Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750718-7114S1

Date of Document: 1996-10-09

انقلاب ارتباطات و بينش چند رسانه اي تاثيرات فردي و اجتماعي بزرگراههاي اطلاعاتي در عصر اينترنت شما مي توانيدبي آنكه از خانه اتان خارج شويدبه سير در اكناف جهان دوستان بپردازيد، جديدي پيدا كنيد، نتايج مطالعات خود را با آنسوي دنيا مبادله كنيد، لباس بخريد، در منزل كارهاي اداري انجام دهيد و... جورج استايز استاد دانشگاه كمبريج: تمدن تكنولوژيكي يك تشابه و همساني خزنده اي راتوليد و بر جوامع حاكم مي كند كه تهديدكننده تنوع فرهنگهاي سنتي است عامل اصلي اين يكسان بازي تبليغات تجاري و صنايع سرگرمي ساز است. اثر معروف ري برادبري با نام فارنهايت - Fahrenheit- 451 در سالهاي نخستين دهه 50 به رشته تحرير و درآمد مقارن با ايامي بود كه مردم جهان تازه با دو پديده تلويزيون شگفت انگيز، و كامپيوتر، آشنا گشته بودند. برادبري در كتاب خود، به توصيف شخصيت ها وپرسناژهايي پرداخته كه چنان صميمانه باصفحه هاي الكتروني اخت مي شوند كه بالمره ازمطالعه و كتاب خواندن اعراض مي كنند و ازخوشحالي در پوست نمي گنجند وقتي مي بينندآتش نشانها دارند كتابها را مي سوزانند! مردمان شهر خيالي Cramكرم انباشته از اطلاعات تحريك ناپذير هستند. سردسته آتش نشانها خطاب به عوامل زيردست خود فرمان مي دهد: مغز آنها را چنان بافاكت ها و واقعيتها پر كنيد كه احساس كنند به طور مطلق روشن و درخشان فكر از پرتو اطلاعات هستند. احساس بعدي آنها اين خواهد بود كه دارند فكر مي كنند. اما مرحله نهايي احساس آنها حركت كردن بدون جنبيدن از جاي خود است كه به آنها دست خواهد داد! با تحولات شگرفي كه در زمينه هاي رشد و تكامل تلويزيون وكامپيوتر پديد آمده به نظر مي رسد كه كتاب برادبري نه براي زماني دورتر، كه به خاطر حال و هواي زمان حاضر نوشته شده است. ديجيتالي شدن صدا، تصويرها و متن ها دركامپيوتر و تلويزيون، امر روشنگري با اطلاعات را كاملا امكان پذير ساخته است. پي بردن به اينكه اطلاعات برخاسته از منشاءتكنولوژي ما را به كجا مي برد، ناممكن قانون است پيامدهاي غيرقابل پيش بيني بر تمامي انقلابات تكنولوژيكي حكمفرماست. در يوهان سال 1438 گوتنبرگ در صدد برآمد شيوه تازه اي جهت توليد و تكثير ارزانتر دستنوشته هاي انجيل ابداع كند. تلاشهاي گوتنبرگ به اختراع صنعت چاپ منجر شد و سرانجام انقلاب بزرگي در زمينه دانش ها و اطلاعات پديد و آورد اگر چه هيچكس قادر نيست تاثير كلي و جامع الاطراف انقلاب اطلاعاتي كنوني را پيش بيني كند، اما در عين حال ما تغييرات و دگرگونيهاي حاصل آمده در زندگي روزمره مان را مي توانيم احساس و لمس كنيم. بنگريد به كلاسهاي درس كه دانش آموزان را تعليم مي دهند. معلمان ناگزيرند از بازيهاي تلويزيوني و كامپيوتري براي بهتر فهماندن درسها به دانش آموزان كمك بگيرند. ريك ورملي، معلم متوسطه كه جايزه بهترين معلمان را از آن خود ساخته در شهر فيكرفاكس كانتي در ايالت ويرجينياي امريكا در راستاي جلب توجه دانش آموزان كلاس خود و بهتر فهماندن دروس به آنها، به ابتكار جالب و كم نظيري دست زده است: او هر از گاه، با شورت و كلاه زرد رنگ و جورابهايي به رنگ قرمز تند در كلاس حاضر مي شود و از دانش آموزان مي خواهد او را آقاي قيد - Man Adrerb- صدا بزنند! با اين شگرد، او موردقيد در دستور زبان را به دانش آموزان خود مي آموزد. يكبار، براي اينكه روز با نشاطي را براي دانش آموزان خود شروع كند، اين معلم با وسيله تنفس در زير آب كه بر سر خود گذارده بود، سر كلاس حاضر شد. در حاليكه به اصطلاح كاملا خيس آب بود. او با اين شيوه، جنبه هاي تئوريك و عملي غواصي در زير آب را به بچه ها تعليم داد. احساس ارتباط نزديكترپيش از آنكه واژه مكتوب ابداع و عموميت پيدا كند، مردم روي حافظه ها و خاطره هاي خود تكيه و تاكيد داشتند. قبل از اختراع و عالمگير شدن