Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750716-6948S1

Date of Document: 1996-10-07

انقلابي نوين پيرامون ضريب هوشي و علوم مربوط به آن: ضريب هوشي احساسات شما چقدر ؟ است يك خاطره: يك بعد از ظهر ابري و مه آلود از آن روزهايي كه بي هيچ علتي مردم را عبوس وبدخلق مي كند. هم چنان كه منتظر اتوبوس بودم ناگهان متوجه اتوبوسي شدم كه جلوي پايم ترمز كرد و راننده اي ميان سال با چهره اي بشاش و مهربان، در حالي كه لبخندي به سيما داشت با سلام و تعارفات معمول از مردم مي خواست تا سوار اتوبوس شوند! سلام، حالت؟ چطوره! اوضاع كاري بر وفق مراد؟ هست و هم چنان كه اتوبوس مانند ماري در ميان اين ترافيك سنگين راه خود را مي جست و به جلو مي رفت، راننده نيز به مسافرين توصيه هاي جالبي مي كرد: در اين فروشگاه يك حراج بزرگ برپاست! ... در اين موزه، نمايشگاه جالبي به معرض ديد علاقه مندان گذاشته شده است! ... آيا راجع به سينمايي كه به تازگي در پايين همين ميدان تاسيس شده، چيزي؟ شنيده ايد!... و اين وضع همينطور ادامه داشت، در نتيجه تمام مسافران هنگام پياده شدن از اتوبوس، از آن پوسته بدخلقي كه به دور خود تنيده بودند، خارج شدند. زماني كه راننده فرياد مي زد: خوش آمديد! اميدوارم روز خوبي را در پيش رو داشته باشيد! هر كدام از ما با لبخندي دلنشين پاسخ او را داده و پياده مي شديم. خودآگاهي ( awareness- Self) توان شناخت يك احساس در زمان جريحه دار شدن يا وقوع حادثه اي، كليد شناخت ضريب احساسات است. انسانهايي كه بالنسبه از احساسات قويتري برخوردارند، مسلما توان بيشتري براي اداره زندگي خود هستند. عصبشناس معروف آنتونيو داماسيو دركتاب خود به نام اشتباه دكارت دربخش نشانه هاي طبيعي ارزش واقعي بخشيدن به احساسات را به لحاظ در صوري، رشد خودآگاهي بسيار موثر اين مي داند ارزش بخشيدن و بزرگ جلوه دادن آن مي تواند بدون اينكه انسان خود از آن مطلع باشد اتفاق بيفتد. به عنوان مثال، مردمي كه از مار مي ترسند، حتي اگر عكس مار هم به آنها نشان داده شود، صورت آنها تغيير حالت مي دهد، و علامت هيجان و ترس كاملا در چهره شان پيداست، حتي اگر خود صراحتا بگويند كه نمي ترسند! نشانه هراس حتي هنگامي كه عكس در يك لحظه كوتاه نيز نشان داده شود، بر چهره آن فرد كاملا مشخص و هويداست. با تلاش و كوشش بسيار مي توانيم اطلاعات بيشتري نسبت به پنهان كردن احساسات خويش بيابيم. شخصي را در نظر بگيريد كه ساعتها توسط فردي خشن و بي ادب مورد آزار و اذيت قرار گرفته است، و در حالي كه آن فرد خيلي راحت كج خلقي خويش را به دست فراموشي مي سپارد، از اينكه ديگران آن را به ياد دارند، متعجب مي گردد! اما چنانچه همين شخص ارزش خاصي براي احساساتش قائل شود، مسلما مي تواند خلق و خوي خود را تغيير دهد. شناخت احساسات خود، درواقع همان قالب اساسي است كه باعث مي گردد كودكان ضريب هوشي احساسات يا ضريب احساسات خود را شكل دهند و آنها را قادر مي سازد كه خود را از آن خلق و خوي بد رها سازند. مهارت دركنترل رفتار (Management Mood)رفتارهاي بد نيز همانند رفتارهاي خوب جزئي از زندگي انسان است و درحقيقت سازنده شخصيت او. و كليد اصلي اين معماي بزرگ درواقع همان حالت توازن آنهاست. ما در اغلب موارد، زماني كه تحت تاثير احساسات خود قرارمي گيريم، قادر به كنترل آن اما نيستيم، مي توانيم درباره مدت زمان آن كمي به بحث و گفتگو بپردازيم. دانيل تيس روانشناس كودكان از دانشگاه Reserre Western Case با 400 مرد و زن در زمينه راههاي مقابله آنان با حالات بدشان به گفتگو نشست. تحقيقات وي، در عرض تحقيقات ديگر روانشناسان، اطلاعات گرانقدري را در زمينه چگونگي تغيير حالات بد در كودكان و دانش آموزان، در اختيار ما قرار داده است. از ميان تمام حالاتي كه مردم خواهان رهايي از آن به نظر هستند، مي رسد كه جنون و ميل مفرط به چيزي از مشكلترين موارد به شمار آيد. زماني كه اتومبيلي در اتوبان راه شما را سد كرده و نزديك است تصادفي روي دهد، عكس العمل شما؟ چيست ممكن است با خود بگوييد: اي لعنتي! نزديك بود با من تصادف نبايد كند بگذارم كه همين طوري راحت فرار كند! در چنين مواردي، هرچه بيشتر داد و فرياد كرده و جوش و خروش كنيد، بيشتر عصباني و آشفته خواهيدشد. و اين دقيقا همانند رابطه اي است كه بين فشارخون و رانندگي غيرمحتاطانه وجود دارد. في الواقع چه بايد كرد تا بتوان ازاين جنون آني كه گريبان همه، اعم از كوچك و بزرگ را مي گيرد،؟ دوري جست يك راه: مطرح كردن مطلب مورد نظر مي باشد كه گويند اين كار احساس بهتري را در شما ايجاد خواهدكرد. درحقيقت، محققين دريافته اند كه روش فوق يكي از بدترين راه حل هاي موجود است! طغيان و برافروختگي ناشي از جنون آني كه باعث تحريك سيستم عصبي و مغزي مي شود، شما را هرچه بيشتر عصبي و غيرقابل كنترل مي سازد. ولي تكنيك موثرتر در اين زمينه، هماناقالبسازي مجدد به معناي تفسير و تعبير دوباره يك موقعيت و مورد خاص در حالتي كاملا روشنتر و مثبت تر در مي باشد حالت ذكر شده بالا كه راننده اي راه عبور شما را سد كرده است، شما بايد به خود بگوييد: شايد كار مهمي داشته و در يك وضعيت خاص به سر مي برده است... تكنيك هاي قالبسازي مجدد ومنحرف كردن مي تواند ميزان نااميدي و هيجان را همانند ميزان عصبانيت در شخص كاهش دهد. با اضافه كردن برخي تكنيكهاي آرامش و تمدد اعصاب همانند تنفس عميق و تفكرات اساسي، شما اسلحه اي قوي در برابر حالات بد خود خواهيد داشت. همچنين دانيل تيس بيان مي دارد كه: دعا و نيايش در تمام احوال، موثرترين و كارامدترين روشهاست. خودانگيختگي (motivation -Self) تحرك مثبت همانند نظم دادن به احساسات هيجان انگيز، اشتياق ها و اعتماد، موفقيت هاي بيشتري را براي جوانان به همراه دارد. به عنوان مثال، مطالعه زندگي انسانهاي بزرگ نشان مي دهد كه آنها قادرند دست به كارهاي بزرگ زده و با برانگيختن خود و احساسات خود، هميشه به دنبال كارهاي روتين و روزمره خود نباشند. برانگيختن خود براي دستيابي به هر موفقيتي; اهدافي مشخص، روشن و واضح و يك خوشبيني نسبي را مي طلبد. مارتين سليگمن استاد روانشناسي دانشگاه پنسيلوانيا براساس اين نظريه، پيشنهاداتي را به شركت Metlike بيمه ارائه كرد. وي پيشنهادداد كه شركت، گروه خاصي از متقاضيان كار در آنجا را براساس ميزان بالاي خوشبيني آنها انتخاب كند، حتي چنانچه آنها از تست هوش معمولي وهميشگي آن شركت سربلند بيرون نيامده باشند. با مقايسه اين افرادبا فروشندگاني كه در اين تست هوش نمره كافي آورده ولي در درجه بالايي از بدبيني قرار داشتند، اين نتيجه به دست آمد كه گروه اول (با خوشبيني بالا )% بيش 21 از گروه دوم بادرصد هوش بالاتر در سال اول %و 75 در سال دوم فروش داشته اند. در حقيقت افراد خوشبين با اعتراف به شكست هاي خود در موقعيت هاي مختلف و تشخيص درست راه صحيح، خود را به تحرك واداشته و همين امر، موجبات پيروزي آنها را فراهم مي سازد. حتي تمايل انسان به منظره اي بديع يابسيار معمولي مي تواند ذاتي باشد. اما با كوشش و تمرين، فرد بدبين نيز مي تواند ياد بگيرد كه چگونه اميدوارانه تر به زندگي نگريسته وراجع به آينده تصميم بگيرد. روانشناسان معتقدند