Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750721-7301S1

Date of Document: 1996-10-12

مهد كودك: انتظارات، نگرانيها والدين و مديران از مشكلات مي گويند اشاره: تحولات اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي كشورمان به گونه اي بوده است كه تمايل به شاغل شدن رادر جامعه زنان افزايش داده است. به طوري كه تعداد زنان شاغل در دستگاههاي دولتي ازهزار 343 نفر در سال 1368 به هزار 535 نفر در رسيده 1372سال است. به اين ترتيب رشد متوسط كارمندان شاغل درادارات دولتي طي سالهاي يادشده /5 6معادل درصد بوده است. در حالي كه اين رقم براي /3 8مردان گزارش شده است. همزمان با رشد فزاينده اشتغال در جامعه زنان به ويژه شهرنشينان - مساله چگونگي نگهداري و تربيت كودكان به عنوان يك مساله مهم در بين خانواده ها رخ نموده است. سپردن كودكان به مهدهاي كودك به عنوان يك راه حل براي مساله ياد شده در شرايط حاضر در ميان تعداد بيشتري از خانواده ها مقبوليت پيدا مي كند. گزارش حاضر تلاش دارد تا بعضي انتظارات و نگرانيهاي والدين و مديران مهدكودك ها را در شرايط كنوني بازگو كند. پيچيدگيهاي زندگي شهري، وظايف خانواده ها را امروزه بيش ازپيش گسترش داده است. از اين رو، بنابه ضرورتها براي بالندگي ورشد همگاني، مراكز گوناگوني براي انجام برخي از اين وظايف در جامعه پديد آمده اند. مراكز متعدد آموزشي، ورزشي، فرهنگي و ايجاد مهدكودك از جمله اين مراكز هستند. اما از آنجا كه كودكان زير 6 سال در سنين حساس و تعيين كننده اي قرار دارند و اساس شخصيت آنان در اين دوران پايه ريزي مي شود، مهدكودكها و برنامه هاي تربيتي - آموزشي و تفريحي آنها جايگاه ويژه اي مي يابد. در كشورهايي كه در اين باره سابقه طولاني تري دارند راهكارهاي مناسب را براي ارائه يك كاركرد كارآمد و پويا در خدمت گرفته اند. ايجاد و گسترش مهدكودك در اين جوامع ناشي از ضرورتهاي اجتماعي بوده و به عنوان مراكز آموزشي در كنار ديگر دوره هاي آموزش رسمي - همگاني مورد توجه است. در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه، مهدكودك عموما به عنوان مراكزي براي نگهداري فرزندان شاغل به شمار مي آيد. براساس نظريه تحليل رفتارمتقابل كه يكي از جديدترين نظريات روانشناسي بسياري است، از واكنش ها و رفتارهاي جوانان بازتاب مناسباتي است كه آنان در دوران كودكي در ارتباط با والدين و محيط پيرامون خود تجربه كرده و آموخته اند. طرفداران اين نظريه معتقدند، اگر جواني در مقابل مساله اي برخورد نامتعادلي مي كند، بايد از خود پرسيد چه اتفاقي از دوران كودكي در ذهن او بازنواخته شده است كه چنين عكس العملي از خود نشان مي دهد. گراني شهريه هااز اوايل امسال شهريه بسياري از مهدكودكهاي خصوصي افزايش يافته است. مديران مهدهاي كودك افزايش اجاره بهاي ساختمان، گراني مواد غذايي ووسايل كمك آموزشي، فزوني دستمزد مربي پرداخت 30 درصد حق بيمه كاركنان و عدم اجراي قانون معافيت مالياتي را از جمله دلايل افزايش شهريه ذكر مي كنند. يك خانم كارمند كه دو فرزندش به مهدكودك مي روند، درباره گران شدن شهريه من فرزندانم را از دو سالگي به مهد گذاشته ام و الان واقعا در مقابل افزايش بي رويه شهريه نمي دانم بايد چه شهريه كنم اين مراكز هر 2 سال يكبار حداقل 2 هزار تومان افزايش پيدا كرده و در حال