دستگاه تلفن، بسياري از مردم از لذت نامه نگاري برخوردار بودند. و پيش از آنكه دستگاههاي تلويزيون و كامپيوتر خانه ها را تسخير كنند، مردمان احساس قويتري نسبت به ارتباط برقرار كردن با همديگر داشتند. پيوندهاي همسايگي محكمتر بود. خانواده ها گسيخته از هم نمي بودند. تلويزيون ما را به مبلها و صندليهاي خانه چسبانده است. ما را از بقيه انسانها جدا و منزوي ساخته است. تنها يك چهارم كليه نفوس امريكا مي دانند همسايه بغل دستي شان چه كسي است. با عموميت يافتن اينترنت اما، وضع بدتر از اين هم خواهد شد. و مي دانيم يك سيستم جهاني است كه كامپيوترهاي سراسر عالم را به همديگر ارتباطو پيوند عصر مي دهد نرم افزار Softwareage بازيهاي بيشتر و متنوعتر كامپيوتري، بانكداري خانگي، خريد و فروشهاي الكترونيكي و خدمات مشبعي درباره كليه امور و فعاليتهاي زندگي روزمره عرضه خواهد كرد و مردم را بيش و بيشتر از زمان حال، از تماسهاي فيزيكي و بدني بي نياز خواهد كرد. آيا ملاقات روي در روي با ارزشتر از مكاتبات الكترونيكي؟ است برخي از مردم هنوز به زمان بروز بحرانهاي خانوادگي به ياري هم مي شتابنداما ديگران به تسليت گفتن از طريق پست الكترونيكي اكتفا و قناعت مي ورزند. انتخابما هرچه باشد، به نظر مي رسد كه الكترونيك نماينده آينده باشد. تلويزيون به ما مي آموزدكه از تصاوير برخاسته از واقعيات در جانبداري كنيم حاليكه اينترنت زندگي را از وراي موانع فيزيكي زمان و فضا عبور مي دهد. در عصراينترنت شما مي توانيد بي آنكه از خانه تان خارج شويد، به سير و سفر در آفاق و انفس در اكناف جهان بپردازيد. دوستان جديدي پيدا كنيد. نتايج تجربيات لابراتواري را با كالجي در آنسوي درياها و اقيانوسها مبادله كنيد. مظنه هاي بورس و سهام را در اختيار داشته باشيد. لباس بخريد. خارج از دفتر كار و اداره خود، از طريق كامپيوتر كارهاي بازرگاني انجام دهيد. اداره و دفتر كار شما به داخل كامپيوتر منتقل شده است! حالا ديگر كامپيوتر، مسافرت مجازي، اداره و دفتر كار مجازي شما شده است و واقعيتي كاملا جديد و نوظهور جاي خود را در كليه شئون و امور زندگي باز كرده است. تاكيد بر واقعيت فيزيكي ويليام گيبسون كه نوول او به سال - 1984 با Neuromaneerنام (عاشق عصبي )- تصور زندگي مجازي را مورد بحث و بررسي قرار داد، حالا مي گويد: برقراري ارتباط از طريق ادوات الكترونيكي به مردم اجازه مي دهد با قرار گرفتن در يك نقطه جغرافيايي، با بي شماري از چيزها و مسايل فوق العاده و جالب آشنايي پيدا كنند. اما گيبسون اين هشدار را هم مي دهد كه، مجاز، فقط مي تواند بر واقعيت فيزيكي ما تاكيد داشته باشد اما هرگز قادر نيست جايگزين خود زندگي شود. در عين حال گيبسون، حركت متقابل جهت ايجاد ارتباط با ديگر انسانها در دنياي واقعي را مورد تمجيد قرار مي دهد. او معتقد است افرادي كه از طريق الكترونيكي با هم مرتبط هستند با گذشت زمان احساس نياز مي كنند به اينكه با طرف مقابل و مرتبط خود در زندگي واقعي نيز ارتباط پيدا كرده و همه اش در دنياي مجاز الكترونيكي و امواج پرسه نزنند. كارن مينر در 1991 زماني كه دانشجوي دانشگاه كانكتي كات بود از طريق اينترنت باپاروينزل دانشجوي سوئدي در انستيتوي تكنولوژي شهر لين شاپينگ، طي يك بازي كامپيوتري آشنا شد. دانشجوي سوئدي دانشجوي امريكايي را با نام بازي، ولوت Velvet مي شناخت. طولي نكشيد كه اين دو شروع به رد و بدل كردن پيامهاي الكترونيكي خارج از حيطه بازي كامپيوتري كردند. آن دو افكار و باورهاي خود را با چنان جزميت و دقتي براي همديگر گفتند كه بيان و اظهار آنها در مراحل اوليه زندگي و ارتباط واقعي غيرممكن بود. كارن مي دانست اتفاق بخصوصي در حال رخ دادن است. سرانجام كارن و دانشجوي سوئدي ديدار با همديگر را مورد بحث و بررسي قرار دادند. در نگاه اول ترسناك مي آمد. اما كارن از طريق پست الكترونيكي با دانشجوي سوئدي تماس گرفت: من