Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750726-7712S1

Date of Document: 1996-10-17

جامعيت قرآن و نيازهاي بشري مصاحبه با آيت الله مكارم شيرازي قرآن كتابي است كه مي تواند نيازهاي انسان را در هر زماني برآورده سازد امروز نياز شديدي به بحث پيرامون مسايل اجتماعي، اقتصادي حقوقي، و بطور كلي تمام شاخه هاي علوم قرآني از ديدگاه قرآن وجوددارد قرآن واقعا نور است، هرچه نزديكتر شويد آن شعاعهاي نوراني وجود شما را بهتر روشن مي كند و لذت بيشتري مي بريد. آيا قرآن مي تواند در همه عصرها و نسلها پاسخگوي نيازهاي اساسي جوامع بشري باشد، و ترسيم اين خطوط كلي در قرآن به چه شيوه اي صورت پذيرفته ؟ است در درجه اول، روي سخن مابا كساني است كه اعتقاددارند قرآن كلام خداست، و همچنين معتقدند قرآن قانون اساسي اسلام است، و نيز باور دارند كه اسلام آخرين دين آسماني، و پيامبر اسلام ( ص ) داراي مقام خاتميت مي باشد; از ضميمه اين سه اصل به يكديگر، استفاده مي شود كه بطور حتم، تمام نيازهاي انسان - تا دامنه قيامت - در قرآن منعكس شده است. خدا وجودي است بي پايان ونامحدود; كلام خدا هم - مثل وجودش - بي پايان و نامحدوداست; اسلام هم كه تا پايان دنيا باقي خواهد ماند; و قرآن نيز براي هميشه قانون اساسي اسلام است; بنابراين بايد بپذيريم كه اصول زندگي بشر، در تمام اعصار و قرون، امروز و آينده، در قرآن ترسيم شده است. حال اگر بخواهيم با قطع نظراز معتقدات خودمان نيز بحث كنيم، باز هم مي بينيم كسي كه با قرآن آشنا شود و جهان بيني قرآن را درست درك كند، تصديق خواهد كرد اين اصولي كه در قرآن بيان گرديده، اصولي نيست كه با سپري شدن دوران كهنگي بيابد; بلكه بعكس، روز به روز تابنده تر و درخشنده تر مي شود. اين اصول، دوش به دوش پيشرفت بشريت، پيش مي رود و درخشش آن با گذشت زمان بيشتر مي گردد. ما امروزه شاهديم كه قرآن بيش از گذشته در صحنه هاي اجتماعي حضور دارد و چيزهايي كه اكنون از قرآن استفاده مي كنيم، بيشتر از سابق براي زندگي بشر كارساز اين تجربه است موفق به ما مي گويد: حتي با قطع نظر از تعهد اسلامي، قرآن كتابي است كه مي تواند نيازهاي انسان را در هر زماني براورده سازد. خوشبختانه اين تجربه اي است كه در جمهوري اسلامي باموفقيت انجام گرفته و الان سعي مي شود همه قوانين ومقررات، براساس قرآن تنظيم گردد; حال اگر در برخي زمينه ها نارسايي و كمبودي به چشم مي خورد، مسلما نقص از ناحيه ماست كه گاه در اجرا با مشكلاتي روبه رو مي شويم; وگرنه، از نظر اصول و مباني حكومت، هيچ گونه كم و كسري در قرآن وجود ندارد. اما در مورد بخش دوم سوال شما، اگر بخواهيم به جزئيات اين مطلب بپردازيم كه قرآن كدام خطوط كلي را براي زندگي بشر - بخصوص زندگي اجتماعيش - ترسيم كرده، بايد وارد يك بحث عميق و طولاني شويم; ولي من فشرده اين بحث را در چند جمله عرض مي كنم; ما از نظر قرآن: يك رابطه اي با خدا داريم، يك رابطه اي با خلق خدا داريم، يك رابطه اي با خويشتن داريم، يك رابطه اي هم با محيط زيست داريم، اين روابط چهارگانه و وظايف و تكاليف متناسب با هر يك از بوضوح آنها، در قرآن ترسيم شده است; اما شرح و بسط اين روابط ووظايف، به يك بحث تفسيري مفصل بشيوه موضوعي نيازمند است. آيا براي فهم صحيح قرآن، الزاما به تفسير؟ نيازمنديم براي فهم صحيح قرآن، درمواردي نياز به تفسير داريم و در مواردي نياز نداريم. مفهوم بعضي آيات كاملا روشن است و به اصطلاح از محكمات قرآن به شمار مي آيد. اين گونه آيات نيازي به تفسير ندارند; مثلا آياتي از قبيل قل هوالله احد: خداوند يگانه است حتي بدون تفسير هم قابل فهمند; ولي در موردآياتي كه جزء متشابهات قرآن و ياشبيه متشابهات اند، مسلمااحتياج به تفسير داريم; بطور مثال، در سوره توحيد مي خوانيم: الله الصمد، اين سوال پيش مي آيد كه معني صمد ؟ چيست از اين گذشته، گاهي مفهوم يك آيه - بدون تفسير - براي ما روشن است، ولي وقتي به تفسير مراجعه كنيم، مي توانيم به معناي تازه اي دست يابيم. بهترين شيوه تفسير كدام است و از ميان روشهاي معمول تفسيري، كداميك براي درك مقصود واقعي آيات قرآن موثرتر؟ است پيش از همه اين بهترين تقسيم بنديها، روش در تفسير، اين است كه آماده شويم ببينيم قرآن چه مي گويد; نه اينكه ما مي خواهيم چه بگويد! درواقع نبايد در پي اين باشيم كه پيشداوريهاي خودمان را بر قرآن تحميل كنيم، بلكه ببينيم قرآن چه مي خواهد بگويد; و به تعبير ديگر: شاگرد قرآن باشيم، نه استاد آن! حال اگر بعنوان يك اصل پذيرفتيم كه در برابر از قرآن، ذهنياتمان دست بشوييم ودر اين مكتب، زانوي شاگردي بر زمين بگذاريم، آن وقت اين بحث پيش مي آيد كه ازميان روشهاي تفسيري موجود: قرآن به قرآن، قرآن به حديث، قرآن به عقل و قرآن به علم، كداميك از همه بهتر و قابل قبول تر؟ است حقيقت اين است كه ما نبايد خودمان را به هيچ يك از اين روشها محدود و مقيد سازيم. در بسياري موارد، ما آيات را - همچنان كه خود قرآن هم دستور داده - به يكديگر تفسير مي كنيم; در بعضي جاها، احاديث و رواياتي كه از معصومين رسيده به ياري ما مي آيند و بسياري از معضلات و مبهمات قرآن را براي ما حل مي كنند; و در پاره اي موارد، دلايل عقلي به ما كمك مي دهند. گاهي هم مشاهده مي شود كه علم به ميدان آمده و قرآن راتفسير مي كند; تاكيد مي كنم كه وقتي مي گويم: علم، منظورم كشفيات ثابت شده و قطعي علمي است، نه فرضيات كه اشكال كنند: فرضيه ها با گذشت زمان، دستخوش تغيير و دگرگوني مي شوند و نمي توان قرآن ثابت و تغييرناپذير را بر فرضيات دگرگون شونده تطبيق داد! بهترين شيوه در تفسير قرآن تركيب و آميزه اي است از همه اين روشها، براي اينكه همه اينهاقرينه هاي عقلي و نقلي هستند و هرقرينه معتبري مي تواند براي مارهگشا باشد; بنابراين، نبايد خودمان را در يك روش محصور كنيم و قرينه هاي عقلي يا نقلي مسلمي را كنار بگذاريم. موقعيت قرآن در حوزه هاي علميه و دانشگاهها چگونه است و چگونه قرآن منزلت واقعي خودرا در مراكز علمي مي تواند بيابد، وضع قرآن نسبت به سابق، هم در حوزه هاي علميه و هم در دانشگاهها بهتر شده است; پيش از اين، قرآن