Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750725-7644S1

Date of Document: 1996-10-16

نگرش سيستمي; بنيادها و دستاوردها گفت و گو با دكتر رمضاني استاد دانشگاه در نگرش سيستمي به هيچ وجه بر داوري هاي علمي رشته هاي جداگانه تاكيد نمي شود، بلكه آن را به عنوان مواد و مصالح لازم براي تلفيق و تركيبنظرها به حساب مي آورد نگرش سيستمي در واقع طرحي نو براي نزديك كردن رشته هاي علمي و فني است كه سه دستاورد بزرگ براي جهان به ارمغان آورده است. اول نگرش وحدت بخش به نمودهاي ظاهرا از هم گسيخته هستي. دوم بهادادن به توانهاي نهفته در انسان و سوم سود عظيم مادي همراه با صرفه جويي در عرصه اقتصاد اشاره: روش چراغي است در شب تاريك براي پيمودن راه و نيازي حياتي براي منسجم نمودن سوال ها و رهنمون كردن ما به هدف ها و نهايتا راهي است ايجاد شونده و نه طي شده در جريان جستجوي حقيقت; اما كدام راه وروش توانايي ارائه قانونمندي هاي مطابق باواقعيتهاي ذهني و عيني؟ راداراست با توجه به درباره اين سوال، تفاوت هاي بنيادين نگرش سيستمي و تحليلي و پي آمدها و دستاوردهاي هر يك با دكتر رضا رمضاني استاد دانشگاه امير كبير گفت وگويي انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد. سرويس مقالات همشهري: نگرش سيستمي چيست و چه تحولي در نحوه تبيين پديده ها ايجاد كرده؟ است اين سوال داراي چندبخش است، پيش از پرداختن به نگرش سيستمي لازم است به سابقه و ضرورت هاي ظهورنگرش سيستمي اشاره اي اجمالي شود. تا پيش از عصرنوزايي (رنسانس ) جوامع مختلف، به، كمك اديان و فلسفه هاي رايج، همواره پندارها و باورهايي كمابيش منسجم در مورد عالم و آدم داشتند، جايگاه طبيعت، انسان، زمين، آسمان وكهكشان همه به گونه اي كل گرايانه قابل تبيين بود. البته گهگاه باورهايي در مقابل اين جريان فراگير قرار مي گرفتند، مانند اتميست هاي دوران باستان، اين عده بر تجزيه گرايي تاكيد مي كردند ولي چون نمي توانستندتوجيهي براي نمودهاي هستي ارائه كنند، در محاق ماندند واقبال نيافتند. تاريخ بشريت با حاكميت نگرش كل گرايي رقم زده شد. در قرون كل گرايي وسطي، حاكم در اروپا، آميزه اي بود از عقايد مسيحيت و دستگاه منطقي ارسطويي، حاكميت ديرپاي كليسا، گذار زمان و يافته هاي تازه انسان، ناتواني نگرش كل گرايانه حاكم در اروپا در قبال حوادث واقعه، سبب شد كه اندك شك اندك، و ترديد در درستي و استواري نگرش كل گرايانه به ويژه عقايد مسيحيت و دستگاه منطقي ارسطويي ايجاد شود. در نهايت، اصحاب كليسا با يافته هاي زبان شناسي از موضع تهاجم به تدافع افتادند و عصرنوزايي پا گرفت. كينه از كليسا و حاكميت ديرپاي آن در پهنه هاي فكري به مقابله با افكار موردحمايت كليسا - يعني كل گرايي - بدل شد. پس از اين دوره كم كم تجزيه گرايي مرسوم شد كه وجه بارز آن، باور به استقلال ماهوي اجزاء تجربه گرايي وانتخاب دستگاه صوري رياضي بود. نتيجه طبيعي اين رويكرد، تخصص گرايي ودستاوردهاي بي سابقه صنعت وتكنولوژي شد، ماشين به مفهوم رايج آن ثمره همين دوران است، ماشين سبب افزايش شگفت قدرت و سرعت آدمي شدو تسهيلات بسياري براي زيستن و ساختن فراهم كرد. همانگونه كه باورهاي آدمي فقط زاده نظام فكري و منطقي صرف نيست، بلكه اوج و حضيض ميدان عمل برپندارها و باورها تاثير مستقيم و غيرمستقيم مي گذارد. بدين ترتيبماشين گرايي و نگرش مبتني بر آن يعني نگرش مكانيستي تب زمانه شد و طي چهار قرن اخير جهان را فرا گرفته است. تجزيه تخصص گرايي، گرايي و اساسا نگرش مكانيستي كه در ابتدا داراي مزاياي عديده بود، به تدريج بن بست هاي آن روشن ابتدا شد در دهه در 1940 آزمايشگاه به بن بست هاي نگرش مكانيستي پي بردند ولي هم زمينه محافل دانشگاهي براي طرح بحث مناسب نبود و هم جنگ جهاني دوم