Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750711-6663S1

Date of Document: 1996-10-02

زنگ تفريح نداريم! واقعيت اين است كه فضاي محدود كلاس و حياط مدارس (هم مدارس دولتي و هم مدارس غيرانتفاعي ) در بسياري از مواقع امكان تحرك آزادانه را از دانش آموزان سلب كرده است در زنگ تفريح، دوستان بيشترين احساس آرامش، حمايت، امنيت و رضايت خاطر را براي هم فراهم مي كنند - زنگ تفريح را دوست دارم چون آب مي خوريم، خوراكي مي خوريم. - دوستانمان را ملاقات مي كنيم. - با خيال راحت با دوستان صحبت مي كنيم، مي گوئيم ومي خنديم. - خستگي در مي كنيم. - بازي مي كنيم. - قدم مي زنيم. - كمي مي دويم. - در زنگ تفريح احساس آزادي مي كنيم. اينها بخشي از نظرات دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدايي و راهنمايي 4 9 مناطق و 16 آموزش و پرورش شهر تهران است كه پس از بازگشايي مدارس در سال تحصيلي جاري طي يك نظرخواهي راجع به زنگ تفريح به دست آمد. درك ميزان و شدت علاقه دانش آموزان به زنگ تفريح تقريبا غيرممكن است. كافي نيست در فضاي شورانگيز و شورآفرين زنگ تفريح قرار گيريد و رايحه دل انگيز اين فضا را تنفس كرده و سرمست شويد، بايد دانش آموز بود و همچون آنان براي شنيدن زنگ تفريح در كلاس درس لحظه شماري كرده و انتظار بكشيد. انتظار زنگ تفريح علي محمديان دانش آموز سال سوم راهنمايي منطقه مي گويد: 9 سالهاي قبل به دور از چشم معلم يواشكي از بچه ها ساعت مي پرسيدم. يكي مي گفت دو دقيقه به زنگ تفريح مانده، ديگري مي گفت. سه دقيقه. البته بعضي موقعها هم معلم متوجه مي شد و اخراجم مي كرد. امسال هر طوري بود والدينم را مجبور كردم تا ساعت بخرند. البته قول داده بودم كه معدلم خوب شود، آنها هم ساعت آنها بخرند هم به وعده خود عمل كردند. ماندانا اصغري دانش آموز سال اول راهنمايي آموزش 4منطقه و پرورش مي گويد: لحظه هاي آخر خيلي سخت مي گذرد. هي خدا خدا مي كنيم كه ساعت خانم مدير يا خانم ناظم جلو باشد و زودتر زنگ تفريح بخورد. سهيلا ايزدپرست دانش آموز همكلاسي ماندانا مي گويد: وقتي خانم مدير در دفتر مدرسه باشد و خانم ناظم درراهروها باشد، زنگ ديرتر مي خورد. دوست دارم هميشه خانم ناظم توي دفتر باشد تا زنگ مدرسه را بزند. شهره سلطاني دانش آموز سال دوم راهنمايي منطقه 16 آموزش و پرورش مي گويد: هفته دوم مدرسه بود. سر درس علوم، معلم اسامي را ازروي دفتر كلاس مي خواند و سوال مي كرد. تقريبا بيشتربچه ها غافلگير شده بودند و فكر نمي كردند جلسه معلم دوم، درس بپرسد. من هم مثل بيشتر بچه ها درس نخوانده بودم دلم نمي خواست اول سالي اسمم پيش معلم بد در بره، وقتي صداي زنگ خورد يك نفس راحتي كشيدم. سميه آقاجانلو سال دوم راهنمايي منطقه 4 آموزش وپرورش مي گويد: حدود ده دقيقه به زنگ تفريح مانده اصلا كشش ندارم، آرزويم اين است كه اين دقيقه ها خيلي زود بگذرد و زنگ را بزنند. با آنكه معلمها، ناظم