Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750722-7378S1

Date of Document: 1996-10-13

مركز آموزش يا محل نگهداري كودكان مهد كودك: انتظارات، نگرانيها برخي از والدين يادگيري چند لغت انگليسي توسط فرزند خود را دليل بر مطلوب بودن كيفيت آموزشي مهدكودك مي دانند، و از اهميت برنامه هايي چون نمايش عروسكي، نقاشي و قصه گويي كه فكر كودك را بارور مي سازد غافلند. براساس گفته هاي يك پژوهشگرفرانسوي پدران و مادران ايراني از نظر دلبستگي و نشان دادن محبت خود به كودكانشان در دنيابي نظير هستند. بسياري از پدران و مادران ترجيح مي دهند كه كودكانشان را در نزد خودنگهدارند تا اينكه آنها را به مهدهاي كودك بسپارند. با اين وجود در حال حاضر 500 هزار كودك ايراني در سطح كشور تحت پوشش برنامه هاي جاري مهدهاي كودك هستند. به نظر مي رسد فراهم آوردن شرايطي كه اين كودكان بيشترين فايده را از بودن در اين مراكز ببرند و از سوي ديگر والدين نيز با خيالي آسوده در محل كار خود حاضر شوند و همچنين صاحبان مهدهاي كودك با آرامش كار خود را انجام دهند نياز به تعريف جديدي از مهد كودك است. در بخش پاياني گزارش بعضي راه حلهاي متصور در موارد ياد شده يادآوري شده است. سرانجام در چند ماه گذشته، مهدكودكها از سوي شوراي انقلاب فرهنگي به عنوان مراكز آموزشي شناخته شدند. دكتر حسين فكرآزاد، اين مساله را بسيار مهم ارزيابي مي كند و مي گويد: سازمان بهزيستي در اين زمينه با ايجاد گروهها و كميته هايي برنامه ريزهاي وسيعي را دنبال مي كند. ما مي توانيم با استفاده از تجارب ديگر كشورها كه در اين باره كار كرده اند و با تطابق دادن اين تجربيات و ويژگي هاي فرهنگي -اسلامي كشورمان، مسائل كودك را در يك روند آموزشي مورد توجه قرار دهيم. براي اين كار همكاري و هماهنگي مطلوب كليه مراكز مهم فرهنگي - آموزشي نظير صدا و سيما، يونيسف، يونسكو، وزارت آموزش و پرورش و كانون سازمان بهزيستي ضروري است تا بتوانيم مشكلات آموزشي مهدهاي كودك را رفع كنيم. قانون معافيت مالياتي تصويب قانون معافيت مالياتي مهدكودكها در سوم مرداد پارسال به وسيله مجلس شوراي اسلامي و تاييد آن در 21 مهر همان سال توسط شوراي نگهبان درصورت اجرا مي توانست گامي مهم در جهت كاهش فشارهاي اقتصادي بر اين مراكز باشد. با گذشت حدود يك سال از تصويب قانون ياد شده برخي از مديران مهدها گله دارند كه چرا اجراي اين قانون دربعضي مناطق موكول به آينده شده است. يكي از مسئولان امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي در اين باره مي گويد: بعد از تصويب قانون معافيت مالياتي مهدهاي كودك، ما اين مساله را به كليه اين مراكز اعلام كرديم و تاكنون نيز تعدادي از همكاران ما در مهدكودكها از اين معافيت استفاده كرده اند. از آنجا كه شعبه هاي وزارت دارايي متعدد و گوناگون هستند. شايد برخي از اين شعبه ها به اين قانون عمل نكرده اند. مديران مهدكودكها مي توانند اين موضوع را پيگيري كنند و در صورتي كه شعبه اي اين قانون را اجرا اين نمي كند مساله را به مقام بالاتر آن شعبه اعلام كنند. دكتر فكر آزاد معتقد است براي حل مشكلات مهدكودكها بايد جايگاه