واقعا مهجور بود و تا حد زيادي ناشناخته; بايد بگويم هنوز هم مهجور است و ناشناخته، ولي با سابق خيلي فرق كرده; الان بطور چشمگيري حضور قرآن در زندگي مردم، در حوزه هاي علميه و - با تفاوتي - در دانشگاهها بيشتر شده; اما نسبت به وظيفه اي كه مراكز علمي ما در برابر قرآن دارند، هيچ يك از اين پيشرفتها كافي نيست! در حوزه هاي علميه، بايد رشته هاي تخصصي قرآن تقويت شود. علاوه بر دوره هاي تخصصي، قرآن بايد در يك سطح وسيع و عمومي وارد حوزه ها بشود و اسمش را هم درس جنبي نگذارند; درس متني باشد; يعني همان طور كه فقه و اصول متن درسي تفسير است، قرآن هم متن درسي شود و همه جا حضور داشته باشد. از اينها گذشته، بايد سعي كنيم در علوم اسلامي هرجا رابطه اي با قرآن برقرار شد، روي آن سرمايه گذاري شود. در دانشگاهها هم قرآن از طرق مختلف مي تواند حضور فعال داشته باشد; اول اينكه آميخته با درس معارف يا در كنار آن، كلاسهاي تفسير قرآن بصورت عمومي برگزار گردد تا دانشجويان آشنايي بيشتري با قرآن پيدا كنند. همچنين براي اساتيد دانشگاهها جلسات تفسيري گذاشته شود تا ضمن انس گرفتن با قرآن و تفسير، هرگاه در علومي كه تدريس مي كنند - چه علوم طبيعي و چه علوم انساني - به مطلبي برخوردند كه با آيات قرآن ارتباط و مناسبت دارد، همان جا از آيات مربوطه و تفسير آن استفاده نمايند. در حال حاضر چه موضوعاتي ضروري است كه توسط موسسات و نشريات و شيفتگان قرآن مورد تحقيق قرار؟ گيرد در حال حاضر، سه محور اساسي وجود دارد كه كار عميق و وسيعي را مي طلبد: نخست مسائل عقيدتي كه هم درقرآن بصورت خيلي گسترده مورد بحث قرار گرفته و هم ريشه و اساس همه تفكرات مذهبي ماست; اگر مباحث قرآني در زمينه مسائل عقلي باز شود و پايه هاي اعتقادي در سايه بحثهاي مستدل و منطقي محكم گردد، تاثير عميقي در همه شئون برجا مي گذارد. دوم اينكه امروز ما نيازشديدي به بحث پيرامون مسائل اجتماعي، حقوقي، اقتصادي، وبطور كلي تمام شاخه هاي علوم انساني از ديدگاه قرآن داريم. سومين موضوعي كه جا داردمورد توجه قرار گيرد و بطوربسيار وسيع روي آن كار اخلاق شود، است; قرآن در اين زمينه سرمايه گذاري فراواني نموده و به تقوا و پرهيزگاري خيلي بها داده كه اگر اين مسائل خوب باز شود، در بالا بودن سطح آگاهي و كارايي افرادجامعه بسيار موثر خواهد بود. با توجه به تجربه اي كه طي ساليان دراز در زمينه كارهاي قرآني به دست آورده ايد، انس با قرآن را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد من بعد از حدود بيست و پنج سال تجربه كار جدي روي قرآن آموخته ام كه انسان هرچه بيشتر با قرآن كار كند، روشنايي بيشتري در خود مي يابد. قرآن واقعا نور است، هرچه نزديكتر شويد، آن شعاعهاي نوراني وجود شما را بهتر روشن مي كند ولذت بيشتري مي بريد. بتدريج احساس مي كنيد كه زندگي شما محتواي تازه اي پيدا كرده و در همه ابعاد بركت يافته است. به همين دليل به همه و بويژه جوانان توصيه مي كنيم كه اين راه را دنبال كنند و آنچه را عرض كردم خودشان هم تجربه كنند، هم تحصيل.