Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750718-7188S1

Date of Document: 1996-10-09

غلامحسين مظلومي بازيكن سابق تيم هاي ملي: اساس فوتبال ما از محلات است .. قديما توپ بازي چلتوپ نام داشت. نامي از فوتبال و فوتبال باز نبود. البته پهلووناي زيادي بودند كه تو محله براي خودشون بروبيايي داشتن و در زورخونه هاواسه اونا زنگ مي زدن و صلوات مي فرستادن، تو همين محصلين دوران، و بچه هاي يه محله پول جمع مي كردن و يك قطعه (گلوله لاستيكي ) مي خريدن و يكي از بچه هاي باذوق دورش رو قاليچه مي دوخت كه هم از خاصيت لاستيكي آن كم كند كه وقتي دولك بهش خورد گم و گور نشه و هم وقتي به بچه ها خورد درد نياره، يك چوب بلند هم از لاي بار الاغي هائيكه از تو محل رد مي شدن، بيرون مي كشيدن و بساط بازي روز جمعه تكميل مي شد. اين بازي را مي گفتن چلتوپ كه محل بازيش توي يخچالا و خندقاي دور و اطراف شهر بود. تو اون زمونه، يه عده خارجي بالاي دروازه دولت توپ بزرگ بادي داشتن كه با پا به اون ضربه مي زدن، زماني كه در خندقهاي اطراف شهر خانه سازي شروع كم كم شد، بازي بچه هاي محله از رونق افتاد. بعضي از بچه هاي محله كه بزرگتر شده بودن و وضعشون بهتر بود، رفتن به فرنگ، اونا هم كه وضعشون چندان خوب نبود، ماندگار شدن و صبح زود با باباهاشون مي رفتن ميدون و ميوه بار مي كردن، اما هيچكدام ورزش كردن را فراموش نمي كردن. لغت ورزش كم كم بين بچه ها دهن به دهن گشت تا چند نفري توانستند لباسهاي ورزشي بپوشن وتوي خرابه هاي محله دنبال توپ بدون. بچه هاي محله روزها مي رفتن دروازه دولت و پشت دروازه ها بازي خارجي ها رو تماشا مي كردن. پس از مدتي، بالاخره بعضي از بچه هاي محله حاضر به مسابقه با خارجي ها شدن ( انگليسي ها ) انگليسي ها، تعدادشان آنقدر نبود كه بتونن يك تيم كامل تشكيل بدن و با بچه ها مسابقه بدن، ورزش هم به صورت امروزي نبود و تشكيلات منظم و مرتبي نداشت. در سازمان تربيت بدني فوتبالي هم نبود. تنها مي شد توي ناصر خسرو تابلوي كم رنگي ديد كه روي آن نوشته شده بود: دارالمعلمين ورزش، تازه توي همين دارالمعلمين، فقط شمشيربازي و نرمش هاي سوئدي ياد مي دادن، كسي حق فوتبال بازي كردن نداشت. بازي با توپ، رفته رفته رشد بيشتري كرد و براي خود محبوبيتي به دست آورد. برادران حسن حسين سردار، خانخاني، دكتر صدقياني، سردار، كني، هراند رضاكلانتر، شكوه، وافخمي دربين مردم محله از محبوبيت زيادي برخوردار شدن و نسل به نسل گشت تا اين كه ايران به المپيك رفت. دهداري شيرزادگان، ساعدي، برمكي، و بقيه يكي پس از ديگري وارد گود شدن. تو اون دوره خوزستاني ها روشهاي اوليه بازي را از خارجي يادگرفته بودن. تو آبادان گل كوچيك بازاي خوبي پيدا شدن، تو زميناي خاكي احمدآباد، تو لين يك، پشت شيروخورشيد سابق و پشت قبرستون همه تو خاك مي لوليدند تا يك توپ پارچه اي را وارد دروازه كنن. خوزستان فوتبالش از اونجا خوب شد كه يك روز ملوانان انگليسي رو برد و كلي سروصدا كرد. خيلي ها اومدن و رفتن و همشون از زمين خاكي فوتبالو ياد گرفتن خدا بيامرزه پرويز دهداري از تو همين زميناي خاكي مرد سال ورزش ايران شد حميد برمكي، محراب شاهرخي، حميد جاسميان، محمد صادقي، حسين كازراني، پورجانكي، ميرزا پورمحمد، ساليا و خيلي هاي ديگه منم مال همين محله ها بودم. وقتيكه بازيمون توي زميناي خاكي تموم مي شد. انگار يه كاميون خاك رو سرمون خالي كردن، حالا كه اين زمينارو به اين تميزي مي بينم، اشك تو چشام جمع ميشه، الان بچه ها امكانات دارن، توپ خوب چرمي دارن، دروازه دارن، لباس دارن، ما اون موقع ها پابرهنه بازي مي كرديم، اونم تو زمين گرم و داغ آبادان، تو بهمنشير، پشت شركت نفت زمينا خيلي داغ بود. حالا زمينارو شهرداري آماده كرده خدا پدرشو بيامرزه كه داره اين كار خير و انساني را انجام ميده، كار شما تو محلات خدمت بزرگيه. غلامحسين مظلومي: آقاي گل فوتبال ايران در تيم ملي ميگه: فوتبال را از زمين خاكي شهر اهواز آغاز كردم. در زمين خاكي اهواز بود كه توسط رايكوف به تيم استقلال دعوت شدم. بعدها با درخشش بيشتر به تيم ملي دعوت شدم وبسيار خوشحال هستم كه شهرداري تهران در امر توسعه ورزش محلات قدمهايي را برداشته است و اين مي تونه در آينده بازتاب خوبي داشته باشه. اكثريت فوتباليست هاي ملي پوش و باشگاهي از همين زمين هاي خاكي رشد كردن. ناصر محمدخاني از چاله سرخ شهر ري و مجيد نامجومطلق از گود شهرزاد و... به تيم هاي مطرح و تيم ملي راه يافتن و اين نشاندهنده عمق فوتبال محلاته. خوشبختانه در حال حاضر شهرداري در كنار ايجاد فضاهاي تفريحي و رفاهي به تيم هاي ورزشي امكانات و لباس ميده كه اين مي تواند كمك حال ورزش محلات باشه. فوتبال محلات اساس فوتبال هر شهر و رسيدگي كشوريه، به محلات مي تونه آينده فوتبال ما را تضمين كنه و اين مسئله را نبايد دست كم گرفت.