و مدير خودشان قبلا دانش آموز بوده اند ولي نمي دانم چرا زودتر زنگ تفريح را به صدا در نمي آورند تا بچه ها را شاد كنند. مهري جهانبخش دانش آموز سال پنجم منطقه 9 آموزش و پرورش از آخرين خاطراتش در سال تحصيلي گذشته چنين مي گويد: چند روز مانده بود كه درسها تمام شود و امتحانات ثلث بدهيم. خانم معلم به ساعتش نگاه كرد و گفت چون دو دقيقه به زنگ مانده، بقيه مسئله ها را بعد از زنگ حل مي كنيم. يك دقيقه گذشت، دو دقيقه گذشت ولي زنگ را نزدند. بعد از سه دقيقه زنگ را زدند. خانم گفت معلوم مي شود ساعت خانم ناظم عقب مانده است. دو سه نفر از بچه ها گفتند بهتر است ساعتش را بدهد و يك خروس قندي بخرد. بعضي مي گفتند ما حاضريم پول قلكهايمان را جمع كنيم و يك ساعت خوب بخريم تا زنگ تفريح را به موقع بزنند. زنگ تفريح زنگ تفريح كه به صدا درمي آيد به يكباره سكوت حاكم بر كلاس و مدرسه در هم شكسته و سر و صدا و فرياد وقهقهه جايگزين آن مي شود. گويي ستونها به لرزه درآمده و مدرسه از جا در مي آيد. برخي به سرعت مسير كلاس تا حياط را طي كرده و آب مي خورند، برخي، خوراكيهاي از پيش آماده را در دهان مي گذارند، عده اي خوراكي هايشان را با هم قسمت مي كنند. بعضي دست در دست يكديگر انداخته و با هم راجع به فيلمهاي پخش شده شب قبل تلويزيون با هم صحبت مي كنند و يا راجع به چيزهايي كه ديده و يا شنيده اند حرف بعضي مي زنند با هم درددل مي كنند و رازهايشان را به هم مي گويند. هرچه هست زنگ تفريح براي اكثر دانش آموزان جالب و نشاطانگيز است. تصورمدرسه بدون زنگ تفريح فوق العاده مشكل است. دانش آموزان و فعاليتهاي آنها در زنگ تفريح در پاسخ به اين سوال كه در زنگهاي تفريح چه مي كنيددانش آموزان چنين گفتند: - آب مي خوريم. - خوراكي مي خوريم. - حرف مي زنيم و مي خنديم. - با دوستانمان صحبت مي كنيم. - هوا مي خوريم. - استراحت مي كنيم. - خستگي در مي كنيم. - قدم مي زنيم. - وقتي مطمئن شديم ناظم توي حياط نيست كشتي و كاراته بازي مي كنيم. - از نمره هاي ورقه مان مي گوئيم. - از لوس شدن بعضي دانش آموزان پيش معلم مي گوئيم. - از تبعيض قائل شدن معلمان مي گوييم. - زو بازي مي كنيم. اگر زنگ تفريح نبود چه مي شداگر زنگ تفريح نبود چه مي شد يكي از سوالهايي بودكه از دانش آموزان پرسيديم. پاسخ آنان چنين بود: - ما خسته مي شديم. - از گرسنگي و تشنگي تلف مي شديم. - خيلي ها از تشنگي گلويشان خشك مي شد. - سرمان درد مي كرد. - حوصله مان سر مي رفت. - مدام سر كلاس، بچه ها از معلم اجازه مي گرفتند كه آب بخورند. اونوقت اعصاب معلمها به هم مي ريخت - تو كلاس خفه مي شديم - تمام بدنمان مثل پاهايمان خواب مي رفت. - درس زنگ بعد را ياد نمي گرفتيم. - دانش آموزان در درس افت پيدا مي كردند. - دانش آموزان طاقت درس گوش كردن نداشتند. معلمها از خستگي بي هوش مي شدند - درس خواندن دشوار بود. - مدرسه كسل كننده مي شد - همه بچه ها از درس زده مي