Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750708-6491S1

Date of Document: 1996-09-29

در كرانه صحرا و دريا گزارش سفر به ليبي جزيره مالت، اكنون عمده ترين دروازه ليبي به سوي جهان است در ليبي، حزب، قانون اساسي و پارلمان وجود ندارد اما شعار قدرت، سلاح و ثروت از آن مردم را مطرح مي كنند و شوراهاي مردمي وجود دارد طرابلس - پايتخت ليبي - را عروس دريا ناميده اند و اين اسم بي مسمايي نيست. وقتي سوار برخيزابهاي مديترانه به ساحل ليبي مي رسي - به ويژه اگر شبباشد و بر عرشه كشتي باشي - حس مي كني كه نگيني درخشان در ميان شن هاي سرخ صحرا و آبهاي كبود دريا تو را به سوي خود مي خواند. فانوس هاي دريايي به سويت چشمك مي زنند و پرتو درخشان برج هاي بلند پايتخت و هتل هاي نوراني وسوسه ات مي كنند تا غرق تماشاي عروس دريا شوي. پيش از آن كه به طرابلس برسيم، وقتي از پنجره هواپيما جزيره مالت را تماشامي كردم، اين سرزمين مه آلود راهمچون زالي سبزموي ديدم كه درميان آبهاي كبود تاريخ نشسته است. دويست سال از اين تاريخ را عربهاي مسلمان بر اين جزيره حكومت وقتي كرده اند گام بر خاك جزيره مي نهي و در كوچه ها و كرانه هاي والتا - پايتخت كشور مالت - پرسه مي زني چشمانت با خانه ها، كليساها و دژهايي آشنا مي شود كه از سده هاي ميانه به يادگار مانده اينها است تورا به ژرفاي تاريخ مي برند. كودك مسلماني را مي بيني كه از ترس سپاهيان كاتوليك هاي متعصبسنت جان در پستويي پنهان شده است. يا زني را مي بيني كه از ترس آتش محكمه هاي تفتيش عقايد، پيكر شوهرش را مخفيانه به امواج دريا مي سپرد. اما به رغم آن فشارها، براثر تلاقي دو تمدن اسلامي و مسيحي، مردم مالت اعداد و ارقامشان را به عربي مي نويسند و مي خوانندو بيش از سي وپنج درصد واژگان زبانشان عربي است. صرف و نحو زبان مالتي برمبناي صرف و نحوعربي است. زبان مالتي ملغمه اي از عربي، انگليسي، ايتاليايي و يوناني است. اما مردم مالت برخلاف تصور همگان نه ايتاليايي كه يوناني نژادند. اما كاتوليك هاي متعصب اين جزيره با توريست هاي عريان ونيمه عريان غربي به خوبي كنارمي آيند و رانندگان در خالي كردن جيب خارجيان تخصصي ويژه دارند. مالت، اكنون عمده ترين دروازه ليبي به سوي جهان است و مردمانش از اين قبل به نان و نوايي رسيده اند. تغاري بشكند، ماستي بريزد... راه هاي هوايي تونس و مصر نيزهست كه اين يكي كمتر مورداستفاده قرار مي گيرد و آن يكي براي ما، دور است. با ليبيايي ها كه صحبت مي كني مي گويند: باز شدن راه هاي دريايي و زميني مالت و مصر و تونس باعث ورود حشيش و هرويين شده است. و اين بدترين عارضه پيامد تحريم امپرياليسم عليه كشور ماست. ما كشور آلوده اي نبوديم. ظاهرا زندان و اعدام هايي هم در كار بوده است اما نه در سطح وسيع. ما در خيابان ها چيزي از ردوبدل مواد نديديم. چهره جوان ها و مردم نيز گوياي اين مساله نبود. مشروب الكلي هم ممنوع است. جوانان تفريح هاي سالم فراوان دارند; خانه هاي جوانان، باشگاه هاي ورزشي، اردوگاه هاي كنار دريا، گروه هاي متعدد موسيقي عربي و محلي و غربي. به موسيقي محلي خودشان اهميت فراوان مي دهند. ويژگي اين موسيقي، آميختن ترانه ها و آوازهاي عربي با سازهاي آفريقايي است. در هتل ها و در مجتمع توريستي كه به خبرنگاران خارجي اختصاص داشت هفت كانال را مي توانستي بگيري ) 10 تلويزيون ليبي )تلويزيون 2 مصر ) 3 سي ان ان )5 4 بي بي سي ) تلويزيون آلمان DW) 6 يك كانال تلويزيون ايتاليا) 7 يك كانال تلويزيون فرانسه ضمنا V بر فراز اغلب خانه ها مي توان بشقاب ماهواره ها را ديد. شگفتي هاي ليبي وقتي ستوان معمر قذافي دردر 1969ليبي به قدرت رسيد 29 سال داشت و اين براي بسياري از جهانيان شگفتي آور بود. وي همراه با كميته افسران آزاد و با الهام از ايده هاي عبدالناصر طي يك كودتاي بدون خونريزي، ملك ادريس را سرنگون كرد. امريكا و انگليس با ازدست دادن يكي از ياران باوفاي خود در شمال آفريقا، با انقلابگران جوان به دشمني برخاستند. سرهنگ قذافي در آغاز كوشيدبا شركت هاي امريكايي و انگليسي در عرصه كشف و استخراج نفت همكاري كند. امريكاييان وقتي