Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750710-6632S1

Date of Document: 1996-10-01

در كرانه صحرا و دريا گزارش سفر به ليبي - بخش آخر ميزان مشاركت زنان ليبي درفعاليت هاي اجتماعي چشمگير است علاوه بر روزنامه نگاران چهارگوشه جهان، لوئيس فراخان، احمد بن بلا، پنج رئيس جمهور آفريقايي و وزيراني از كشورهاي عربي در مراسم گشايش رودخانه مصنوعي شركت داشتند در يكي از روزهايي كه در ليبي بوديم، لوئيس فراخان يك گفتگوي مطبوعاتي برگزار كرد. وي برنده جايزه حقوق بشر قذافي به مبلغ /250 000دلار شد اما به علت اعتراض دولت و كنگره امريكا اين مبلغ را تا تعيين تكليف آن توسط دادگاه نزد هيات داوران به امانت گذاشت. در ميان هيات داوران احمد بن بلا، قهرمان مبارزه بااستعمار فرانسه در الجزاير نيزعضويت دارد كه در مراسم اعطاي جايزه حضور داشت. بن بلا با قدو قامتي درشت و بلند يك سروگردن از ديگران بزرگترمي نمود. دو روز بعد از اين مراسم و هنگام گشايش رودخانه بزرگ او را در كنار قذافي خودم ديدم را معرفي كردم و گفتم كه ايراني هستم و در نوجواني از شيفتگان مبارزه وي و ساير همرزمانش عليه فرانسويان بودم. دستم را به گرمي فشرد و با لحني آكنده از احساسات گفت: سلام مرا به مردم ايران برسانيد. قلبم با ملت اين شماست بيان واكنشي بود كه بن بلا در برابر فشارهاي امريكا عليه ايران نشان داد. تشكر كردم و وقتي براي مصاحبه خواستم كه پوزش خواست و گفت شب هنگام عازم الجزاير است. فراخان در جمع خبرنگاران گفت ما به بسيج مردم براي ايجادتغيير و تحول در سياست خارجي امريكا نسبت به آفريقا وخاورميانه ادامه خواهيم داد. اين كار با قدرت نيروي سوم (سياهان و مهاجران مسلمان ) انجام خواهدگرفت. وي گفت: ما بايد تصور اسلام را در امريكا تصحيح كنيم و در زندگي روزانه مان تصوير زيبايي از اسلام را عرضه نماييم. ما با نفوذ سياسي مان مي توانيم مساله كنترل رسانه ها توسط عده اي محدود را تغيير دهيم. يك روزنامه نگار الجزايري از فراخان پرسيد آيا پيوند سياهپوستان امريكايي با اسلام يك پيوند واقعي؟ است وي پاسخ داد: من باور دارم آن قدر مسلمانم كه در برابر هيچ ستمگري سر خم نمي كنم. من باور دارم كه در راه محمد (ص ) گام برمي دارم. پس از آن، پرسش روزنامه همشهري را مطرح كردم و پرسيدم: به نظر شما كشورهايي همانند ليبي، ايران، عراق، سودان، كوبا و سياهان آمريكا در برابرستم ها و تحريم هاي امپرياليسم آمريكا چه بايد؟ بكنند مثلا يك جبهه وسيع مي تواند تشكيل؟ شود لوئيس فراخان در پاسخ گفت: علت شرايط كنوني جهان عرب و اسلام ضعف موجود اين كشورها است. اين ضعف و تشتتي كه در ميان ما به عنوان عرب و مسلمان وجود دارد، ما را شريك جرم سياست هاي امپرياليست ها كرده است. ترس بعضي اعراب و مسلمانان از خشمگين شدن آمريكا و انگليس و فرانسه، بدترين دشمن آنان است. كيان كوچكي مانند اسراييل قطعنامه هاي سازمان ملل رابدون ترس، نقض مي كند. اين كيان كوچك به خود حق مي دهد مردم بي گناه لبنان را بكشد بي آن كه كسي بگويد اين رژيم به تروريسم دست مي يازد. در