Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750723-7436S1

Date of Document: 1996-10-14

چشم اندازهاي تازه اي بر آثار ادبي جايگاه نظريه ادبي در دروس دانشگاهي نظريه ادبي (Theory Literary)؟ چيست و چه ضرورتي ما را بر آن مي دارد كه از آن سخن؟ بگوييم در گذر تاريخ ادبيات همواره رويكردهاي گوناگوني به آثار ادبي وجود داشته است. شاعران، نويسندگان، منتقدان و نيز فيلسوفان غالبا در مواجهه با آثار ادبي چشم اندازهاي خاصي را در نظر داشته اند. اما تا پيش از دگرگوني هاي اخير در اين عرصه كه در قرن حاضر پديد آمده است، اين رويكردها در مقايسه با رويكردهاي تازه ادبي تنوع چنداني نداشته است و غالبا روشمند نبوده در است بررسيهايي از اين دست غالبا واژه هايي مبهم همچون زيبايي، ذوق، نبوغ و.. به چشم مي خورد كه گره چنداني از كار درك و تفسير متون ادبي نمي گشايد. در دهه هاي اخير نظريه هاي ادبي و رهيافتهاي نوين به آثار ادبي چهره تازه اي به خود گرفته است و از تنوع فراواني برخوردار شده است. اگر پيش از اين با تنوع مكتبهاي ادبي (Schools Literary) مواجه بوديم، امروزه اين تنوع خود را در رهيافتها و نظريه هاي گوناگون ادبي نشان مي دهد. به گونه اي كه الگوي Adlinguisticity (سخن گفتن درباره سخن گفتن، نوشتن درباره نوشتن، بنيامتنيت ) جانشين الگوي مرجعي شده است. ( ) 1 اين رويكردها از نظريه فرماليسم روسي گرفته تا نظريه هاي ماركسيستي، ساختگرا، مابعد ساختگرا، مكتب اصالت زن، رويكرداسطوره اي، نظريه هاي معطوف به خواننده و... همگي چشم اندازهاي تازه اي بر آثار ادبي مي گشايند. در اين ميان مباحث زبانشناسي، پديدارشناسي، هرمنوتيك و... نيز دريچه هاي تازه اي به روي نظريه پردازان ادبي گشوده است. به گونه اي كه پاره اي از نظريه هاي ادبي با انديشه هاي فلسفي، روانشناختي يا زبانشناختي درآميخته است. بنابراين تعجبي ندارد اگر بسياري از نظريه پردازان ادبي همچون ميشل فوكو يا انديشه گران مكتب فرانكفورت همچون والتر بنيامين، تئودور آدورنو و.. خود از پيشروان تفكر فلسفي در قرن حاضر هستند. تري ايگلتون كه خود از صاحبنظران عرصه نظريه ادبي است، درباره چگونگي نشو و نماي نظريه ادبي در قرن حاضر مي گويد: اگر كسي بخواهد سرآغاز تحولي را مشخص كند كه در قرن حاضر نظريه ادبي را به زير سيطره خود در آورده است هيچ تاريخي مناسبتر از سال 1917 نيست يعني سالي كه ويكتور شكلوفسكي - فرماليست جوان روسي - رساله پيشتاز خود را زير عنوان هنر به مثابه تمهيد انتشار داد. از آن پس و به ويژه طي دو دهه گذشته ( ) 2 نظريه ادبي شاهد نشو و نماي شگرفي بوده است. حتي معناي خواندن واژه هاي ادبيات، ونقد دگرگوني عميقي را از سرگذرانده است. ( ) 3 اين چشم اندازهاي نوين در مواجهه ما با آثار ادبي ضمن آنكه قادرند انگيزه هاي تازه اي براي مطالعه آثار ادبي به وجود آورند، درك مااز ادبيات و آثار ادبي را نيز دگرگون مي كند. چشم اندازهاي تازه نگريستن به ادبيات، نه تنها بر فهم ما از متن تاثير مي گذارند، بلكه مي توانند به تفسيرهاي ما جان تازه اي بخشند. ( ) 4 ادبيات فارسي دربردارنده آثار فراوان و بسيار متنوع است. باوجود آنكه تاكنون بررسي هاي