Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750726-7721S1

Date of Document: 1996-10-17

رويكرد سيستمي در حل مشكل گفت و گو با دكتر رمضاني استاد دانشگاه (بخش آخر ) روش دفعي و گذرا ريشه در شناخت نادرست وضعيت وديناميزم دارد. با اقدامات مقطعي نمي توان وضعيت را سامان داد و علوم، صنايع و تحقيقات را نهادينه كرد اشاره در بخش اول گفت وگو با دكتررضا رمضاني درباره روش و نحوه نگرش سيستمي به موضوعاتي چون نگرش سيستمي و تحول در تبيين پديده ها، تحول حاصل از نگرش سيستمي در علوم، تاثير نگرش سيستمي بر توسعه، ارائه طريق و مشكل يابي از نظرتان گذشت، در بخش دوم اين گفت وگو، موضوع هاي بدفهمي در درك مشكل، تفاوت آثار روش سيستمي و تحليلي درپرداختن به مشكل، نسبت سامان توليدي ما با روش تحليلي و روش سيستمي، زمينه هاي تاريخي جامعه براي انجام جهش تاريخي از روش علمي سنتي به روش نوين سيستمي مورد بررسي واقع شده كه از نظرتان مي گذرد. همشهري: با چنين رويكردي به نبايدهاي مشكل، ما چه چيزهايي هستند و از چه عناصري تشكيل؟ شده اند در مقدمه بايد بگويم كه نبايدها در بحث ما معادل بدفهمي ها و اقدامات مشكل زا است. بدفهمي ها عوارضي است كه در عرصه شناخت ظاهر مي شود ولي فقط در محدوده ذهن نمي ماند، بلكه در ميدان عمل ظاهر مي شود، بعضي از بدفهمي هاي رايج در تصميم گيري مديران در سطوح مختلف در محورهاي زير شكل مي گيرد: - 1 وجود اقدامات گذرا روش ودفعي دفعي و گذرا در شناخت نادرست وضعيت وديناميزم دارد. با اقدامات مقطعي نمي توان وضعيت را سامان داد و علوم، صنايع و تحقيقات را نهادينه كرد، آينده نگري و اقدام در پرتو حركت درازمدت جزء اركان حركت علمي است. - 2 وجود انفعال. درك وضعيت و ديناميزم سبب مي شود كه شخص تصميم گيرنده همواره خود را در مقابل تحولات مستمر ببيند، وقتي اين درك با تعريف پيشنهادي از مشكل توام مي شود، آدمي خود را در ميان يك رود شتابان از حوادث واشياء مي بيند، چاره اي جز شناكردن هوشمندانه در اين رودنيست، در چنين فضايي به انتظارحوادث نشستن و سپس مهار كردن يا بازتاب نشان دادن، عين ركوداست. همچنين امروزه حساسيت برروي جلوگيري از انفعال درشركت هاي جهاني مطرح است، زيرا موفقيت مي تواند به عنوان يك عامل انفعالي به سه راه پيشرفت تبديل شود، يعني فرد يا شركت موفق ممكن است به خواب خرگوشي و مستي ناشي از نشئه موفقيت گرفتار شود. براي مصون كردن شركت ها از انفعال و تخدير مي كوشند به اين پرسش پاسخ بدهند كه چرا موفق تر؟ نبودند البته سوال اصلي براي زمان و مكان ايران اين است كه چرا هجوم حوادث هر از چندي عنان از كف مديران ما ؟ مي ربايد - 3 گرفتار شدن در روش هاي مرسوم. متاسفانه ما در چنبره اي از نگاه ها افكارها، پندارها و روش هاي مرسوم گرفتار شده ايم. بحث بر اين است كه نگاه نوبه آنچه داريم، سه دهه اخير در دنياي علم، تكنولوژي، مديريت نشان داد كه نگاه، افكار وروش هاي موسوم در پهنه هاي تصميم گيري مديريت، توليد وخدمات مانع عظيم بر سر راه شكوفايي جوامع است. پاي بندي به شيوه هاي مرسوم، فقط آفت اداره ها، كارخانه ها و شهرهاي ما نيست، دانشگاههاي ما هم در چنبره اي از شيوه هاي مرسوم گرفتار شده اند، بيش از يك دهه است كه زمزمه هاي ناتواني نگرش تحليلي در دانشگاههاي كشورهاي صنعتي به گوش مي رسد، براي نمونه دانشگاه غرب دريافته است كه در ميدان عمل مشكلاتي است كه نه متخصص مكانيك مي تواند آن را رفع كند و نه متخصص الكترونيك. به خا طر رفع مشكل، رشته مكاترونيك ايجاد كرده اند، اين يك نگاه نامرسوم است ولي هنوز موجش به اينجا نرسيده است، در بعضي موارد هم كه رسيده، جان كلام را نگرفتيم و جان تازه را در قوالب مرسوم بيجان كرده ايم، اينها پاره اي از همان بدفهمي ها است. همشهري: اگر بحث را برمحور درك مشكل و نحوه حل آن متمركز كنيم، تفاوت آثارو نتايج روش سيستمي و تحليلي؟ كدامند به مساله مهمي اشاره كرديد، ازجمله تفاوت هاي بسيار مهم دو روش، در پيامدسنجي است. چنانچه پيش ازاين بحث شد هر چه تعدادرشته ها براي حل يك مشكل افزايش يابد، امكان دورهاي تو در توي ناشناخته بيشتر و احتمال رفع مشكل توسط هر يك از رشته ها كمتر مي شود. در متون نگرش سيستمي مثال هاي جالبي براي نشان دادن اين مدعا آمده است. در رفع مشكل 3 نكته بسيار مهم عبارتند از- 1 هزينه رفع مشكل - 2 زمان براي رفع مشكل - 3 زمان بازگشت همان مشكل يا مشكلات مربوط به آن. بنابر اين يكي از نكات بسيار مهم زمان برگشت همان مشكل يا مشكلات مربوط است كه در واقع پيامدهاي رفع مشكل مي باشد. البته هر دو رويكردسيستمي و تحليلي در قبال پيش بيني، ارزيابي و سنجش پيامدهاي يك اقدام يا تصميم دچار مشكلاتي هستند، بهتر است گفته شود كه آدمي در ارزيابي كماهوحقه اقدامات و تصميمات خود دچار خطا، بي دقتي و ابهام است، در اين ميان هر چه از رشته هاي مجزا استمداد شود، به خاطر نارسايي در شناخت، نادرستي در داوري و گرفتاري در حيطه هاي كوچك و دايره هاي تنگ، احتمال اتفاق پيامدهاي ناگوار بيشتر در مي شود اين ميان هزينه تصميم ها و داوري ها نيز با پناه بردن به رشته هاي منفرد بيشتر مي شود. سازمان ملل در آمارهاي خود فاجعه چنين گرايشي را در سطح جهاني گردآورده فاجعه است در واقع هزينه كلان است و هزينه را بايد صرف منبع پنداشت، مرگ يك انسان، معادل يك ارزش و مساوي از دست رفتن يك منبع خلاق است. چنين هزينه اي براثر برخورد غير سيستمي در كشورهاي جهان سوم هر لحظه رخ فاجعه مي دهد گاه بي صدا رخ مي دهد. در شهري كه پزشك 8000 دارد و مردم روزانه يك ساعت در ترافيك مي مانند و بايد 8 ساعت كار كنند در اصل 1000 پزشك از گردونه خدمات رساني خارج مي شود. در واقع توش و توان اين عده در معضل ترافيك به گور سپرده مي شود. جهان توسعه نيافته هر روز آبستن صدهامورد از فاجعه هاي آرام است. رويكرد سيستمي يك روزنه اميد براي كاستن چنين فاجعه ها است. متاسفانه محافل علمي اغلب با رويكردسيستمي ناآشنايند تا چه رسد به ساير محافل. همشهري: از نظر شما توليدي ما در كداميك از دو نگرش فوق جاي ؟ دارد سامان يابي توليدي و خدماتي ما دچار عوارضي است. ماهنوز قبول نكرده ايم كه مشكل خود را با تخصص بايد رفع كنيم، البته وقتي از تخصص گفته مي شود، منظور عام است، يعني مجموعه اي از تخصص هاي ذيربط به يك شكل معين، نرسيدن به رفع مشكل به ياري تخصص، يك خلاء فرهنگي تباه كننده است، از جمله اقدامات فوري و مبرم، تلاش همه جانبه براي باور به علم وتخصص است. كشورهاي صنعتي در مراجعه به تخصص ترديدي به خود راه نمي دهند، و اكنون بحث بر سر تركيب تخصص هاي مربوط به يك مساله است. به خاطر همين باور كه در فرهنگ كشورهاي صنعتي نهادينه شده است، به تحقيقات مانند يك زمين نگاه مي كنند كه بايد در آن بذر مشكلات پاشيد و با امكانات مختلف تجهيز كرد تا شايد درختي رشد كند و جوانه و شكوفه بزند، اما ما اغلب در دوران هجوم مشكلات به تحقيق رو مي آوريم، غافل از اينكه تحقيق فقط براي دوران شدت و ناگواري نيست، در اوج پيروزي ورضايت از اوضاع بايد به سوي تحقيق رفت تا مبادا روزهاي خوش به سرعت سپري شود. همين ناباوري ها سبب شده كه سهم تحقيقات در كشور مانسبت به كشورهاي عقب مانده و پيشرفته اسفبار باشد. دانشگاه ها از مسائل عيني و واقعي كشور به دور هستند و از بنيه لازم براي رفع مشكل برخوردار نيستند، زيرا تاكنون هيچگونه تمريني براي زمين خوردن و بلند شدن انجام نداده اند. اين در حالي است كه هوش و خلاقيت ايرانيان در بهترين دانشگاههاي غرب از جمله آمريكا در رديف پژوهشگران چيني و هند به