كه سابقا تصور افراد مافيا و سوداگران و دلالان مواد مخدر را در ذهن آدمي زنده مي كرد اينك بيش از هر زمان ديگري گريبانگير جان كودكان ونوجوانان آمريكائي شده است. آمار زير كه از دفتر تحقيقات فدرال آمريكا ( I. B. F) استخراج شده است گوياي اين حقيقت وحشتناك است: در سال 1987 تعداد بچه هايي كه هدف گلوله سلاح گرم قرار گرفته و كشته شدندبه هزار و 270 نفر رسيدسال 50 بعد در اين 1992سال رقم به بيش از دوبرابر يعني دو هزار و 804 نفر رسيد. متاسفانه مقتولين اينگونه حوادث را بايد خوش شانس تر و خوشبخت تر ناميد چرا كه در اغلب موارد، وقتي كه قربانيان سلاح گرم جان سالم از مهلكه بدر مي برند، تا پايان عمر با درد فراوان ناشي از فلجي به زندگي خود ادامه مي دهند. اين سرنوشتي است كه بعضي از مدارس را به محوطه بيمارستان شبيه كرده است: افرادي بسيار جوان كه قربانيان تيراندازيها و هفت تيركشيها خياباني مي باشند و با صندلي چرخدار در خيابانهاي پرخشونت آمريكا اين طرف و آن طرف مي روند، قربانيان جنگند، قبل از آنكه به سن جنگ برسند! به جرات مي توان گفت همان طور كه خود خشونت و پيامدهاي ناشي از آن ناراحت كننده و ناخوشايند مي باشد به همان اندازه گرفتاريها و اقدامات احتياط آميزي كه مردم براي جلوگيري از آن بايد متحمل شوند نيز ناراحت كننده و ناخوشايند است: تمرينهاي نظامي سالهاي 50 ميلادي كه طي آن به دانش آموزان آموزش داده مي شد كه چگونه در مواقع اضطراري و خطرناك خود را پنهان كنند و جان خود را نجات بخشند اينك به مدارس بازگشته اند، اما نه به اين علت كه خطر حمله اتمي وجود دارد بلكه به اين دليل كه بچه هاي دهه 90 بايد بدانند كه چگونه در زمان و مكانهاي خطرناك از برابرگلوله هايي كه معلوم نيست از كجا و به كدام سو و بوسيله چه كسي شليك مي شوند، جان سالم بدر برند. در بسياري از مدارس اينك گاردهايي وجود دارند كه جيب و كيفهاي دانش آموزان را براي جلوگيري از پنهان كردن سلاح گرم بازرسي مي كنند. اين مدارس شباهت زيادي به فرودگاههايي دارند كه در آن ماموران ويژه هر لحظه منتظر حادثه اي خشونت بار از طرف تروريستها هستند. در سال 2 1988 فقط درصد از مدارس در بزرگترين مناطق شهري در ايالات متحده آمريكا از دستگاه فلزياب براي كشف سلاح گرم و يا سرد استفاده كردند. در سال 1993 اين مدارس به 50 درصد رسيد. تا امروز يازده ايالت از ايالات آمريكا قوانيني را به تصويب رسانده اند كه بر طبق آن داشتن اسلحه گرم براي افراد زير 18 سال غير قانوني مي باشد. همچنين در يازده ايالت از ايالات آمريكا بر طبق قوانين جديد صاحبان سلاح گرم در برابر هرگونه حادثه اي كه با اسلحه آنها اتفاق بيافتد و در آن پاي كودك و يا نوجواني در ميان باشد در دادگاه مجرم شناخته مي شوند. دولت سعي دارد از طريق برنامه هاي عفو عمومي، صاحبان اسلحه گرم را تشويق به تعويض آن با اسباببازي، غذا و ديگر چيزها كند. با وجود تمامي اين تلاشها وجود اسلحه گرم در دست مردم هنوز به عنوان يك مشكل بزرگ اجتماعي جايگاه خود را حفظ كرده است. در ميان اقدامات انجام شده مي توان به افزايش حمايت پليس به وسيله استخدام پليس بيشتر، اجباري كردن مجوز قانوني براي داشتن سلاح گرم و بالاخره، ابتكارات و تصويب قوانين جديد كه با جان وسلامت مردم سروكار دارد اشاره كرد. اما حتي طرفداران اقدامات فوق به اين حقيقت تلخ اذعان