Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750711-6691S1

Date of Document: 1996-10-02

پژوهش هاي تاريخ معاصر ايران تاريخ معاصر ايران بي شك يكي از پر اهميت ترين، پرفرازترين پيچيده ترين، و حساس ترين برش ها وبرهه هاي تاريخ سرزمين ماست ودرعين حال از مهمترين عرصه هاي پژوهش اجتماعي بشمار مي آيد. افزون بر اين تاريخ معاصرايران، بر خلاف مقاطع و ادوارمتقدم تاريخي از آن حيث كه مستقيما در حيات فردي واجتماعي جامعه ما تداوم واستمراري فعال و اغلب آشكاردارد، از اهميت بسيار فزونتري نيز در معرفت شناسي دقيق سياسي و اجتماعي جامعه كنوني ما برخوردار است. بنابراين شناخت اين برهه حساس از تاريخ سرزمين ما خاصه دوران پهلوي (به عنوان عصر سلطنت شاهان منتخب اجانب ) يك ضرورت و حقيقت انكارناپذير است. نكته ديگر آنكه بدانيم شناخت زمينه و بسترمناسب درك حقايق باارزش تاريخ ما چگونه بدست مي آيد. بي ترديداين ويژگيها زمينه ها و شيوه ها كه به مواردي از آن اشاره خواهد شدهمپاي شناخت خود تاريخ اهميت دارد. ديدگاههاي افراطي تاريخ نگاران مغرض كه خيانتها را افتخار، ضعفها را نقاط قوت و انحطاط فرهنگي را تعالي هنري قلمداد نموده و ورشكستگي اقتصادي و سياسي كشور را آغاز ورود به دروازه هاي تمدن تعبير كرده و مي كنند نبايد ما را به نظرات تفريطي و ناصحيح سوق سركوب دهد مردم و تهديد آزاديهاي مشروع سياسي، اجتماعي و.. ضعف در هدايت جامعه، اتخاذ سياستهاي انحطاطآفرين و ضدملي و مردمي و همچنين پذيرفتن و تشديد وابستگي به بيگانه از سوي حكام جور در تاريخ كشورمان كه نهايتا منجر به عقبماندگي مفرط سياسي، اقتصادي و... در دوران گذشته گرديد نبايد سبب ناديده انگاشتن بعضي از واقعيتهاي انكارناپذير موجود در آن اعصار شده و به زير سوال بردن تمامي تاريخ كشور منتهي گردد. خدشه دار كردن چهره ها و رجال تاريخي و به يك چوب راندن آنان، موجب تهي كردن پشتوانه تاريخي و فرهنگي يك ملت شده و دانسته و ندانسته راه را براي تهاجم فرهنگي بيگانگان باز رسالت مي نمايد تاريخي، تعاليم اسلام ناب، همچنين صلاح جامعه ايجاب مي كند كه به تاريخ سرزمينمان عليرغم همه خيانتها، ضعفها و نابرابريها، خصمانه ننگريم و در تبيين و تحليل وقايع تاريخي عدالت ورزيم و در جمعبندي نهايي با نگرش واقع گرايانه سره را از ناسره بازشناخته و از تجربيات ارزنده آن بهره مند گرديم چرا كه با چنين نگرشي به تاريخي خواهيم توانست قابليتهاي آينده نگري را درجامعه خود ارتقاء دهيم. كساني كه نفي دستاوردهاي تاريخ چند هزار ساله اين سرزمين رااساس ديدگاه خود قرار مي دهندمهر تاييد بر بي ريشه بودن ملت و سرزمين ايران اسلامي مي زنند، حال آنكه تاريخ گواهي مي دهد ملت ايران از ديرباز يكي از ريشه دارترين، فهيم ترين و متمدن ترين ملل عالم بوده است. اگر مي پذيريم، كه پديده انقلاباسلامي تحول مهم تاريخي است بايداين حقيقت را باور كنيم كه تكوين چنين انقلاب شكوهمند و تحول عظيمي از عهده و توان ملتي اصيل و با پشتوانه در تاريخ تمدن بشري ساخته است، نه از مردمي فاقد اصالت و پيشينه تاريخي. تاريخ، رسالت سنگين انتقال تجربيات نسل بشر در اموركشورداري، تنظيم ارتباطات باجوامع و ملل ديگر و... را بردوش دارد و تاريخ ميهنمان نيز باوجود همه تلخيها، ناكاميها و تحقيرها، گنجينه اي از تجربيات مفيد، سودمند و راهگشاست. تحولات سياسي، اجتماعي، اقتصادي فرهنگي، و نظامي در دو سده اخيراز چنان شتاب و اهميتي برخوردار بوده است كه پژوهشگران اجتماعي، سياسي وتاريخ پژوهان در تبيين و تشريح اين تحولات و رويدادها