Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750714-6808S1

Date of Document: 1996-10-05

زيان چندگونگي مدارس ديدگاهي در كاربردهاي آشكار و پنهان در غيريكسان سازي مدارس آموزش و پرورش به تدريج 90 درصد از منابعش را ناكارا و ازصحنه تلاش علمي دور مي سازد و اين بزرگترين خسارت اتخاذ سياست غيريكسان سازي مدارس در كشور است مدارس دولتي انگ خورده اند. والا از نظر معلم و امكانات آموزشي تفاوت قابل توجهي با مدارس نمونه مردمي ندارند وزير آموزش و پرورش در تبيين سياست تنوع و غيريكسان سازي مدارس چنين توضيح داده اند: يكسان سازي و از بين بردن تنوع موضوع مطلوبي نيست، چون سليقه ها و استعدادها متفاوت هستند. اين در حالي است كه در بسياري از سيستم موارد، آموزشي ما يكسان است و نبايد فكر كنيم روشي كه تاكنون عمل مي شده، بهترين روشها بوده است، بايد تنوع ايجاد كرد تا هر كس مدرسه دلخواه خود را پيدا كند. ( ) 1 سياست تنوع و غيريكسان سازي در آموزش و پرورش همانطور كه دكترنجفي، تلويحا در مصاحبه خود گفته اند مخالفتهايي را هم برانگيخته است. مخالفان اين سياست چنين استدلال مي كنند كه آموزش و پرورش عمومي بايد به طور يكسان و غيرمتنوع و به صورت مساوي به فرزندان فقراء و اغنياء در كشور ارائه شود، تا در اين ميان كساني رشد كنند كه مستعدتر و كوشاتر باشند، و دانش آموزي به خاطر وابستگي به پدر و مادر ثروتمند يا فقير، به امكان بالاتري دست نيافته و يا از امكاني محروم نشود، تا بدين ترتيب زمينه تحرك عادلانه اجتماعي فراهم گردد. مخالفان سياست تنوع در تحكيم استدلال خود در اين زمينه، به انحلال مدارس ملي توسط شهيدان باهنر و رجائي در ابتداي پيروزي انقلاب كه با هدف بسط عدالت اجتماعي انجام شد، اشاره كرد واتخاذ سياست تنوع در اين معني را مغاير با ارزشهاي بديهي انقلاب اسلامي مي دانند. اما از سوي ديگر، مدافعان سياست تنوع و غيريكسان سازي مدارس به دو دليل عمده اين سياست را در عرصه آموزش و پرورش كشور اعمال كرده اند: يكم: قشرهاي ذي نفوذي از ملت، مخالف سياست يكسان سازي در آموزش و پرورش عمومي هستند و معتقدند كه فرزندانشان بايستي مطابق سليقه آنان از امكانات آموزشي متناسب با شان اجتماعي خويش برخوردار شوند و خودشان هم هزينه آموزش و پرورش فرزندان خود را تقبل نموده اند. راه اندازي مجدد مدارس ملي تحت عنوان جديد مدارس غيرانتفاعي نتيجه چنين ديدگاهي است. دوم: دولت به خصوص پس از خاتمه جنگ تحميلي، با اينكه حداكثر توان خويش را براي سرمايه گذاري در آموزش و پرورش به كار زده است، اما باز هم نيازمند به اخذ مستقيم تر قسمتي و بتدريج قسمت اعظمي از هزينه هاي آموزش و پرورش از مردم است. لذا وزارت آموزش و پرورش به ايجاد و گسترش تدريجي و بعضا شتابان مدارس نمونه مردمي پرداخته است، و اقدامات ديگري نظير تاسيس شوراهاي استاني آموزش و پرورش و... تدابيري است كه وزارت آموزش و پرورش براي كم كردن بار دولت در تامين هزينه هاي آموزش و پرورش به آن متوسل شده و خواهد شد. از سوي ديگر مسئولان وزارت آموزش و پرورش از آنجا كه غيرعادلانه بودن سياست تنوع رابطور يكجا رد نكرده اند، براي عادلانه تر كردن اين سياست تدابير ديگري نيز انديشيده اند: از جمله اينكه آقاي زرهاني معاون وزير آموزش و پرورش اعلام كرده اند: براي اينكه مدارس غيرانتفاعي به صورت انحصاري براي اقشار پردرامد نباشد و فرزندان اقشار كم درامد و متوسط جامعه هم بتوانند در اين مدارس تحصيل كنند دو ميليارد و صدميليون تومان به عنوان سرانه كمك به ثبت نام اين گروه از دانش آموزان در اختيار مدارس غيرانتفاعي قرار مي گيرد و 900 ميليون تومان هم به عنوان كمك به طرح رافع براي ثبت نام 20 هزار دانش آموز بي سرپرست در اين مدارس در نظر گرفته شده و بر اساس آن به هر مدرسه غيرانتفاعي شهريه 25 دانش آموز پرداخت مي شود. آقاي زرهاني افزودند: براي ياري به مدارس غيرانتفاعي طرح تجهيز كتابخانه يك هزار مدرسه غيرانتفاعي را در دست داريم كه امسال به اجرا مي گذاريم. ( ) 2 معضل بزرگ ثبت نام در مدارس نمونه مردمي كه چندسالي است به خصوص در تهران شاهد آن هستيم يكي از كاركردهاي منفي و آشكار اتخاذ سياست غيريكسان سازي در آموزش و پرورش كشورمان است. در اينجالازم مي دانيم كه مهمترين كاركردهاي پنهان و آشكار اجراي سياست تنوع و غيريكسان سازي مدارس را از باب تذكر مورد اشاره قرار دهم: مهمترين كاركرد پنهان سياست غيريكسان