Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750721-7337S1

Date of Document: 1996-10-12

پيامدهاي زيانبار تخليه آبهاي زيرزميني برداشت بي رويه از سفره هاي زيرزميني آب زمين هاي حاصلخير را به شوره زارتبديل كرده است (بخش نخست ) پروژه هاي بزرگ آبياري با مسايل زيست محيطي گوناگوني روبرو شده است ميليون 15 هكتار زمين در كشورهاي در حال توسعه به دليل انباشت نمك توان توليد خود را از دست داده است زندگي در شهر آنقدر فكرها را به خودمشغول داشته كه تصور اين كه مشكلات مربوط به توليد مواد غذايي و يا آبياري مزارع ممكن است ارتباطي به ما داشته باشد برايمان نامقدور است و اين مسائل را فقط در حيطه كار زارعين يا مهندسان شايد مي پنداريم تصور شود كه در عصر سفر به فضا و ارتباطات راديويي و تكنولوژي پيشرفته ديگر نبايد در مورد كمبود آب و توليد محصولات كشاورزي نگراني به خود راه داد. اما حقيقت چيز ديگري است. با كمبود آب و تقاضاي زياد در مقابل منابع محدود آن، آبياري نامناسب اراضي، از بين رفتن حاصلخيزي زمينها و ديگر مسائل زيست محيطي و اقتصادي كه پروژه هاي بزرگ آبياري با آن روبرو هستندباترديد مي توان گفت كه بتوانيم در سالهاي آينده غذاي كافي براي جمعيت جهان فراهم آوريم. نگاهي نزديك به نقش آب در توليدات غذايي موضوع را بهتر روشن مي كند. گياهان زراعتي رطوبت مورد نياز را از دو طريق عمده كسب مي كنند. بارندگي و آبياري. امروزه 84 درصد اراضي دنيا به طور ديم و فقط 16 درصد آن به صورت آبي كشت مي شود. آبياري باعث شده تا گرمترين و حاصلخيزين مناطق دنيا به صورت قطبهاي توليد مواد غذايي درآيد. مصر بدون دريافت آب از نيل فقط قادر به توليد مقدار بسيار اندكي از مواد غذايي است. دشت مركزي كاليفرنيا فقط به بركت استخراج آبهاي زيرزميني و بهره برداري از رودخانه هاست كه انبار ميوه وسبزي دنيا لقب گرفته است. اگر آبياري نمي بود توليد غله در مناطقي همچون چين، شمال غربي هندوستان و غرب آمريكا به نصف تا يك سوم تقليل مي يافت. در حال حاضر 235 ميليون هكتار اراضي در سطح دنيا به صورت آبي كشت مي شود. اين رقم 5 برابر مقدار آن در سال 1900 است. با افزايش جمعيت جهان /1 5از /5 8به ميليارد نفر در طي قرن حاضر آبياري تنها اميد جهان به امنيت غذايي است. تنها باآبياري است كه مي توان از كود و بذور اصلاح شده به نحو مطلوب استفاده كرد و براي ميليونها نفر انسان كه هر سال به جمعيت جهان اضافه مي شود غذاي كافي تهيه نمود. امروزه درصد 36 از كل توليدات كشاورزي جهان از آن 16 درصد اراضي بدست مي آيد كه به صورت آبي كشت مي شود. حتي در كشورهايي مانند چين، مصر، هندوستان، اندونزي، اسرائيل، اردن، كره شمالي و جنوبي، پاكستان و پرونيمي از توليدات غذايي محصول اراضي آبي است. در مقطعي از تاريخ جديد سرعت افزايش سطح زمينهاي آبي به مراتب بيشتر از نرخ رشد جمعيت بود كه در نتيجه هم مقدار سرانه توليد مواد غذايي و هم كيفيت آن به نحو مطلوبي افزايش يافت. در سال 1978 وسعت اراضي تحت آبياري براي هر 1000 نفر به بالاترين مقدار خود يعني 48 هكتار اما رسيد از آن زمان تا به حال اين رقم 7 درصد كاهش يافته است. سازمان جهاني خواربار و كشاورزي ملل متحد طي گزارشي اعلام داشته كه بين سالهاي 1980 تا 1989 /23 6تنها ميليون هكتار به وسعت اراضي آبي دنيااضافه شده است. اين مقدار كه به طور /2 6متوسط ميليون هكتار در سال مي باشد سه پنجم مقدار مشابه آن درسالهاي 70 است. روند كاهش سرانه وسعت اراضي آبي دنيا از نظر تاريخي پديده ي بسيار جديد است و هنوز رهبران سياسي جهان و متخصصين توسعه پي آمدهاي آن را درك نكرده اند. در واقع بسياري از آنان بدون توجه از كنار آن مي گذرند. توليد سرانه غله از سال 1984 تا به حال سالانه به طور متوسط يك درصد تقليل يافته است. اين ميزان كاهش در كشورهاي توسعه نيافته چشمگيرتر است. دليل عمده اين كاهش را مي توان در تقليل وسعت اراضي تحت آبياري دانست. بسياري تصورمي كنند كه اگر قيمت فرآورده هاي كشاورزي افزايش يابد سرمايه گذاري در بخش كشاورزي فزوني يافته و آبياري رونق خواهد گرفت. اما به دلايل متعدد اين وضعيت - حداقل تا مدتي - اتفاق نخواهد افتاد. اول اين كه هزينه توسعه پروژه هاي