حالي كه سوريه با عراق و امارات متحده عربي با ايران اختلاف هايي دارند يا ميان رهبران و روساي جمهوري كشورهاي اسلامي اختلاف هاي مشخصي وجود دارد، در همان هنگام مي بيني كودكان عراقي از گرسنگي مي ميرند. وقتي شما اين همه رنج را در ميان اعراب و مسلمانان مي بيني، هنگامي كه مي بيني كودكان بوسني مي ميرند وسازمان ملل مي گويد شما نمي تواني به بوسنيايي ها سلاح بدهي تا بجنگند، در اين صورت اگر مطيع چنين سازماني باشي، خداي سبحانه و تعالي شما را به علت ترس از غرب - و نه ترس از خدا - كيفر خواهد به كرد قدرت رسيدن بنيامين نتانياهو، چيز خجسته اي براي جهان عرب و اسلام است. وي به علت پايان دادن به گفتگوهاي صلح و رساندن آن به نقطه صفر باعث مي شود تا بسيج شويد و متحد گرديد شما فقط با اتحاد خود مي توانيد به حاكميت ستمگران خاتمه اين دهيد پاسخي كه دادم به نوعي در مورد ما سياهان آمريكا نيز صدق مي كند زيرا آمريكا، سياهان را به طوركلي ناديده گرفته است. اين امر ما را واداشت تا با هم متحد شويم، به خودبازگرديم و راه حل هاي واقعي را براي مسايلمان پيدا كنيم. شرح سفرباگلف اير از تهران به مقصد مالت پرواز كرديم تا از آنجا با كشتي به طرابلس - پايتخت ليبي - كه گرفتار تحريم هوايي است، برويم. هواپيما ابتدا به قطر يك رفت شب را به طورترانزيت در دوحه بيتوته فرصتي كرديم به دست آمدتا شهر را بگرديم. كوچك اما مدرن با ساختمان ها وبازارهاي جديد. ايراني ها يكي از بازارها را در قبضه خود دارند. اغلب آنان جامه عربي به تن دارند و خود را با محيط تطبيق داده اند اما فارسي صحبت مي كنند. بازارهاي ديگر در چنگ پاكستاني ها و هندي هاست. اكثريت رانندگان تاكسي نيز پاكستاني اند. خدمه و گارسون هاي هتل ها اغلب فيليپيني و تايلندي اند. گاهي به مواردي بر مي خورديم كه دكاندار يا راننده نه عربي مي داند و نه انگليسي و مثلا پشتون است. ظاهرا در اغلب اميرنشين هاي خليج فارس اين حالت وجود پس دارد از هفده ساعت توقف در قطر به بحرين در رفتيم آنجا نيز 4 ساعت در فرودگاه در مانديم بحرين، نه در رفت و نه در بازگشت از ليبي - كه توقف دوازده ساعته داشتيم - اجازه ورود به شهر را به ما ندادند. هواپيما فاصله منامه - جزيره مالت را پنج ساعته طي كرد. /7 30ساعت صبح روز سوم وارد جزيره چهارصد و پنجاه هزار نفري مالت شديم و تا /7 30ساعت بعدازظهر همان روز دروالتا - پايتخت آن جزيره - بوديم. سپس با كشتي ليبيايي عازم طرابلس شديم. كشتي مسافت ميان مالت و ليبي را دوازده ساعته طي كرد و /7 30ساعت صبح روز چهارم وارد طرابلس شديم. سه شب و چهار روز رفت و دو شب و سه روز برگشت، طول مدتي بود كه براي رسيدن سفر ليبي سپري كرديم. اقامت ما نيز ده روز به درازا كشيد كه طي آن در مراسم مختلفي همانند اعطاي جايزه حقوق بشر قذافي به لوئيس فراخان در يكي از هتل هاي طرابلس، گشايش رودخانه بزرگ در حومه شمالي پايتخت و مراسم سان و رژه در شهر و نيز مراسم ورزشي و هنري در ورزشگاه طرابلس شركت كرديم. خبرنگاران خارجي بسياري از مطبوعات، خبرگزاري ها و راديو تلويزيون هاي