Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750730-7908S1

Date of Document: 1996-10-21

بازگشت كلاسيكها دو موضوعي كه درگذشته نه چندان دور از نظرها افتاده بود، اينك به شدت در لابه لاي شعراي حماسه سرا ( هومر - ويرزيل ) و ياتراژدي نويسان (آشيل - سوفوكل - اوريپيد ) موردجستجو و نظر است. اين دو موضوع عبارتند از معنا و مفهوم قهرمان ونقش بخت و اتفاق در تاريخ. اشاره: مقاله حاضر ترجمه اي است با مختصري تلخيص ناگزير، از مقاله اي كه به شرح و معرفي يكي از جريانهاي نوين فرهنگي درمغرب زمين اين مي پردازد جريان نوين رونق گرفتن ديگر باره چاپ و نشر، و مطالعه متون كلاسيك در اروپا و امريكا پس از تعطيل و افولي حدودا سي ساله درفاصله سالهاي 1960 تا 1990 است. رونق مجدد متون كلاسيك اعم از آثار نويسندگان و شاعران يوناني يا رومي دراين مقاله باتحولات جهاني و پاشيده شدن نگرش مالوف سنتي به تاريخ وجهان صورت مي گيرد. نگرشي كه تاريخ و جهان را با مختصاتي ثابت، يكنواخت و بطئي تبيين كرده و بر همين تاريخ و حياتي جهان، را بنا كرده بود. پاشيده شدن اين نگرش و ارزشهاي مترتب بر آن دنيايي مدام دگرگون شونده را به دنبال خود آورده كه در آن فرد به لحاظ گرفتار بودن به انواع تلاطمات و رخدادها، به قهرماني توانا و تحسين برانگيز نيازمند مي شود. قهرماني كه بسته به احوال، ديني، عقلي، بازاري ويا غيراينهاست. براين زمينه كلي است كه انسان عصر حاضر به متون كلاسيك و قهرمانيها و قهرمان پروريهاي آن دوباره دلبسته مي شود. اما رونق مجددآثار كلاسيك در غرب، صرفا رونق مستقيم خود آثار نيست. بلكه رونق ترجمه ها نيز هست. امروزيان ديگر آن مايه از معرفت را ندارند كه شخصا و مستقيما به سراغ هومر، ويرژيل يا هوراس بروند. رونق ترجمه ها و فراواني و تنوع آن كه خاصه در زبان انگليسي اعجابآور بوده و هست پاره هاي ديگري از بحث كلي اين مقاله است. سيل ترجمه هاي آثار كلاسيك دركشورهاي مغرب زمين از بنگاههاي انتشاراتي سرازير شده است. درانگلستان انتشارات پنگوئن طي چند ماهه گذشته چاپ و نشرسلسله كتابهايي را تحت عنوان شاعران در ترجمه آغاز كرده است. پنگوئن در بادي امر آثار هوراس، ويرژيل، و هومر را منتشر ساخته و در پي آن در خردادماه امسال آثار اوويد، سوفوكل و سنكا را انتشار داد. انتشارات دانشگاه آكسفورد نيزاز دو سال پيش گزيده هاي جديدي از اشعار كلاسيك رامنتشر كرده و تا به امروز حدود 20 ترجمه جديد از متون يوناني و لاتين را به دست چاپ سپرده است. در امريكا انتشارات دانشگاه هاروارد هر ماه شش كتاب را درسلسله انتشارات كتابخانه لوئبتجديد چاپ مي كند. اين سلسله 500 كتاب تك جلدي از آثار كلاسيك به همراه ترجمه هاي آنها خواهد شد. به علاوه در هر سال نيز پنج الي شش ترجمه جديد جزو كتابهاي همين سلسله به چاپ خواهد رسيد. از آغاز سال جاري مسيحي تاكنون دراين عداد، چاپ تجديدنظر شده اي از اوديسه، چاپ جديدي از سوفوكل، نخستين پاره از متن كامل اوريپيد و نخستين رمان به جامانده يوناني با Callirhoeنام منتشرشده است. نويسنده اين رمان باستاني در اوايل امپراتوري روم و پيشتر ازعصر نگارش نخستين رمانهايي كه مي شناسيم مي زيست. و همچنين ترجمه جديدي از كتابي لاتيني اثر پترونيوس با عنوان هجويات به چاپ رسيده است. يك ناشركوچك فرانسوي نيز باانتشار سلسله كتابهايي باعنوان بازخواندن متون بزرگ به موفقيت شاياني دست يافته است. در اين سلسله ترجمه آثار نويسندگان كلاسيك در كتابهايي