Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750722-7370S1

Date of Document: 1996-10-13

چرا فراموش؟ مي كنيم بحثي پيرامون كاركردهاي آموزشي حافظه در تمام يادگيريها اثري از حافظه به چشم مي خورد، اگر ما تجربيات خود را فراموش مي كرديم چگونه مي توانستيم چيزي ياد بگيريم.. شايد حتي از عهده يك مطالعه و گفتگوي ساده هم برنمي آمديم. بدون استفاده از حافظه حتي نمي توانستيم درباره خودمان فكر كنيم. تحقيقات درباره حافظه از سالها پيش ادامه دارد و پس از سالها تلاش از ميان تئوريهاي مختلف آنچه كه بيشتر قادر به تبيين اين پديده شگرف است مدلي است به نام مدل پردازش اطلاعات، اين مدل، پردازش اطلاعات انساني را در سه نوع اندوزش (ذخيره سازي ) اطلاعات به نمايش درمي آورد: - 1 اندوزش حسي كوتاه مدت (گاهي حافظه حسي ناميده مي شود ) - 2 حافظه كوتاه مدت (حافظه كاري هم خوانده مي شود- 3 حافظه بلندمدت هر كدام از اين سه نوع از لحاظ ماهيت، وسعت و اندازه اطلاعات از يكديگر متمايز مي شوند. از اين ديدگاه پردازش به فعاليتهايي نظير سازمان بندي، تجزيه و تحليل، تركيب و مرور ذهني و غيره اشاره دارد. مدل اساسي پردازش اطلاعات دو نكته به هم پيوسته را به ارمغان مي آورد: اول، مدلي جامع از حافظه انساني را مهيا مي سازد. دوم: چندين سوال مربوط به مسائل يادگيري را كه براي آموزگاران بسيار مهم است، مطرح مي سازد، پرسشهايي از قبيل: اطلاعات چگونه سازمان بندي و مرتب ؟ مي شوند چه روشها و سبكهائي از تدريس و يادگيري مي تواند پردازش اطلاعات را تسهيل؟ كند چگونه مي توان حافظه را بهبود؟ بخشيد و... لازم به يادآوري است كه اصطلاحاتي كه در پي خواهند آمد در واقع نوعي استفاده براي نشان دادن و تفهيم مطالب است - هيچ گاه به طور دقيق آنچه كه واقعا در مغز ما اتفاق مي افتد را در بر نخواهد داشت. حافظه حسي (Memory Sensory)سيستم حسي ما ( بينايي، شنوايي، چشايي، لامسه و بويايي ) نسبت به دامنه گسترده اي از محركها حساس هستند. روشن است كه ما فقط به مقداري ازمحركهاي قابل دسترسي و با ارزش در هر لحظه از زمان پاسخ مي گوييم بنابراين تمام اطلاعاتي كه در اطراف ما وجود دارند هرگز پردازش نمي شوند و نتيجتا هرگز قسمتي از ساختار شناختي ما را تشكيل نمي دهند. نامي كه براي اين قسمت بكار برده مي شود حافظه حسي است آنچه به اين حافظه وارد مي شود آنقدر سريع و زودگذر است (كمتر از يك ثانيه ) كه اثر ناهشيارانه اي به ما مي گذارد بنابراين به آن توجهي نداريم. حافظه حسي چيزي بيش از بازشناسي فوري و بلافاصله محركهاي حسي نيست. اگر بدون هيچ آموزش قبلي فهرستي از اعداد را به شكلي يكنواخت براي شما بخوانند آنگاه بعدا از شما بخواهند كه 10 عدد را بازگو كنيد احتمال دارد نتوانيد بسياري از آنها را بياد بياوريد درحاليكه اگر در حين خواندن 10 عدد ناگهان از شما بپرسند آخرين عددي كه خوانديم چه بود، به احتمال زياد شما قادر خواهيد بود پاسخ درست بدهيد در حقيقت هر كدام از اعداد براي مدتي معدود در حافظه حسي ذخيره شده بوده و خيلي زود (كسري از ثانيه ) پاك مي شوند. حافظه كوتاه مدت. (Memory Term Short).