همچنان بامشكلات و مسائل گوناگوني روبه رو هستند و از اينرو هنوز خلاءهاي بسياري در اين حوزه پژوهشي به چشم مي خورد كه پركردن آن از پر اهميت ترين ضروريات امروز و از وظايف نسل جديد است. بايد اعتراف كرد كه به رغم تلاشهاي محققان و تاريخ پژوهان هنوز تاريخ دويست ساله اخيرايران در هاله اي از ابهام است. حضور و نفوذ قدرتهاي استعمارگر در صحنه سياسي كشور و تقارن آن با حكومت حكام بي كفايت و وابسته از يك سو و مكتوم ماندن اسناد و مدارك اين دوران از سوي ديگر بر ابهام و پيچيدگي تاريخ معاصر ايران افزوده است. مجموعه كتابهاي تاريخ معاصرايران كه چاپ آن آغاز 68ازسال شده و به تازگي شماره دهم آن به چاپ رسيده است، توسطموسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي و با تكيه به سند واشاعه فرهنگ مستندگويي سعي درروشن نمودن برخي از نقاط تاريك تاريخ معاصر نموده است. چاپ بيش از 120 عنوان مقاله وسند 700 متنوع و خواندني ازدوران قاجار و پهلوي درشماره هاي ده گانه اين مجموعه درطول هفت سال يعني از سال 67 تاكه 75 نشانگر تلاش و كوشش گروهي از استادان و تاريخ پژوهان اين حوزه پژوهشي است، (عليرغم نواقص و كاستي هاي آن ) كاري، ارزشمند و در خور ستايش است. اين مجموعه در فصول چهارگانه اي به شرح زير تدوين و ارائه شده است: تشريح و تحليل رويدادها، حوادث و تحولات سياسي تاريخي، بررسي نحله ها وانديشه هاي سياسي، شرح حال رجال و مباحثي كه به نوعي در روشن نمودن ابعاد مختلف تاريخ سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي كشورمان موثر است موضوع فصل اول اين كتاب با عنوان مقالات است. استفاده از ترجمه مقالات پژوهشي و بديع نشريات خارجي و آشنايي با نگرش و آراء مورخين ايراني و غير ايراني خارج كشور در خصوص سير تحول و تطور تاريخ معاصر ايران، بخشي از مقالات اين فصل را به خود اختصاص مي دهد. فصل دوم كتاب با عنوان خاطرات اختصاص به معرفي و ارائه بخشهايي از خاطرات مكتوب و شفاهي دارد. انتشار اسناد منتشر نشده به صور مختلف موضوع فصل سوم كتاب با عنوان اسناد است. در اين فصل مجموعه اي از تك سندهاي مهم به همراه توضيحات كوتاه، عكسهاي تاريخي منحصر بفرد و مقالات متاثر از مجموعه اسناد مرتبط با يك موضوع خاص تاريخي آورده مي شود. در فصل چهارم كتاب كه عنوان آن نسخه شناسي است. نسخه هاي خطي مربوط به تاريخ معاصر ايران نظير، خاطرات، رسائل سفرنامه ها، نظري، گزارشها و مكتوبات تاريخي معرفي مي شوند. دركتاب دهم اين مجموعه فصلي به بزرگداشت شادروان استاد دكتر محمداسماعيل رضواني، استاد فقيددانشگاه تهران و پژوهشگرتاريخ معاصر ايران اختصاص داده شده است. همچنين در انتهاي اين كتاب فهرستي از مقالات، مطالب و اسناد منتشر شده در ده شماره از كتابهاي تاريخ معاصر ايران به چاپ رسيده كه دسترسي علاقه مندان و تاريخ دوستان را به مطالب مورد تحقيق اساتيد آسانترمي سازد. از مطالب جالب و منحصر بفرد اين مجموعه مي توان به صورت اموال منقول و غير منقول رضاشاه (كتاب هشتم ) اسناد، پراهميتي از فراماسونري (كتاب دوم و ششم ) ديدني ترين، عكس رضاخان به عنوان محافظ سفارت هلند در تهران (كتاب دوم ) پرونده، نظامي رضاخان ( كتابسوم ) اسناد، قتل ماژورايمبري وگزارش هاي محرمانه لورين به چمبرلين (كتاب نهم ) و اسناد وتك سندهايي از روابط خارجي ايران، نقش بيگانگان در امور داخلي ايران، نقش علما و مواضع آنها در مقابل حوادث ورويدادهاي مهم تاريخي، انجمن هاي سري، درباريان و رجال و نيز خاطرات شخصي درباريان و رجال سياسي، فرهنگي و نظامي اشاره كرد.