Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750729-7834S1

Date of Document: 1996-10-20

آيا اين ستاره دنباله اي هم خواهد؟ داشت تارانتينو در فيلمهاي ازشفق تافلق وسرنوشت راديو را روشن مي كند به عنوان بازيگر نه كارگردان صاحب سبك.؟ چرا مروري بر فيلمسازي كوئنتين تارانتينو كوئنتين تارانتينو با بازيگري مي خواهد تفريح كند و فرصت مناسبي به دست آورد تا با انتخاب موضوعي جديد در قالب ساختاري (يا ضدساختاري ) عجيب به دوران با شكوه خود، دوران نمايش پالپ فيكشن برگردد. واحدرسانه هاي خارجي: عده اي معتقد هستندكوئنتين تارانتينو يك احمق است. احمقي تمام عيار. كسي كه بعد از فيلم پالپ فيكشن از شهرت شگفت آوري برخوردار شد و در حد يك ستاره سينما (سوپر استار ) از آن ياد مي شد، چرا دست به يك عقبنشيني در هاليوود زد و به ايفاگري نقشهاي حاشيه اي و مكمل در فيلمهاي ديگران؟ پرداخت آيا او مي خواهد يك اورسن ولز سده دوم سينما باشد، نابغه اي مهجور در هاليوود يا يك ژان لوك گدار مدرن در ساختار سينمايي؟ آمريكا تارانتينو بارها گفته است تحت تاثير شهرت قرار نگرفته و راهي را مي رود كه درباره آن خيلي فكر كرده است. در واقع روزهايي كه تارانتينو طرح فيلمنامه هايش را 1500 دلار مي فروخت و در به در دنبال بازيگري در فيلمهاي متوسط بود مي دانست كه روزي در زمره متفكران، نوآوران و قدرتمندان هاليوود قرار خواهد گرفت. كسي كه با گفتن اينكه فيلمهاي چكي چان را دوست دارد، فروش و اجاره نوارهاي ويدئويي فيلمهاي اين رزمي كار نجومي شد. اما حالا كه تارانتينو در اوج است چرا اصرار دارد مثل همان دوران و در نقش بازيگران ميانسالي كه به دنبال كار هستند در اذهان عمومي شناخته شود، اين چه نقش تازه اي است كه تارانتينو درقالب آن رفته است آيا مي خواهد به شهرت خود اضافه؟ كند منتقدان نيويوركي معتقد هستند تارانتينو دوراني را سپري مي كند كه از يك صاعقه زودگذر به جرياني مداوم و موج نوآوري ( آوانگارد ) در هاليوود تبديل شود. فيلمهاي سگداني وپالپ فيكشن تبحر تارانتينو را در سبك پست مدرن كارگرداني و به خصوص فيلمنامه نويسي اش نشان داد. فضاسازي تارانتينويي آنقدر از طرف منتقدان آمريكايي و به خصوص فرانسوي به كار گرفته شد كه كارگرداني كه تاحدودي شبيه فيلمهاي تارانتينو فيلم ساختند به فيلمسازان پست پالپ (تركيبي از پست مدرن و پالپ فيكشن ) معروف شدند. اما اين جريان ادامه نيافت؟ چرا بعد از ساخت فيلمنامه هاي رمانس واقعي، قاتلين بالفطره و حالا ازشفق تا فلق مشخص شد كه آنچه اساس سينماي تارانتينو را تشكيل مي دهد; فيلمنامه هاي اوست به همراه پرداخت عجيبش در كارگرداني، بنابراين ديگر كارگردانها نمي توانند به خوبي فيلمنامه هاي تارانتينو را دستمايه سبك كاري خود قرار دهند (همانطور كه اوليور استون نتوانست فيلم قابل قبولي از فيلمنامه قاتلين بالفطره بسازد ) شايد نزديكترين كارگردان به شيوه فيلمسازي تارانتينو روبرت رودريگويز مكزيكي باشد و از اين رو تارانتينودر دو فيلم دسپرادو ازشفق تا فلق نقشهاي كوچكي در فيلمهاي رودريگويز بازي كرد. اما مي دانيم بازي ده دقيقه اي او در اين فيلمها نمي تواند به تداوم شهرت تارانتينو كمك كند. بعد از آنكه در جشنواره كن فيلم پالپ فيكشن برنده جايزه نخل طلايي بهترين فيلم شد و از آكادمي علوم و هنر سينما ( اسكار ) جايزه بهترين فيلمنامه اصيل رادريافت كرد، همه اعتقاد داشتند، ستاره اي متولد شد اما چرا اين ستاره زود خاموش شد ودنباله دار؟ نبود جف گيلز منتقد نشريه نيوزويك در مورد تارانتينو اعتقاد دارد: تارانتينو از اول مي دانست كه با موفقيت پالپ فيكشن وارد دوران سختي در هاليوود خواهد شد. كسي كه ازجان تراولتا وبروس ويليس در فيلمش استفاده كند حتما دنبال شهرت است و آن وقت مجبور است در فيلم بعدي كه ظاهر مي شود ( دسپرادو ) آنچنان با سرعت حرف بزند كه هيچكس نتواند وارد حرفش بشود. اما خود تارانتينو مخالف اين حرف است او مي گويد: اين يك نمايش شهرت نيست، من يك بازيگرم و در فيلمها بازي مي كنم، مثل بقيه بازيگران ديگر. اما كمتر بازيگري در هاليوود مي تواند فيلمنامه بنويسد، كارگرداني كند، جايزه كن و اسكار بگيرد و مهمتر از همه از تهيه كننده ها پول بگيرد تا بر خلاف سيستم فيلمسازي هاليوود، فيلم بسازد. اينكه چرا تارانتينو شيوه بازيگري اش را به مارلوبراندو نسبت مي دهد، بابرايان دي پالما هيچكاكي مصاحبه مي كند آيا به تثبيت موقعيت هنري خودش در عرصه صنعتي سينماي آمريكافكر؟ نمي كند هميشه تارانتينوبه چيزي پشت پرده نگاه مي كند، چيزي كه او را تارانتينو كرده و اين برگ برنده اين جوان سي وسه ساله ايتاليايي الاصل شلوغ و وراج است كه در آمريكا بدنبال شهرت سينمايي مي گردد. گروه ديگري در مورد تارانتينو عقيده ديگري دارند. آنها مي گويند: بهترين بازي تارانتينو جايگزين مناسبي براي فيلمسازي او نيست. قبل از اينكه عقب گرد اوپايان يابد، بازيگري او را عوض خواهد كرد. تارانتينو بر خلاف ادعاهايش تنها از بازيگري مي خواهد تفريح كند، در اذهان وجود داشته باشد و فرصت مناسبي پيدا كند تا موضوع و ساختار (يا ضد ساختار ) دلخواهش را به دست آورد و محبوبيت و اعتبار پالپ فيكشن را زنده كند. كارين جيمز منتقد نيويورك تايمز درباره تارانتينو مي گويد: او با بازي دراين نقشها مثل اين است كه به اندازه 15 دقيقه شهرت احتياج اما دارد، نه ما (منتقدان )نه تماشاگران و نه تارانتينو چنين حداقلي را براي او در آينده مي بينند. او ( تارانتينو ) مي تواند سينماي هاليوود راعوض كند اگر دست از اين غفلت بردارد. تارانتينو بحران دهه نود سينماي آمريكارا به سبك خودش حل كرد. فيلمي با موضوعي عجيب و با ساختاري جديد كه معلوم نيست تماشاگر ساده پسند آمريكايي آيا آنرا بپذيرد مي سازد و در قالب روشنفكري وارد جشنواره هاي هنري جهان مي كند. در واقع تارانتينو به حسرت سينماي آمريكا كه مي خواست با پشتوانه اي از مسائل هنري سينماي اروپا دست به توليد فيلم بزند را برآورده كرد; و نتيجه فيلمي شد كه در كوتاه مدت جزء آثار كلاسيك به حساب مي آيد; پالپ فيكشن فيلمي تاثيرگذار و تاثيرپذير. وضعيت كنوني تارانتينو را مي توان در يكي از صحنه هاي فيلم از شفق تا فلق كه خودش طرح اوليه آنرا نوشته پيدا كرد: در اوايل فيلم ريچارد (كه نقش آنرا تارانتينو بازي مي كند ) در كنارست چيكو (با بازي جورج كلوني ) در نقش دو برادر و آدم بدهاي فيلم هستند كه به مكزيك مي گريزند. آنها در يك رستوران توقف كوتاهي دارند. ست مي خواهد آرام و خونسرد باشد وريچارد مثل هميشه مي خواهد با هيجان به آرزويش برسد. ست همچنانكه همراه ريچارد زير باراني از آتش از رستوران خارج مي شود و به طرف ماشين خود مي رود مي گويد: من گفتم بگذار ناشناس و آرام بمانيم. تو معني اين كلمات را؟ نمي داني تارانتينو معني اين كلمات رانمي دانست و هيچگاه هم نخواهد فهميد. منبع: نشريات تايم - نيوزويك فيلم ريويو.