توجه كردن. در حقيقت يكي از مهمترين فعاليتهاي سيستم پردازش اطلاعات است. بدين وسيله درون دادها (اطلاعاتي كه حس مي كنيم ) از حافظه حسي به حافظه كوتاه مدت وارد شده و آنجا ذخيره مي شوند. در واقع بسياري از مسائل و مشكلات حافظه ناشي از نارسائي توجه هستند چرا كه بسياري از محركها بنا به ارزشي كه براي ما دارند وارد سيستم حافظه ما مي شوند. همين جا اهميت اين موضوع كه با جالبتر ساختن و جلب توجه دانش آموزان با توسل به روشهاي لذت بخش و جالب مي توان به يادگيري بهتر دانش آموزان كمك كرد، مشخص مي شود. در واقع حافظه كوتاه مدت هشياري فوري از هر چيزي است كه به ما مي رسد. يكي از مهمترين ويژگيهاي حافظه كوتاه مدت توانائي بسيار معدودآن است. دانشمندان باتوسل به تحقيقات فراوان يافته اند كه توانايي متوسط حافظه كوتاه مدت 7 جزء يا واحد اطلاعاتي است. كه معمولا گفته مي شود گنجايش آن 27 است يعني حداقل 5 واحد و حداكثر 9 واحد اطلاعاتي. بنابراين وارد شدن مقادير اضافي اطلاعاتي مقدور نخواهد بود (البته ممكن است اطلاعات مشابه قبلي با ورود مقادير اضافي حذف شوند ) حافظه كوتاه مدت به ثانيه ها ربط دارد به دقيقه و ساعت يا روز و بسته به اينكه چه ميزان مرور و تمرين صورت گيرد ممكن است وارد حافظه بلند مدت شود. بنابراين در غياب تكرار و تمرين، آنها به سرعت كم رنگ و ناپديد مي شوند (عموما قبل از اينكه 20 ثانيه زمان سپري شود ) البته محدوديت ظاهري حافظه كوتاه مدت آنقدرها كه ابتدا به نظر مي رسد جدي نمي باشد. اگرچه ما نمي توانيم به راحتي بيش از هفت موضوع جداگانه را در آن ذخيره كنيم ولي با استفاده از فرآيند قطعه سازي ( Chunking) مي توان به نحو جالبي توانائي حافظه كوتاه مدت را افزايش داد. در حقيقت يك قطعه خيلي ساده مي تواند يك گروه از موضوعات مربوط به هم به باشد عنوان مثال مي توان چنين تشبيه كرد كه 7 سكه يك ريالي در واقع تنها 7 ريال ارزش دارد. اما هفت سكه 5 ريالي ارزش برابر 35 ريال خواهد داشت و همينطور با تشكيل قطعات يا گروههاي بزرگتر به بهبود كمي حافظه كوتاه مدت افزود. استفاده مهم از حافظه كوتاه مدت در نگهداري اطلاعات و موضوعاتي است كه بايد براي حل مسائل و تصميم گيري در آن واحد با هم مد نظر قرار گيرند. نتايج آزمايشها با كودكان و سنين مختلف نشان داده كه بزرگسالان و نوجوانان مي توانند در حد متوسط حافظه كوتاه مدت از آن استفاده كنند اما كودكان كمتر از 6 سال احتمالا قادر خواهند بود فقط 2 يا 3 واحد اطلاعاتي را ذخيره ساخته و بياد آورند. بنابراين مسائلي كه حل آنها مستلزم در نظر گرفتن چندين واحد اطلاعاتي در آن واحد است براي كودكان سنين پائين تر خيلي مشكل خواهد