اروپايي، آمريكايي، آفريقايي، جهان عرب، روسيه و چين دعوت شده بودند. علاوه بر لوئيس فراخان و احمدبن بلا، روساي جمهوري غنا، چاد، نيجر، مالي و وزيران و نخست وزيراني از مراكش، تونس، سودان، يمن، مصر نيز مهمان مردم ليبي بودند. جزجري رولينگز رئيس جمهور بلندقامت غنا كه پيرو خط قوام نكرومه است ديگر سران كشورهاي آفريقايي را نمي شناختم. همه آنان با همسرانشان آمده بودند. وي كه در مراسم گشايش رودخانه بزرگ ليبي به انگليسي صحبت مي كرد تحت تاثير احساسات شعارهاي جمعيت حاضر در صحنه گفت: من از اين كه به انگليسي صحبت مي كنم احساس شرم مي كنم و اصولا مي بايست به عربي با شما سخن بگويم. وقتي با فشار دادن كليد توسط سرهنگ قذافي، آب رودخانه از درون مخازن مصنوعي در بستر خود افتاد صداي شادي و هلهله مردم كه به اين مناسبت گردآمده بودند به آسمان رسيد. بسياري از جوانان با لباس به درون آب پريدند، واسب سواران با اسب وارد رودخانه شدند. صحنه اي تماشايي بود. اين پديده نشانگر بازتاب طبيعي مردمي است كه طي قرون چنين رودخانه اي را حتي در خواب هم نمي ديدند. آبي فراوان و زلال و شيرين. اكنون اين رويا به تحقق پيوسته است و مردم ليبي تا قرن ها از آب اين رودخانه بهره خواهند گرفت. برخي - اما - معتقدند كه تخليه آبهاي دروني صحراي بزرگ ليبي، گسل هايي ايجاد خواهد كرد كه زمينه را براي زلزله آماده خواهد نمود. دانشمندان هنوز درباره رد يا پذيرش اين نظريه، چيزي نگفته اند. چند نكته نظام سياسي - اقتصادي ليبي كه اصولا بر مبناي انديشه هاي سرهنگ معمرقذافي و به ويژه كتاب سبزش شكل گرفته است طي سه دهه گذشته موجببحث و جدل ها بوده. نبود قانون اساسي، نبود احزاب و مطبوعات موافق و مخالف و حتي نبود يك حزب فراگير از محورهاي عمده اين بحث و جدل هاست. آنان كه از راست يا از نگاه دموكراسي يا ليبراليسم به قضيه مي نگرند اين مسايل را از معايب نظام ليبي مي دانند و آن را رژيمي تمامت خواه قلمداد مي كنند. به نظر نگارنده نظام سياسي - اقتصادي ليبي كه كتاب سبز، ادعاي جهاني بودن آن را دارد نمي تواند جهاني باشد و خاص اين كشور اين است نظام متكي بر شخصيت معمر قذافي به عنوان پيكارگر ضداستعمار و سلطنت و پايه گذار اقتصاد ملي اين كشور است. و واقعا معلوم نيست پس از قذافي چگونه اين نظام مي تواند بدون حزب و بدون قانون اساسي به حيات خود ادامه دهد. بي گمان مردم در آينده از دستاوردهاي اقتصادي خود دفاع خواهند كرد اما اين كافي نيست. به طور چكيده بگويم كه نظام موجود هم اكنون با وضع كشوري چون ليبي با 4 ميليون جمعيت وثروت نفتي هنگفت و رهبري همانند قذافي، همساز است. بديهي است كه اگر كسي با تفكر راست يا ليبرالي بخواهد در اين كشور زندگي كند بادشواري روبه رو مي شود اما گفتمان سياسي نظام ليبي به گونه اي است كه چپگرايان با هر ايدئولوژي خواه اسلامي يا غيرمذهبي مي توانند در بستراين نظام جا بگيرند و فعاليت كنند. به عنوان معترضه بگويم كه اين سفر به همراه عكاس روزنامه همشهري و به دعوت خانم فوزيه شلابي دبيركميته مردمي فرهنگ جماهيري عربي