Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750719-7222S1

Date of Document: 1996-10-10

احكام معامله در قرآن مقدمه: قرآن كتاب هدايت و دستورالعمل زندگي بشر به سوي سعادت دنيا و آخرت است. قرآن كتابي است كه براي همه عصرها و نسل ها نازل شده و قابل استفاده براي عموم مردم است، بايد به آن ايمان داشت و عمل كرد. سعي داريم هراز چندي با بررسي آياتي از قرآن، نور هدايتي براي كارهاي خود در زندگي بيابيم تا همواره با آرامش و در جهت خدا حركت كنيم. در اين شماره به آيه 282 سوره بقره پرداخته ايم كه در آن توصيه شده است كه هر معامله اي ثبت شود، هيچ چيز اعم از رابطه دوستي، خانوادگي و مذهبي نبايد ما را از اين توصيه بي نياز كند. چرا كه هدف اين است كه از هرگونه اختلافي در بين مومنين جلوگيري شود و كارها با اصول و قوانين خاص خود به انجام برسد. يا ايها الذين امنو اذا تداينتم بدين الي اجل مسمي فاكتبوه و ليكتب بينكم كاتب بالعدل و لاياب كاتب ان يكتب كما علمه الله فليكتب وليملل الذي عليه الحق و ليتق الله ربه و لا يبخس منه شيئا فان كان الذي عليه الحق سفيها او ضعيفااو لا يستطيع ان يمل هو فليملل وليه بالعدل واستشهدوا شهيدين من رجالكم فان لم يكونا رجلين فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدائهما فتذكر احدائهما الاخري و لاياب الشهداء اذا ما دعوا و لاتسئموا ان تكتبوه صغيرا او كبيرا الي اجله ذالكم اقسط عندالله و اقوم للشهاده و ادني الا ترتابوا الا ان تكون تجاره حاضره تديرونها بينكم فليس عليكم جناح الا تكتبوها و اشهدوا اذا تبايعتم و لا يضار كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانه فسوق بكم و اتقواالله و يعلمكم الله و الله بكل شي عليم ترجمه آيه: شما اي كساني كه ايمان آورده ايدهرگاه به يكديگر وامي تا مدت معيني داديد آنرا نويسنده اي بنويسيد، در بين شما آن را به درستي بنويسد، و هيچ نويسنده اي نبايد از آنچه خدايش آموخته دريغ كند، پس حتما بنويسيد، و بايد كسي كه حق به عهده او است و بدهكار است، املا كند(نه، طلبكار ) و، بايد كه از خدا و پروردگارش و بترسد، چيزي كم نكند و اگر بدهكار سفيه و يا ديوانه است، و نمي تواند بنويسيد سرپرستش به درستي بنويسد، و دو گواه از مردان و آشنايان به گواهي بگيريد، و اگر به دو مرد دسترسي نبود، يك مرد و دو زن از گواهاني كه خود شما ديانت و تقوايشان رامي پسنديد، تا اگر يكي از آن دو يادش رفت ديگري به ياد او بياورد، و گواهان هروقت به گواهي دعوت شدند نبايدامتناع ورزند و از نوشتن وام چه به مدت اندك و چه بسيار، ملول نشويد، كه اين نزد خدا درست تر و براي گواهي دادن استوارتر، و براي ترديد نكردن شما مناسبتر است، مگر آنكه معامله اي نقدي باشد، كه مابين خودتان انجام مي دهيد، پس در ننوشتن آن حرجي بر شما نيست، و چون معامله اي كرديد گواه گيريد، و نبايد نويسنده و گواه را زيان برسانيد، و اگر رسانديد، ضرري به خودتان است، از خدا بترسيد خدا شما را تعليم مي دهد كه او به همه چيز دانا است. ( ) 282 اين آيه ازمفصل ترين آيات قرآن است كه پس از آيات مربوط به تشويق انفاق و تحريم ربا آمده است. در اين آيه اصول احكام درخصوص تحكيم معاملات بيان شده است