Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750719-7221S1

Date of Document: 1996-10-10

اين گروه بايدعجله كنند اورژانس، كاركردها، كاستي ها در حالي كه استاندارد جهاني حضور اورژانس بر بالين بيمار در داخل شهرها 8 دقيقه است اين رقم در داخل شهرتهران 20 تادقيقه 25 است بعدازظهر 8 بود كه شال و كلاه كرد وراهي خانه اش شد. همسرش تلفن كرده و گفته بود اگر ممكن است امشبكمي زودتربه خانه بيايد. قرار بود ميهمان برايشان بيايد. خيابانها پر از ماشين بود. توي راهبندان گرفتار شده بود و به راديو گوش مي كرد. يك دفعه صداي آژير آمبولانس را از شنيد آئينه، چراغهاي گردان آمبولانس را ديد. آمبولانس اورژانس بود. با خودش گفت: -حتما اين دفعه هم شام همكارانش دير شده كه اينجورقشقرق راه انداخته است. چند هفته پيش شنيده بود بعضي از رانندگان آمبولانس ها به جاي نقل و انتقال بيماران ظرف غذا حمل مي كنند و يا به عنوان ماشين سرويس كاركنان راجابه جا مي كنند. پيش خودش گفت: - من كه راه نمي دهم. بايد حالشون رابگيرم. نيمچه شيطنتي هم كرد. هروقت آمبولانس راهي پيدا مي كردكه عبور جلوي كند، آمبولانس ويراژ مي داد و راه را مي بست... تكنيسين اورژانس مي گفت: فقطما چند دقيقه دير رسيديم. اگريكي از اهالي خانه به مسائل امدادهاي اوليه آشنا بود و آن راهبندان نبود و خودشيريني راننده خدانشناسي، نمي كرد و جلوي ما ويراژ نمي داد، شايد اين پيرمرد، حالا زنده بود. آمبولانس به پايگاه برگشت. مرد به ديوار تكيه داد و يكريزاشك مي ريخت. زمان درعين حالي كه جزوعالي ترين عنصر حيات آدمي در است، همه حال و مكان از آنچنان درجه اهميت و حساسيتي برخوردار مي باشد كه نمي توان براي آن قدر و معياري قايل شد. حساسيت زمان، وقتي آشكارتر مي شود كه مسئله مرگ و زندگي فرد يا افراد درميان باشد. فردي كه به دلايلي دچار بيماري و يا حادثه اي شده و نيازمند برخورداري فوري از خدمات درماني است، شايد به مراتب بيش از سايرين به ضرورت و اهميت زمان پي ببرد. اما برخي مشاغل نيز وجود دارند كه به دليل نوع فعاليت شان براي زمان، ارزش وافري قائل مي شوند و فوريت هاي پزشكي (اورژانس ) يكي از اين قبيل مشاغل زيرا است فعاليت كاركنان آنان رابطه مستقيمي با مرگ و زندگي نيازمندان به برخورداري از فوريت هاي پزشكي دارد. علي معماريان. مي گويد: بيشترين و دقيق ترين كار دركمترين زمان، مولفه اصلي كاراورژانس است. برعكس اينكه مي گويندعجله كردن، كار شيطان است، ما بايد كارمان را باعجله - و البته با دقت -انجام به عبارتي دهيم در كار ما، عجله نكردن كار شيطان است. آيا خدمات مركز فوريت هاي پزشكي در ايران در حد؟ مطلوباست خدمات رساني تيم اورژانس در چه زماني انجام و؟ ارائه مي شود به گفته استاندارد كارشناسان، جهاني حضور اورژانس بر بالين بيمار و يا حادثه ديده در داخل شهرها 8 دقيقه در حومه شهر 12 دقيقه در بين راهها 15 دقيقه و در مناطقي كه به دلايل مختلف امكان دسترسي آسان وجود ندارد در حدوددقيقه 60 است. اما اين وضعيت در ايران و حداقل در شهرهاي بزرگ كشور نظير تهران، فاجعه آميز است. نتيجه يك برآورد نشان عمليات مي دهد، امدادرساني در داخل شهرتهران حدود 20 تا 25 دقيقه است. البته اين زمان درشهرستانها كمتر است. محمد رضي. مديركل، اورژانس كشور و سرپرست مركز اورژانس تهران در جريان مصاحبه اي مي گويد: امدادگران اورژانس ما چندين برابر ديرتر از زمان استانداردبر بالين بيمارحاضر مي شوند و علاوه بر اين به دليل كمي امكانات، خدمات ارائه شده نيز كارآمد