Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750714-6833S1

Date of Document: 1996-10-05

جمعيت و بيماريهاي مرگبار جمعيت و بيماريهاي مرگبار نوشته: ژاك ورون ترجمه: دكتر جهانگير جهانگيري اشاره: افزايش جمعيت موضوع، مهم و حياتي جهان در قرن بيستم است. از آنجا كه انسانها متناسببا رشد كمي آحاد انساني، نمي توانند امكانات زيستي، رفاهي و بهداشتي را نيز افزايش دهند، اين موضوع همچون تهديدي عظيم روياروي جوامع جديد قرار گرفته است. كشورهاي توسعه يافته با برنامه ريزي و آموزش اجتماعي، توانسته اند از آسيبهاي سيل جمعيتي مصون مانند، معهذا در اكثريت كشورهاي جهان - يعني دنياي توسعه نيافته - هنوز مشكلات ناشي از اين امر پابرجاست. اگر برنامه هاي سنجيده اي براي بهبود شرايط زندگي بشر تهيه نشود، از هم اكنون مي توان تيرگي حال و روز بشر را در آينده اي نه چندان دور دريافت. از هم اكنون بخشي از دورنماي اين آينده را در كشورهاي آفريقايي و چند نقطه ديگر جهان مي توان ديد. مطلب حاضر گوشه هايي از مسائل مربوط به اين موضوع را با تكيه بر اوضاع بهداشتي جهان مطرح ساخته است. سرويس مقالات مسائل سلامتي در كشورهاي در حال توسعه دو بعد را در بر مي گيرد: يكي وابسته به رشد شتابان جمعيت ديگري، وابسته به فقر. افزايش جمعيت نيازهاي، عمومي در زير ساختهاي بهداشتي را بالا مي برد، در حالي كه فقر افراد يا وضعيتها، هزينه هاي بهداشتي را محدود مي سازد. اين جداسازي (بهداشت و سلامتي از ديگر عوامل ) تا حدي تصنعي است در، صورتي كه كنش متقابل ميان پديده هاي گوناگون است كه احتمال پس رفت جمعيت را افزايش بعضي مي دهد عوامل، تا حدي برون زا (اپيدمي ) هستند، اما فقر همراه با فقدان آموزش مي تواند، پيامدهاي آنرا افزايش دهد. وضعيت سلامت جمعيت مرگ و مير نوزادان، كودكان و مادران: شاخصي كه در بيشتر موارد براي ارزيابي وضعيت سلامتي يك جمعيت در نظر گرفته شده است نرخ، مرگ و مير نوزادان است. اين شاخص تعداد، نوزادان وفات يافته پيش از اولين سالگرد تولد را نسبت به تعداد متولدين اندازه گيري مي كند. اين شاخص به ( سطح ) توسعه ي يك كشور بسيار حساس است: هنگامي كه كشوري به امر آموزش مي پردازد يا اينكه شهرنشيني گسترش مي يابد، مرگ و مير نوزادان كاهش مي يابد. تفاوت مرگ و مير ميان كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي در حال توسعه بسيار زياد است: در كشورهاي توسعه يافته براي 1000 تولد 15 وفات كودكان كمتر از يك سال شمارش شده اند. در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه پنج برابر مي باشد (جدول ). در 5 كشورهاي كم توسعه يافته مرگ و مير نوزادان خيلي بيشتر از 100 درصد مي باشد (در مالي در سال 1990 بيش از 160 درصد بوده است. ) جدول - 5 مرگ و مير كودكان در جهان (در سالهاي ) 19901985 مناطق مرگ و مير كودكان (در هر 1000 تولد ) كشورهاي توسعه يافته 15 كشورهاي درحال توسعه 76 كشورهاي كمتر ( ) 120 توسعه يافته منبع: سازمان ملل متحد 1992 در جهان سوم مرگ و مير كودكان بين 1 و 4 سال نيز بسيار بالا است. مرگ و مير كودكان كمتر از 5 سال در كشورهاي توسعه يافته 16 درصد مي باشد در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه از 100 درصد نيز تجاوز مي كند (و 160 درصد در آفريقاي جنوبي و صحرا ).در چندين كشور مرگ و مير نوزادان و كودكان بسيار بالا مي باشد: در موزامبيك در، افغانستان و در آنگولا از هر 10 كودك كودك پيش از 3 پنجمين سالگرد تولدشان از بين مي روند (نرخ مرگ و مير افراد كمتر از 5 سال در سال 1990 نزديك %به 300 بوده است. ) اين مرگ و مير بالاي كودكان سطح نسبتا پايين اميد به زندگي در بدو تولد را تبيين مي كند ( سال 61 در مقابل 74 سال در كشورهاي توسعه يافته در طي دوره ). 