كه چنانچه شما بتوانيد فردي منفي باشيد، شكست ها همان گونه كه در فكر شما شكل مي گيرند، اتفاق مي افتند ولي با كمي تمرين و يك قالبسازي مجدد مي توانيد موقعيت موجود را با كمترين نكات منفي و بيهوده در نظر گرفته، و راجع به آن بحث و بررسي كنيد. كنترل انگيزه ها و تحريكات (Control Impulse) جوهر و ذات احساسات، مهارت آن دربه تاخير و يا جلو انداختن حركت شخص براي نيل به اهداف مورد نظر اهميت مي باشد اين صفت مشخصه براي رسيدن به موفقيت در دهه 1960 با آزمايشي كه روانشناس معروف والترميشل در دانشگاه استانفورد برروي كودكان پيش دبستاني انجام داد، مشخص مي شود. همان آزمايش با شيريني هاي خوشمزه كه به عنوان جايزه براي كودكاني درنظر گرفته شده بود كه توانستند خود و احساسات خويش را كنترل كرده و آنها را مهار سازند. اينكه كودكان با چه روشهايي توانستند خود را كنترل كرده و تا بازگشت مربي خود در انتظار بمانند، خود يكي از مباحث جالب و شيرين روانشناسي به شمار مي آيد. قسمت جالب اين آزمايش كه سالها بعد و دوباره برروي همين كه حال نوجواناني دانش اندوز صورت بودند، گرفت، بيانگر همان مطلب مورد نظربود. كودكاني كه قادر به مهار كردن وكنترل احساسات خويش بودند، در بزرگسالي نيز جواناني اجتماعي تر وقابل اعتمادتر بودند. اشخاصي كه براي نيل به اهداف خويش، راههاي بهتري را برگزيده و توان بيشتري را دررويارويي با مشكلات از خود نشان مي دادند. مهارتهاي شخصي (Skills Personal)قدرت فهم اين مطلب كه ديگران چه احساسي دارند، بخصوص در موارد دوستيها شغلي، و روابط خانوادگي، بسيارحائز اهميت است. ما حالات وخلق وخوهاي مختلف را از يكديگر گرفته و به ديگران منتقل مي كنيم كه البته معمولا اين امر بسيار غيرمحسوس و ظريف است. به عنوان مثال، روش و نوع تشكر كردن يكي از دوستان، ممكن است آنقدر خالص وبي رياو صميمي باشد كه مشوقي صالح براي اعمال ما گردد و يا بالعكس آنچنان زننده اين كار را انجام دهد كه انسان را از كاري كه كرده، پشيمان سازد! هرچقدر كه ما در تشخيص درست احساسات و طرز رفتار مردم صادقانه تر باشيم، به همان نسبت مي توانيم احساسات خود را خالصانه تر بروز دهيم. اهميت مهارتهاي شخصي توسطاستادان روان شناسي رابرت كلي از Mellon دانشگاه - Carnegi وژانت كاهلان از دانشگاه نشان داده شده استانفورد، است. آنها آزمايشهاي خود را ابتدا روي افرادي با بالاترين سطح ضريب هوشي JQ انجام دادند. اما تنها برخي ازاين افراد با اين سطح هوشي موفق از آزمايشها بيرون آمده و بقيه خيلي به راحت، كناري گذارده شدند. علت اين اختلاف در مجريان؟ چيست اين برنامه، آزمايشهاي زيادي را روي گروههاي مختلف مردم انجام دادند. و باز هم به اين نتيجه رسيدندكه ضريب هوشي بالا به تنهايي نمي تواندپاسخگوي تمامي سوالات مطرح كلي شده باشد درحقيقت، به اين نتيجه رسيد كه با درنظر گرفتن هر احساسي به طور جداگانه و بررسي آن مي توان بر بسياري از مشكلات فائق آمد. او چنين اظهار مي دارد: آنچه كه ما سعي در فهميدنش داريم اين است كه بدانيم چگونه ضريب هوشي JQ و ضريب احساسات EQ يكديگر را كامل كرده و در لحظه حساس تصميم گيري به كمك هم مي شتابند. مهم نيست كه ضريب هوشي شخص چقدر باشد، درواقع باز هم اين ضريب احساسات است كه ستاره اي درخشان، انساني نابغه و بالاخره فردي موفق را از ديگران جدا و متمايز مي سازد. و بازهم اين نتيجه گيري كلي: كه به عقيده دانشمندان بايد سعي كنيم پيش از بالا بردن ضريب هوشي كودكان خود، به فكر بالا بردن ضريب احساسي آنها باشيم. منبع: ,Digest Reder's ترجمه: سهيلا زماني