آبي از طريق احداث شبكه هاي - جديد مانندساختن سد و كانال و مخازن و نهرهاي توزيع آب - بخصوص در كشورهاي در حال توسعه بسيار افزايش پيدا كرده بطوري كه سرمايه گذاري در اين بخش اقتصادي را با اشكال مواجه ساخته است. مثلا در هندوستان هزينه احداث كانالهاي بزرگ بين سالهاي 1950 تا 1980 علاوه بر تورم معمولي، تا دو برابر افزايش داشته است. امروزه هزينه سرمايه گذاري شبكه هاي بزرگ آبياري از 1500 ودلار 4000 در هر هكتار در كشورهاي چين، هندوستان، اندونزي، فيليپين پاكستان، و تايلند گرفته و تا دلار 6000 در برزيل و 10000 دلار در مكزيك متغير است. در آفريقا به دليل فقدان راههاي ارتباطي و ساير زيربناها، و كوچك بودن قطعات تحت آبياري هزينه هاي سرمايه گذاري بالغ بر 10000 تا 20000 دلار در هكتار و حتي بيشتر از آن در است حال حاضر حتي كشت دوبار در سال گياهان با ارزش نيز نمي تواند پروژه هاي آبياري را در ارقام بالاي اين طيف اقتصادي جلوه دهد. تا حدودي به همين دليل وامهائي كه بانك جهاني و ديگر سازمانهاي مشابه براي احداث شبكه هاي آبياري مي پردازند در ده سال اخير بسيار كاهش يافته است. از طرفي چون براي احداث پروژه هاي آبياري زماني برابر 10 سال يا بيشتر وقت لازم است توسعه شبكه هاي آبياري در كشورهاي جهان سوم در دهه آينده چندان چشمگير نخواهد بود. شبكه هاي آبياري موجود هم كارائي لازم را اكثر ندارند كانالها را رسوبات پركرده، دريچه ها شكسته و آبگيرها از كار افتاده است، بطوري كه 150 ميليون هكتار از اراضي آبي - يعني دو سوم كل اراضي آبي جهان - به نحوي نيازمند مرمت و تعمير است. هر سال بخشي از اراضي آبي به دليل زه دار و يا شور شدن ناشي از مديريت نامطلوب آبياري غيرقابل استفاده مي شود. نفوذ آب از بدنه ي كانالها و مازاد آبياري در مزارع باعث بالا آمدن سطح ايستابي مي گردد. بطوري كه سرانجام ريشه گياه در محيط اشباع قادر به جذب اكسيژن نبوده رشد آن مختل مي شود. در مناطق تبخير خشك، از سطح خاك باعث جمع شدن نمك در لايه سطحي شده و اگر در مورد اصلاح آن اقدامي به عمل نيايد حاصلخيزي خاك از دست مي رود. تصاوير ماهواره اي مناطق آبياري نشان مي دهد كه بخش وسيعي از اين زمينها عملا بلااستفاده شده اند. هيچ كس به درستي نمي داند زميني كه شور مي شود تا چه اندازه حاصلخيزي خود را از دست داده است. بر اساس تخمين روپرت رانجلي، متخصص بين المللي آبياري 15 ميليون هكتار از اراضي مناطق در حال توسعه دنيا كه عمدتا در چين، هندوستان، ايران، عراق و پاكستان واقع شده به دليل تجمع نمك توان توليد خود را از دست داده است. مطالعات بانك جهاني نشان مي دهند كه توليد محصولات عمده در مصر و پاكستان به دليل شوروزه دار شدن زمين تا 30 درصد افت داشته فقط است در مكزيك به تنهايي كاهش محصول به غله، دليل شور شدن اراضي، يك ميليون تن در سال تخمين زده مي شود. اين مقدار مي تواند براي تغذيه 5 ميليون نفر يعني بيشتر از يك چهارم جمعيت مكزيكوسيتي كافي باشد. بطور خلاصه در سطح دنيا 10 درصد از اراضي آبي يعني حدود 25 ميليون هكتار در اثر شور شدن با كاهش محصول روبرو هستند. اين مشكل هر روز در حال گسترش است، بطوري كه سالانه 1 /1 5تا ميليون هكتار يا نصف زمينهائي كه هر سال بر وسعت اراضي آبي دنيا افزوده مي شود به دليل شوري غيرقابل استفاده مي گردد. يكي ديگر از مشكلات پمپاژ بيش از اندازه آب از منابع زيرزميني است. پمپاژ بيش از حد عملا نمي تواندتا ابد ادامه داشته اگر باشد زارعين نتوانند بين تخليه سفره هاي زيرزميني و تغذيه مجدد آنها توازني برقرار سازند سرانجام يا سفره تخليه خواهد شد و يا استخراج آب به قدري پرهزينه مي شود كه نخواهد توانست در آبياري كاربردي داشته باشد. در چين و هندوستان، دو كشور مهم توليدكننده مواد غذايي، وضع از اين نظر بسياروخيم است. در شمال چين سطح آبهاي زيرزميني هر سال يك متر افت پيدا مي كند. در ايالت جنوبي تاميل نادو در هند، سطح آبهاي زيرزميني در اثر پمپاژ زياد در طي سال گذشته 20 تا 30 متر افت داشته در است ايالت غربي گجرات پمپاژزياد در اراضي ساحلي باعث هجوم آبهاي شور دريا و آلوده ساختن آبخوانها شده بطوري كه تامين آب شرب روستاها نيز با اشكال مواجه شده است. ادامه دارد