Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750715-6873S1

Date of Document: 1996-10-06

خبرنگاران علمي خطاب به دانشمندان: ديگر بلندگوي شما نيستيم مهمترين مسئله مورد اختلاف دانشمندان و روزنامه نگاران، ديدگاه متفاوت آنان نسبت به نقش مطبوعات در انتقال مسائل علمي است اشاره: در تازه ترين مقاله از مجموعه مقالات مسائل پزشكي و مطبوعات در نشريه پزشكي لنست، بار ديگر مسئله اختلاف ميان پزشكان و روزنامه نگاران مورد بحث قرار گرفته است. نويسنده اين مقاله، اختلاف موجود ميان پژوهشگران مسائل پزشكي و روزنامه نگاران علمي را اجتنابناپذير خوانده و با توجه به اين كه دانشمندان و روزنامه نگاران براي انتقال مسائل علمي به مردم، ناگزير به برقراري ارتباط با يكديگرند، اين مسئله را از جنبه هاي مختلف بررسي كرده است كه در پي مي آيد: يكي از مسائل مورد اختلاف ميان روزنامه نگاران و پژوهشگران، انتخاب خبر علمي است. به اعتقاد دانشمندان، زمان مناسب براي انتشار يك خبر علمي، هنگامي است كه اين يافته پژوهشي از سوي جامعه علمي مورد تاييد قرار گرفته است; زيرا اغلب يافته هاي علمي در مرحله آزمايشي قرار دارند و تاييد نهايي اين يافته ها از سوي دانشمندان، مستلزم انجام آزمايشهاي مكرر و همچنين گذشت زمان است. اما از ديدگاه روزنامه نگاران، پس از گذشت زمان، اين اخبار تازگي خود را از دست مي دهند; در حالي كه يافته هاي تازه علمي، حتي در مراحل آزمايشي خود نيز داراي جذابيت بوده و مورد توجه خوانندگان قرار مي گيرند. معمولا روزنامه نگاران براي آگاه ساختن عموم از مسائل علمي، راههاي جذب و توجه برانگيزي را درپيش مي گيرند; از ين رو به دنبال كسب اخباري هستند كه آنان را در اين امر ياري دهد. اين گونه اخبار، گاهي ناخوشايند هستند مانند خبر آزمايشهاي هسته اي روي انسانها در دوران جنگ سرد، تحريف نتايج آزمايشهاي درمان سرطان سينه از سوي پژوهشگران و يا بروز مسائل غيراخلافي در پژوهش هاي ژنتيك. در سال 1986 وزارت نيرو ايالات متحده طرح بررسي تاثيرات تشعشعات اتمي روي انسانها را به اجرا گذارد وادوارد ماركي، عضو كنگره آمريكا با انتشار مقاله اي تحت عنوان خوكچه هاي آزمايشگاههاي هسته اي آمريكا، اين اقدام غيرانساني وزارت نيرو را افشا پس كرد از آن نيز نگراني مطبوعات از بروز اقدامات نادرست در مسائل علمي روبه افزايش گذارد و روزنامه نگاران و گزارشگران مطبوعات، نه تنها به سراغ پرونده هاي وزارت نيرو رفتند بلكه در جستجوي عملكرهاي نادرست و مسائل علمي و پزشكي، گزارش هاي پزشكي دانشگاهها و بيمارستانها را نيز بررسي كردند. خلافكاري در مسائل علمي نيز از يكي از موضوعاتي است كه ارزش خبري داشته و به علت نقض اصول و قباحت خلافكاري علمي، روزنامه نگاران به دنبال افشاي آن هستند. به اعتقاد دانشمندان، خلافكاري هاي علمي، انحرافات فردي محسوب شده و باحل دروني اين مسائل، بايد از طرح اين گونه مطالب در خارج از جوامع علمي جلوگيري كرد. اما در