Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750711-6660S1

Date of Document: 1996-10-02

تهران مركزي گنجينه اي پنهان پژوهشي پيرامون مركز شهر تهران (قسمت آخر ) مهندس افشاري: برنامه هايي از قبيل حفظ ميراث محدود تاريخي، كردن ترافيك وتغيير و انتقال كار بريها به طور مجزا نه تنها قادر به حل مشكل مركز شهر نخواهد بود بلكه مي تواند به انحطاط و انزواي بيشتر آن كمك كند مهندس غلامرضا افشاري كارشناس معماري درباره بازنگري به تجديد بناي بافت هاي مركز شهر اعتقاد دارد: با توجه به تجارب جهاني و گرايش هاي شهرسازي نوين مي توان گفت كه رويكرد موردي و يك وجهي به مسايل مركز شهرهاچندان موفق و كارساز نيست. امروزه بيشتر توصيه مي شود كه با توجه به ويژگيها و مسايل هر شهر خاص، برنامه اي جامع، چندرشته اي و هماهنگ تدوين واجرا شود. از اين ديدگاه يك برنامه جامع ساماندهي براي مركز شهر بايستي شامل محورها و مضاميني از قبيل نوسازي (تجديد بناي بافت هاي فرسوده وايجاد بافتهاي جديد مناسب ) حفاظت (جلوگيري، از انحطاط ارزشهاي اقتصادي كالبدي، و اجتماعي ) بهسازي (ارتقاء، كيفيت زندگي از نظر زيست محيطي، فرهنگي و رواني ) و هويت بخشي (تقويت احساس تعلق و جاذبه هاي شهري ) باشد بنابراين، اجراي برنامه هايي از قبيل حفظ ميراث تاريخي بامحدود كردن تغيير ترافيك، و انتقال كاربريها و مانند اينها به طور مجزا و منفرد، نه تنها قادر به حل مشكلات مركز شهر نخواهد بود، بلكه حتي مي تواند به انحطاط و انزواي بيشتر آن كمك كند. از ديدگاه شهرشناسي و شهرسازي علمي نمي توان مراكز قديمي شهرهاي بزرگ را به مثابه يك اندام مرده يا يك موزه متروكه تاريخي قلمداد كرد و يا برعكس به عنوان قلب و مركز عملكردي تمام شهر در نظر گرفت. رويكرد واقع بينانه اين است كه مركز شهر به عنوان يكي از اندامهاي زنده و ضروري پيكر شهر و نه ضرورتا با نقش درجه اول، به حساب آيد و با توجه به نيازهاي ساختار و عملكرد حيات عمومي شهر، جايگاه مناسب به آن اختصاص داده شود. نظرات مردم درباره مركز شهر تهران . مهدي شالچي، رستوران دار در خيابان مولوي نيز گفت: از ابتدا در اين محل به دنيا آمده و بزرگ شده ام. نمي توانم تصور كنم كه به خارج از شهر نقل مكان بهتر كنم است كساني ازاين شلوغي خارج شوند كه مي توانند در هر جايي تجارتخانه يا محل كسب خود را داير كنند. براي كسبه هايي مانند من كه داراي سابقه طولاني در اين امرهستم جابجايي، خوشايند نيست. سيداحمد جنتي، دانشجوي رشته معماري كه تحقيقاتي پيرامون هويت فرهنگي محله هاي مركزي شهر تهران انجام داده به اين نتيجه رسيده است كه در بيشتر تحقيقات وبررسي هاي پيشين، گذشته تهران وكالبد زنده او مدنظر قرار نگرفته است و تهران همچون جسدي بي جان تصور شده كه هر كس بنابر ميل وسليقه خود به تشريح آن پرداخته است. درست است كه تهران معايبي دارد اما مثل هر موجودزنده اين معايب دليل بيماري است و بايد در رفع آن كوشش نمود نه آنكه بيمار را مرده تصور كرد. به اعتقاد وي اهميت به هويت فرهنگي تهران به اندازه توجه به اصالت در هر خانواده مهم است و چنانچه اين توجه در بعد كلان كه همان نگراني بافت سنتي مركز شهر تهران به عنوان ريشه حياتي و فرهنگي ساكنين تهران از ميان برود، به مثابه آن است كه خانواده اي از گذشته خود بي اطلاع بوده و در يك بي قيدي تاريخي به سر مي برد. حسين پرديسان، يكي ديگر ازدانشجويان رشته معماري گفت: در دانشكده اصول را به ما آموزش مي دهند. اما وقتي به بازار تهران و محله هاي اطراف آن سري مي زنيم، مي بينيم در آنجا بافت شهري دچار مشكلي شده است كه تنها اصول تئوري ما براي حل آن كافي نيست و يك بسيج عمومي ميان مردم و مسئولان شهري لازم است تا اين معضل از بين برود. ميان شالوده ها و مركز شهرچگونه بناها و محله ها و بازارها يا هسته هاي خدماتي شهري تاريخي مان رابراي زندگي امروز متناسب كنيم تا ضمن هويت فرهنگي، تاريخي، هنري و مدني آنها به صورت پيكره هايي بيگانه بر مردم امروزي در؟ نيايد دكتر منصور. فلامكي در اين باره چنين مي گويد: در كشور ما تجربه هايي موفق درباب مرمت شهري به معناي امروزي يا مدرن وجود نداشته و به همين دليل، ترس از اقدام در اين زمينه، جرات و توان ابداع را از ما سلب نموده است. فرآورده هاي تكنولوژيك مدرن و به وجود آوردن شرايط فني - رفاهي به هنگام و باب روز، تابع ما و در دست ما هستند و مطابق دانش و سليقه و ظرافتهايي كه اهل حرفه دارند، وارد بناها وبخشهاي تاريخي شهرها مي شوند. در اينجا تنها يادآوري مي كنم كه در پيكره هاي ساختماني قديمي الزاما تخريب آنها را به دنبال ندارد يا مستلزم تخريب آنها وي نيست در جايي ديگر مي گويد: در ميان اقوام فرهنگي جهان، ما ايرانيان بيش از ديگران اعتقاد داريم كه فقط در لحظه اي كوتاه از زمان، زندگي مي كنيم و به همين دليل نيز نظاره بر گذشته و انديشه به آينده برايمان داراي ابعاد الهي و معنوي مي شوند و از اين روي است كه فرآورده هاي هنري مان را جاودانه مي خواهيم و برماندگاريش نظر داريم. در اينجا، خانه ها، بازارها، مساجد، كاروانسراهاو پل هايمان را به مثابه ابزارهايي داراي بار معنوي مي سازيم، براي گذر از ديروز به فردا. هر اندازه بيشتر در اين گونه ساختمان سازي توفيق يابيم، انس و الفت بيشتري را ميان انسانهاو دست ساخته هايمان ايجاد مي كنيم و به ماندگار بودن آنها از همين راه مي رسيم. حال، چنانچه عده اي، اتومبيل و گازرساني و باغ سازي ميان خانه ها يا نوسازي براي دستيابي به تراكم بيشتر را بهانه قرار مي دهند تا معماري بومي و هسته هاي مركزي شهري و بازارهاي قديمي را از ميان بردارند، بايد اهدافشان رابه دقت شناخت و از اقدماتشان جلوگيري كرد. دكتر فلامكي همچنين مي گويد: تهران از حدود نيم قرن يك شهر تك مركزي نيست و همين موضوع سرآغازهرگونه اظهار نظر روي موجوديت تهران به عنوان شهري قديمي و دربرگيرنده بناهاي با ارزش است. از سالهايي كه خيابانهاي ناصرخسرو و بوذرجمهري سابق شروع به آن كردند تا به عنوان فضاي ذخيره براي بازار تهران مطرح شوند، دو نكته آشكار مي شد: ابتدا اينكه بازار تهران ديگر گنجايش مشاغل جديد و فضاهاي خدماتي جديد را ندارد و دوم، شهر تهران به دست اتفاق سپرده شده و سواي جاهايي كه حكومت از يكسو و شهرداري از سوي ديگر براي رفع نيازهاي خود ساختمان سازي مي كنند و در آنها به احداث مراكز خدماتي عمومي شهري اقدام مي كنند، بقيه سطح شهر به صورت فضايي بي تفاوت شناخته مي شود و هر كسي كه صاحب عرصه و سرمايه است مي تواند كم و بيش و به آساني آزادانه در آنجا ساختمان سازي در كند واقع به همان شيوه هايي كه پس از منسوخ شدن صنفها، حرفه مندان و پيشه وران آزادانه عمل مي كردند، دربرهاي خيابانها و در تقاطع هاي خيابانهاي مهمتر و گرداگرد فلكه هاي نوساز تهران به استقرار پرداختند كه به تدريج برخي از آنها نطفه مراكز بعدي تهران از آب درآمدند. تنها آن بخشهايي توانستند منزلت آن را پيدا كنندكه نقطه عطف شهري به شمار آيند و داراي دو خصيصه اصلي شدند كه بازارهاي ايران در تمامي طول تاريخ چندهزار ساله شان داشتند: رقابت (ميان بازاريان ) و امكان گزينش (براي مشتريان )به هر حال با وجود تمامي پژوهشهايي كه تاكنون در مورد بازار تهران انجام شده است، هنوز نمي توانيم نه تصوير درستي از نظام مديريتي فضاي بازار تهران داشته باشيم نه پيوندها و وابستگي هاي بازار قديمي را با مراكز بازرگاني - توليدي