نيست. و بيشتر مواقع خطر آسيبديدگي و معلوليت جان بيمار را تهديد مي كند و در بعضي مواقع نيز جان بيمارازدست مي رود. بدين ترتيب بايد گفت: عمليات امداد رساني اورژانس به بيمار، زماني آغاز مي شود كه فرد بيمار احيانا از دنيا رخت بربسته و هرگونه كاري بي فايده است. به قول معروف نوشدارو پس از مرگ اين سهراب مساله دقيقا با ماهيت وجودي اورژانس مغايرت دارد. اورژانس، سازمان و يا مركزي است كه توان انجام يك كار را به موقع، سريع، هماهنگ و ازلحاظ باليني موثر و بدون ايجاد معلوليت داشته باشد. حسين درودي. فروشنده كيف وكفش مي گويد: مامورين اورژانس با وجود وظيفه خطير و دلسوزي كه دارند، متاسفانه زماني بر بالين بيمار حاضر مي شوند كه كار از كار گذشته است. البته مي دانم اينها مقصر نيستند ولي وقتي به محل مي رسند كه بود و نبودشان ديگر تاثيري ندارد. چند وقت پيش در منزل پدر همسرم بوديم كه او يكدفعه دچار حمله قلبي شد. تا آمبولانس اورژانس برسد 20 دقيقه اي گذشت. پدر همسرم به رحمت ايزدي پيوست و مامورين اورژانس عرض تسليت گفتند وبرگشتند. عذرا مسعودي مي گويد: مدت زماني كه طول مي كشد تا اورژانس بر سر مريض حاضر شود، واقعاتاسف انگيز است. من فكر مي كنم اگر فردي دچار بيماري شود ونيازمند برخورداري از امدادرساني اورژانس باشد، بايد قيد اورژانس را بزند. آمبولانس اورژانس، دير مي رسد. درضمن اورژانس، تكنيسين زن ندارد. سال 20 از شروع فعاليت سازمان اورژانس كشور ولي مي گذرد اين سازمان هنوز آنچنان كه لازمه يك اورژانس درحداستانداردهاي متعارف باشد، نتوانسته ظاهر شود. مقايسه زماني امدادرساني اورژانس ايران با استانداردهاي جهاني مويد اين مطلب است كه اورژانس ناتواني داريم. در اين ميان كارشناسان مي گويندسيستم اورژانس دراستانداردهاي جهاني بايد باتجهيزات و امكاناتي كه در اختيار دارد بتواند هرگونه عمليات احيا و نجات بيمار را انجام دهد. اما در ايران، اورژانس از حداقل امكانات برخوردار بوده و تنها قادر به حمل بيمار به بيمارستان است. اختلاف از زمين تا آسمان است در شرايطي كه اورژانس ايران، ناتوان و ضعيف است، در بسياري از كشورها، مراكز اورژانس با تكيه بر سيستم حمل و نقل پيشرفته زميني، هوايي و دريايي، نيروي انساني كارآمد و مجرب، شبكه ارتباطي و مخابراتي مجهز در كمترين زمان، خود را بر بالين بيمار مي رسانند و نسبت به ارائه خدمات اوليه پزشكي اقدام مي كنند. چرا اورژانس كشور، ناتوان است و چرا زمان ارائه خدمات پزشكي نسبت به استانداردهاي جهاني، بسيار فاحش؟ مي باشد . محمد رضي. در مصاحبه اي با يكي از خبرنگاران مطبوعات مساله ضعف اورژانس را پذيرفته و مي گويد: امروزه ناتواني اورژانس فعلي كشور، بيشتر از پيش آشكارترشده است. از يك طرف مردم نسبت به مزاياي استفاده از چنين مراكزي كه به راحتي مي توانند در اولين فرصت و با اطمينان به ياري بيمار بشتابند بيشتر شده و رويكرد آنها به استفاده از خدمات آن رشد فزاينده اي در پي داشته است و از طرف ديگر با افزايش حجم ترافيك در اكثر شهرهاي كشور به ويژه تهران تردد آمبولانس ها در سطح شهر به كندي صورت مشكلات مي گيرد ارتباطي و مخابراتي را نيز بايد بر اين اضافه كرد. يك تكنيسين اورژانس تهران مي گويد: باوجود ترافيك تهران نسبت به سالهاي قبل كاهش يافته، اما همچنان در برخي خيابانها با راهبندانهاي سنگين مواجه هستيم. همچنين متاسفانه برخي از رانندگان به حساسيت كار ما توجه ندارند و بارها مشاهده شده است كه رانندگان بدون توجه به آژيرهاي آمبولانس به عمد راه را