حاضر شهريه ماهانه براي هر نفر در مهد كودك 12 هزارتومان است. درامد من و شوهرم روي هم حداكثر 6050 هزار تومان است كه نصف آن را نيز بايد بابت كرايه خانه بدهيم. واقعا نمي دانم چگونه بايد ماهانه 24 هزار تومان شهريه مهد دو فرزندمان را بپردازيم. براي اينكه شهريه كمتري بدهم، مهد فرزندانم را عوض كردم ولي حالا به شدت مشكل رفت و آمد را دارم. شرايط ما طوري است كه بايد خودم هر دو فرزندم را به مهد برده و بياورم و اين مسئله برايم ناراحتي عصبي ايجاد كرده است. همسرتان به شما كمك؟ نمي كند - همسرم ساعت 5 صبح سركارمي رود و تا پاسي از شب گذشته در محل كارش است. شهريه مهد بدون ناهار چقدر؟ است - شهريه بدون ناهار 8 هزار تومان است. من نمي دانم مگر به كودكان ماچه غذايي مي دهند كه بابت آن 5 هزار تومان مي خواهند. عموما غذاي آنها از كيفيت بالايي برخوردار نيست. البته مدير مهد مي گويد، بهزيستي به ما هيچ كمكي نمي كند. اين خانم كارمند در حالي كه به شدت افسرده و ناراحت است وبه هنگام گفت وگو گاهي قطره اشكي - كه حاكي از سوز درون واستيصال است - سيماي نگران وخسته اش را در برمي گيرد، مي افزايد: به نظر من بايد هر اداره اي براي زنان شاغل خود در اين باره فكري بكند و مشكل مهد كودك فرزندان آنان را حل كند. در حال حاضربيشتر اداره ها در اين مورد حداكثرتومان 3500 در ماه - يعني به اندازه اي كه در قانون كار تعيين شده است - را به عنوان حق مهد به والدين كمك اين مي كنند رقم در واقع 25 درصد مبلغي است كه ما بايد بپردازيم. من نمي دانم چرا اين رقم با توجه به افزايش شهريه ها در قانون كار هيچ تغييري نكرده است. خانم ديگري كه به دليل برخورداري از امكانات بيشترو داشتن مشكلات كمتر، از نظرروحي در وضعيت بهتري قراردارد مي گويد: من فرزندم را ازسه ماهگي به مهد كودك فرستادم. شهريه اين مراكز به نظر من نسبت به حقوق كارمندان خيلي بالاست. يعني من با حقوقي كه پس ازكسر كسور به حدود 25 هزار تومان مي رسد بايد 14 هزار تومان آن را براي مهدكودك فرزندم بپردازم. اداره اي كه من در آن كار مي كنم تنها 3 هزار تومان بابت حق مهد به من كمك مي كند، در حالي كه شهريه امسال مهد نسبت به پارسال دقيقا دو برابر شده است. وي مي افزايد با وجود دريافت شهريه بالا غذاي مناسبي نيز به كودكان نمي دهند. وقتي فرزندم را از مهد به خانه مي آورم آن قدر گرسنه است كه مجددا در خانه غذا مي خورد. هر وقت از فرزندم مي پرسم كه ناهار چه ؟ خورده اي مي گويد: ماكاروني. اما مدير مهد مي گويد كه بچه ها اسم غذاها را نمي دانند! من فكر مي كنم كه دولت -به ويژه سازمان بهزيستي - بايد در اين باره كمكهايي به مهدكودكها بكنند تا آنها نيز به بهانه كميت گراني، و كيفيت غذا و آموزش را كاهش ندهند. مديران چه اما؟ مي گويند مديران مهدكودكها نيز دل پري از مشكلات دارند. مديريكي ازاين مراكز درباره علل گران شدن شهريه ها مي گويد: آيا والدين در برابر افزايش قيمت مواد غذايي يا ديگر اجناس، اعتراض مي كنند كه حالا در مورد گران شدن شهريه مهدها گله؟ دارند دستمزد قيمت مواد وسايل غذايي، كمك آموزشي، هزينه آب، برق، گاز، تلفن و... افزايش يافته مهدهاي است كودك در واقع مثل مدارس غيرانتفاعي هستند كه مشكلات خاص خودشان را دارند، اما متاسفانه مسئولان و والدين به اين مساله بي توجه هستند. وي مي افزايد: متاسفانه سازمان بهزيستي كمك چنداني به مانمي كند. درحال حاضر مواد غذايي را از عمده فروش ها با كيفيت بهتر خريداري مي كنيم، از اين رو مجبوريم شهريه را حداقل افزايش دهيم تا بتوانيم ازعهده هزينه ها برآييم. سازمان بهزيستي مي تواند بنابر ضوابطي مثل كيفيت آموزشي مهدهاي كودك موجود را گروه بندي كرده و بين آنها رقابت ايجاد كند و امكان ايجاد شعبه را به مهدكودكهاي موفق آنها بدهد. به اين ترتيب يك تفاوت هايي بين مهدهاي موفق و ناموفق ايجاد خواهد شود. وقتي مساله گراني شهريه رابا يكي ديگر از مديران مهدديگري در ميان مي گذاريم، به شدت عصباني مي شود و مي گويد: شما از دور دستي بر آتش داريد و از ما آشنايي نداريد. عموما تصور اين است كه چون مهدكودكهاي خصوصي صرفا جنبه سوددهي داشته و صاحبانشان تنها به دنبال سود هستند. در حالي كه چنين نيست و بسياري از مديران مهدها به دليل علاقه شخصي شان به كودكان و با اين هدف كه بتوانند روش هاي مناسبي براي تربيت آنان بكار گيرند، اقدام به تاسيس مهدكودك كرده اند. براي بررسي مشكلات مهدها بايد واقع بينانه و همه جانبه با مسايل آنان برخورد كرد. وي درتوضيح بخشي از اين مشكلات مي گويد: اجاره سنگين ساختمان، افزايش دستمزد گران مربي، شدن مواد غذايي، عوارض، دستمزد مشاوران، هزينه هر دو سال يك بار نقاشي ساختمان شاخص هايي هستند كه در واقع عامل گران شدن شهريه ها هستند. توجه داشته باشيم كه كودكان نيز به صورت مقطعي در مهد حضور دارند يعني اگر فرضا در مهر ماه 150 كودك عضو قطعي يك مهدكودك باشند در تابستان شايد اين رقم به 25 درصد 150 نفري برسد. مديران مهد به رغم نبود كودك به ميزان لازم نيز يا بايدحداقل سهمي از دستمزد مربي را پرداخت كنند تا او را براي زمانهاي عادي كار حفظ كند و يااينكه او را اخراج كنند كه اين كار نه به نفع كارفرماست و نه به نفع مربي. وي مي افزايد: شبكه بانكي نيزاز مديران مهدها هيچ نوع حمايتي نمي كندو ساختمان خيلي از مهدكودكها به دليل اينكه مسكوني هستند، شرايط استاندارد را ندارند و نيازمند دگرگوني هستند كه پول زيادي مي خواهد. نكته ديگر عدم علاقه مندي مردم به ايجادمهدكودك در نزديكي منازلشان بخاطر سر و صدا كودكان است و به همين دليل انتخاب ساختمان مناسب مشكل شده است. چرا سازمان بهزيستي مدتي است كه كمك چنداني به مهدها؟ نمي كند در اين باره يكي از مسئولان امور كودكان ونوجوانان سازمان بهزيستي مي گويد: وزارت بازرگاني قبلا مواد غذايي را باقيمت هاي ترجيحي و ارزان در اختيار سازمان بهزيستي قرار مي داد و اين سازمان نيز به صورت تعاوني آنهارا به مهدكودكها عرضه چند مي كرد سالي است كه ديگر وزارت بازرگاني اين اقدام را انجام تعاوني نمي دهد سازمان بهزيستي در واقع فعال نبوده و قيمتهاي فروش اجناس آن با بيرون چندان تفاوتي ندارد. ازاين رو صاحبان مهدكودكها ترجيح مي دهند بدون اينكه پول زيادي بابت رفت و آمد به تعاوني را بدهند خودشان از طريق عمده فروشي ها مواد غذايي وديگر لوازم مورد نياز را تهيه كنند. البته مديران اين مراكزمعتقدند همه سازمانها و مراكزمهم مي توانند براي رفع تنگناهاي مهدكودكها كمك كنند. از جمله سازمان زمين شهري درمورد واگذاري زمين و ياشهرداري و بانكها با دادن وام و ديگر تسهيلات مي توانند كارساز باشند. مهناز كريمي، پژوهشگر مسائل اجتماعي كه در زمينه كاركردمهدكودكها تحقيقاتي انجام داده است مي گويد: اگر مسئولان وزارت بازرگاني به مهدكودك به عنوان يك مكان لوكس نگاه نكنند واين مراكز را محلي بسيار حساس تلقي كنند كه بخشي از شخصيت اصلي كودكان را در آنجا بنا مي نهند، در آن صورت شايدبه اين نتيجه برسند كه بايد كميت و كيفيت كمكهاي بسيار موثر خود را براي كاهش فشارهاي اقتصادي به مهدكودك ها افزايش دهند. محيطي آموزشي يا؟ خدماتي بررسي هاي روان شناختي و تربيتي نشان مي دهند. پايه هاي شخصيت اصلي كودك در پنج سال اول زندگي او بنا مي شود و شكل مي گيرد. ولي آيا در مهدكودكها اين مساله جدي گرفته؟ مي شود آيا اصولا آموزش قبل از دبستان جايگاه قابل توجهي در كشور ما؟ دارد شواهد نشان مي دهد كه متاسفانه پاسخ سوالات ياد شده منفي است. زيرا مهدكودكها در جامعه ما بيشترمكاني براي نگهداري فرزندان زنان شاغل است تا محلي براي تربيت و آموزش جدي كودكان. تحقيقي از 20 مهدكودك نشان مي دهد كه حدود 70 تا 80 درصد كودكاني كه در اين مراكز ثبت نام كرده اند فرزندان زنان شاغل و حداكثر 10 تا 20 درصد آنان فرزندان زنان خانه دار هستند. يعني هنوز جامعه ما در عمل مهدها را به عنوان مراكز آموزشي - تربيتي نمي شناسند و به همين دليل است كه در اذهان عمومي هميشه اين موضوع مطرح است كه محيط خانه محيطي مساعدتر از مهدكودك براي تربيت كودك است. در حالي كه كارشناسان امورتربيتي معتقدند محيط آموزشي - تربيتي مناسب مي تواند در كنار خانه و در خانواده، ابعادي گسترده تر در رشد شخصيتي كودك تاثيرگذار باشد. دكتر فاطمه قاسم زاده، روانپزشك در اين باره مي گويد: در خانه ممكن است بتوان آموزش هايي را به كودك داد اما آموزش رفتارهاي اجتماعي كه نياز به محيط جمعي دارد و كودك بايد در هنگام ارتباط با دوستان هم سن و سال خود، آنها را بياموزد، تنها در مهدكودك امكان پذير است. اينكه ضرورتهاي شغلي، زنان شاغل را وامي دارد كه فرزندانشان را به مهدكودك بفرستند بايد به يك شكل فرعي مورد توجه مادران قرار گيرد. در واقع خانواده ها بايد كودكانشان را براي اينكه مراحل رشد را صحيح و مناسب طي كنند، به اين مراكز بفرستند. كودكان بعد از سه سالگي حرف زدن را تا اندازه زيادي ياد مي گيرد و نياز به همبازي و محيط جمعي دارند. وي مي افزايد: نكته ديگر، مساله خلاقيت كودكان است كه از طريق فعاليت هايشان شكل گرفته و امكان بروز مي يابند. مهدكودك مكاني مناسب براي فراگيري و پرورش شيوه هاي خلاق در كودك است و اين كار امر در چنين ابعادي نمي تواند در محيط خانواده ها اتفاق بيفتد. تجربيات و پژوهش ها نشان داده است، كودكاني كه به مهد مي روند هم از نظر رفتاري و سازگار بودن با كودكان ديگر و هم از نظر كسب تواناييهاي مختلف و نظم پذيري اجتماعي از كودكان ديگر جلوترند. مهدكودك محيطي است كه كودك در آن فرصت مي يابد، مشكلات و مسايل خود را بروز دهد كه به طور معمول كمتر مورد توجه والدين قرار مي گيرد. دكتر قاسم زاده در توضيح اين موضوع مي گويد: براي نمونه، مشكلات تكلمي كودكان مورد توجه اساسي والدين قرار نمي گيرد. در نتيجه برخي كودكان داراي اين مشكل وارد دبستان مي شوند، بدون اينكه تلفظ درست كلمات را در بدانند حالي كه يكي از فعاليت هاي مهدكودكها آموزش حرف زدن و شناخت صداها در قالب داستان، شعر و نمايش است. ادامه دارد