تا هر فرد مومني شرايط و حدود آن را بشناسد و راه نفوذ ربا و سود مضاعف و اختلافات بسته و راه روابط سالم اقتصادي و گردش عادلانه ثروت باز شود. احكام اين آيه با قيدبدين الي اجل مسمي به جز معاملات نقدي، شامل هر معامله اي مي شود كه در آن تعهدي وجود داشته باشدمانند قرض مدت دار، سلف، نسيه، رهن، ضمان مالي، حواله، شركت، مضاربه، وديعه، عاريه، اجاره و... و مشتمل بر چهارده حكم است. - 10 فاكتبوه: . ظاهر اين خطابكه به معناي خود بنويسيداست مربوط به اشخاصي است كه متعهد مي شوند (مديون ). آنها بايد بنويسند و ثبت و امضاء كنند. - 20 وليكتب بينكم كاتببالعدل: .. نويسنده اي در بين شما آن را به درستي و عدل بنويسد. - 30 ولاياب كاتب ان يكتبكما علمه الله: .و هيچ نويسنده اي نبايد از آنچه خدا به او آموخته دريغ كند. امر يكتب نشان مي دهد كه نويسنده بايد به امر نوشتن مبادرت كند. از دو كلمه كاتببالعدل وكما علمه الله، معلوم مي شود كه نويسنده سند بايد عادل و عالم باشد مانند قاضي; زيرا نوشتن اسناد براي پيشگيري از اختلاف و نوعي قضاوت است. كلمه نهي لاياب كاتب بيانگراين نكته است كه انجام اين گونه نيازهاي عمومي بر هر كه تخصص و بينشي دارد واجب كفايي است و نبايد از آن سرباززند. - 40 فليكتب و ليملل الذي عليه الحق و ليتق الله ربه ولا يبخس منه شيئا: . وليملل بر اين نكته تاكيد مي كند كه كاتب نبايد از خود چيزي بنويسدبلكه مديون بايد كلمه به كلمه ديكته كند و كاتب آن را ثبت نمايد چون هر كلمه و تعبيري، سند و حجتي خواهد بود. - 50 فان كان الذي عليه الحق سفيها او ضعيفا او لا يستطيع ان يمل هو فليملل وليه بالعدل: .و اگر بدهكار سفيه و يا ديوانه است و نمي تواند بنويسد، سرپرستش به درستي و عدل ديكته كند. مراد از اين آيه لزوم شركت مديون، سفيه و يا ديوانه با ولي خود در معامله است و ولي بايد به عدل موارد را ديكته كند. - 60 واستشهدوا و شهيدين من رجالكم فان لم يكونا رجلين فرجل و امراتن ممن ترضون من الشهداء ان تضل احداهما فتذكر احدا هما الاخري: . دو گواه از مردان و آشنايان به گواهي بگيريد و اگر به دو مرد دسترسي نبود، يك مرد و دو زن از گواهاني كه خود شما ديانت و تقوايشان را مي پسنديد، تا اگر يكي از آن دو يادش رفت ديگري به ياد او بياورد. استشهاد، درخواست شهادت وشهيد، صفت مبالغه، به معني شاهد بصير و امين است كه موردشهادت را از هر جهت دريافته باشد و بتواند آن را بازگو كند. شهود نيز بايد مورد رضايت طرفين ازجهت ايمان و عدالت باشند. شهادت دو زن به جاي يك مرد نيزبراي آن است كه زن با انگيزه هاي خاصي كه دارد به ضبط اين گونه امورو شهادت به آن كمتر دقت و توجه مي نمايدو نيز چون بازار معاملات بيشتر به دست مردان است زنان كمتر به آن دخالت و توجه دارند. - 70 و لاياب الشهداء اذا مادعوا: . و گواهان هر وقت به گواهي دعوت شدند نبايد امتناع ورزند. - 80 ولا تسئموا ان تكتبوه صغيرا او كبيرا الي اجله ذلكم اقسط عندالله و اقوم للشهاده و ادني الا ترتابو: .. از نوشتن وام چه به مدت اندك و چه بسيار، ملول نشويد كه اين نزد خدا درست تر و براي گواهي دادن استوارتر و براي ترديد نكردن شما مناسبتر است. نهي لاتسئموا تاكيد و تعميم امرهاي ثبت