با جلد نرم براي فروش در ايستگاههاي راه آهن و فرودگاهها منتشر مي شود. در انگلستان ترجمه هاي مشهورمعروف قدما از آثار كلاسيك درحال بازگشت به دنياي چاپ و نشر از است آن جمله ترجمه الكساندر پوپ، شاعر بزرگ انگليسي، از ايلياد هومر، و دو ترجمه از اوديسه را مي توان نام برد كه يكي اثر تي. لارنس اي و ديگري اثر اي. وي. ريو است. اوديسه با ترجمه ريو اولين كتاب در سلسله بزرگ كتابهاي چاپ پنگوئن بود. اين اوديسه متجاوز /2 5از ميليون نسخه فروش داشت كه به استثناي يكي از رمانهاي انگليسي پرفروشترين كتاب در تاريخ انتشارات پنگوئن بود. در سال 1992 جايزه نوبل ادبيات به شاعري از سنت لوسيا به نام درك والكوت داده شد. اعطاي جايزه به او بنابه دلايلي بود كه از آن ميان نگارش اثري به نام اومروس توسط والكوت مهمترين دليل او بود در اومروس افسانه هومر را در فضاها و سبك و سياق كارائيبي (منطقه زادگاه خود )بازآفريده بود. والكوت اوديسه را نيز براي شركت شكسپير انگلستان در قالب نمايشنامه به تحرير درآورد. باري، بايد پرسيد كه اين كتابهابالجمله چه هدف و مقصدي؟ دارد و علت چيست كه چنين سيلي از علائق به سوي نويسندگان قديم به راه افتاده است. در حالي كه به مدت يك نسل از تدريس آثار اين نويسندگان در مدارس و دانشگاهها هيچ خبري؟ نبود يكي از دلايل - البته فقط يكي - احياي تدريجي تدريس آثار و متون كلاسيك پس از گذشت چند دهه از تعطيل آن است. تدريس زبان لاتين درامريكا و انگلستان از اواخر دهه 1960 جزو دروس اجباري مدارس نيست. زبان يوناني نيز از مدتهاقبل از آن تدريس نمي شد. طي برهه اي آثار كلاسيك و نويسندگان آن شديدا از رونق افتادند. دراواسط دهه 1970 فقط بيست هزارنفر در كلاسهاي زبان لاتين در مدارس امريكا تحصيل مي كردند. اما هم اكنون در هر سال 50 تا 60 هزار دانش آموز در دبيرستانها (سنين 12 تا 18 سالگي ) و حدود 90 هزار نفر در مدارس ابتدايي (سنين 7 تا 12 سالگي ) به تحصيل زبان لاتين اشتغال دارند. ماحصل اين اوضاع پيدايش نسل دانشجوياني است كه تعلق خاطري به متون كلاسيك داشته اماسواد كافي براي خواندن متون اصلي ندارند. از اينجاست كه نياز به ترجمه درميان مي آيد. واين كار هم تازه نيست: از قرن هجدهم به اينطرف عدد كساني كه متون كلاسيك را صرفا دوست دارندپيوسته زيادتر از تعدادافرادي بوده كه فنون زبانشناسي را براي مطالعه اين متون فرامي گيرند تابه كمك ديگران محتاج نباشند، اما نسل جديد گام را فراتر نهاده است: دانشجويان امروزي بيشتر ترجمه آثار كلاسيك را مي خوانند. تفصيلي كه گذشت فقط يكي از دلايل امر است. درامريكا عده خوانندگان متون لاتين در طول يك دهه ثابت مانده است. افزايش اين عده از دهه به 1970 بعد مي تواندروشنگر علت افزايش تدريجي كتابهاي ترجمه اي باشد. اما نمي تواند علت برپا شدن جريان جديد نشر آثار ترجمه اي را بيان نمايد. مدارس و دانشگاهها بخشي از بازار هستند. به قول رئيس كتابخانه لوئب حتي براي اين كتابخانه هم كه بيشتر از ناشران آثار عمومي نظير پنگوئن، با دانشگاهها پيوند دارد ممكن نبود كه بدون مشتريان مبتدي خود سرپا بماند. قهرمانان و هومرپس جلب خوانندگان به مطالعه آثار كلاسيك بايد معلول علل ديگري باشد. اما آن علل محتمل ترين؟ چيست علت، همين كلاسيك بودن موضوع است كه با علائق روز همخواني دارد. دو موضوعي كه در گذشته نه چندان دور از نظرها افتاده بود اينك به شدت در لابه لاي آثار شعراي حماسه سرا ( هومر - ويرژيل ) و يا تراژدي نويسان ( آشيل - سوفوكل - اوريپيد ) مورد جستجو و نظر اين است دو موضوع عبارت است از معنا و مفهوم قهرمان و نقش بخت و اتفاق در تاريخ. تا يك نسل قبل نقش فرد درتاريخ چندان مورد عنايت روشنفكران نبود. رخدادهاي انساني مي بايست در قالب نيروهاي بطئي و غيرشخصي - مثل سرمايه، كار، يا جمعيت شناسي - تحليل مي شد و اين مسائل در نظر، قانون مند و قابل پيش بيني بود. نقش اين نيروها جاي خود دارد. اما از طرفي زير و زبر شدن هاي غيرمترقبه اي كه اخيرا در دنياواقع شد پايان آپارتايد، سقوط كمونيسم، و جنگهاي يوگسلاوي، بناي نظرگاه ديرين و معهود درباره رخدادهاي انساني را متزلزل ساخته است، تاريخ ديگر آن روندآرام و يكنواخت را ندارد. افراد آدمي همچون صفحات زمين در حال تغييرند. بسياري از افراد در نلسون ماندلا، بيرون آمدن او از زندان بيست و هفت ساله و به دست گرفتن زمام امور در آفريقاي جنوبي بعد از آپارتايد، و يا در لخ والسا و الهامبخشي او به نهضت اتحاديه همبستگي در لهستان، چيزي از قهرماني مي بينند. در اين قبيل موارد ارتباط غيرمستقيمي با هومر در كار است. سرگذشتهايي مانند آشيل يا اوديسه كه متضمن حوادثي پر از جنگ و كين بوده و خواننده را به تحسين وادارد. در دنيايي كه به فرد توجه دارد بيش از دنياهايي اثر و معنا دارد كه به نيروهاي قانون مند علاقه مند است. افرادي كه به تصادف و تغييرخو كرده اند بيشتر از آنانكه امورخود را با اصول و نظم، ديني وآسماني باشد، يا عقلايي، يابازاري و غيره اداره مي كنندطالب قصه هايي هستند كه در آن خدايان با زندگي و احوال بشر فاني نرد مي بازند. از سويي رواج و رونق نگارش زندگينامه ها مقارن با احياي آثاركلاسيك نيز مسئله اي نيست كه بتوان آن را به قضا و قدر حوالت داد. انگار قهرمانان خوب و بددوباره پا به جهان مي گذارند. كريستوفر ريكس سردبير مجموعه شاعران در ترجمه مي گويد: هر عصر قهرمانان را متناسب با ميل و خواست خود در مي آورد. آشيل، اوديسه، و آنئا همواره الگوهاي اصلي و اساسي و كليات كار را به دست مي دهند. دنياي بخت و تصادف جاي معيارهاي مطلق نيست. در حال حاضر مترجمان زيادي دست به كار شده اند تا هر كدام ترجمه خود از يكي از آثار كلاسيك را عرضه كنند. در قرون هجدهم و نوزدهم هم البته مترجماني در رقابت با همديگردست به كار ترجمه متون كلاسيك زده بودند، اما كار آنها كمابيش براي استفاده دانشجويان و حوزه هاي دانشگاهي بود و رقابت مترجمان امروزي بيشتر خواننده هاي معمولي را در نظر دارد. در قلمرو طلامتون كلاسيك واجد اثرات فوق العاده وسيعي بر زبان انگليسي بوده است. اگر آن حكم رابرت فراست را ناديده انگاريم كه مي گويد: شعر چيزي است كه در ترجمه از دست مي رود، شاعران انگليسي سيلابهايي از ترجمه را به جريان در آورده اند. يكي از مشهورترين اشعار در زبان انگليسي اينگونه آغاز مي شود: در قلمرو طلا بسيار سفرها كرده ام و بسيار دولتها و سلطنتهاي زيباديده ام. اين بيت پاسخ كيتس به يكي از اولين ترجمه هاي هومربه قلم جرج چاپمن در سال 1615 است. در بين نخستين كتابهايي كه در زبان انگليسي به چاپ رسيد به جز انجيل و افسانه هاي آرتور، ترجمه اي از هومر بود. مجموعه شاعران در ترجمه كساني چون چاوسر، سپنسر، مارول، وردزورث، شلي، بايرون، تنيسون، كيپلينگ، ازرا پاوند، و رابرت لاول را نيز در زمره مترجمان خود دارد و آثار ترجمه شده اي از اين عده را به دست چاپ خواهد داد. احياي محبوبيت ترجمه هاي قديم با تحولات جهاني نيز