Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750719-7207S1

Date of Document: 1996-10-10

بر سر دو راهي; زندگي يا؟ طلاق! در راهروهاي دادگاه خانواده زن: شوهرم كار نمي كند، موادمخدر مصرف مي كند الان 2 سال است كه خونه مادرم هستم ديگه نمي تونيم با هم زندگي كنيم مرد: آقاي قاضي خرج تحصيلش را من داده ام كه پيشرفت كند اما حالا به نظر او من بد شده ام ترس از گفتن عيبها و انتقاد از ديگران، به علاوه كم روئي و شرم و حياي افراطي، يكي از مسائل رواني و عاطفي دختران جوان است كه پس از ازدواج روابط زن و مرد را تحت شعاع قرار مي دهد. متاسفانه در اين ميان، بيشترين آسيب را زن مي بيند، چرا كه نارسائي محسوس در روشهاي سنتي تربيت و پرورش دختران و نبود پشتوانه حمايتي براي طرح و حل مشكلات، ناخواسته زمينه را براي زيان ديدن زن مهيا مي كند. دعوي ذيل نمونه اي از اين دست مسائل مي باشد. - دادگاه عمومي: قاضي (خطاب به وكيل زن ): هم طلاق خواسته ايد، هم؟ نفقه وكيل زن: بله. وقتي 2 سال پيش تقاضاي طلاق داده ايد و موكل شما دراين مدت تمكين نكرده اند، چطور تقاضاي پرداخت نفقه هم؟ داده ايد قبل از آن با هم يكجا زندگي مي كردند. به هر حال احتمال رد دعوي هست. خواسته پرداخت نفقه رو پس مي گيرم. پرونده ديگري هم؟ داشته ايد زن: بله در يك مجتمع ديگه. چند ساله كه ازدواج؟ كرديد نزديك به 10 سال. بچه هم؟ داريد نه خير. چرا مي خواهي طلاق؟ بگيري براي اينكه كار نمي كنه موادمخدر مصرف مي كنه. الان ساله 2 كه خونه مادرم هستم. منزل مستقل؟ دارد نه خير. جائي رو هم اجاره؟ نكرده نه خير. جهيزيه تون؟ چي بردم خونه مادرم، البته يه مقدارش رو براي خريد ماشين ايشون (مرد ) فروختيم. حالا شوهرتون كجا زندگي؟ مي كنه يه جاي خيلي كوچيكي دور از شهر خريده و ميگه اونجاست. من هم اونجا نمي تونم زندگي كنم. اگه جاي ديگه اي رو بگيره؟ چي ديگه با اين وضع نمي خوام با ايشون زندگي كنم. مهريه ات رو چكار؟ مي كني مي بخشم. خرجي به شما داده يا؟ نه تو 6 7 اين ماه نداده. شما مگه از ايشون تمكين؟ مي كردي نه، اما قبلش هم خرجي خيلي كمي پرداخت مي كرد. اگه ازش تعهد بگيريم ياوكالت بده كه در صورتيكه خرجي شمارو نداد و سركار نرفت يا دوباره سراغ مواد مخدر رفت. بتونيد طلاق بگيريد، باهاش زندگي؟ مي كني آخه خونه ارزون قيمتيه. مگه ما كه عمري ازمون گذشته صاحب خونه بزرگ و گرون قيمت هستيم. آقاي قاضي مي خواد بره خارج از كشور، معلوم نيست چه ميشه. اون يه موضوع ديگه است، هنوزكه اين طور نشده، اگه رفت وتكليف شمارو معلوم نكرد، مي آيي دادگاه درخواست رسيدگي و تعيين تكليف مي كني!؟ نمي تونيم زندگي كنيم، مي دونم. مرد: آقاي قاضي، خرج تحصيلش رو هم دادم، حالا بد شدم. قاضي (رو به زن ):متاسفانه دلايل قوي براي جدائي وجود ندارد. قاضي (رو به مرد ):بچه هم كه؟ نداريد مرد: خانم گفتن تا درسش تموم نشه، بچه دار نشيم. كار شما؟ چيه كار آزاد. چه جور؟ كاري معامله ماشين. مغازه داري نه تو مغازه يكي از آشناهام هستم. خونه اي كه درست كردي قابل؟ سكونته يكي دو اتاقش رو درست كرديم، من و پدرم اونجا زندگي مي كنيم. قاضي (به وكيل زن ):شما دليلي براي عدم پرداخت نفقه از طرف ؟ آقاداريد وكيل زن: شكايتي رو خانوم تنظيم كرده بود، اما از ترسش رفته پس گرفته، مدتي هم كه آقا خارج از كشور كار مي كرد، پول ناچيزي براي ايشون فرستاده. دكتر ساروخاني معتقد جامعه شناس، است كه فقدان امكانات مالي و به تبع آن كاهش سطح فرهنگ، سقوط انسانها را در آميزه اي ازنداشتن و در اعماق ماندن، موجب مي شود. در دعوي ياد شده اين نظريه كاملا مصداق مي يابد، چرا كه مرد خود از آغاز با فقر مالي مواجه بوده است و منجر به ادامه ندادن تحصيلات وي شده است. از سوي ديگر زن با شتابي كه معمولا خانواده ها براي به خانه بخت فرستادن دخترانشان دارند، با پسري كه از نظرتحصيلي و فرهنگي از خودش پايين تربوده به خواست خود يا والدين ازدواج كرده است و سپس با ادامه تحصيل فاصله ميان خود و همسرش از نظر فكري و نوع نگاه به زندگي بيشتر شده است. البته مرد هم به جهت تجربه كوتاه مدتي كه از زندگي و كار در خارج از كشور به دست آورده است در بزرگ شدن شكافي كه در ذهن و زندگي مشتركشان ايجاد شده، نقش قابل توجهي دارد. عليرغم آنكه گفته مي شود در خانواده هاي هسته اي زن و شوهر از شرايط تقريبا برابري بهره مند هستند، اما در جامعه ما به سبب وجود وابستگي عاطفي بين فرزندان و والدين و حاكميت سنت مردسالار، مفهوم خانواده هسته اي جايگاه قابل قبولي نيافته است. در آغاز دعوي رئيس دادگاه موضوع رد دعوي زن و وكيلش را در قسمتي از خواسته ايشان مطرح مي كند. البته با وجود زندگي جداگانه زن و شوهر طي سال 2 گذشته تعلق نفقه به زن بعيد به نظر مي رسد اما رياست محترم دادگاه از باب تسامح به رد دعوي اشاره مي كند، در حالي كه در چنين مواردي قرار ابطال آن قسمت از دعوي كه وجهه قانوني ندارد صادر مي شود. ضمن اينكه وكيل زن بلافاصله اقدام به پس گرفتن ادعاي موكلش در آن قسمت مي كند، تا احتمالا در دادخواست جداگانه اي نسبت به الزام پرداخت نفقه ايام گذشته از سوي مرد، البته در صورت استحقاق زن و عدم امتناع غيرموجه از ايفاي وظايف زناشوئي، اقدام در نمايند مورد اينكه چه رابطه اي بين نفقه زن و تمكين او از شوهر وجود دارد، دو نظر وجود دارد: اول اينكه قانون مدني تمكين را شرط استحقاق زن مي داند، دوم اينكه قانون مدني نشوز زن يعني عدم اطاعت از همسر را به صورت غيرموجه مجوز عدم پرداخت نفقه مي داند. عده اي از حقوقدانان با استناد به ماده 1102 قانون مدني كه مي گويد: همين كه نكاح بطور صحت واقع شد، روابط زوجيت بين طرفين موجود و حقوق و تكاليف زوجين در مقابل همديگر برقرار مي شود. پرداخت نفقه زن توسط مرد را تكليفي مي دانند كه ايجاد عقد رسمي ازدواج بين زن و مرد بر شوهر واجب مي نمايد، يعني نظر اول را رد مي كنند. پس براساس نظر دوم اگر زن از انجام