براي تردد ما بسته اند. آمبولانس، يكي از بهترين وسيله براي جابه جايي بيمار درشهرهاست. دكتر رضي در اين باره مي گويد: آمبولانسهايي كه مورد استفاده ماست به هيچ وجه كفاف نيازهاي ما را نمي كند. درحالي كه رئيس اورژانس كشوراز كمبود شديد آمبولانس سخن مي گويد. بر ضرورت افزايش تعداد آمبولانس تاكيد مي كند وتحقيقا نيز بايد اينگونه اظهارات و شود، نگره مردم رنگ و بوي ديگري دارد. مردم مي گويند ما به نوع و حساسيت نقش اورژانس واقف هستيم ولي مشاهده صحنه هايي موجب تيره شدن اين ذهنيت در ما شده بعضي است افراد از جابه جايي افراد و مواد غذايي با آمبولانس اورژانس به جاي بيمار سخن مي گويند. ك. حشمتي در اين زمينه مي گويد: من راننده آمبولانسي رامي شناسم كه خريد مايحتاج خانواده اش را در ساعات كاري وبا آمبولانس انجام مي دهد مثلا درفصل خريدنوروزي اعضاي خانواده خود را با آمبولانس جابه جا مي كند. متاسفانه برخي از رانندگان آمبولانس از وسيله نقليه مزبور به طور غيراصولي استفاده مي كنند. يك شهروند تهراني مي گويد: خوبيادم هست يك روز در محل خدمتم بودم و ترافيك سنگيني در خيابان حاكم بود. يكدفعه صداي آژير آمبولانس در فضا پخش تلاش شد كردم هرچه سريعتر راه را براي آمبولانس باز كنم. راه كم كم باز شد تا اينكه آمبولانس چند لحظه اي در مقابلم توقف كرد. متوجه شدم در آمبولانس به جاي بيمار، ديگ غذا وجود دارد. او مي افزايد: با اينكه مردم ما اصولا نوعدوست و برخوردار ازروحيه دگرخواهي هستند، شايد ديدن چنين صحنه هايي موجب شده تاذهنيت خوبي نسبت به اين مسئله نداشته باشند و به سادگي حاضرنباشند راه را براي هر آمبولانسي باز كنند. ماجراي چوپان دروغگو را به ياد آوريد. خانم جعفري - مسئول روابط عمومي اورژانس تهران مي گويد: مسئله استفاده از آمبولانس براي حمل غذاي كاركنان اورژانس به 2 سال پيش بازمي گردد. طي 2 سال گذشته با دادن پول غذا به ديگر كاركنان حمل غذا با آمبولانس انجام نمي شود. ضرورت حياتي همانطور كه گفته شد عملكرد اورژانس تهران فاصله زيادي باشاخص هاي استاندارد جهاني دارد و از سويي ديگر نقش و كاركرداورژانس - كه از جمله ضروريات زيستگاههاي شهري است - ايجاب مي كند تا سرعت كار افزايش يابد و اورژانس در جايگاه واقعي خود قرار گيرد. رضي مي گويد: تا رسيدن به استانداردهاي رايج هنوز راه درازي پيش رو داديم، اما دست يافتني است. كارشناسان مي گويند براي بهبود و افزايش كارآيي اورژانس و به حد استاندارد رساندن آن بايد از لحاظ ساختاري دست به اصلاح با زد ايجاد تغيير و تحول در سيستم مخابرات و ارتباطات، نيروي انساني، تجهيزات و امكانات و پايگاههاي اورژانس، پايه هاي يك اورژانس فعال و مناسب با نيازمنديهاي جامعه فعلي راپي ريزي كرد. كارشناسان در وهله اول بر توسعه فرهنگ پيشگيري و آموزش تاكيد مي كنند و مي گويند، امروزه ثابت شده كه پيشگيري بهتر از هرگونه درمان است. رعايت اصل پيشگيري از وقوع بيماري ضرورت برخورداري از درمان را به حداقل مي رساند و نكته بعدي كه در اين ارتباط موثر و مهم است مساله آموزش كمكهاي اوليه است. با توجه به اينكه ارايه مطلوب خدمات فوري اورژانس تابع عوامل درون سازماني و برون سازماني نظير دير رسيدن آمبولانس و كادر اورژانسي بر بالين بيمار به دليل ترافيك خودروها در معابرها و راه بندها مردم است بايد با حداقل شيوه كمكهاي اوليه آشنايي داشته باشند تا بيمار را تا زمان رسيدن اورژانس و انتقال او به بيمارستان يا مراكز درماني - پزشكي كمك كنند. نكته بعدي ترويج فرهنگ نوعدوستي