ارتباطدارد. رواج زبان انگليسي تا حدنخستين زبان جهاني بعد از لاتين انگليسي زبانان مدرن را نسبت به نويسندگان خارجي ( كلمبيايي، ژاپني، آلماني و نيز لاتيني و يوناني ) علاقه مند كرده است. انگليسي زبانها به ترجمه تكيه مي كنند تا توليد كتاب در هر كجاي جهان را از اين طريق به زبان خودواردكنند. اين طرز فكر و نگاه جهاني سبب رونق ترجمه شده وقوف خوانندگان را نسبت به سنت ترجمه بيشتر كرده است. اين سنت چندين عنصر دارد. نخستين عنصر ترجمه هاي محكم وفاضلانه است دو اثر برجسته شاعران بزرگ انگليسي، ترجمه اي است: ترجمه در ايدن از آنه ئيدويرژيل ( ) 971696 و ترجمه الكساندرپوپ از ايلياد ( ) 201715 پوپ اوديسه را در سالهاي ( ) 261725 با كمك چند تن از دوستانش ترجمه كرد و معذلك ترجمه هاي او از آثار هومر اعتباري در حد بزرگترين شاعر انگليسي پس از ميلتون را برايش به ارمغان آورد. ترجمه هاي پوپ و در ايدن امروزهم در زمره بزرگترين دستاوردهاي نظم انگليسي است. زبان انگليسي در مورد زباني ترجمه، استثنايي آثار است ترجمه شده هومر در زبان فرانسوي كمي از عدد انگشتان دو دست بيشتر است. اما زبان انگليسي صدها ترجمه از هومر دارد. و بعيد مي نمايد كه در ساير زبانها هم نويسندگاني پيدا شده باشند كه وقت خود را به اندازه انگليسي ها صرف ترجمه آثار كلاسيك كرده باشند. دو عنصر ديگر در سهم آثار كلاسيك ترجمه اي در زبان انگليسي عناصر غيرمستقيم است. نخستين عنصر ترجمه هاي غيردقيق است كه دورادور بر بنياد متون كلاسيك استوار گرديده است. در قرن هجدهم به اين قبيل آثار نام تقليد دادند و ساموئل جانسون آن را روشي در ترجمه خواند كه از تفسير آزادتر بوده و در آن مثالها و موارد امروزين بر جاي نكات قديمي و، مثالهاي داخلي بر جاي نكات خارجي مي نشيند. پوچي آرزوهاي بشر اثر خودجانسون وتقليدات ازهوراس اثر پوپ از اين جمله ترجمه ها در قرن هجدهم است. و سرانجام آخرين عنصر متون كلاسيك در زبان انگليسي نيز عنصري غيرمستقيم است، اين عنصر، الهام پذيري زبان انگليسي از مضامين و سبك رايج در عهد باستان بوده و در همه كارها ازاوليس جيمز جويس تاكارگران هركولس (هركول پوارو ) اثر آگاتا كريستي مشهود است. مهمترين نمونه آن هم بهشت گمشده ميلتون است: اين اثر تقليد نيست، به پايه ترجمه نمي رسد، و كوششي است مجدانه براي نگارش حماسه اي قابل قياس با ايلياد، يا آنه ئيد. ميلتون براي نوشتن اين اثر سبكي عالي پيش گرفت كه جنبه توصيفي آن غني است. ويژگيهاي اين اثر در زبان لاتين متعارف و معمول است اما براي انگليسي زبانها تازگي دارد. ميلتون تنها مورد اثرپذيري از آثار كلاسيك در زبان انگليسي نيست. در بسياري از آثار انگليسي عصر اليزابت صداي سيرو به گوش مي رسد و نطقهاي پارلماني پيت، برك، فاكس و يا چرچيل نيز رنگ و جلاي او را دارد. باري، قائل شدن به تمايز بين آثار ترجمه يا ترجمه هايي خاص، و آثار كل متون كلاسيك بر زبان انگليسي عملي نيست. ادبيات انگليسي به مدت سه قرن از ميلتون تا هرسمان جولانگاه شعرايي بود كه با متون كلاسيك يوناني و لاتيني آشنايي عميق داشتند. اما شعرا به تنهايي جريان ترجمه آثار كلاسيك را برپا نكردند. در ميان مترجمان آثار هومر دو نخست وزير (ارل دربي، و گلادستون ) و چندين فيلسوف سياسي و تاريخ نويسان جنگها نظير لارنس بوده اند. لازم به ذكر است كه تامس هابز پس از مواجه شدن لوايتان با شكست دست به كار ترجمه هومر شد. منبع: اكونوميست مترجم: محمود فاضلي بيرجندي