وظايف زناشوئي، خودداري كرد و مرد اين موضوع را اثبات كند، يا زن خود اقرار به آن نمايد الزام به پرداخت نفقه منتفي است. در واقع نفقه زن دين است و مقدم بر ساير ديون مرد ماده مي باشد، قانون 1114 مدني تصريح مي كند: زن بايد در منزلي كه شوهرتعيين مي كند، سكني نمايد، مگر آنكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد. در شرايط كنوني، تهيه منزل به صورت خريدخانه براي اكثر كساني كه ازدواج مي كنند غيرممكن است. بنابراين با توجه به بالا بودن قيمت مسكن معمولا محل سكونت زوج هاي جوان به صورت اجاره اي است. گرچه در صورت موافقت پدر و مادر يكي از زوجين و خود ايشان، هنوز هم هستند تازه عروس ها و دامادهائي كه با والدينشان در يك خانه زندگي مي كنند، اما شمار ايشان قابل توجه نيست، يعني بيشتر زن وشوهرهاي جوان ترجيح مي دهند علي رغم تمام سختي و مشقت مستاجري، مسكني مستقل از والدين و خويشاوندان داشته باشند. شايد امروزه مزاياي اين نوع سكونتها بيش از معايب آن است. در مورد اينكه آيا هزينه تحصيل زن هم جزء نفقه او محسوبمي شود يا نه، دكتر ناصر كاتوزيان در تعريف نفقه مي گويند: تمام وسايلي است كه زن، با توجه به درجه تمدن و محيط زندگي و وضع جسمي و روحي خود بدان نيازمند است و تشخيص اينكه كدام وسيله را بايستي ازاركان نفقه زوجه شمرد با عرف است و ملاك ثابتي ندارد. به نظر مي رسد به لحاظ اينكه تحصيل و ارتقاء علمي به طور طبيعي بر شخصيت و شان اجتماعي افراد تاثير حائز اهميتي دارد و در شرايط عادي به بهتر شدن زندگي كمك مي كند، بنابراين به دليل ذينفع بودن مرد در اين زندگي مي توان هزينه تحصيل را در شمار موارد مشمول عنوان نفقه زن آورد. راجع به اعتياد مرد در قباله نامه هاي ازدواج، شرطي درج شده است كه: ابتلاي زوج به هرگونه اعتياد مضري كه به تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خلل وارد آورد و ادامه زندگي براي زوجه دشوار باشد. زن را مجاز مي داند كه از دادگاه تقاضاي صدور اجازه طلاق بنمايد، البته در صورتي كه زوجين هر دو زير شرط فوق الذكر را در سند ازدواج امضا نمايند و آنچه در شرط آمده است تحقق يافته و توسط زن اثبات شود. موضوعي كه در پرونده هاي مربوط به دعاوي خانوادگي به تدريج افزايش كمي مي يابد، گذشت زنان از دريافت مهريه البته است اگر مرد از نظر مالي وضع مناسبي نداشته باشد يا زن خود داراي تمكن مالي باشد و نيازي به مبلغ يا مالي كه به عنوان مهريه تعيين شده نداشته باشد، بطور معمول بدون هيچ اجبار و اكراهي از گرفتن مهريه صرف نظر مي شود. به ويژه در صورتي كه ادامه زندگي زناشوئي واقعا غيرممكن و به زيان طرفين باشد و مسئله فرزند يا فرزندان هم در ميان نباشد. اما اگر ناتواني مرد درپرداخت مبلغ مهريه و نياز مالي زن در صورت تحقق جدائي مطرح باشدبدون اينكه دليل قانع كننده و منطقي براي جدائي وجود داشته باشد، بخشش مهريه از طرف زن تنها يك نتيجه دارد، جدائي آسان وديگر هيچ.