است. شهروندان به هنگام مشاهده هر وسيله امدادي نظير آمبولانس اورژانس، واقعا چنين تلقي كنند كه بيمار داخل آمبولانس ممكن است از عزيزان و خويشان خود يقينا باشد در چنين شرايطي است كه راه براي تردد آمبولانس هاي اورژانس باز مي شود و اورژانس مي تواند خدمات بهتري در حداقل زمان ارايه دهد. در مسير استانداردرئيس اورژانس كشور براي اصلاح ساختار اورژانس و ارايه خدمات كيفي تر و با سرعت زماني مناسب مراكز فوريت هاي پزشكي به طرحي اشاره مي كند و مي گويد: طرحي براي اصلاحات ساختار اورژانس وجود دارد كه براساس مطالعات انجام شده روي سيستم اورژانس 9 كشور موفق جهان و با توجه به ويژگيهاي اقليمي، جغرافيايي، اجتماعي و اقتصادي ايران تهيه شده است. هدف اصلي اين طرح ايجاد تغيير و تحول در سيستم حمل و نقل، مخابرات، نيروي انساني، تجهيزات و امكانات و پايگاههاي اورژانس است تا بتوان به اورژانسي فعال و پويا دست يافت. يكي از مهمترين عوامل در بهبود وضعيت اورژانس و افزايش سرعت عمل آن، طراحي سيستم حمل و نقل مناسب است. آمبولانس كه بهترين وسيله حمل و نقل زميني است بايد با توجه به وضعيت خاص جغرافيايي كشور و سيستم شهرسازي و پراكندگي مراكز درماني از كيفيتي برخوردار باشد كه بتوان از بيمار يا مصدوم به مدت طولاني تر و به طور موثرتري در داخل آن مراقبت كرد. رئيس اورژانس كشور در اين باره مي گويد: براساس طرح پيشنهادي براي ايجاد تغيير در سيستم فعلي اورژانس تعداد آمبولانس درتهران به 104 و در سطح كشور به 3 هزار دستگاه افزايش مي يابد ودر شهرهاي بزرگ و براي انتقال بيمار از نقاط دور افتاده به مركز اورژانس از هلي كوپتر استفاده خواهد شد. گفته مي شود براي افزايش سرعت انتقال بيمار با توجه به اينكه در شهرهاي بزرگ مثل تهران حمل و نقل زميني در مواقع تردد وترافيك، كارآيي خود را از دست مي دهد، بايد از سيستم حمل و نقل هوايي استفاده كرد. اورژانس كشور در حال حاضر فاقد امكانات حمل و نقل هوايي است. هر 10 كيلومتر يك تلفن اورژانس امروزه به دليل نبود يك سيستم مخابراتي در سيستم امدادرساني اورژانس، اورژانس عملا مطلوب نيست. در حال حاضر مردم فقط مي توانند با مركز اورژانس تماس بگيرند و از طريق مركز اورژانس با پايگاهها و آمبولانس ها هماهنگي انجام مي شود. به نظر كارشناسان و مسئولين اورژانس براي ارتباط بهتر بايد امكاناتي در نظر گرفت تا مردم بتوانند به راحتي با پايگاههاي اورژانس تماس بگيرند و پايگاهها نيز با آمبولانس ها و بيمارستانها هماهنگي كنند. در طرحي كه رئيس اورژانس كشور از آن ياد مي كند پيش بيني شده است كه در اتوبانها و بزرگراهها در هر 10 كيلومتر يك تلفن اورژانس نصب و راه اندازي شود. تكنيسين زن در اورژانس گويا صرفا اين آقايان هستند كه به هنگام بروز بيماري، نيازمنداورژانس تا هستند چندي پيش تكنيسين هاي اورژانس را فقطآقايان تشكيل مي دادند و يقينا خود اين مسئله نقطه ضعف بزرگي براي اورژانس كشور محسوب مي شود. دكتر محمدرضي در اين باره مي گويد: يك پزشك در مركز داريم كه به طور شبانه روزي با تكنيسين هاي فوريتهاي پزشكي در ارتباطاست و دستورهاي لازم پزشكي را ارائه مي دهد. در هر آمبولانس نيز دو تكنيسين مستقر هستند كه همه آنها مرد هستند و ما تلاش مي كنيم با آموزش هاي لازم حداقل 20 درصد تكنيسين ها را از ميان خانمها انتخاب كنيم. البته تعدادي از خانمها دوره هاي آموزشي خاص اورژانس را گذرانده اند ولي منتظر امكانات هستيم. در حال حاضر اعزام تكنيسين زن با تكنيسين مرد با امكانات موجود عملي نيست.