Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750710-6603S1

Date of Document: 1996-10-01

آموزش فرزندان، نياز به توجه والدين دارد پدر و مادرها تنها زماني كه كودك مي گويد: مادر من اين مسئله را نمي فهمم در مي يابند كه بايد به مسائل آموزشي فرزندان خود بيشتر توجه كنند. مدرسه تنها يكي از عوامل آموزش فرزندان والدين مي باشد، بايد بدانند خود مسئول اصلي آموزش فرزندانشان هستند. در حال حاضر والدين هر دو كار مي كنند و فشارهاي اجتماعي زيادي را متحمل مي شوند، به همين دليل نيز به ندرت فرصت و حوصله مي كنند در آموزش كودكان خود نقش موثر ايفا كنند. فارغ التحصيلان دبيرستان ها عملا كم سواد هستند. جوانان به ندرت مي توانند نامه اي را بدرستي بنويسند و ياحتي روزنامه را بدون غلط اين بخوانند روزها بر سر آموزش چه؟ آمده يك گزارش آماري نشان مي دهد كه در آمريكا يك دانش آموز آمريكايي صحراي سينا را بخشي از ويتنام خواند و ديگري نخست وزير كانادا پير ترود را بازيكن تيم هاكي مونترال خواند. آيا والدين و آموزگاران و اساتيد درباره استاندارد و كيفيت آموزش فكر كرده اند. در يك گزارش ديگر آمده است: در يك همه پرسي از دانش آموزان 17 ساله دو سوم از آنها نتوانستند كه زمان جنگ داخلي آمريكا را كه بين سالهاي ( ) 19001850 بود به خاطر بياورند. يك سوم باقيمانده نمي دانستند كه كلمبوس قبل از سال 1750 براي كشف دنياي جديد سفر خود را آغاز كرد. در يك گزارش ديگر آمار نشان داد %كه 20 از دانشجويان آمريكايي نتوانستند آمريكا را در نقشه جهان پيدا كنند. تعجبآورتر از همه اين است كه بسياري از آمريكائيان 19 ساله نمي دانند در جنگ جهاني دوم چه كسي با چه كسي جنگيد و حتي يكنفر پرسيد: چه كسي پيروز؟ شد اين مسئله تنها مشكل آمريكا نيست. گزارشي از كشور انگليس نشان مي دهد كه نوجوانان بين سالهاي 15 تا 19 ساله نمي توانستند يك پيام ساده آتش نشاني را بخوانند %و 44 از آنان نمي توانستند كه جدول ساعات اتوبوس را بخوانند. البته در سالهاي اخير اصلاحاتي انجام گرفته با اين وجود مشكلات اساسي هنوز برقرار است. عناصر گمشده در آمريكا اصلاح گران بسياري از برقراري اصول قديمي در مدارس حمايت مي كنند. مي گويند كه ما بايد آموختن مسائل بنياني را دوباره آغاز كنيم. بسياري اعتقاددارند كه آموزگاران، انگيزه لازم را ندارند و به حقوق ماهانه بيشتري نياز دارند. در تمام راه حل هاي ارائه شده، يك عنصر مفقود شده است. در اين گزارش ها از نقش حياتي والدين درآموزش فرزندانشان اسمي به ميان نيامده است. درگزارش ها آمده است كه در حال حاضر بسياري از خانواده ها، خانواده هايي هستند كه والدين هر دو كار مي كنند و يا فرزنداني كه تحت نظارت يكي از والدين قرار دارند به دليل اينكه فشارهاي اجتماعي روي خانواده هايي كه والدين شاغل هستند و يا خانواده تك سرپرست زياد است، والدين به ندرت در آموزش كودكان نقش موثري را ايفا مي كنند. تنها زماني كه كودك ابراز مي كند: مادر، من اين مسئله را نمي فهمم. در مي يابند كه بايد براي فرايند آموزشي فرزندان خود ارزش قائل شوند. آموزگاران اغلب از بي تفاوتي عمومي والدين شكايت دارند. در يكي از نشريات ويكتور آر. فوش مي نويسد: ترديدي وجود ندارد كه سرمايه گذاري معنوي والدين به روي فرزندان خود و ارزش هايي كه آنها به فرزندان خود القاء مي كنند، تعيين كننده اصلي رفتار آنها در مدارس خواهد بود. به طور مثال: فرزندان خانواده هاي آسيايي الاصل با دانش آموزان آمريكايي و كانادايي به رقابت پرداختند. موفقيت كودكان آسيايي الاصل درمدارس عمومي، گواه و شاهدي است براي اثبات اين مطلب كه كار و تلاش زياد، احترام به آموزگار و توجه صحيح والدين به فرايند آموزشي فرزندانشان، نقش مهمي در آموزش كودكان ايفا مي كند. والديني كه فعالانه در فرايند تحصيلي فرزندانشان دخالت مثبت دارند، نتايج مثبتي هم بدست مي آورند. به طور مثال كشور ژاپن، كشوري است كه مادران ژاپني در امر تحصيل فرزندانشان دخالت مستقيم دارند. نشريه روانشناسي امروز از جورج. دي. واش استاد دانشگاه بركلي كاليفرنيا كه مدت 25 سال بر روي فرهنگ و آداب و رسوم ژاپني ها مطالعه داشته چنين نقل قول مي كند: مادران ژاپني اثر و نقش مهمي در تحصيلات فرزندانشان دارند