بسياري درباره اين آثار صورت گرفته است اما آنچنان كه بايد و شايد در بازشناسي اين آثار موفق نبوده ايم. پژوهندگان ما تاكنون بسيار اندك از شيوه هاي نوين رويكردهاي ادبي در مواجهه با آثار ادبي كلاسيك و معاصر فارسي سود جسته اند. همچنانكه در ابتدا گفته شد در اين بررسيها بيشتر به شيوه هاي سنتي نقد ادبي و مفاهيم مبهمي چون ذوق و نبوغ و... تكيه شده است. متاسفانه هنوز كه هنوز است آشنايي با نظريه هاي ادبي امروز براي بسياري از استادان و دانشجويان، به ويژه دانشجويان و استادان رشته زبان و ادبيات فارسي به شكل يك ضرورت درنيامده است. در حالي كه يكي از بهترين مجراهاي انتقال يافته هاي نوين ادبي رشته زبان و ادبيات فارسي است. غالبا در بررسي آثار ادبي به معني كردن اصطلاحها و كلمات مشكل و مواردي از اين دست بسنده مي شود. اين روش به سبب خنثي بودن، دانشجو را فعال بار نمي آورد و در موارد بسيار دانشجو نسبت به آثار ادبي احساس ملال و خستگي مي كنند. در حالي كه بديهي است هنگامي كه شيوه هاي نوين رويكرد ادبي را در مورد آثار كلاسيك و معاصر ادبيات فارسي به كار ببريم، ضمن آنكه جنبه هاي پنهان آثار ادبي را از چشم اندازهاي گوناگون كشف مي كنيم. انگيزه هاي تازه اي در دانشجويان براي جستجوگري بيشتر در آثار ادبي فراهم مي كنيم. چرا كه اگر بخواهيم در خواندن ادبيات، جسور و جستجوگر باشيم، بايد گستاخي انديشيدن به ادبيات را نيز داشته باشيم. ( ) 5 زمان آن فرا رسيده است كه از خود بپرسيم چرا با داشتن سابقه ادبي طولاني، در زمينه ارايه نظريه هاي ادبي آنچنان كه بايد و شايد همپاي متفكران و انديشمندان فرهنگهاي ديگر عمل؟ نمي كنيم آيا بخش بسياري از پاسخ اين پرسش به شيوه هاي نادرست آموزشي در رشته زبان و ادبيات فارسي؟ بازنمي گردد رامان سلدن درباره بازتاب و جايگاه نظريه ادبي در محيط فرهنگي خود مي گويد: نشانه ها حاكي از آن است كه نهال خرد ادبي ]نظريه [ به خوبي گرفته است، و تا آينده اي قابل پيش بيني همچنان استوار باقي خواهد در ماند زمينه مسايل مربوط به نظريه ادبي ] [نشريات، جديدي انتشار يافته، دوره هاي دانشگاهي جديدي تاسيس شده و كنفرانسهاي متعددي برگزار شده است. نبايد متعجب شويم كه اين خودآگاهي انتقادي جديد نسل جديد آموزگاران ادبيات مدارس را نيز در برمي گيرد. ( ) 6 خواندن اين جملات ما را به اين فكر وامي دارد كه در حالي كه دارنده پيشينه غني ادبي هستيم چرا نبايد در اين زمينه نيز شاهد آثاري در خور؟ باشيم آيا آشنا كردن دانشجويان با رهيافتهاي نوين ادبي و گنجاندن اين مباحث در دروس دانشگاه به باروري انديشه انتقادي و گسترش بينش ادبي دانشجويان و خوانندگان آثار ادبي كمك نخواهد؟ كرد مسعود عليا پانوشتها: ) 1 ژان - فرانسوا ليوتار پاسخ به پرسش: پسامدرنيسم برگردان؟ چيست: ماني حقيقي (چاپ شده در مجموعه سرگشتگي نمونه هايي نشانه ها، از نقد پسامدرن ) چاپ اول 1374 نشر مركز ص 36 ) 2 كتاب ايگلتون در سال 1986 منتشر شده است. ) 3 تري ايگلتون پيش درآمدي بر نظريه ادبي مترجم عباس چاپ مخبر اول 1368 نشر مركز ص 1 4 5 و) 6 رامان سلدن راهنماي نظريه ادبي معاصر مترجم: عباس چاپ مخبر اول 1372 انتشارات طرح نو 7 65 ص 6