Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750716-6943S1

Date of Document: 1996-10-07

روياي يك شبه پول دار شدن! اگر شما هم به فكر يك شبه پول دار شدن يا گنج پيدا كردن هستيد اين مطلب را حتما بخوانيد متاسفانه عده اي از جوانان معني فكر اقتصادي را نفهميده اند و فكر مي كنند فكر اقتصادي يعني كم كار كردن، سرهم بندي كردن و يك شبه پول دار شدن مقصر فقط جوان نيست، وقتي جوان ما مي بيند كه گاه منزلت اجتماعي از آن كسي است كه پول و عنوان دارد و سوار بر اتومبيل هاي مدل بالا مي شود اگر توجيه نباشد همين ارزشهاي مادي را الگو قرار مي دهد روزنامه ها نوشتند جواني 22 ساله كه براي يافتن گنج پي ديوار خانه اي قديمي را حفر مي كرد، بر اثر فرو ريختن ديوار، زير خروارها خاك جان سپرد. محمدرضا كه 6 سال پيش پدرش را از دست داده بود تنها نان آور مادر و 2 خواهرش بود. دوستان اين جوان گفتند: خانواده محمدرضا از نظر مالي وضع خوبي ندارد، و محمدرضا، هميشه در آرزوي يافتن راهي بود كه بتواند پول دار شود و خانواده اش را از تنگنا خارج كند. ولي متاسفانه اين جوان در روياي يافتن گنج، گنج زندگي كردن را از دست داد! آنچه كه ما را به تهيه اين گزارش واداشت، شيوع تب داغ يك شبه پولدار شدن بعضي از جوانهاي ماست. برخي از جوانان براي رسيدن به آرزوهاي دور و دراز خود به هر دري مي زنند تا به سود هرچه بيشتري برسند. و چه بسياري از آنها، وقتي كه در اين راه موفق نمي شوند، سرخورده، گشته و به عالم رويا و خيال پناه مي برند. در اين گزارش سعي شده است به گونه اي فشرده و مجمل به اين مهم پرداخته شود و علل و راه درمان آن بررسي شود. بحث گسترده و عميق اين پديده اجتماعي را به جامعه شناسان و محققين مسائل اجتماعي وامي گذاريم. علم بهتر است يا رايج ترين؟ ثروت موضوع انشاي دوران مقطع راهنمايي اغلب ما همين 5 كلمه بود. اگر تصميم مي گرفتيم تمام اين انشاءهايي كه در اين باره نوشته اند را بخوانيم، عمري مي خواستيم، افزون بر يك قرن. در آن انشاءها بسياري مي گفتند علم بهتر است و برخي نيز ثروت را تنها راه نجات انسانها در زندگي مي دانستند. همچنين برخي ديگر از دانش آموزان مي نويسند اگر ثروت داشته باشي، همه چيز داري ولي داشتن علم برابر با داشتن همه چيز نيست، پس از نظر برخي از جوانان ثروت بيشتر از علم و دانش، كارآيي دارد. چرا ديدگاه برخي از نوجوانان و جوانان ما نسبت به اين قضيه تغيير كرده؟ است چرا گروهي از جوانان كه تا ديروز از طرفداران سرسخت برتري علم نسبت به ثروت بودند، اكنون تغيير عقيده داده و براي پول و درآمد جايگاهي رفيع تر از علم درنظر؟ مي گيرند ن - كمالي 27 ساله يكي از همان جواناني است كه برخلاف گفته ديروزش امروز، پول و دارايي را مشكل گشا مي داند، در اين باره مي گويد: اگر من و امثال من علم و دانش را چيزي با ارزش تر مي دانستيم به اين خاطر بود كه همه، از پدر و مادر و معلم و دوست و آشنا در گوشمان زمزمه توانا مي كردند، بود، هر كه دانا بود! اما امروز كه بزرگ شده ايم و خودمان را در برابر غول زندگي و مسئوليت مي بينيم، به عينه شاهديم كه درس خواندنمان نتوانست گره از مشكلاتمان باز كند 16 من سال از بهترين ايام عمرم را صرف درس خواندن كردم و اكنون دبير ادبيات هستم و براي گذراندن زندگيم لنگ مي زنم، در ايام بيكاري با ماشين پدرم مسافركشي مي كنم. علم وقتي خوب است كه جامعه قدر و ارزش آن و دارنده آن را بداند. تغيير علائق و نگرشها در جامعه علائق و آرزوهاي جامعه امروز ما با جامعه ديروز يكي نيست. امروز جامعه هنجارهاي جديدي را يافته و ارزشهاي جديدتري را تجربه مي كند و انسانها نيز در چهارچوب همين ارزشها و هنجارها زندگي مي كنند و در اين حال و هوا نفس مي كشند. دكتر حسين اسكندري استاد