و اين مسئوليت را پذيرفته اند كه فرايند آموزش مدارس را با همكاري مستمر خود تقويت كنند. آموزش از لحظه تولد آغاز مي شوددر حال حاضر ما نظاره گر تنزل استانداردها و كيفيت آموزش نوجوانان در كشورهاي اروپايي و آمريكايي هستيم زيرا به طوركلي والدين، ديگر به فرايند آموزش فرزندانشان كمك نمي كنند. والدين كودكان خود را در سن 5 يا 6 سالگي به مدرسه مي فرستند و از دولت توقع دارند كه فرزندانشان راآموزش دهند. اما اين فرضيه مشكلي هم دارد. فرايند آموزش از هنگام تولد آغاز مي شود. كارشناسان معتقدند كه سالهاي اوليه تولد، سال شكل گيري شخصيت و عملكرد آينده كودك خواهد بود. يكي از نويسندگان بنام، ام تئودر. بلاك در كتاب خودبه عنوان سخني صريح در مورد آموزش امريكايي اين مشكل را درك كرده و چنين هشدار داده است: والدين، مسئول آموزش كودكان خود هستند نه حكومت ها و نه سازمانهاي دولتي. آنان بايد دريابند كه مدرسه تنها يكي از عوامل آموزش فرزندان آنها مي باشد. كودكان به طور ناخودآگاه و يا آگاهانه از ابتداي تولد ازوالدين خود سرمشق مي گيرند. نوزادان رفتار پدر و مادررا تقليد مي كنند. آنها از والدينشان گرايش به مذهب، علاقه به موزيك، احترام يا عدم احترام به قوانين، و ساير مسائل از اين قبيل را مي آموزند. والدين نمي توانند منكر مسئوليت خود در قبال آموزش فرزندانشان مي شود بشوند گفت: والدين با قبول اين مسئوليت و انجام آن يعني عنصر گمشده فرايند آموزش، نقش مهمي را در زندگي فرزندانشان ايفا مي كنند و يا با چشم پوشي از اين مسئوليت در نهايت دچار پشيماني مي شوند. نقش والدين از قبل تعيين شده است در كليه جوامع چنين حالتي وجوددارد. زماني كه شماتصميم مي گيريد فرزندي داشته باشيد در واقع تصميم مي گيريد كه نقشي از خود بجا بگذاريد و با اين تفكر مي پذيريد كه به عنوان اولين و مهمترين آموزگار در زندگي فردي ديگر يعني فرزندتان نقش مهمي را ايفا كنيد. شما در همه حال آموزگار فرزندتان خواهيد بود. چه وقتي كه مي نشينيد، وقتي كه قدم مي زنيد، وقتي كه صحبت مي كنيد، وقتي كه شاد هستيد، و... والدين بايد به خود بقبولانند كه مسئول آموزش فرزندانشان هستند. آنها نياز به آموزش تئوريك و طي كردن مدارج علمي ندارند بلكه آنچه مورد نياز آنهااست خواسته قلبي و استفاده از قوه تخيل مثبت خود مي باشد. به عنوان يك پدر و يا يك مادر اگر قلبا تمايل داريد كه فرزندتان را فردي راستگو تربيت كنيد، اول از خود شروع كرده و اين صفت را در خود تقويت اگر كنيد مي خواهيد فرزندتان احترام به ديگران را بياموزد، در رفتار خود تعمق كنيد و كوشش كنيد آنچه را خلاف اين خواسته مي بينيد در وجود خود از بين ببريد. اگر سعي داريد كه به فرزندتان سخت كوشي، رعايت قوانين را بياموزيد، بدانيد اولين الگوي او خود شما هستيد. در واقع فرزندان آينه تمام نماي والدين خود هستند. يك فرد عصبي، دروغگو و هتاك بايد بداند كه در طي سالهاي اوليه شكل گيري شخصيت فرزند يا فرزندانشان بيشترين و مهمترين اثر را روي او خواهد گذاشت. يك فرد علاقه مند به هنر مانند نقاش يا موسيقيدان مي تواند اين علاقه را در فرزند خود بوجود آورد. با توجه به حجم مشكلات زندگي، روزي از هفته راانتخاب كنيد و در آن روز يا شب به خصوص با اعضاي خانواده موضوعي را انتخاب كرده و روي آن تعمق كرده و به بحث و گفتگو بنشينيد. مطالب علمي براي آموختن آنقدر زياد است كه مي توانيد هر روز راجع به مطلب به خصوص مانند تاريخ، علوم و.. با هم تبادل نظر كنيد. سعي كنيد قبل از آنكه پدر يا مادر فرزندتان باشيد دوست او باشيد. با اين كار اعتماد او را جلب كنيد تا بتواند تمامي مشكلات خود را با شما در ميان بگذارد چه مشكلات درسي و چه مشكلات اجتماعي. بهنگام قضاوت يا راهنمايي سعي كنيد به نحوي صحبت كنيد كه او باور كند واقعا مشكلش را درك كرده ايد. اجازه دهيد رفتار صحيح شما به او اين شهامت را ببخشد كه خوشي ها و ناخوشي هاي زندگي بيرون از خانه، نحوه ارتباط برقرار كردن با دوستان و همكلاسان خود را براي شما تعريف كند. خلاصه اينكه دوست فرزندتان باشيد. و با تعمق در رفتار خود و انجام تغييرات لازم الگوي مناسبي براي او باشيد. پس آموزش را از خود شروع كنيد. ترجمه و تاليف: معصومه پيروزبخت منبع: Truth Plain