بود. آموزگاران در قبال چنين مسائلي مي توانند دو گونه عكس العمل داشته باشند: - 1 اجازه دهند تا تغييرات مناسب و كافي در حافظه اتفاق افتد و بعدا مسائل پيشرفته را مطرح سازند -اقدام 2 به بهبود تدريجي حافظه كودك كنند. تحقيقات نشان مي دهد كه اين امكان وجود دارد كه جنبه هاي خاصي از استراتژيهاي شناختي را به كودك آموزش داد همانند مرور و تكرار كه براي حافظه كوتاه مدت بسيار حائز اهميت مي باشد. حافظه دراز مدت. (Memory -Longterm) آن حافظه كه بيشترين درگيري را باسيستم تعليم و تربيت دارد، حافظه دراز مدت است كه شامل همه اطلاعات پايدار و به هم مربوط درباره جهان و همه آنچه كه مي دانيم مي باشد كه البته در هشياري فوري ما قرار ندارد. يكي از مهمترين تفاوتهاي بين حافظه كوتاه مدت و دراز مدت اين است كه حافظه كوتاه مدت فعال، مداوم و داراي فرآيندي هشيار است، در مقابل حافظه بلندمدت بيشتر منفعل و ناهشيار است. بنابراين حافظه كوتاه مدت خيلي راحت توسط حوادث خارجي مختل و آشفته مي شود. در حاليكه حافظه دراز مدت به آساني تحت تاثير عوامل مخرب بيروني قرار نمي گيرد. اگر شما مي دانيد كه پايتخت فنلاند چه نام داردبه احتمال زياد فردا و سال آينده هم آن را خواهيد دانست. همانطور كه قبلا اشاره شد ما اطلاعات را از ذخيره حسي به ذخيره كوتاه مدت از طريق فرآيندتوجه انتقال مي دهيم و آنها را عمدتا به واسطه مرور و تمرين در حافظه كوتاه مدت نگهداري مي كنيم. اما انتقال مواد ازحافظه كوتاه مدت به بلند مدت فرآيندي پيچده تر از مرور ساده است كه شامل رمزگرداني است. فرآيندي كه از طريق آن معني موضوع از خلال تجربه بيرون كشيده مي شود رمز گرداني اطلاعات انتزاع يا بيرون كشيدن معني آن مي باشد بيشتر به خاطر اينكه آن را به شكلي ديگر نشان دهد كه قابل دسترسي برخي باشد دانشمندان مي گويندكه اطلاعاتي كه پردازش نشوند تنها درسطح حافظه حسي باقي مي مانند و اطلاعاتي كه مرور مي شوند تنها در حافظه كوتاه مدت باقي مي مانند و از اطلاعاتي كه در مقياس بزرگتري پردازش مي شوند خودشان را به حافظه بلند مدت ميرسانند. البته تمام مواد در حافظه بلند مدت در يك سطح پردازش نمي شوند اگر تنها به ظاهر فيزيكي يك لغت توجه كنيم آنرا در سطح ابتدايي پردازش مي كنيم. ولي براي پردازش آن در سطوح عميقتر بايد به معني و تلفظ آن نيز توجه شود. در تبيين حافظه دراز مدت قبلا تصور مي شد كه ذهن چيزي شبيه به دوربين فيلم برداري است كه تمام تجربيات متوالي به نمايش درآمده را ثبت مي كند يعني از يك سلسله تصاوير جدا از هم. ويژگي مهم اين توضيح و تبيين اين مي باشد كه حافظه را متشكل از اجزاء جداگانه اطلاعات كه به طور متوالي ثبت شده اند مي داند (غيرتداعي گرايانه ) در حاليكه تئوريهاي معاصر اغلب تداعي گرايانه هستند يعني موضوعات اطلاعاتي در حافظه ما از طرق گوناگون به هم وابسته هستند و شبكه اي در هم تنيده را تشكيل مي دهد. و اين