19901985 مرگ و مير مادران نيز هنوز بالا مي باشد: تقريبا 4 مادر در هر 1000 تولد در كشورهاي در حال توسعه و 7 مادر در كشورهاي كم توسعه يافته جان خود را از دست مي دهند. براي كشورهاي توسعه يافته اين رقم 3 درصد مي باشد. ( ) 1 علل مرگ ومير و وفات: در كشورهاي در حال توسعه، بيماريهاي عفوني و پارازيتي مسئول 40 درصد از مرگ و ميرها هستند (روي يك كل 38 ميليون وفات در سال ). اين 1985 بيماريها اساسا شامل بيماريهاي اسهالي ( % ) 13 سل (% ) 7 و بيماريهاي تنفسي شديد ( % ) 20 مي باشند. با اين وجود، سيماهاي اپيدمولوژيكي كشورهاي در حال توسعه تا حدودي متنوع هستند. براي نمونه، بستگي به سطح شهرنشيني و صنعتي شدن آنها دارد (تصادفات ناشي از ترافيك و كار يكي از عوامل مهم مرگ ومير در بعضي از شهرهاي جنوباست. ) يك باروري بسيار بالا، عموما با يك مرگ و مير بالاي مادران همراه مي باشد. محيط زيست ( بويژه، وجود آبكم و بيش زياد ) نيز نقشي مهم را بازي مي كند. اگر آبكميابباشد، مسائل نگهداري آن مطرح مي شوند (مورد تبزرد، ناشي از يك ذخيره سازي نادرست آب است. ) فراواني آب (براي نمونه، درياچه هاي نگهداري آب ) نيز مي تواند منشاء پاتولوژيهاي ديگري باشد. ( مالاريا، شيستوزوما ). نابرابري در برابر سلامتي: معيارهاي گوناگوني امكان ارزيابي شرايطي كه در آن جمعيتهاي جهان سوم مي زيند و چگونگي دسترسي آنها به مراقبتهاي بهداشتي را مي دهد: - درصد جمعيت برخوردار از آبسالم، - درصد جمعيت برخوردار از مراقبتهاي بهداشتي در محيط روستايي و شهري، - درصد افراد واكسينه، - نرخ استفاده از تراپي از طريق آبرساني طبيعي (از راه دهان ) به ارگانيسم، - نسبت زايمانهاي انجام شده بوسيله پرسنل پزشكي، - هزينه هاي عمومي بهداشتي (به % توليد ناخالص ملي )، - نسبت تعداد ساكنين به پزشك... تمام اين شاخصها، تباين هاي ملي با شدتي بسيار زياد را آشكار مي سازند. بدين ترتيب پوشش پزشكي، به صورتي شايان توجه تغيير مي يابد: در حالي كه در كشورهاي صنعتي در طي دوره 19891984 نسبت تعداد ساكنين به پزشك به طور متوسط چيزي كمتر از 400 به 1 است اين نسبت براي كشورهاي در حال توسعه به طور كلي 5000 به 1 و در آفريقاي جنوبصحرا نفر 24000 به 1 است. ( ) 2 نابرابري ميان كشورها، با يك نابرابري درون كشوري فزوني مي يابد; تجهيزات و پرسنل پزشكي در مراكز شهري متمركز شده اند. فقدان منابع مالي و تخصيص نادرست منابع يا كمبود يك پرسنل پزشكي با صلاحيت تنها تا حدودي مسئول مشكلات بهداشتي بسياري از كشورهاي جهان سوم هستند. بيماريهاي مسري به ويژه مالاريا و ايدز نيز در اين وضعيت سهيم هستند. دو بيماري ساري و فراگير مالاريا: بيماريهاي پارازيتي ناشي از انواع گوناگون پلاسموديوم و منتقل شده به وسيله پشه هايي از نوع آنوفل، كه بيماري مالاريا ناميده مي شود در حال حاضر بيش از 2 ميليارد انسان را تهديد مي كند. استفاده از ددت (DDT) در سالهاي 40 وسيله ريشه كن كردن مالاريا بود: موفقيت اين روش براي، نمونه، در سري لانكا چشم گير بوده است. منطقه آلوده كاهش يافته است. اما، مقاومتهايي توسعه يافت. با رها كردن برنامه هاي مبارزه (با مالاريا ) مناطق، آلوده نيز افزايش يافتند. مالاريا، در مناطق جديدي (بلنديهاي بروندي و رواندا ) پديدار شدند. مالاريا، در ماداگاسكار و كامبوج گسترش مي يابد... گسترش بيماري پرسشهاي متعددي را برمي انگيزد. بيماري يك ناهمگني شديد از نقطه نظر اپيدمولوژي نمودار مي سازد. ناهمگني مربوط به نوع پارازيت مورد بحث (دوره تكثير كم و بيش طولاني، اختلالات كم و بيش شديد ايجاد شده ) به، واكنش جمعيتها (سياهان آفريقا نوعي مقاومت در مقابل نفوذ پارازيت و يواكس در گلبولهاي خونشان نشان مي دهند ) به، شدت و آهنگ انتقال بستگي دارد. در مناطقي كه مالاريا پايدار است جمعيتهاي، در معرض آلودگي شديد، در طي دوران زندگي خود نوعي مصونيت را توسعه مي دهند (بيماري كودكان را مبتلا مي سازد، در حالي كه افراد بالغ نيمه مصون هستند. ) در مقابل، آنجاهائي كه مالاريا ناپايدار است وضعيت بسيار، متفاوت است. براي نمونه، اگر سالهاي باراني يا گرم (در كوهستان ) باعث توسعه اپيدمي مي شوند، در صورتي كه جمعيت از مصونيت كافي برخوردار نباشد، تمام گروههاي سني در معرض ابتلا قرار مي گيرند.