كودك در توسعه و شكل گيري نظام آموزشي مربوط به او را مورد توجه قرار دهيم. تلاشي كه منجربه رسميت شناخته شدن مهدها به عنوان مراكز آموزشي از سوي شوراي انقلاب فرهنگي شد مي تواند منشا تحول عظيمي باشد. اين موضوع، مي تواند به بهبود كاركرد آموزشي اين مراكز منجر شود. چند نكته برخي از والدين معتقدند موضوع پيگيري يك برنامه آموزشي مناسب براي مهدهاي كودك ايده بسيار خوبي است. اما قبل از هر چيز، مسائل اوليه اي مثل حفظ سلامت جسمي - روحي كودكان مطرح است. بايد تعداد كودكان هركلاس، متناسب با وسعت كلاس و سن كودكان تعيين شود و در مهدكودكها الزامي شود كه اين حد را رعايت كنند. در حال حاضر مهدها كمتر به اين نكات توجه دارند و گاهي 40 كودك را در يك كلاس با يك مربي قرار مي دهند كه پيامدهاي ناخوشايندي دارد. زيرامربي - حتي اگر از دستمزد خود هم راضي باشد - حوصله و توان معيني داردو وقتي تعداد كودكان در يك كلاس بيش از حد مطلوب باشد امكان اينكه مربي به همه آنها برسد كمتر مي شود. به همين دليل گاهي پيامدهاي بسيار ناگواري در اين مراكز به بار مي آيند. در حالي كه در سنين يك تا سه سال حداكثر براي هر 3 كودك يك مربي لازم است. اين مهم مورد توجه صاحبان مهدهاي كودك نيست. نكته ديگر تعطيل بودن برخي از اين مراكز در روز پنج شنبه است. مادري در اين باره مي گويد: در حالي كه بسياري از اداره ها روزهاي پنج شنبه را تعطيل نكرده اند و به رغم شهريه هاي گران، مديران مهدها همكاري لازم را با ما نمي كنند و خود من به زحمت توانستم نظر مدير مهد را براي اينكه لااقل از 8 صبح تا 12 ظهر روزهاي پنجشنبه مهد باز باشد را جلب كردم. به هرحال اين مساله از نظر من يك مشكل جدي است. در روزهاي پنجشنبه يا من بايد 3 ساعت از محل كارم مرخصي بگيرم و يا فرزندم را به محيط كار بياورم تا اين مشكل را حل كنم. مدير يك مهدكودك نيز در پاسخ به اين نارضايتي والدين مي گويد: مربيان مهدكودك عموما به دليل سنگيني كار خسته مي شوند و براي رفع اين خستگي مجبوريم پنج شنبه ها را حداقل از ظهر به بعد تعطيل كنيم. ضرورت توجه بيشتر به مهدكودكها برخي مديران مهدها مي گويند، امكانات آموزشي محدودي براي كودكان زير 6 سال در جامعه وجود دارد. حتي آن دسته از مديران علاقه مند كه برنامه ريزي مشخصي براي اداره مهدشان دارند نيز به رغم فعاليت هاي گوناگون به دليل عدم سرمايه گذاري كافي در اين باره نمي توانندامكانات چنداني براي رشد كودكان به لحاظ جسمي، روحي، عاطفي واجتماعي فراهم آورند. براي نمونه، هيچ نهادي خود را مسئول تهيه فيلم هاي آموزشي - تربيتي براي كودكان يا نمي داند كتابها و نشريات مناسبي كه براي اين دوره سني تاليف شده باشد، بسيار كم است. بدين ترتيب بايد مسئولان امور فرهنگي - آموزشي كشور، با بكارگيري كارشناسان تعليم و تربيت، در جهت رفع اين نقيصه گامهايي بردارند. مهين خوروش، مربي با سابقه و علاقه مند يك مهدكودك معتقد است: آموزش قبل از دبستان در جامعه ما جايگاه چنداني ندارد. چگونگي آموزش و پرورش در مهدكودكها كه با تنگناهاي بسياري روبرو هستند، بهترين نمود نبود اين جايگاه است. كمبود نيروي متخصص درمهدها، آشنا نبودن