دارند كه سخت ترين قانون كنترل سلاح گرم يعني بردي كه در 20 سال اخير در كنگره آمريكا به تصويب رسيده است براي كشوري كه در آن تقريبا به اندازه تعداد مردم، اسلحه گرم در دسترس مي باشد، مشكلي را حل نخواهد كرد. رافائل و برادرش مدتها بود كه با هفت تير اتوماتيك 10 ميلمتري پدرخوانده اش اداي هنرپيشه هاي كابوي را در مي آوردند. يكي از دو برادر با هفت تير به ديگري شليك مي كرد و ديگري خود را به زمين مي انداخت و وانمود مي كرد كه مرده است. اين بازي و تفريح با تفنگ واقعي ولي خالي از گلوله ادامه داشت تا اينكه در صبح يك روز شرجي و بسيار گرم طبق معمول بچه ها هفت تير را كه خشاب آن خالي از گلوله بود برداشته و به اطاق خود رفته و مشغول تيراندازي سوي يكديگر شدند عصر همان روز در اطاق نشيمن در حالي كه مادر و پدرخوانده دو برادر در اطاق ديگري بودند بار ديگر بچه ها هفت تير را برداشتند و به اطاق خود رفتند. غافل از اينكه اين بار فاجعه اي در كمين بود: هفت تير اين بار پر بود. برادر بزرگتر هفت تير را به طرف سر رافائل گرفت و از فاصله اي بسيار نزديك شليك كرد. گلوله اي از هفت تير خارج شد و به سر رافائل اصابت كرد و او را در دم كشت. در آمريكا هر روز يك كودك در حوادث تيراندازي به وسيله هفت تير جان خود را ازدست مي دهند. با گسترش سريع و فراگير سلاح گرم در جامعه بخصوص هفت تيرهاي بسيار پيشرفته و مدرن كه ممكن است مردم براي حمايت از خود و حوادث پيش بيني نشده در منزل نگه دارند، تعداد بچه هايي كه در منزل خود كشته مي شوند در سالهاي اخير به طور يكنواختي رو به افزايش بوده است. در سال 1989 تعداد بچه هايي كه در حوادث تيراندازي ناشي از سلاح گرم جان باختند به 567 نفر رسيد. در سال 1992 يعني سه سال بعد تعداد قربانيان جوان اينگونه حوادث يعني بچه هاي 19 سال و پائين تر به 700 تن رسيد. بر طبق آمار موجود كه ازشوراي ملي امنيت آمريكا استخراج گرديده است در حدود 350 مورد از اين حوادث در منازل شخصي اتفاق افتاد. نتيجه مطالعاتي كه در سال 1988 درباره 266 مورد تيراندازي اتفاقي كه منجر به قتل كودكان شد نشان مي دهد كه تقريبا در يك سوم موارد فوق الذكر بين قرباني حادثه و ضارب رابطه خويشاوندي وجود داشته است. براي مردن يك بچه راهها و طرق مختلفي وجود دارد. درميان آنها خودكشي يكي ازبغرنجترين و پيچيده ترين آنهابه شمار مي رود. در آمريكا هر 6 ساعت يك نفر زير 19 سال به وسيله سلاح گرم (هفت تير - تفنگ - تپانچه ) دست به خودكشي مي زند. سه خودكشي پياپي در عرض كمتر از 2 سال آن هم در يك شهربسيار كوچك. اگرچه بين اين سه مورد خودكشي هيچ رابطه اي وجودنداشته است با اين وجود مردم رفتار خود را با فرزندانشان زير سوال برده اند. آيا سخت گيريهاي بيش از حد باعث شد تا اين نوجوانان به زندگي خود يا؟ خاتمه دهند انتظارات خارج از توان آنها و يا سختگيريهاي بيجا در موردنمرات درسي و يا اينكه فشارهاي طاقت فرساي ناشي از زندگي كردن در دنيايي مملو از خشونت، سلاح گرم، مواد مخدر و بيماري ايدز ديگر براي آنها قابل تحمل؟ نبود در سال 1990 يعني آخرين سالي كه آمار و ارقام خودكشي بچه ها و نوجوانان درامريكا در دسترس مي باشدنفر 1474 بين سنين 10 تا 19 سال به وسيله سلاح گرم خودكشي كردند. برطبق گزارشات مراكز كنترل بيماري امريكا هنگامي كه يك اسلحه گرم در منزل در دسترس مي باشد احتمال اقدام به خودكشي بچه هاي مستعد خودكشي 2 برابر مي شود. اكنون بيش از يكسال است كه شهر كوچك جسپربه منظور جلوگيري از خودكشي هاي بيشتر تحت مراقبتهاي ويژه اي قرار دارد. بعضي از خانواده ها يا سلاح گرم خود را تحويل داده اند ويا به نحوي خود را از شر آن و پيامدهاي احتمالي و ناگوار آن خلاص كرده اند. والدين نيز به نوبه خودحركات و رفتار بچه ها ونوجوانان خود را به دقت زيرنظر آنهابه دنبال گرفته اند علائمي مانند خستگي اضطراب، بيش از حد، عدم اشتها، مشكلات زمزمه بيخوابي، بچه ها در مورد مرگ و امثال آن مي باشند. ازطرفي ديگردانش آموزان به همراه مدير معلمين، مدرسه و والدين اقدام به برگزاري جلسات ويژه اي درمدرسه، يعني همان جايي كه تمامي مسائل و نگرانيها از آن بيرون مي آيد، كرده اند. البته بايد خاطرنشان ساخت كه بازگو كردن مسائل و مشكلات و مطرح كردن آنها با بچه ها و دانش آموزان در ضمن داشتن فوائد و نكات مثبت عاري از عوارض جانبي نبوده و حتي ممكن است باعث ايجاد تنش در آنها بشود. نظرات جسي مدير مدرسه در اين باره شنيدني است. او مي گويد: بعضي از نوجوانان با خودمي گويند: پس دوران بچگي ماكجا؟ رفت مطرح كردن اين مسائل و مشكلات مانند بازكردن دريچه اي از آتشفشان است. لانيس اسميت آنقدر عمرنكرد كه حتي نوشتن اسم خود را بياموزد و يا به آمادگي و كودكستان برود. اين دختر بچه فقط 4 سال زندگي كرد. به اندازه فاصله زماني بين بازيهاي المپيك و يا انتخابات رياست جمهوري. او در يكي از آپارتمانهاي كهنه و قديمي به نام فورت دوپانت در يكي ازمحله هايي كه ترس، اضطرابو خشونت بخشي از زندگي است، واقع در شهر واشنگتن با مادرش زندگي مي كرد. درماه سپتامبرسال گذشته لانيس با مادرش آنجلا به تماشاي يك مسابقه محلي فوتبال در زمين مدرسه اي در نزديكي منزلشان رفت، هوا گرم بود و مردم منتظر لحظات هيجان انگيزي از مسابقه بودند. مادر لانيس او را كمي بلند كرد تا مسابقه را بهتر ببيند. ناگهان صداي شليك گلوله هايي از گوشه و كنار شنيده شد. يكي از اين گلوله ها به سر لانيس اصابت كرد و او چهار روز بعد در بيمارستان مرد. گلوله هايي كه در آن روز شليك شد هدف ديگري را دنبال مي كرد: كروين براون مرد 26 ساله اي كه او نيز از شليك گلوله هايي كه به سينه، گردن و كمرش اصابت كرد و باعث خونريزي شديد شد جان سالم بدر نبرد. لانيس چهارساله صرفا به اين خاطر كه در زماني كه نبايد و در مكاني كه نبايد قرار گرفت و تصادفا قرباني اين درگيري و تيراندازي شدنوجوان 20 از همان محله به نام استيو چادويك ساله 19 و آنتوني داكينگز 22 ساله دستگير و متهم به تيراندازي شده اند. دو روز بيشتر ازثبت نام لانيس دركودكستان پلامر نمي گذشت كه اين حادثه اتفاق افتاد. در كودك 682 سال 1985 سياهپوست زير 19 سال به وسيله آتش گلوله سلاح گرم كشته شدند. در سال اين 1992 تعداد به بيش از 2 برابر يعني 2057 نفر افزايش يافت. برطبق گزارشات مركز ملي آمار بهداشت امريكا، قتل به وسيله آتش سلاح گرم اولين عامل مرگ در ميان نوجوانان سياهپوست مي باشد. پليس فدرال Iامريكا. B.F مي گويد: اگرچه در سال 1992 سياهپوستان فقط 12 درصد جمعيت امريكا را تشكيل مي دادند اما از كل قتل هايي كه در همان سال در امريكا اتفاق افتاد 50 درصد قربانيان قتل نفس از سياهپوستان بودند. CIRCLEمنبع FAMILY ترجمه: علي اكبر جعفري