از حساسيت به اين مسائل در كاست جريان جنگ نيازهاي متفقين سبب شد تا محافل نظامي به اشكالات نگرش مكانيستي و تخصص گرايانه آن پي ببرند. در نتيجه ميدان جنگ عرصه اي براي تلفيق دستاوردهاي تجزيه گرايانه و مقدمه اي براي نگرش سيستمي شد. پس از جنگ جهاني دوم زمينه براي طرح بن بست هاي نگرش مكانيستي گشوده شد. ابتدا براساس روال مرسوم به رياضيات براي به هم بافتن تجارب نظري روي آوردند. اين رويكرد دو دهه ادامه يافت و به موازات اين تلاش ها نگرش سيستمي پا گرفت. نگرش سيستمي در شكل هاي مختلف آن مانند علوم سيستم ها و مهندسي سيستم ها در تلاش است تا ديگر بار، كل گرايي جديدي را در تبيين عالم و آدمي رواج دهد. البته برخلاف كل گرايي قرون وسطي، اين كل گرايي از دستاوردهاي تجربه گرايي و تخصص گرايي كمال استفاده را مي برد. در واقع نگرش سيستمي مي كوشد تا مرزهاي بين رشته هاي علمي و تخصصي را حسب نيازهاي ميدان عمل و نظر از ميان بردارد. براي اين منظور تلاش هاي گسترده اي در طي و پس از جنگ جهاني دوم تاكنون صورت گرفته است. همشهري: چه تحولاتي از نگرش سيستمي حاصل؟ شده است بهتر است نگاهي به دهه آينده از نظر رشته هاي تحول آفرين چهاررشته بيندازيم مهندسي ژنتيك، الكترونيك، شيمي - پليمر وعلوم سيستم ها افق هاي درخشاني دارند. اين چهار رشته باارائه ايده هاي نو و محصولات تازه تحولات عمده و غيرقابل تصوري در ابعاد مختلف براي بشريت به ارمغان خواهد آورد. يكي از اين رشته ها، علوم سيستم هاست. براي نمونه پيش از به وجود آمدن و رواج نگرش سيستم ها، تعداد رشته هاي فني و مهندسي به تعداد اندكي خلاصه مي شد. در دانشگاه ها معمولا اين تعداد، اندكي بيشتر از ده رشته بود، به همين نسبت تعداد رشته هاي ديگر زياد نبود. اكنون در پناه نگرش سيستمي، تعداد رشته ها در جهان به بيش از 2500 رشته رسيده است. اما چگونه چنين گسترش و انفجاري امكانپذير شده؟ است علت عمده رويكرد سيستمي بود كه با تلفيق و تركيب رشته هاي مختلف به ايجاد رشته هاي تركيبي پرداخت، نگرش سيستمي در واقع طرحي نو براي نزديك كردن رشته هاي علمي و فني است. اين نگرش سه دستاورد بزرگ براي جهان به ارمغان آورده است: اول نگرش وحدت بخش به نمودهاي ظاهرا از هم گسيخته هستي. دوم بهاء دادن به توان هاي نهفته در انسان و بالاخره سود عظيم مادي همراه با صرفه جويي در عرصه رشد و توسعه اقتصادي. براي توصيف دقيق گرايش سيستمي، بايد گفت روش تحليل، جدايي را تشديد مي كندو مرزهاي بين رشته ها را نيزبرجسته تر مي كند، برجستگي مرزها در روش تحليلي سبب شد كه رشته هاي علمي و فني از شباهت ها و هم سنخي هاي يكديگر بي خبر براي باشند نمونه متخصص ارولوژي كمتر تصور مي كند كه متخصص مكانيك سيالات و متخصص حرف هاي لوله كشي، بسياري براي رهگشايي و الهام بخشي در ارولوژي دارند و بالعكس. روش سيستمي براي فهم شباهت هاي ميان مرزهاي عمودي و مرسوم رشته هاي علوم و فنون، خطوط افقي ايجاد كرده است تا شباهت ها كشف و معرفي شوند. سپس با انتقال قوانين و قواعد رشته ها به هم، دنياي جديدي از ابزارهاي علمي و فني حاصل حاصل شد اين تلاش هاميان رشته ها شد. اين چنين بود كه ميان رشته ها سبب انفجار و گسترش بي سابقه در رشته هاي دانشگاهي شد. اين دستاورد، جدا از دستاوردهاي عظيم تكنولوژيك و تسري آن به پهنه هاي علوم انساني و حتي هنر، موجب تحول عظيم در شناخت واقعيت شده است، انگار آدمي به سوي تحقق دعاي اللهم ارني الاشياء كماهي مي رود. همشهري: يكي از موارداشاره شما درباره سه دستاوردعظيم نگرش سيستمي، تحول اقتصادي بود، در اين ميان اين سوال به وجود مي آيد كه چه تفاوتي ميان نگرش سيستمي و نگرش تحليلي در پرداختن به معضلات توسعه وجود؟ دارد يكي از مصاديق نيازمندي به برخورد سيستمي، حل مسايل درفرايند حركت هاي مجتمعي است، مسايلي كه در آن مولفه ها و بخش هاي عديده دخالت مسايل دارند توسعه از اين دسته از مسايل است. اقتصاددانان، روانشناسان، فيلسوفان، برنامه ريزان سياستمداران، شهري و بسياري ديگر در زمينه مسايل توسعه و راه حل هاي آن ابراز نظر مي كنند. در چارچوبروش تحليلي در دهه چند 1970 كشور در امريكاي لاتين و آفريقا خود راآزمودند و دچار ناكامي هاي شگفت در توسعه اشكال شدند، كار در؟ كجاست اگرفرض كنيم تمام رشته هايي كه در مساله توسعه اظهار نظر و ابراز طريق مي كنند به لحاظ ماهوي قابليت لازم براي علمي بودن را داشته باشند، چه علل و عواملي سبب شده اظهارات علماي رشته هاي مختلف در كنار هم دورهاي آشكار ايجاد ؟ كند براي نمونه فيلسوف تاكيد مي كند كه عقلاني كردن جامعه لازمه توسعه است و اقتصاددان نيز تاكيد مي كند كه مقتضيات مادي و اقتصادي توسعه سبب عقلاني شدن افراد جامعه مي شود، چنين دوري كه هر يك توسعه را مشروط به خود مي كند چگونه توجيه پذير؟ است در اين ميان چه كسي درست ؟ مي گويد آيا ممكن است هر دو دسته خطا؟ كنند اگر چنين باشد چگونه مي توان در عرصه توسعه درست را از نادرست؟ بازشناخت اين پرسش ها در برابر بسياري از رشته ها قرار دارد. به نظر مي رسد كه نگرش سيستمي توانايي پاسخگويي به پرسش هاي فوق را داراست، بر طبق اين نگرش دور از آنجايي حاصل مي شود كه متخصصان در دايره تنگ رشته خود گرفتار مي شوند، در زمينه توسعه نيز چنين تنگ نظري وجود دارد، شناخت واقعيت مقدمه لازم براي رفع مشكل است، در نگرش سيستمي به هيچ وجه برداوري هاي علمي رشته هاي جداگانه تاكيد نمي شود، بلكه آنرا به عنوان مواد و مصالح لازم براي تلفيق و تركيب نظرها به حساب مي آورد. براين اساس نگرش سيستمي برميان رشته هاو اندركنش يا تعاطي رشته هاي تخصصي باور دارد تا از داوري هاي نادرست بكاهد ودر عين حال ارزش علمي هر يك از رشته ها را نيز حفظ كند، البته با روحيه فردگرايي در جامعه ما كه مانده از استبداد كهن و ديرينه اي است، دشمنان نگرش سيستمي و موانع كار جمعي كم نخواهند بود و رونق و رواج نگرش سيستمي به همدلي و همراهي روشن انديشان و دانشمندان پهنه هاي گوناگون نياز مبرم دارد. همشهري: آقاي دكتر پس ازدرك واقعگرايانه تر، مرحله ارائه طريق مطرح مي شود، نگرش سيستمي در اين مرحله چگونه برخورد؟ مي كند در مواجهه به مسايل دوشيوه وجود دارد: ايجابي وسلبي. روش ايجابي معمولابايدها را نشان مي دهد وروش سلبي برنبايدها تاكيد مي كند. البته در مرحله شناخت داوري مطرح پس نمي شود از شناخت مي توان به راه هاي جايگزين يا بديل ها دست يافت. سپس اگر معيارهايي براي گزينش جايگزينه هاي برتر وجود داشته باشد مي توان ارائه طريق كرد، همچنين ارائه طريق خود از سطوح مختلف برخوردار است. براي نمونه فرق است بين چه بايد چه؟ كرد، مي توان؟ كرد وچه مي توانم؟ بكنم اين سطوح از نظر رياضي رابطه فوق مجموعه اي با هم دارند، يعني چه مي توان؟ كرد فوق مجموعه چه مي توانم؟ بكنم است. نگرش سيستمي برخلاف نگرش هاي ديگر، بر توان هاي موجود بهاي زيادي مي دهد و بر اين اساس به تعريف مشكل مي پردازد، ارائه طريق بدون تعريف مشكل دچار انواع نارسايي و كاستي خواهد بود، يكي از علل عدم موفقيت ارائه طريق ها، آشفتگي و نابساماني در تعريف مشكل است، تعريف مشكل در نگرش سيستمي رابطه بسيار تنگاتنگ و منسجمي باچه مي توانم ؟ بكنم به دارد عنوان تعريف اوليه مي توان گفت كه مشكل آن مجموعه اي است كه نبايد باشد ولي هست يا بايد باشد ولي نيست; متاسفانه قاطبه مديران به نيمه اول تعريف مشكل توجه دارند و اين برخورد غيرسيستمي و فروغلطيدن در پرتگاه روزمره گي و كوتاه نگري است. اين بحث پهنه گسترده اي داردكه در اين فرصت محدودنمي توان به همه ابعاد آن پرداخت. ادامه دارد