مقابل، روزنامه نگاران موارد فريب و شيادي علمي را خطايي بزرگ دانسته و با انتشار گزارش هاي خود، تصورات متداول عموم در مورد مسائل علمي را زير سوال صداقت مي برند در مسائل علمي، يكي از مواردي است كه روزنامه نگاران به آن بهاي زيادي مي دهند واين كه دانشمندان تا چه حد مي توانند با وجود اين همه پژوهشگر و موسسه علمي، وحدت علمي را حفظ و عملكرد آنها را كنترل كنند، نيز از اهميت بسياري برخوردار است. به عنوان نمونه در سال 1994 گزارشگر مطبوعات جان كرودسن خطاي پژوهشگران يك بيمارستان را برملا ساخت. گروه پژوهشي كه در آن بيمارستان به تحقيق درمورد كارايي نسبي روش برداشت قسمتي از سينه براي درمان سرطان سينه مشغول بودند، موارد ناموفق را در نتايج پژوهش هاي خود ذكر نكرده بودند. تا هفته ها پس از انتشار مقاله كرودسن، خشم مطبوعات از اين عمل پژوهشگران در مقالات و مطالب متعدد منعكس مي شد. زيرا به اعتقاد روزنامه نگاران، اين حق عموم است كه از موارد ناموفق در نتايج اين آزمايشها آگاه شوند. تا چند هفته پس از مطبوعات اين ماجرا، به محكوم كردن دانشمنداني كه در اين پژوهش شركت داشتند و حتي موسسه ملي سرطان كه مسئوليت اصلي اين پژوهش را برعهده داشت، ادامه دادند. مسئله ديگر مورد اختلاف پژوهشگران و روزنامه نگاران، محل تامين هزينه هاي پژوهشي معمولا است پژوهشگران به منبع تامين هزينه توجهي ندارند، حتي به بخش هاي خصوصي اي كه از تحقيقات علمي سود سرشار مي برند نيز خوشامد مي گويند. اما روزنامه نگاران به علم از جنبه اي عاري از منفعت طلبي مي نگرند، از اين رو گاه در مطبوعات، چهره دانشمندان به عنوان سرمايه داران و يا ميليونرهاي مولكولي ارائه گاهي مي شود اوقات، پژوهشگران براي توجه عموم به تحقيقات خود و كسب هزينه هاي پژوهشي شان، حتي زماني كه تحقيقاتشان در مراحل ابتدايي قرار دارد، با اين ادعا كه در آينده اي نه چندان دور پژوهش هاي آنان به درمان بيماريهايي مانند سرطان منجر خواهد شد، به مطبوعات روي مي آورند. اما معمولا مطبوعات معتبر، ديدگاههاي واقعي و افراطي را از يكديگر تميز مي دهند. به عنوان نمونه، اندرسن يكي از دانشمنداني كه به آينده ژن درماني اطميناني افراطي دارد به گزارشگر نشريه تايم مي گويد: در آينده اي نه چندان دور، بيماري كه به پزشك مراجعه مي كند، پس از تزريق دي. ان. اي از سوي پزشك، مداوا شده و روانه منزل مي گردد. يكي ديگر از مسائل مورد اختلاف ميان پژوهشگران و روزنامه نگاران، سبك نگارش گزارش علمي است كه از سال 1924 از زمان انتشار اولين نشريه علمي در آمريكا تاكنون ادامه داشته است. مطبوعات با معدوديت هاي زماني و فضاي مطلب روبه رو بوده و ناچارند براي برقراري ارتباط با عموم، سادگي را در گزارش هاي علمي رعايت كنند; اما دانشمندان مخالف اين امر هستند، دانشمندان مايلند مطالبشان مشروح، با توضيحات كامل و پيچيده منتشر شود. مطلبي كه از ديدگاه روزنامه نگاران خواندني و مناسب است، ممكن است از ديدگاه دانشمندان