خارج از آن مي شناسيم، نه با دگرگوني وزاده شدن و از ميان رفتن مشاغل درون بازارآشنا هستيم. همچنين نيازهاي آني و آتي بازار تهران به تاسيسات ايمني وخدماتي را ارزيابي نكرده ايم. در اين شرايط كه فضاي بازار را مديريت نمي كنيم، پيداست كه نمي توانيم انتظار داشته باشيم كه جسم آن و نيز روحيه خاص و هويت تاريخي و مدني آن حفاظت شوند. چنانكه نتوانستيم روحيه ميدان توپخانه سابق تهران را حفظ كنيم، مانند بسياري از جاهاي ديگر شهر كه ارزشمند بودند و برخوردار از تشخص. دكتر فلامكي ادامه مي دهد: تهران، بويژه طي چندساله اخير، به عنوان يك كلان شهر برخوردار از تنوع شكلي يا كالبدي و كاربردي ديده مي شود. بسياري از تدابير قديمي براي سامان دادن به آن (به مقياس امروزي ) مطرح كه شده اند، از همه مهمتر، پرداختن به تجهيزات و تاسيسات خدماتي و شبكه اي شهر است. چيزي كه ميان شالوده هاي شهري ناميده مي شود و پايه و اساس براي تعيين بسياري از پديده هاي حياتي شهر به شمار مي آيد. البته احداث ميان شالوده هاي شهري تهران با چنان تاخيري صورت مي گيرد كه جايي براي دقت به ظرافتها و نكته سنجي هاي عملي نگذاشته است. با اين همه، احداث بزرگراهها و شبكه هاي دفع آبهاي سطحي و فاضلاب و بالاخره مترو از يكسو و توزيع منطقي و مدرن مراكز خدمت رساني عمومي روزمره با توجه به چگونگي هاي امروزي تمركز سكونت و كارهاي توليدي، اداري و دولتي، راه را براي دستيابي به شهري سازمان يافته هموار مي كند. نكته اساسي آن است كه در اين فرصت مهم تاريخي و به مناسبت بازسازي شالوده اي اين كلانشهر براي لايه هاي گونه گون شهروندان، مكانهايي مناسب بيابيم تا بتوانند درون آنها به توليد آزادانه روابط اجتماعي - فرهنگي بپردازند. به اين ترتيب بازار تهران تكليف خود را در مقياس كلانشهر تهران و در سنجش نيازهاي دروني و بروني خود روشن مي كند. و در پايان... تهران مركزي همانند گنجي است كه بايد بيرون آورده شده و به آن پرداخته شود. ثروت نهفته و ميراثي است كه خاك رويش را گرفته و نياز به توجه جدي دارد. محله بازار و محله عودلاجان، جزو بافتهاي با ارزشي است كه قرار بر حفاظت كلي فرم و بافت آن است. اما فقط در محدوده مورد مطالعه (محدوده سال ) 1335 بيش از 5000 واحد ساختماني شناسايي شده كه داراي ارزشهايي هستند وبايستي به عنوان ميراثهاي فرهنگ معماري اين شهر در روند تاريخي گسترش، حفظ و نگهداري شوند. بافت و مجموعه ساختماني ميدان حسن آباد نشاني از تاريخ وروند توسعه طراحي شهري همراه خود دارد. مجموعه باغ ملي با عمارت شهرباني، عمارت پست و وزارت امور خارجه درجوار يكديگر بار تاريخي خود را بر دوش دارند كه بايستي به عنوان بافتي پر ارزش هميشه مورد توجه باقي خيابانهاي بماند استانبول، نادري وجمهوري، خيابان فردوسي، بخشهايي از خيابانهاي وحدت اسلامي، امام خميني و انقلابو... خلاصه آنكه خيابانها و ميدانهاي زيادي وجود دارد كه به عنوان ارزشهايي از دوران خاص توسعه تهران بايستي به عنوان الگويي در ساخت و سازهاي آينده مورد توجه قرار گيرند و با درسهاي فراگرفته از آنها در زيباسازي و هويت بخشي سيماي شهر تهران كوشيد. شهر تهران مجموعه اي از كنشها و واكنشهايي است كه امروز و ديروز آن ميراث فرداي ماست و بايد هر آنچه را كه ارزشي معنوي فارغ از بار زماني دارد، ثروتي فرهنگي شمرد و براي حفاظت از بار فرهنگي كه به دوش حفاظتش مي كشد، آنچه نمود كه امروز بر سيماي شهر مي رود، نتيجه كوتاه نگريها وبي توجهي هايي است كه بر اين بار فرهنگي و بر ثروتهاي فرهنگي معماري وشهرسازي تهران شده اگر است اين توجه صورت مي گرفت، تهران سيمايي شايسته تاريخي كه بر دوش دارد، به موازات شخصيت سياسي خود مي يافت.