Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750730-7947S1

Date of Document: 1996-10-21

ابعاد پادشاهي انگليس متعلق به دوراني است كه ديگر وجود ندارد گفتگو با استاد تاريخ و علوم سياسي انگليس بعضي فكر مي كنند ما هنوز درشرايط بعد از جنگ دوم هستيم درحالي كه ساختار جامعه، اقتصاد و جايگاه انگليس در جهان تغيير كرده است بن پيملات تاريخ نگاري باگرايش چپ متمايل به مركز وعضو حزب كارگر انگليس است كه در كالج برك بك لندن، علوم سياسي و تاريخ معاصر تدريس مي كند. پيملات هنگامي كه تصميم به نگارش زندگينامه اليزابت دوم گرفت، گفت به شايعه هاي پيرامون خانواده سلطنتي توجه ندارد و آنچه را به درد تاريخ نگاري مي خورد گردآوري كرده است. پيملات در چهارسالي كه روي كتابزندگينامه اليزابت دوم كار مي كرد به آرشيوهاي دولتي و سلطنتي دسترسي داشت و با بسياري از نزديكان ملكه از جمله وزيران كابينه و درباريان گفتگو كرد. آنچه در پي مي خوانيد بخشي از گفت وگوهاي پيملات با هفته نامه نيوزويك است كه به منظور آشنايي با ديدگاههاي موجود در انگليس پيرامون نظام پادشاهي در آن كشور از نظرخوانندگان مي گذرد. يادآور مي شوداين بحث در چند سال اخير و به ويژه در پي رسوايي هاي اخلاقي اعضاي خانواده سلطنتي در آن كشور مورد توجه مردم مطبوعات عادي، و صاحبنظران قرار گرفته است. o آينده پادشاهي بريتانيا راچگونه؟ مي بينيد - پايه پادشاهي تا حدي سست شده است. تابستان امسال دوباره بحث هايي در اين مورد مطرح شد. ابعاد عظيم اين پادشاهي، متعلق به يك امپراتوري و يك قدرت جهاني است كه امروز ديگر وجود خارجي ندارد. درباره ضرورت خاتمه دادن به مسئوليت ناپذيري پادشاهي بريتانيا حرفهاي بسياري مي توان زد. در واقع يكي از مشكلات اين پادشاهي، نداشتن مسئوليت هاي قانوني است. يك راه حل آن است كه نوعي وزارتخانه دربار داشته باشيم كه بتوان براي آن به شيوه معمول بودجه اختصاص داد و وزيري را نيز براي اداره آن تعيين كرد. هر چند ممكن است بعضي - مانندمن - طرفدار مشي هاي راديكال و ترقيخواهانه باشند، اما به نظرمي آيد كه يكي از وجوه سلطنت در بريتانيا آن است كه نهاد سلطنت بايد سنتي باشد. من فكر مي كنم اين وضع با همين تشريفات ادامه پيدا خواهد كرد. اما به طور قطع نهاد سلطنت بعداز اين دوره، نهادي منحصر به درون مرزهاي انگلستان خواهد بود. در اين زمينه در رابطه با اتحاديه اروپا مسائلي وجود دارد. پادشاهي انگليس در درون يك فرا -دولت اروپايي، پديده اي متفاوت و ناهمگون خواهد بود. o نظرتان درباره خواستهاي مطرح شده مبني بر جمهوري شدن بريتانيا ؟ چيست - پيش از اين اگر كسي حكومت پادشاهي را زير سئوال مي برد، آدم عجيبي تلقي مي شد. اكنون اين وضع تغيير كرده وامروزه جمهوريخواه بودن خيلي عادي است. نمي خواهم مدافع حكومت سلطنتي به نظر آيم، اماعلاقه اي به آنچه جمهوريخواهي باب روز مي دانم، ندارم; موضعي كه مردم هنوز تظاهر مي كنند براي حمايت از آن جسارت به خرج داده اند. سلطنت يكي از جنبه هاي مهم فرهنگ ماست. چند سال پيش كتابي منتشر شد كه درصد 40مي گفت مردم بريتانيا آرزو مي كنندملكه به خانه اشان به ميهماني به برود نظر من اين موضوع هنوز هم صحت دارد. سلطنت در بريتانيا در گذشته باچالشهاي بزرگي روبرو شده است. دوران ملكه ويكتوريا الگوي مطلوب و سالمي از يك حكومت نبود و در دهه 1870 يك جنبش نيرومند جمهوريخواهي شكل گرفت. در 1871 يك اجتماع عظيم با طرح درخواست جمهوري درهايدپارك برگزار شد. امروز اگر بخواهيديك چنين گردهمايي در ميدان ترافالگار برگزار كنيد، ترديددارم بتوانيد صد نفر را گرد هم آوريد. o در كتاب خود نوشته ايد زندگي ملكه، به صورتي استثنايي ممتاز و به صورتي استثنايي تحت فشار بوده به است نظر شما، اين زندگي استثنايي، چه شخصيتي از ملكه ساخته؟ است - يكي از درباريان پس از سفرنلسون ماندلا به بريتانيا، گفت يكي از دلايلي كه موجب شد ملكه به گرمي از ماندلا پذيرايي كند آن بود كه هر دو احساس مي كنند تجربه زنداني بودن را پشت سر گذاشته اند. اگر شما در خانواده سلطنتي متولد شده باشيد، انتخاب ديگري نخواهيد اين داشت همان راهي است كه ملكه بايد مي رفت. او نمي تواند در انظار نباشد، او بايد در مراسم عمومي شركت كند. اين همان چيزي است كه ملكه بايد با آن زندگي كند. ملكه از يك نظر، بانويي خارق العاده نيست. اما موقعيتي كه در آن قرار دارد بسيارغيرعادي است و او آماده است با چالشهاي روياروي خود مواجه شود. او يك متفكر خلاق نيست وخلاقيت چنداني به خرج نمي دهداما بسيار وظيفه شناس است. من از صحبت با دوستانش اين طور استنباط كردم كه او به هيچ وجه روشنفكر نيست و در واقع ازبحث هاي پيچيده كناره مي گيرد و اين از مشخصات افرادي است كه به دانشگاه نرفته اند. o رابطه ملكه با دو نخست وزيرسابق چگونه بوده؟ است - فكر مي كنم رابطه او باجان ميجر خوب باشد. اما در موردروابط او بامارگارت همواره تاچر، گفته مي شد اين دو با هم مشكلاتي دارند. يكي از مطلعين در اين مورد كه به سلطنت بي توجهي نخست وزيرها مي شود، را مقصر مي داند. نكته بعد اينكه بسيار اتفاق مي افتد نخست وزير به درباربگويدتعداد كاخهايتان زياداست، تعداد كشتي هاي تفريحيتان زياد است. بايد از اين تعداد كاست. حركت ملكه هنگامي كه دو سال پيش اعلام كرد شروع به پرداخت ماليات مي كند، يكي ازاشتباهات بزرگ او بود. اومي بايست پيش از اعلام اين تصميم، جوانب آن را در مي سنجيد، حالي كه ديگران او را به اين كار واداشتند. o مي خواهيد بگوييد در اين زمينه نسنجيده عمل؟ كرد - از آنجا كه در 50 سال ما گذشته جنگ بزرگي نداشته ايم مردم فكر مي كنند ما درست همان هستيم كه در سال 1946 بوديم اما اين طور نيست. ارزشهاي جامعه به كلي تغيير كرده ساختار است جامعه، اقتصاد، جايگاه ما در جهان.. به، كلي تغيير كرده است. ترجمه: نيلوفر قديري شرح عكس: يكي از مشكلات پادشاهي نداشتن مسئوليتهاي قانوني است