مديران و مربيان به نيازها و شيوه هاي آموزش صحيح در اين دوره، به طور طبيعي برنامه هاي آموزشي را كم رنگ مي كند. به همين دليل، برخي از مهدهاي كودك تنها محلي براي نگهداري كودكان شده است نه آموزش آنان. مثلا برنامه هايي از قبيل نقاشي، بازي، قصه گويي، نمايش هاي عروسكي، استفاده از فيلم و موسيقي كه مطلوبترين برنامه هاي آموزشي براي كودكان در اين سنين است، كمتر مورد توجه قرار مي گيرد. و يا حداقل به صورت پراكنده و بدون برنامه ريزي مورد نظر است. وي مي افزايد: نكته ديگر بي اطلاعي والدين از نيازهاي روحي - عاطفي و فكري كودكانشان است كه اين بي برنامگي را تشديد مي كند. زيرا براي بهبود وضعيت آموزشي مهدهاي كودك والدين نيز بايد برخورد فعالي داشته باشند. برخي از والدين تنها يادگيري چند لغت انگليسي را توسط فرزند خود دليل بر مطلوب بودن كيفيت آموزشي مهد مي دانند و از اهميت برنامه هايي چون نمايش عروسكي، نقاشي، فيلم و اجراي موسيقي چون روح، فكر و دانش كودك را تواما بارور مي سازند، غفلت مي ورزند. همچنين بايد والدين و مسئولان مهدكودكها براي بهبود وضعيت فكري و روحي كودكان ارتباط مستمر داشته و مشكلات آنان را با يكديگر در ميان تا بگذارند هركس بنابر مقتضيات ارتباطي خود با كودك و شرايطي كه به لحاظ برخوردهاي اجتماعي يا فردي پيش مي آيد، قادر به رفع معضلات او باشند. يك پيشنهادروانشناسان و خانواده ها براي گسترش و بهبود آموزش و پرورش پيش از دبستان ميليونها كودك كه تعداد بسيار چشمگيري است پيشنهادهايي دارند. از جمله روانشناسي مي گويد: اينكه درصد بسيار كمي -شايد /3 5حدود درصد - از كودكان زير 6 سال ما به مهدكودك مي روند نشانگر اين است كه ما حتي از نظر كمي نيز در مورد مهدكودكها با تنگناهاي جدي روبرو هستيم. از اين رو در شرايطي كه از يك سو با توجه به مشكلات اقتصادي و مالي، مهدها تنها راه چاره را در افزايش شهريه مي دانند; و از سوي ديگر، حتي خانواده هاي متوسط نيز قادر به پرداخت اين شهريه ها نيستند، دولت بايد مسئوليت هايي را در اين زمينه بپذيرد. دولت بايد با فراهم كردن تسهيلاتي براي اين مراكز همچون آموزش مرحله دبستان، برنامه هايي نيز براي اين سنين در نظر بگيرد. وي مي افزايد: اگر دولت در اين زمينه احساس مسئوليت نكند، باتوجه به عدم توانايي بخش خصوصي - به ويژه از نظر اقتصادي - درپاسخ گويي به نيازهاي مرحله آموزش قبل از دبستان كودكان، بسياري از آنها از حداقل برنامه ريزي هاي آموزشي محروم مي مانند. ما مي توانيم مانند بسياري از جوامع ديگر، تعدادي مهدهاي دولتي با كيفيت مطلوب نيز داشته باشيم. صاحب نظري در اين زمينه معتقد است: اگر در زمينه گسترش مهدكودك با مشكل كمبود بودجه روبرو هستيم مي توانيم يك سري شيوه هاي ابتكاري را بكار بريم. براي نمونه تدارك كلاس هاي آموزشي، هنري مثل نقاشي، موسيقي، كاردستي، بازي و سرگرمي، كتابخانه، قصه گويي و نمايش - كه اساس آموزش هاي پيش از دبستان است - در فرهنگسراها و پاركها، فعاليتهاي مناسبي در اين دوره سني به شمار مي آيد. با اين نوع شيوه هاي ابتكاري خانواده هاي بيشتري مي توانند از حداقل آموزش براي فرزندانشان بهره ببرند.