Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750716-6950S1

Date of Document: 1996-10-07

فولاد ايران آبديده شده است دست آوردهاي طراحي ساخت و راه اندازي طرح قائم 2 اجراي طرح قائم 2 به معناي استقلال تكنولوژيك اجرايي و مالي صنعت فولاد ايران است هزينه خريد تجهيزان يك واحد توليد فولاد با ظرفيت طرح قائم 2 معادل ميليون 200 دلار است اما اين طرح با 3 ميليون دلار هزينه ارزي در كشور اجرا شد نوشته دكتر بهمن آرمان فولاد از جمله كالاهاي بسيار استراتژيك است و كشورهاي دارنده تكنولوژي توليد اين كالا عملا تا دهه 70 ميلادي از انتقال گسترده فرايند مرتبط با توليد آن به كشورهاي در حال رشد خودداري مي كردند. حتي در حال حاضر هم كشورهاي صنعتي با وجود دستيابي به تكنولوژي هاي بسيار پيچيده، همچنان بر داشتن كنترل بر توليد فولاد اصرار دارند و حدود 60 درصد فولاد توليد شده در جهان توسط 8 كشور بزرگ صنعتي كه 6 كشور آن متعلق به گروه 7 كشور بزرگ صنعتي و كشورهاي روسيه و چين هستند، صورت مي گيرد. بنابراين سهم كشورهاي در حال رشد عملا بسيار محدود و عقبماندگي در توليد فولاد در كشورهاي اسلامي شديدتر است; به طوري كه سهم اين گروه از كشورها تنها /3 6به درصد توليد جهاني مي رسد. توليد فولاد در ايران از سال 1350 با احداث كارخانه ذوبآهن اصفهان با ظرفيت توليد 600 هزار تن آغاز شد و پس از انقلاب با بهره برداري از مجتمع هاي فولاد اهواز و مباركه توان توليد فولاد كشور به 6 ميليون تن رسيد. صنعت فولاد در ايران تا سالهاي مياني اجراي برنامه پنجساله توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي صنعتي عقب مانده بود و بخش عمده نياز داخلي از طريق واردات تامين مي شد. در زماني كه نخستين بارقه هاي موفقيت دست اندركاران صنعت فولاد كشور در سالهاي مياني برنامه 5 ساله اول مبني بر افزايش توليد در افق مشاهده شد، گروهي بدون توجه به تسلط كشورهاي صنعتي بر اين كالاي استراتژيك، عنوان كردند كه آنچه در دست اجراست نه در راستاي استقلال اقتصادي جمهوري اسلامي ايران بلكه انتقال طبيعي صنايع سنگين از كشورهاي صنعتي به كشورهاي در حال رشد است. صنعت فولاد كشور با راه اندازي موفقيت آميزطرح قائم ( ) 2 در مرداد ماه سال 1375 وارد مرحله نويني از فرايند توسعه خود شده است كه مسئولين وزارت معادن و فلزات را به تجديدنظر در برنامه هاي پيشين خود فرا مي خواند. بررسي تاريخ توسعه و رشد اقتصادي و بويژه صنعتي در كشورهاي در حال رشد، همواره نشاندهنده يك مانع اساسي بوده است. وابستگي شديد فني، اجرايي، تكنولوژيكي و در نتيجه ارزي براي اجراي پروژه هاي بزرگ صنعتي هميشه عامل اعمال نظرهاي سياسي قدرتهاي صنعتي بزرگ در زمينه ايجاد صنايع جديد و بويژه بنيادين در كشورهاي در حال رشد بوده است. به اين خاطر، برخي صاحبنظران اقتصادي بحق توسعه اقتصادي در كشورهاي در حال رشد را توسعه اي موزون و هماهنگ شده از طريق قدرتهاي صنعتي و سياسي جهان پيشرفته مي دانند. دستاوردهاي ناشي از ابتكارات كارشناسان زبده كشور در راه اندازي طرح قائم ( ) 2 موجب پايان دادن به تمامي معادلات موجود مابين يك كشور در حال رشد و كشورهاي دارنده تكنولوژي در زمينه يكي از اساسي ترين كالاهاي مورد نياز جوامع بشري شده است. چنين دستاورد كم نظيري، وظيفه سنگيني را برعهده برنامه ريزان و دست اندركاران وزارت معادن و فلزات بويژه در مقطع حساس كنوني كه سومين دوره سازندگي اقتصاد ايران مراحل پاياني تكامل خود را سپري مي كند، گذاشته است. اين نگرش نوين بايد تمامي برنامه هاي مرتبط به توسعه صنعت فولاد را در جمهوري اسلامي ايران تحت تاثير خود قرار دهد. طرح قائم ( ) 2 به معناي استقلال تكنولوژيك اجرايي و مالي است. در رابطه با بعد مالي اين دستاورد بزرگ بايد عنوان داشت كه خريد تجهيزات يك واحد احياء مستقيم به روش ميدركس - مشابه طرح قائم ( )- 2 در حال حاضر حدود 200 ميليون دلار هزينه ارزي دارد; در صورتيكه هزينه ارزي اين طرح تنها 3 ميليون دلار بوده است. كشورهاي صنعتي با در اختيار داشتن چنين ابزارهايي توانسته اند مباني توليد داخلي را تقويت كرده و در صحنه بازرگاني و سياسي جهان به عنوان قدرتهاي مطلق و تصميم گيرنده عمل كنند. بنابراين اهداف وزارت معادن و فلزات ديگر نبايد محدود به توليد 10 تا 12 ميليون