سازي مدارس با توجه به نظريه انگ كه يك نظريه علمي در آسيبشناسي اجتماعي است، قابل تبيين است. بر اساس نظريه انگ چنانچه به فرد، گروه يا سازماني به صورت مستقيم ياغيرمستقيم نسبتي داده شود، ولو اينكه آن نسبت واقعيت نداشته باشد، و يا اغراق قابل توجهي در آن شده باشد، فرد يا گروهي كه انگ چيزي را خورده اند، به تدريج در جامعه مشهوربه داشتن آن انگ مي شوند و كم كم وجود چنين انگ و برچسبي مورد قبول و باور انگ خوردگان نيز قرار گرفته و رفتار متناسب با انگي كه به آنان زده شده است را پيشه مي كنند و كم كم انگ تبديل به واقعيت متاسفانه مي شود با تاسيس مدارس غيرانتفاعي و نمونه مردمي در كشور كه شايد 10 درصد از جمعيت دانش آموزان و معلمان كشور را هم شامل نشود، انگ و برچسب دانش آموز غير مستعد و تنبل و يا معلمان كم تجربه و كم بها داده شده بر پيشاني دانش آموزان و معلمان 90 درصد از جامعه آموزش و پرورش كشورمان زده شده و بتدريج آنها احساس مي كنند كه افراد دست چندم هستند. و از جايگاه پائيني در نظام آموزش و پرورش كشور برخوردارند. باگذشت زمان و انتقال اين احساس به جامعه، كم كم اين باور ناصحيح در احساسات و رفتارهاي مردم جلوه هاي بيروني و عيني يافته است و مي رود كه اين نسبت ناروا تبديل به واقعيت شود و اگر اين فرآيند تكميل شده، و اين اتفاق بيفتد كه تا حدودي هم افتاده است آموزش و پرورش با دست خود 90 درصد از منابعش را ناكارا و از صحنه تلاش علمي دور ساخته است، و اين بزرگترين خسارت اتخاذ سياست غيريكسان سازي مدارس، در كشور است. اما مهمترين كاركرد آشكار اجراي سياست تنوع مدارس، بروز تناقض در اهداف و اقدامات اجرائي وزارت آموزش و پرورش است. يكي از تناقض ها پرداخت 3500 ميليون تومان كمك بلاعوض به صاحبان مدارس غيرانتفاعي به عنوان سرانه كمك به ثبت نام دانش آموزان وابسته به اقشار كم درآمد در اين مدارس و همچنين تجهيز 1000 كتابخانه در مدارس غيرانتفاعي در سال تحصيلي 7675 است. هدف از پرداخت اين مبلغ به مدارس غيرانتفاعي آن است كه دانش آموزان بي بضاعت و با استعداد بتوانند وارد مدارس غيرانتفاعي شوند. و اين در حالي است كه اولا دانش آموزان با استعداد اما بي بضاعت در ميان هيجده ميليون نفر جمعيت دانش آموزي كشور پراكنده اند و كمك به بخش بسيار كوچكي از آنها جهت ورود به مدارس غيرانتفاعي اعمال تبعيضي ناروا عليه بخش اعظم دانش آموزان با استعداد، اما بي بضاعت شاغل به تحصيل در مدارس عادي دولتي است. ثانيا: در همين روزها شاهد هستيم كه دانش آموزان با استعداد و بامعدلهاي 19 /19 5و كه با بضاعت اندك خود حاضر به پرداخت شهريه مدارس نمونه مردمي شده اند حتي امكان ورود به اين مدارس درجه 2 را هم ندارند! ثالثا: در حالي كه سرانه دانش آموزان مدارس دولتي بين 150 تا 350 تومان در سال است، و مدارس دولتي از تامين حداقل هزينه هاي ضروري آب و برق و سوخت درمانده اند و مديران مدارس دولتي براي گذراندن امور مدارس دست به دامن هر كس و ناكسي شده و ناچارندكه قوانين را زير پا گذاشته و گاه خودياري هاي اجباري از مردم بگيرند، پرداخت مبلغ ميليون 500تومان به هزار مدرسه غيرانتفاعي براي تجهيز كتابخانه چه توجيهي؟ دارد! در خاتمه ضمن اعلام همدردي با مردم كه براي ثبت نام فرزندانشان در مدارس نمونه مردمي اشك از ديده آنان بيرون آمد، آنان را مورد خطاب قرار مي دهم و اين نكته را مي گويم كه فكر نكنند مدارس نمونه مردمي حلال همه مشكلات است و اگر نام فرزندانشان را در مدرسه دولتي نزديك خانه اشان نوشتند ديگر همه چيز خراب و آينده تيره و تار است; اصلا اين طور نيست، مدارس دولتي انگ خورده اند، والااز نظر معلم و امكانات آموزشي تفاوت قابل توجهي با مدارس نمونه مردمي ندارندو ممكن است تا سال تحصيلي آينده شروع نشده، همان مدرسه دولتي فرزندشان هم به يمن سياستهاي تنوع طلبانه مسئولان آموزش و پرورش، نمونه مردمي گردد. البته مطمئن باشيد كه در اين صورت نيز تفاوت چنداني از نظر آموزشي پيش نمي آيد، ولي احتمالا مجبور مي شويد كه باآموزش و پرورش، مشاركت مالي بيشتري داشته باشيد. نكته آخر اينكه بايد بدانيم اولا هزينه دولت در آموزش و پرورش فرزندان اين كشور، جزء هزينه هاي مصرفي نيست، بلكه يك هزينه سرمايه گذاري و توليدي است و توليدمنابع انساني با صلاحيت بر هر توليد ديگري اولويت دارد. ثانيا فراهم كردن زمينه تحرك عادلانه اجتماعي فرزندان آحاد اين مردم يك وظيفه است. مقني زاده