و نوشتن است: نبايد براي نوشتن و ثبت كردن ديون و تعهدات خود احساس خستگي كنيد چه اندك باشد يابيش; ريز باشد يا درشت. چه بسا مسائل ريز و يا كوچكي معامله يا شرايط آن كه به چشم نمي آيد و مورد توجه واقع نمي شود و شخص نوشتن آن را خستگي آور و اتلاف وقت مي پندارد، منشاء اختلاف و كشمكش ها و صرف مالها و زمانها و افزايش محاكم و اتلاف اموال مي شود. كسي كه از ثبت معاملات اندك خودداري مي كند چه بسا از ثبت معاملات بيشتر و شرايط آن هم غافل بهتر مي شود است مردم براي اداي عادلانه حقوق و بستن راه بدبيني و اختلاف، قوانين وروش هايي را به كار برند. - 90 الا ان تكون تجاره حاضره تديرونها بينكم فليس عليكم جناح الا تكتبوها: . مگر آنكه معامله اي نقدي باشد كه مابين خودتان انجام مي دهيد، پس درننوشتن آن حرجي بر شما نيست. چون در معامله نقدي كالاها، دين و ذمه اي در ميان نيست تا منشاء تضييع حق در آينده و بروز اختلاف شود، بر ترك نوشتن و ثبت آن گناهي نيست. نفي جناح در آيه، بيانگر آن است كه در معاملات نقدي نيز گاهي و چه بساهميشه، ثبت آن بجا و مقدم باشد. - 100 واشهدوا اذا تبايعتم: . و چون معامله اي كرديد گواه گيريد. هنگام هر داد و ستد و يا معاملات پي درپي و يا باارزش گواه آوريد. درواقع هر داد و ستدي را آشكاراو درمعرض مشاهده ديگران قرار دهيد تا از فريب و حيله به دور باشد. - 110 و لا يضار كاتب و لا شهيد وان تفعلوا فانه فسوق بكم و اتقواالله و يعلمكم الله والله بكل شي ء عليم: .و نبايدنويسنده و گواه را زيان برسانيد و اگر رسانديد، ضرري به خودتان است، از خدا بترسيد. خدا به شما تعليم مي دهد كه او به همه چيز داناست. در معاملات نبايد به هيچ نويسنده و شاهدي زيان رسد. اگر كاري كنيد كه به نويسنده و شاهدزيان رسد و رنجيده شوند و يا كاتب و شاهد زيان رسانند، اين حدود و احكام تعطيل و منحرف مي شود و مردم از آن خارج مي شوند و به فسق در معاملات مي گرايند. از خدا پروا گيريد و حدود او را اجرا كنيد تا زمينه فردي و اجتماعي براي تعليمات خدايي آماده شود و شما را تعليم دهد. سه حكم ديگر مربوط به معاملات در آيه 283 سوره بقره است كه مي فرمايد: - 120 و ان كنتم علي سفر و لم تجدوا كاتبا فرهان مقبوضه: .و اگر در سفر بوديد و نويسنده اي نيافتيد، بايد گرويي گرفته شود. - 130 فان امن بعضكم بعضافليود و الذي او تمن امانته وليتق الله ربه: . و اگر بعضي ازشما بعضي ديگر را امين امانت دار شمرد، بايد امانت او را بدهد و از پروردگار خويش بترسد، بايد امانت به وقت و كامل ادا شود تا هم رابطه و تعاون پايدار شود و هر حقي به صاحبش برسد و هم بدبيني و بدانديشي گسترش نيابد. اگر حسن ظن و امانتداري و امانت پردازي پايه گرفت و تكامل يافت، مي توانند از حدود و احكام ثبت و كتابت و شهادت، برتر آيند و آزاد شوند و پيوسته از انحراف و خيانت مصون و در دژ تقوا قرار گيرند. - 140 و لا تكتموا الشهاده و من يكتمها فانه آثم قلبه و الله بما تعلمون عليم: . و زنهار! نبايد گواهي را كتمان كنيد و با اينكه ديده ايد، بگوييد; نديده ام، كه هر كس شهادت را كتمان كند دلش گنهكار است و خدا به آنچه مي كنيد دانا است (آيه 283 بقره ). منابع: تفاسير الميزان و پرتوي از قرآن