عازم سوئد هستم، تا با تو ملاقات كنم و اينك دو سال از آن تاريخ مي گذرد و آن دو درست دو سال است با همديگر ازدواج كرده اند. علاقه شديد براي ديدار روياروي در محله هاي مركز شهرها و بازارهاي خريد وفروش احساس مي شود. مردم مي خواهند حتي زماني كه از طريق تلويزيون، تلفن و كامپيوترمشغول خريد هستند، با همديگر تماس و ديدارداشته باشند. اگر چه كامپيوترها و ماشين هاي فاكس كار در خانه را آسانتر كرده با وجوداين مراكز و مكانهاي تجاري و بازرگاني همچنان روبه گسترش هستند. مردمان به طور روز افزون به شهرهاي عمده بزرگ روي مي آورند. عمدتا به خاطر آنكه مراكز تجاري در پرتو نزديك به هم بودن مي توانند خدمات واجناس زيادتر و بهتري را ارائه دهند. كاركنان ادارات و بخش هاي خصوصي مترصدداشتن پيوند و ارتباطي هستند كه از طريق باهم بودن در سطح شخصي با ديگران ميسرمي شود. اما تماس و ارتباط رودرروي، في نفسه نفي كننده قدرت صفحات الكترونيكي در مسحور كردن خلايق كامپيوترها نيست اغلب ما را بيشتر از تلويزيون ها به خود شيفته وعلاقه مند مي كنند. نوجوان هاي امريكايي واروپايي ساعتهاي بيشتري را مقابل گيرنده هاي تلويزيوني و سخت افزار كامپيوتري بيش مي نشينند، از اوقاتي كه در كلاسهاي درس حضور به هم مي رسانند. در نيمه شبها /1 8هنوز ميليون كودك زير سن 12 سال درامريكا سرگرم تماشاي تلويزيون هستند. متوسط امريكاييان بيش بزرگسال، از 30 ساعت در هفته را صرف تماشاي تلويزيون مي كنند. والدين مي توانند استفاده الكترونيكي فرزندان خود رامحدودتر كنند. اما اشكال كاراينجاست كه ما خود نيز اعتيادبه ادوات الكترونيكي پيدا كرده ايم. ارتباطهاي الكترونيكي خودر ا براي يك روز قطع كنيد: نه تلفني، نه تلويزيوني، نه؟ كامپيوتري يك هفته بدين منوال بگذرانيد. اما خواهيد ديد اندك اند كساني كه از عهده اين مهم برخواهند آمد. انگيزه در جاي ديگري نهفته است: وقتي يك كودك دو ساله روي كيبوردهاي كامپيوتر صداي كليك، كليك، را مي شنود، روز بعد مي گويد: مادر، پدر! من پيوتر بيشتر ميخوام! و پدر و مادر طفل فكر مي كنند، اتفاق جالبي دارد مي افتد. در آينده وابستگي ما به الكترونيك بيشتر خواهد اگر شد، گيرنده هاي بي سيم كف دستي بيشتر و رايج تر شوند، اين ادوات - تلفيق و تركيبي از تلفن، كامپيوتر، فاكس وتلويزيون - خواهند بود كه صدها كانال ويديويي، اوديويي و كانال هاي نوشتاري را همزمان در اختيار ما خواهند گذارد. اينك گيرنده هاي دستي - receivers Handheld - كه پست الكترونيكي، خدمات اينترنتي و ارتباطات از طريق فاكس را به هم پيوند مي دهد، در بازار در معرض فروش هستند. اما بهاي آنها براي اغلب مردم گران و غير قابل تحمل است. نوآوريهاي تكنولوژيكي مادام كه مورد استفاده مردم نباشد، مورد اقبال و استقبال قرار نخواهد گرفت. عصر تمدن الكترونيكي اولين پيام از طريق فاكس در سال 1865 از ليون به پاريس مخابره شد. اما عموميت يافتن فاكس زماني ميسر شد كه تكنولوژي 120 سال بعد كار و مخابره با آن را ارزانتر و مقرون به صرفه ترساخت. اتكاء به صفحه الكترونيكي مسئله اي بزرگتر و بسته به توسعه و گسترش تمدن تكنولوژيكي است. جورج استايز، كه در دانشگاه كمبريج استاد كرسي تاريخ فرهنگ است، اخطار مي كند كه تمدن تكنولوژيكي يك تشابه وهمساني خزنده اي را توليد و برجوامع حاكم مي كند كه تهديدكننده تنوع فرهنگهاي منطقه اي و سنتي جوامع بشري است، منبع و تغذيه كننده همسان و متحدالشكل - uniformity- بودن تبليغات تجاري - advertising- و صنايع سرگرمي ساز - entertainment- همين تمدن تكنولوژيكي است. فروش جهاني فيلم هاي سينمايي امريكايي و برنامه هاي تلويزيوني تهيه شده در امريكا اينك ساليانه به بيش از 5 ميليارد دلار بالغ مي شود. يك روزنامه چاپ دهلي نو محصولات رسانه هاي امريكايي را به موريانه اي تشبيه مي كند كه ازدرون دارد ارزشهاي فرهنگهاي سنتي ما رامي خورد و تباه مي سازد.