Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750723-7437S1

Date of Document: 1996-10-14

شاهنامه: افزوده ها سرچشمه ها، و كاسته ها . شاهنامه فردوسي، ساختار و قالب، كورت هاينريش هانزن، ترجمه كيكاووس جهانداري تهران نشر و پژوهش فرزان 1374 ش 256 ص. قيمت 650 تومان. هانس هاينريش شدر، ايران شناس نامدار آلماني، درباره اين كتاب گفته است: اثر عظيم كورت هانزن درباره ساخت شاهنامه (رساله دكتري، دانشگاه برلين )كه 1943 نخستين بار پا از حدود نولدكه فراتر نهاده و شاهنامه فردوسي راطبق شيوه هاي تاريخ ادبيات مورد تدقيق قرار داده است... مژده اي است بر اينكه تحقيق در شاهنامه بار ديگر رونق بيابد. در حالي كه 53 سال ازتاليف و 42 سال از انتشاراين كتاب مي گذرد مطالبآن هنوز تازگي دارد. كتاببا دو شجره نامه آغاز مي شود: يكي شجره نامه سيستانيها از گرشاسپ تا سهراب، و ديگري شجره نامه پادشاهان ايران از كيومرث تا كيكاووس. در واقع، مدار بحثهاي كتاب نيز چگونگي تركيب و تلفيق افسانه شاهان و افسانه سيستان است و اين آميختگي مدتها پيش از آنكه فردوسي منبع اثر خود را بيابد، صورت پذيرفته بوده است. هانزن، نخست اين فرضيه را مطرح مي سازد كه سرچشمه اخبار شاهنامه فردوسي و غرر اخبار منسوب به ثعالبي يكي است و آن هم شاهنامه اي است به نثركه در 356 ه ق به فرمان ابومنصور محمدبن عبدالرزاق فرمانرواي فراهم طوس، آمده بود و اينك تنها مقدمه آن بر جاي مانده است. هانزن مطالبشاهنامه فردوسي را ازآغاز تا پايان داستان رستم و سهراب جابه جا با كتاب غرر اخبار مقايسه مي كند ومي كوشد سرچشمه اخبار اين دو كتاب را بازسازي كند، و نيز افزودگيها و كاستيهايي را كه به دست فردوسي و ثعالبي در اصل روايات صورت گرفته است بنماياند. به ديده هانزن، ثعالبي تاريخ نگاري است كه تنها به سرگذشت پادشاهان و روايتهايي كه به نوعي با آن ارتباط دارد مي پردازد، آن هم با كلمات معدود و خشك و بي روح و رواياتي را كه به افسانه شاهان كمتر ربط مي يابد و نيز آنهايي را كه به زعم او شگفت انگيز مي نمايد، با آنكه در ماخذ او وجود داشته، از قلم مي اندازد. از آن جمله اند روايت هفت خوان رستم و داستان رستم و سهراب در برابرفردوسي به سبب ميهن دوستي و با تكيه بر عنصر ايراني و عنايت ويژه به افسانه سيستان، نه تنها اين گونه روايات را به رشته نظم مي كشد، بلكه گاه مطالبي را نيز به اصل روايات مي افزايد. هانزن، بررسي روايات شاهان را از كيومرث تا آغاز فرمانروايي منوچهر به اختصار برگزار مي كند (حدود 40 صفحه از كتاب ); اما از زمان منوچهر به بعد، با نفوذ افسانه سيستان به بدنه اخبار پادشاهان، به تفصيل مي گرايد. بخش ما قبل آخر اثر هانزن به بررسي داستان رستم وسهراب اختصاص دارد كه بزرگترين بخش اين كتابنيز به شمار مي آيد. اين داستان تنها در شاهنامه فردوسي باقي مانده، وچنانكه پيش تر گفته چون شد، از نظر تاريخ پادشاهان اهميتي ندارد، درغرر اخبارحذف شده است. در اينجاهانزن الگويي در پيش روندارد كه اين داستان را با آن بسنجد; پس به ساختار دروني داستان توجه نشان مي دهد و بن مايه هاي آن را مي كاود. به نظر هانزن، از همان آغاز داستان، چهار بن مايه رخ مي نمايد كه همگي براي جريان بعدي داستان مهم هستند و به نحوي منطقي تا پايان كار بدانها پرداخته مي شود)گزينش 1 رخش; )شباهت 2 سهراب به سام كه بعدها به تكرار از آن ياد مي شود و اين خود موجبي است براي آن انديشه هاي ناگوار رستم در ضمن جنگ; )رستم 3 به تهمينه نشانه اي براي شناسايي مي دهد كه يافتن آن نزد سهراب محتضر، به شناختن پسر مي انجامد; ) 4 رستم ماجراي خود را با تهمينه از همه كس پوشيده نگه مي دارد و، مهمتر از اينها، بن مايه رابطه پدر و پسر در اين داستان براستي دست بالا را احراز مي كند و همه اسباب و انگيزه هاي ديگر را زير تاثير خود قرار رابطه مي دهد پدر - پسر به عنوان يك بن مايه، همان نقش مهم مضمون جنگ بين ايران و توران و انديشه تقدير را برعهده دارد. شاعر، با اين هر دو مورد هم در محتواي متن روايات آشنايي يافته و هم در انديشه بنيادين حاصل از جهان بيني خود، بدان رسيده است. بن مايه رابطه پدر - پسر در اصل، در زندگي شخصي فردوسي ريشه دارد. كتاب هانزن با نقدي برترجمه منظوم فريدريش روكرت از داستان رستم و سهراب به پايان مي رسد. محمدحسين يزداني