ساده باشد. روزنامه نگاران سادگي و قابل فهم بودن مطلب را اصلي مهم مي دانند، درحالي كه دانشمندان، پيچيدگي ارائه مطالبشان را امتياز و دقت به حساب مي آورند. تلاش روزنامه نگاران براي قابل فهم ساختن مطالب براي عموم ممكن است از سوي دانشمندان نقض روش علمي محسوب شود. يكي ديگر از مسائل مورد بحث و اختلاف روزنامه نگاران و دانشمندان، كاربرد زبان است. كاربرد برخي از واژه ها كه ميان دانشمندان متداول است، براي خوانندگان عادي معنايي متفاوت به دارد عنوان نمونه، واژه اپيدميك كه دانشمندان در مورد بيماري هايي كه بيش از حد انتظار ديده شده به كار مي برند، براي يك فرد عادي به معناي شيوع و همه گيري يك بيماري در سطح وسيع تلقي مي شود. معمولا واژه هايي كه دانشمندان به كار مي برند، براي افرادي معناي اصلي خود را دارد كه در زمينه علمي فعاليت داشته باشند. اما روزنامه نگاران براي افرادمختلف مي نويسند و معمولا از واژه هايي استفاده مي كنند كه براي همگان قابل استفاده باشد. مهم ترين مسئله مورد اختلاف دانشمندان وروزنامه نگاران، ديدگاه متفاوت آنان نسبت به نقش مطبوعات در انتقال مسائل علمي به است اعتقاد دانشمندان، مطبوعات وظيفه انتقال مستقيم مسائل علمي را به مردم برعهده دارند و ساير عملكرد مطبوعات مانند تحليل خطاهاي علمي و يا اشتباهات پژوهشگران را خارج از حيطه مسئوليت روزنامه نگاري علمي مي دانند. اما امروزه اغلب روزنامه نگاران علمي خود را بلندگوي دانشمندان نمي پندارند; بلكه در دهه 1990 روزنامه نگاري علمي پرسش هايي مانندمسئوليت اجتماعي و اخلاقي دانشمندان و پزشكان در جامعه؟ چيست را مطرح كرده است. بي شك، مطبوعات نقش اساسي را در شكل گيري افكار عمومي برعهده دارند. پس از انتشار وسيع مطالب مربوط به غذاهاي بالابرنده كلسترول در مطبوعات، مصرف گوشت قرمز، تخم مرغ و شير پرچرب در بازار كاهش يافت. انتشار گزارش خبري مربوط به عامل تغييرات ژنتيك در ابتلا به سرطان سينه، موجب شد زنان بسياري به كلينيكها مراجعه كرده و خواهان انجام آزمايش هاي ژنتيك شوند. سروصدايي كه مطبوعات در مورد تحريف نتايج پژوهش هاي سرطان سينه توسط پزشكان يك بيمارستان، به راه انداختند، موجب شد سرپرست گروه پژوهشي فوق استعفا دهد. مطبوعات در تامين هزينه هاي پژوهشي نيز نقش مهمي دارند. به عنوان نمونه در دهه 1950 انتشار مطالب پي درپي در مورد بيماري فلج كودكان موجب شد تا ميليونها دلار براي پژوهش هاي مقابله با اين بيماري جمع آوري شود. پيام مطبوعات از اهميت ويژه اي برخوردار است. مطبوعات دهه 1990 بر حساسيت هاي افراد در مورد نقش اجتماعي و اخلاقي علم و همچنين اعتبار دانشمندان و موسسات علمي و فني افزوده است. روزنامه نگاري علمي دهه تاكيد 90 روزافزوني بر نقش اجتماعي پژوهش هاي علمي دارد. اين حساسيت هاي روزافزون به اختلافهاي ميان دانشمندان و روزنامه نگاران دامن زده و آن را به نزاعي پايان نيافتني تبديل كرده است. منبع: LANCET THE - مترجم: مريم تاج فر