موازات هم ياد مي شود. سامان توليدي ما مشروط به بهره گيري از اين توان ها نهفته است. در اين ميان نگرش تحليلي به عنوان قوت رشته اي و نگرش سيستمي به عنوان تلفيق ابر رشته اي متمم و مكمل هم وارد عمل مي شوند. امروزه در عالم صنعت و خدمات دريافته اندكه محور و تكيه گاه توليد وخدمات، خلاقيت و توسعه منابع انساني است، سرمايه عظيم در دست انسان هاي ناتوان به سرعت نابودمي شود، اما سرمايه اندك در پرتو توانمندي انسان هاي دانا و كارآ رشد مي يابد. امروزه سرمايه كمتر مواد تحولات عظيم به حساب مي آيد. تويوتا و هوندا در تحقيقات و تجارب علمي خود به اين نتيجه رسيده اند كه انسان منبع عظيم نوآوري، سرمايه زايي وتوسعه است. اگر مي خواهيم به سامان درستي برسيم، بايد به انسان ها عرضه شكفتن بدهيم تادريابند در يك كارخانه و اداره مهره نيستند، مهره ها در ادارات موجد فكر نو و عمل جديد نيستند. همشهري: آيا در نظر تاريخي زمينه هاي چنين جهشي؟ فراهم است سوال شما را مي توان چنين تعبير كرد كه آيا مي توانيم از وضعيت عقبافتادگي فرهنگي نسبت به چاره سازي تحقيق و كار ساز علم به وضعيت جديد مطابق با وضعيت توسعه يافته وارد؟ بشويم ماركسيست هاي ارتدكس به جبر تاريخي و گذار از پنج مرحله تاريخي تاكيد دارند و اميد هر نوع جهشي را پيموده البته مي دانند آن دسته از ماركسيست ها كه در ميدان عمل حضور داشتند به چنين تحليل هايي بي اعتنا بودند، با اين وجود درباره شرايط كنوني بايد گفت كه زمينه هاي اجتماعي به تمامه فراهم نيست ولي مي توان شرايط قابل قبول را فراهم ساخت، يكي از اين زمينه هانهادينه ساختن تحقيق در تمام اركان جامعه حتي اگر تحقيقات در دست يافتن به اهداف تعيين شده ناكام شود. محقق راه تحقيق را براي رفع مشكل طي مي كند. اگر به نتيجه نرسيد، در واقع اعلان مي كند كه از اين راه نرويد، بن بست است، همين خود يك پيروزي است. تصويري از اديسون و يك لامپ بر پشت يك مجله بارها چاپ و زير آن از قول اديسون نوشته بودراه 2560 وجود دارد كه نمي توان لامپ ساخت اين نقل قول جان كلام كشورهاي صنعتي پيشرفته در قبال تحقيق است. اگر امروز پيدا نكنند كه فلان راه به موفقيت منتهي نمي شود، فردا بايد چنين كنند، پس چه خوب است كه از امروز شروع شود. به ياد داشته باشيم كه زمان منبع است، اتلاف زمان صرف منبع است، صرف منبع يعني قبول هزينه، بر اساس همين نگرش است كه اگر دانشجويي در رساله دكتراي خود در نهايت سعي كرد ولي به نتيجه نرسيد، به شيوه تلاش وي توجه مي كنند، اگر دانشجو چست و چالاك به درون چاه مشكلات مي رود و درمي آيد، ولي آب در چاه نيست تا مشك خود را پرآب كند، به وي درجه دكترا مي دهند. همشهري: ويژگي مديريت فعلي ما چيست و براي پرهيزاز ويژگي هاي منفي چه مي توانيم؟ بكنيم مطالعه مقايسه اي مديريت واحدهاي توليدي و خدماتي اعم از دولتي و خصوصي درسطوح مختلف يك فرضيه رامطرح مي كند: مديريت براي رفع مشكلات از شيوه هاي نزديك، ملموس، آسان ومرسوم بهره مي گيرد. اينكه چه علل و عواملي سبب شده است كه مديريت داراي اين ويژگي ها شود خود بررسي گسترده اي مي طلبد، راه نزديك اي بسا راه درست، مطلوب يا كارآ نيست، اينكه نتايج دريك دوره معين براي مديرمعين ملموس شود و يا هر زيرمرحله از اقدامات حتما در چارچوب ذهني وي بگنجد، دال بر صحت نيست. آسان گزيني به ويژه در قبال انسان ها امر خطرناكي است كه ريشه در نگرش مكانيستي و بدفهمي از انسان دارد، بالاخره اسارت در زنجيرهاي تفكرات و پندارهاي مرسوم و عادت به نگريستن كه ذاتا تقليدي است، نه در ديدن مشكلات كهنه توفيق مي يابد و نه در رفع مشكلات كهنه توفيق مي يابد و نه در رفع مشكلات نوظهور، آموزش و آگاهي از ويژگي ها و ابعاد و عواقب بدفهمي هاي ياد شده از قدم هاي اوليه براي اصلاح است.