تن فولاد در طول 5 سال آينده باشد; بلكه بايد از طريق دستاوردهاي فني و اجرايي طرح قائم ( ) 2 مقدمات توليد 10 ميليون تن آهن اسفنجي را فراهم ساخت. موقعيت طبيعي و جغرافيايي جمهوري اسلامي ايران دستيابي به چنين هدفي را با وجودمنابع عظيم ذخائر گاز طبيعي كه محافظه كارانه ترين براوردها ميزان آن را بالغ هزار 21بر ميليارد متر مكعب تخمين مي زنند و تاسيسات بندري در بندرعباس و بندر امام امكان پذير ساخته است. بنابراين سياستهاي نوين توليد فولاد كشور بايد بر ايجاد دو مركز عمده توليد آهن اسفنجي از طريق فرايند توليد فولاد با روش قائم ( ) 2 استوار گردد. جمهوري اسلامي ايران مي بايستي همانند ساير كشورهاي بزرگ توليدكننده فولاد در صورت لزوم سنگ آهن وارد كند. قيمت سنگ آهن تغليظ شده در بازارهاي جهاني حدود 22 دلار در تن است كه با استقرار واحدهاي عظيم احياء مستقيم با روش قائم ( ) 2 كشور مي تواند به درامد ارزي بالغ ميليارد 1بر دلار در سال دست يابد. راه عملي كردن چنين تفكري فراهم آوردن امكانات مالي مورد نياز طرحي است كه عملا نياز ارزي عمده اي ندارد. طرح قائم ( ) 2 متعلق به تمامي مردم ايران بنابراين است راه حل مرتبط به اين امر كه عملا تبلوري است از اصل چهل و سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تشكيل شركتي بزرگ و فراگير به صورت سهامي عام است كه سهام آن به تمامي مردم ايران تعلق داشته باشد. تامين منابع مالي مورد نياز ايجاد واحدهاي گوناگون توليد فولاد، از طريق روشهاي سنتي تامين منابع مالي امكان پذير نيست و بايد از حال مقدمه تاسيس يك نهاد ملي و مردمي را به منظور استفاده هرچه گسترده تر از طرح قائم ( ) 2 در دستور كار قرار داد. نكته دوم سياستهاي منطقه اي توليد فولاد است. مقوله اجراء طرحهاي توسعه مجتمع فولاد مباركه و ذوبآهن اصفهان از جمله فصلهاي ناتمامي در صنعت فولاد كشور بودند كه آقاي هاشمي در سفر اخير خود به استان اصفهان بر اجراء آنان صحه گذاشتند. ظرفيت ذوبآهن اصفهان براساس قراردادهاي منعقده با شوروي سابق قرار بود در فازهاي مختلف افزايش پيدا كند و در نهايت به 6 ميليون تن در سال برسد. به اين منظور زير ساختارهاي لازم در اين طرح كاملا در نظر گرفته شده بود. فولاد مباركه مساله متفاوتي داشت. در زمان احداث اين مجتمع عظيم صنعتي كه عملا نقطه عطفي در تاريخ صنعتي شدن كشور تلقي مي گردد، مباحث ضد و نقيضي مطرح بودند. عده اي بدون در نظر گرفتن واقعيات ميزان /4 2سرمايه گذاري ميليارد دلاري در اين پروژه را بسيار بالاتر از استانداردهاي جهاني مي دانستند. ميزان مخالفتها با تكميل اين طرح تا به آنجا پيش رفته بود كه عده اي تخصيص منابع ارزي كلان به اين طرح را حتي مغاير با ملاحظات جنگ تحميلي مي دانستند. ولي واقعيات به گونه اي ديگر بوده است: مجتمع فولاد مباركه هيچگاه داراي /2ميليون 9ظرفيت تن فولاد مذاب نبوده است. زيرا طراحي ها و تجهيزات آن به صورتي بوده اند كه دستيابي به ظرفيتهاي بالا را با انجام سرمايه گذاري هاي اندك امكان پذير مي ساختند. شاهد مدعا اين كه ظرفيت ريخته گري اين مجتمع حدود 5 ميليون تن و ظرفيت نورد گرم آن /3 1برابر ميليون تن است. انجام طرح توسعه فولاد مباركه به 6 ميليون تن كه براساس توصيه وزير معادن و فلزات و دستور مستقيم و صريح رئيس جمهور صورت گرفته است، در نهايت موجباتي را فراهم خواهد ساخت تا با انجام سرمايه گذاري برابر با 500 ميليون دلار ظرفيت اين مجتمع به 6 ميليون تن افزايش يابد كه اين موجب خواهد شد تا هزينه هاي ارزي فولاد مباركه به ميليارد 4دلار افزايش يابد. چنين امري هزينه سرمايه گذاري براي هر تن توليد فولاد را از 206 دلار به 666 دلار كاهش مي دهد. اين يكي از پايين ترين ارقام سرمايه گذاري براي هر تن توليد فولاد در جهان است. نتيجه منطقي ناشي از تصميمات متخذه در جريان سفر رياست جمهوري به استان اصفهان اين كه /10 5توليد ميليون تن فولاد از طريق مراكز ياد شده صورت خواهد گرفت; بويژه آنكه از طريق راه اندازي قريبالوقوع معدن چادر ملو، طرح توسعه سنگ آهن مركزي و گل گهر، امكان تامين سنگ آهن از طريق معادن مركزي كشور به اصفهان فراهم است. وزارت معادن و فلزات مي بايستي از روزمره گي در تصميمات و تاثيرپذيري از عوامل خارجي دوري و براساس برنامه هاي مدون و علمي اقدام كند.