دانشگاه و مشاور مسايل جوانان در اين باره مي گويد: اين مسئله كه چرا برخي ارزشهاي جامعه در حال تغيير است جاي تامل دارد. وقتي كه در جامعه الگوي مصرف تزريق مي شود، مي تواند نياز كاذب در مردم ايجاد كند. يعني آدمي كه مي توانست روي زمين غذا بخورد، با الگوي مصرف فعلي بايد روي ميز غذا بخورد، يا آدمي كه مي توانست روي زمين بنشيند، با اين الگوي مصرف بايد روي مبل بنشيند. اگر مي خواهد تلويزيون بخرد حتما بايد رنگي باشد. در اين صورت است كه تغيير ارزشها، نگرشها رخ مي دهد و جوان يا جواناني كه در اين فضا نفس مي كشند جذب اين ارزشهاي جديد مي شوند و تمام آنچه را كه گفتم جزو ضرورتها و لوازم اوليه زندگي شان محسوب مي كنند و اين در حالي است كه قدرت خريد بالايي ندارند. سوال - علت يا علل عمده اين تغييرات؟ چيست جواب - براي تغيير ارزشها و نگرشها در جامعه مي توان به 2 علت عمده اشاره كرد. اولين علت مي تواند توسعه طلبي انسانها و علت ديگر ناامني اي باشد كه آدمها در زندگي خود احساس مي كنند حصارهايي را كه انسانها در جامعه به دور زندگي شان مي كشند به همين خاطر است. اگر مي بينيم پدر و مادرها در شوهر دادن دخترشان احتياط مي كنند و سخت مي گيرند بدين خاطر است كه احساس ناامني مي كنند و به ادامه زندگي دخترشان خوشبين نيستند. اگر پسرها دير تن به ازدواج مي دهند، به علت وجود هنجارهاي دست و پاگير جديد و احساس ناامني اقتصادي نسبت به آينده است. امروزه انسانها به الزامات جدي تري از قول و صداقت نياز دارند. مهريه 1000 سكه اي و ماشين دوو و خانه چند طبقه الزاماتي هستند كه وقتي يك جوان متعهد به انجام آنها شد نمي تواند به راحتي از آن بگريزد. به دليل همين حصارهاي بلند گروهي، كه خانواده ها را در برگرفته است، ما شاهد رشد ارزشها و نگرشهاي جديدي هستيم كه در نهايت به دشوار شدن زندگي ها و خيال پردازي جوانها براي پولدار شدن زود و زياد مي انجامد. راحت طلبي جوان امروزبسياري از تربيت شدگان نسل جديد كمتر براي ارزشها و سنت هاي پدرانشان ارج و قرب قايل مي شوند و حاضر نيستند براي رسيدن به رفاهي نسبي كه پدران و مادرانشان راهي طولاني را طي كردند، كم ترين زحمتي را نيز متحمل شوند. مهدي تويسركاني دانشجوي دكتراي علوم اجتماعي معتقد است: امروزه بعضي از جوانهاي ما عادت كرده اند، بر سر سفره آماده بنشينند و تلاشي براي ساختن يك زندگي اي كه بر پايه هاي محكم استوار باشد نكنند. جوانهاي ما عادت كرده اند كه با عصاي ديگران حركت كنند و با بلندپروازيهاي بي جاي خود، راهي نامعلوم براي زندگي آينده شان انتخاب نمايند. برخي از جوانان به دنبال چيزي هستند غير از علم و تجربه و دورانديشي و فقط مي خواهند به لطايف الحيل ثروت هاي بادآورده اي بدست آورند و به اصطلاح به يك زندگي راحت اين برسند معضل اجتماعي ريشه در يك فرهنگ ناهنجار دارد كه به دلايل مختلف به اين جوانان القاء شده است. چنين جواني كه به تجربه دريافته با پول، مرفه تر و بهتر مي توان زندگي كرد، تا با مدرك و دانش، كار را به جايي مي رساند كه پايان نامه تحصيلي اش را با پول به اتمام مي رساند و به عبارتي شما مي خرد قضاوت كنيد اين تحصيل كرده كه با ضرب پول مدرك گرفته است و در رشته اش ضعيف و بي پايه است، فرداي روزگار مگر مي تواند غير از افرادي ضعيف را تربيت كند. جوان بايد كه با تلاش و تجربه و سينه بر حصير ماليدن عالم شود، كه اگر چنين نكند مصداق اين مصرع است كه: هر كه او ارزان خرد، ارزان دهد. وقتي كه مي بيند برخي يك شبه و بخاطر برخي مسايل و بده بستان هاي اقتصادي فراتر از ميليارد مي برند، چرا برود، زحمت بكشد، تجربه كسب كند و دانش بياموزد. خطرناك زماني است كه فكر جوان به اين نگرش گرايش پيدا كند و اين افراد را الگوي خود قرار دهد. ديگر دلش نمي خواهد زحمت بكشد و از خلاقيت هايش در راه اعتلاي صنعت و فرهنگ كشورش استفاده كند. از آقاي جزايري قائم مقام خانه روزنامه نگاران مي پرسم، چرا بعضي جوانان مي گويند در حال حاضر براي كسب سود بيشتر بايد فكر اقتصادي كرد، مگر فقط از راه زحمت كشي مي توان زندگي را؟ چرخاند - متاسفانه جوانهاي ما معني فكر اقتصادي را بد فهميده اند، فكر مي كنندفكر اقتصادي يعني كم كار كردن، يعني سرهم بندي، و يعني فريب دادن ورنگ كردن مردم. مسلم است، وقتي جوان مي بيند يك دلال كه نه سوادي دارد، نه زحمتي كشيده و نه مدرسه و دانشگاهي رفته و فقط از زبانش استفاده مي كند، فراتر از يك استاد دانشگاه و پزشك تامين مادي مي شود، با خود مي انديشد، چرا من بايد درس بخوانم، درسي كه بعدا مي خواهد وبال من شود و حتي رفاه اجتماعي من را تامين نكند. وقتي مشاهده مي كند جواني كه پولدار است مي برد، تلاش مي كند. از هر راه ممكن يك شبه سرمايه دار شود. ما بايد سعي و تلاش كنيم كه اين فرهنگ را در بين قشر جوان جامعه جابيندازيم كه هيچ وقت بدون زحمت نمي شود به جايي رسيد. مقصر، فقط جوان نيست در اغلب بحث هايي كه درباره جوانان صورت مي گيرد، بيشترين تقصير را به گردن اين قشر پوياي جامعه مي اندازند و بروز نابهنجاريهايي را كه رخ مي دهد به آنها نسبت مي دهند. در حالي كه اگر كمي دقت كنيم، تائيد مي كنيم كه جوان به خودي خود نمي تواند در جامعه نقش پذير باشد. بلكه آنچه را كه جامعه از او بخواهد و بسترش را آماده كرده باشد انجام به مي دهد عبارتي ديگر جوان ما تربيت شده كسي غير از خود ما نيست. جزايري در اين باره مي گويد: وقتي كه صحبت از منزلت اجتماعي افراد به ميان مي آيد، در واقع اين منزلت را بايد از آن كسي بدانيم كه منشاءخدمت و اثر است. ولي بعضا مي بينيم خلاف اين اتفاق افتاده است. گاه منزلت اجتماعي از آن كسي است كه تيتر دارد، پول بيشتري دارد و سوار فلان اتومبيل مي شود. شما بگوئيد آيا واقعا منزلت اجتماعي به؟ اينهاست جوانان ما در همين جامعه زندگي مي كنند و اين واقعيت ها را مي بينند و اگر توجيه نباشند همين ارزشهاي وارونه را الگو قرار مي دهند و در صدد برمي آيند براي كسب اين منزلت اجتماعي بادآورده از هر راه ممكن كسب سود كنند. يكي از ارزشهاي غلطي كه در جامعه وجود دارد، اين است كه بسياري از خانواده ها حاضر نيستند به يك محقق انديشمند و صالح كه سالهازحمت كشيده، ولي از نظر مادي در مضيقه است، دختر بدهند و ترجيح مي دهند جواني را كه فاقد ابتدايي ترين اصول اخلاقي و علمي است در جمع خانواده خود بپذيرند چون مي دانند اين جوان پول و خانه و ماشين دارد... و با تاسف بسيار برخي از خانواده ها به اين مورد دامن مي زنند. حسين اسكندري استاد دانشگاه نيز معتقد است: بعد از چندين سال زحمت وتلاش و دود چراغ خوردن حقوق يك استاد 60 70 دانشگاه يا 100 هزار تومان است. ولي در طرف ديگر قضيه جواني كه هنوز پشت لبش سبز نشده، در يك معامله 200 300 كذايي هزار تومان گيرش مي آيد. اين جواني است كه دير آمده و زود بارش را بسته و به نتايجي رسيده كه بايد در اين مدت كم نمي رسيد. براي انجام هر كاري بستر آماده لازم است يعني تا معلول آماده نباشد علت كشف نخواهد شد. جوان وقتي مي بيند بستر پولدار شدن سريع و بدون دردسر از راه غيرقانوني آماده است، هيچگاه خودش را به زحمت نخواهد انداخت و دنبال علم و دانش و تجربه اندوزي نخواهد رفت. وقتي برخي افرادي كه كار مي كنند و زحمت مي كشند به همان نتيجه اي مي رسند كه افراد كار نكرده به آن رسيده اند دچار سرخوردگي و بي تفاوتي مي شوند و چون اين پديده را فطرتا نمي پذيرند، آن را ظلمي در حق خود مي پندارند و در نهايت راه آن كار نكرده ها را انتخاب كرده و نابهنجاري را در جامعه گسترش مي دهند. ادامه دارد