سوسياليستي ليبي (معادل وزيرفرهنگ ) انجام گرفت. طرابلس را با همكارم كاملا گشتيم: بازار خيابان هاي قديم، مركزي، بلوارهاي ساحلي، حومه ويلانشين و پلاژهاي آن در كناردريا كه هيچ يك خصوصي نيست. كاخ آخرين حاكم ايتاليا، ميدان خيابان سبز، عمر مختار، محله اندلس و... با وجود بناها و برج هاي مرتفع وهتل هاي قشنگ و به خصوص منظره زيبايي كه بندر طرابلس در شب به خودمي گيرد، خيابان هاي پر از آشغال از اهمال و ضعف شهرداري پايتخت خبرمي داد. اما پديده اي كه پس از سيزده سال براي من جالب بود، ميزان مشاركت اجتماعي زنان در فعاليت هاي اجتماعي بود. آنان را مي توان در ارتش، نيروهاي مردمي، ورزش، دانشگاه، كارخانه و كارگاه و در كوچه و خيابان ديد. حتي محافظ شخصي قذافي نيز زن بود كه با كلاشينكف از او محافظت مي كرد. يكي دو وزير زن هم داشتند. چنين وضعي در جوامع پيشرفته شايد طبيعي به نظر آيد اما به مشاركت كشاندن زنان در فعاليت هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در جامعه اي بدوي نشين و قبيله اي كاري است كه قذافي به آن دست يازيده. يك اتحاديه نويسندگان هم دارد كه زير نظر دولت است. اين را علي مصطفي المصراتي يكي از داستان نويسان معروف ليبي به من گفت. اتحاديه نويسندگان فصلنامه اي دارند به نام چهار فصل كه هم اكنون با مشكلات مالي روبه روست. نكته آخر اين كه معمر قذافي مجموعه قصه اي منتشر كرده است كه در مايه داستان نويسي مدرن و از تخيل و تصاوير زيبايي برخوردار است. اين كتاب، نگاه ناقدان عرب را به خود جلب كرده و صد هزار نسخه از آن در جامعه داستان خواني همانند مصر به فروش رفته است. البته قذافي درآمد فروش كتاب را به موسسات خيريه مصر اهدا كرده است. مجموعه مقالات جديدي نيز از وي منتشر شده كه در طرابلس ديدم ودولت فرودستان نام دارد و طي آن واپسين ديدگاه هاي خود را درباره مسايل اجتماعي، سياسي و فرهنگي ارائه كرده است. در برابر دستاوردهاي اقتصادي و كمبود فاصله طبقاتي در ليبي، مساله بوروكراسي و حتي نوعي تنبلي و اهمال وجود دارد كه مي تواند خطري براي آن دستاوردها باشد. پديده ديگر - كه موارد مشابه آن در ديگر كشورهاي تحت محاصره امپرياليسم ديده مي شود - مساله Xenophobia يا بيگانه هراسي است. در اين پديده ماموران و مسئولان نظام حاكم به هر بيگانه اي (در اينجا غيرليبيايي ) به ديده شك و ترديد مي نگرند و حتي به دوستان خود به دشواري اعتماد مي كنند. البته قضاوت در اين مورد، قدري مشكل است. نكته آخري كه در جامعه كنوني ليبي به خوبي مشهود است تعارض ميان سنت گرايي و تجدد است. نسلي كه طي سه دهه اخير و تحت رهبري قذافي بروز كرده به نوعي تجددگراست. شما در خيابان هاي طرابلس هم دختران جين پوش و آلامد را مي بيني و هم پيرزناني كه حجاب سنتي ليبي را بر سر و تن خود دارند. در مغازه ها و خيابان ها هم موسيقي غربي را مي شنوي و هم موسيقي عربي را. گرچه اين تجدد - برخلاف مثلا مراكش - به علت بافت بدوي و قبيله اي جامعه به بي بند و باري نوع غربي نمي انجامد اما با سنت هاي كهن نيز چندان همخوان نيست. پايان