بسيار مهم مي باشد چرا كه اين تداعيهاو همبستگيهاي اطلاعات، به ما اين امكان را مي دهد كه مطالب مختلف را بياد آورده و آنها را فرا بخوانيم. بر خلاف حافظه كامپيوتركه نوعا بر اساس محل قرارداشتن اطلاعات مرتب مي شود، حافظه انساني بر اساس مفاد و مندرجات آن مرتب مي شود. پس براي بازيابي اطلاعات كافي است بدانيم به دنبال چه هستيم نه اينكه بدانيم كجا دنبال آن بگرديم. يكي ديگر از خصوصيات حافظه ما زايندگي ( Generative) آن است. آنچه كه اغلب به ياد مي آوريم شكل تعريف شده اي از آموخته هاي اوليه مي باشد. بسياري از انسانها گرايش دارند كه دربيادآوردن تصاوير ذهني قبلي مطالبي از آنرا كم يا چيزهائي به آن اضافه كنند. شايد كمتر از نصف ماقادرباشيم چهره يك دزد را بياد آوريم و حتي كمتر از اين تعداد نيز ممكن است افرادي وجود داشته باشند بتوانند رنگ مو و چشم او را بخاطر آورندو حتي برخي از ما چيزهائي را بياد مي آوريم كه هرگز تجربه نكرده ايم. سه فرآيند عمده در امر حافظه شركت دارند كه شامل - 1 مرور ذهني - 2 بسط و گسترش اطلاعات و- 3 سازمان بندي اطلاعات مي باشد. مرور ذهني ( Rehearsal) همانطور كه قبلا گفته شد در نگهداري مواد درحافظه كوتاه مدت (هشياري فوري ) نقش بسزايي دارد. به همان ترتيب نيز در انتقال مواد به ذخيره دراز مدت نيز نقش دارد. مرور ذهني در واقع تكرار مطلب مي باشد. (مثلا با تكرار يك شماره تلفن جديد سعي مي كنيم آنرا در حافظه كوتاه مدت جايگزين كنيم ) اغلب كودكان پيش دبستاني قادر نيستند كه به طور خود بخودي مرور ذهني كنند بنابراين قادر به تفكرات پيچيده نيز نيستند. بسط و گسترش دادن ( Elaboration) فرآيندي، شناختي است كه از طريق آن مواد گسترش پيدا كرده يا اضافه مي شوند، در واقع به اين خاطر كه جالبتر و به يادآوردني تر يك بشوند روش بسط دادن، ارتباط دادن تصاوير ذهني با موضوعاتي است كه بايد بياد آورده شوند. از آنجائيكه حافظه ما بيشتر ديداري هستند استفاده از تصاوير ذهني يكي از مهمترين جنبه هاي نظامهاي ياديار (نظامهاي بيادآورنده ) هستند. گاهي بسط و گسترش شامل ايجاد ارتباط بين مواد جديد و موادي مي باشد كه قبلا شناخته شده اند. تحقيقات كاربردي نشان داده كه وابستگي وارتباط با معني جالبتر وبيادآورنده تر مي باشد (گاهي ديده مي شود كه حتي براي حفظ فرمولهاي رياضي وفيزيك دانش آموزان از معاني قراردادي براي ساده تر ساختن بيادآوردن استفاده مي كنند ) .سازمان بندي ( Organization) به، عنوان يك فرآيند حافظه مجبور به گروه بندي، مرتب كردن، طبقه بندي و ارتباط دادن مواد مي باشد. قراردادن ماده خاصي در طبقه خاص خودش يكي از مثالهاي ساده سازمان بندي است. يا مرتبكردن مواد بر طبق برخي سيستمهاي منطقي يكي ديگر از نمونه كارهاي سازمان بندي است. استراتژيهاي سازمان بندي كه در حافظه دراز مدت خيلي مهم هستند مي توانندبسيار ساده يا خيلي پيچيده باشند. ادامه دارد