شدند. - حرفهايمان تو دلمون مي موند، بعدا هم يادمان مي رفت. - دوستانمان را نمي ديديم. زنگ تفريح و دوستان غالب دانش آموزان زنگ تفريح خود را با جالب دوستانشان مي گذرانند آنكه حتي در انجام كارهاي شخصي نيز بايد همراه با دوستانشان باشند. زماني كه تشنه هستند از دوستشان خواهش مي كنند تا با هم به طرف شير آبخوري بروند. اگر قرار است از برادر و يا خواهر بزرگترشان كه در همين مدرسه درس مي خواند، پاك كن و مداد بگيرند، باز هم دوست دارند كه دوستشان آنان را همراهي كند. اگر از پشت بلندگوي مدرسه يكي از آنها را به دفتر بخواهند، تمايل دارند كه با هم به دفتر بروند. عليرضا هادوي دانش آموز سال پنجم در اين باره مي گويد: با آنان (دوستان ) به آدم خوش مي گذرد. زهره زرهاني دانش آموز سال دوم راهنمايي منطقه 4 آموزش و پرورش مي گويد: آدم احتياج دارد كه كسي را داشته باشد كه بتواند هرچيزي را با او در ميان بگذارد دوست، كسي است كه مي توانيم رويش حساب كنيم. ميترا عباديان سال اول راهنمايي منطقه 16 مي گويد: هر كسي يك رازهايي دارد. اين رازها را نه مي توان به معلم گفت و نه به پدر و مادر و نه به خواهر و دوست برادر به درد اين موقعها دلتنگيها مي خورد و شاديهارا به دوست مي توان گفت چون مي توان به او اعتمادكرد. در زنگ تفريح، دوستان بيشترين احساس حمايت، آرامش، امنيت و رضايت خاطر را براي هم فراهم مي كنند. زنگ تفريح اين فرصت را در اختيار آنها قرار مي دهد تا از جالب بودن درس و مهرباني معلم بگويند، و يا از سخت بودن درس و سختگيريهاي بجا و نابجاي معلم شكوه كنند، از اينكه معلم به آنها قول داده كه با روش او مي توانند نمره هاي خوبي بگيرند و خيالشان از قبولي راحت باشد و يا اينكه بلايي به سرشان بياورد كه آن سرش ناپيداست. چه زماني دانش آموز فرصت دارد تا اين حرفها را؟ بزند به گفته يكي از دانش آموزان كلاس مال معلمهاست. هي درس مي دهند، تمرين حل مي كنند، امتحان مي گيرند، نمره خوب و بد مي دهند، حضور و غياب مي كنند، زنگ تفريح هم مال دانش آموزان است. اگر اين زنگ تفريح را از دانش آموز بگيرند مدرسه به چه درد مي خورد. مثل ماشينهاي آهني بايد برويم سر صف بايستيم، سرجايمان بنشينيم، درس گوش بدهيم و امتحان بدهيم. اگر نتوانيم با دوستمان حرف بزنيم مدرسه به درد نمي خورد. گرچه بسياري از دانش آموزان زنگهاي تفريح را بادوستان مي گذرانند ولي برخي از آنها تمايل دارند كه تنها باشند و در تنهايي احساس راحتي مي كنند. شگفت آور اينكه حتي كساني كه در تنهايي احساس راحتي مي كنند صرفا به اين دليل است كه دوستي ندارند. سميرا صادقي سال اول راهنمايي منطقه 9 آموزش و پرورش در اين باره مي گويد: من از زنگ تفريح خوشم نمي آيد. دلم مي خواهد توي كلاس باشم. من اينجا هيچ دوستي ندارم. دوستم را از من جدا كردند. او در مدرسه ديگري درس مي خواند. حالا كه امكان ندارد ما با هم باشيم دلم مي خواهد تنها باشم. ادامه دارد