در صحراي بزرگ ليبي به دنبال نفت بودند، ذخاير عظيم آب را در زيرزمين صحراها كشف كردند. دولت ليبي پس از قطع همكاري اين شركت ها، با كارشناسان و شركت هاي كره جنوبي قرارداد بست. پس از هشت سال نخستين مرحله اين طرح بزرگ در سواحل بنغازي به ثمر رسيد. طي مرحله دوم و پس از سيزده سال آب به مناطق ساحلي پايتخت نيز رسيد. يك مرحله از اين رودخانه مصنوعي دست ساخته انسان حدود هزار كيلومتر طول دارد. آب توسط لوله هايي به قطر 4 متر و به وزن 80 تن كه در زيرزمين كشيده شده اند به تمامي سرزمين ساحلي ليبي مي رسد. ليبيايي ها اكنون به عجايب هشتگانه معتقد شده اند و اين طرح را به عجايب هفتگانه قديم افزوده اند. هزينه هاي اين طرح ملي به ده ميليارد دلار مي رسد. در تحقق اين طرح سه عامل عمده دخالت داشت ) 1 تكنولوژي كره جنوبي ) 2 پول نفت ) 3 اراده وتصميم ملي. مي گويند سرهنگ قذافي در اوايل حكومت خودشاخت وزيردارايي آلمان در كابينه هيتلر - كه بعدها مغضوب شد - را به ليبي دعوت كرد و از او خواست تا طرح هايي براي رونق بخشيدن به اقتصاد ليبي ارائه دهد. شاخت آب پاكي روي دست سرهنگ ريخت و به او گفت كه امكان صنعتي شدن ليبي وجود ندارد چون مقدمات اين كار موجود نيست زيرا صنعت نياز به آباداني و رونق اقتصادي دارد. كشاورزي هم امكان ندارد چون بخش عمده كشور بياباني و كويري است. خدمات هم فقط در ارتباط با دو بخش صنعت و كشاورزي پا مي گيرد كه آن هم منتفي است. شاخت به سرهنگ قذافي پيشنهاد كرد سهمي از فروش نفت را به مردم بدهد و خيال خود را آسوده كند. اما قذافي درست برعكس عمل كرد. وقتي در محل اقامتمان در طرابلس، تلفن و تلويزيون ساخت قاريونس ليبي را ديديم يكه خورديم. تعجب ما وقتي بيشتر شد كه فهميديم اين كشور كوچك چهار ميليوني خودروي سواري نيز مونتاژ مي كند. خودروهايي با موتور صنايع ايتاليايي فولادسازي و صنايع نفت نيز از ديگر بخش هاي عمده اقتصاد ليبي هستند. قذافي تاريخ هجري را از سال هجرت به سال تولدپيامبر و بر مبناي شمسي تغيير داده است. همچنان كه سال ميلادي را نيز تغيير داده. به طور مثال فرنگي 1996سال در تقويم ليبيايي ها معادل 1425 ميلادي شده است. ماه هاي ميلادي نيز تغيير نام يافته اند: اوت به هانيبال و سپتامبر به فاتح و... برخي از كارشناسان عرب اين تغيير تاريخ رابا تغيير تاريخ پس از انقلاب كبير فرانسه مقايسه مي كنند و آن را تقليدي از آن كار مي دانند. كارهاي ديگري نيز در آغاز انقلاب ليبي به وقوع پيوست كه در نوع خود از عجايب بود همانند برنامه كتاب سوزان اوايل دهه هفتاد ميلادي. اكنون اما وضع دگرگون شده است و طرابلس كتابخانه ها و كتابفروشي هاي بزرگ با كتابهاي متنوع ادبي، اجتماعي و سياسي دارد. از كتابهاي چاپ بيروت گرفته تا كتابهاي چاپ مصر و مراكش و اروپا و سالانه نمايشگاه بين المللي كتاب برگزار مي شود. البته مساله شگفتي ها در ليبي تاريخي طولاني دارد. بي خود نيست كه اين مثل نزد روميان كهن و استعمارگران پيشين سرزمين ليبي زبانزد بود كه مي گفتند: از ليبي، شگفتي ها مي آيد. وضع اجتماعي در ليبي حزب وجود ندارد، قانون اساسي وجود ندارد و پارلمان نيز وجود ندارد. طبق نظريه سرهنگ قذافي همه اينها بيهوده و براي فريب مردم است. توده ها بايد بدون نيابت نمايندگان مجلس، شوراها و كنگره هاي خود را تشكيل دهند. وي تحزب و تك حزبي را رد مي كند و شعارقدرت، سلاح و ثروت از آن مردم را مطرح مي سازد. انديشه هايي ويژه با نظام سياسي، حكومتي ويژه و پيچيده كه شناخت آن نياز به زمان دارد. شايد صد در صد اين نظريه در جامعه ليبي پياده نشده باشد اما در زمينه مقوله ثروت از آن مردم مي توان شيوه اقتصاد سوسياليستي را به خوبي در جامعه ليبي مشاهده كرد. قذافي گاهي در نشست هاي شوراهاي مردمي شركت مي كند و با مردم به بحث و گفتگو مي نشيند. در يك برنامه پخش مستقيم اين نشست ها قذافي به تاجران و واسطه ها حمله كرد و گفت كه تاجر با مصرف كننده وجه مشترك ندارد. وي تجارت را به دزدي تشبيه كرد و با آوردن آيه اي از قرآن تاكيد كرد كه تجارت فقط باتراضي يعني راضي بودن دو طرف امكان پذير است. آنگاه به رشوه گيران و سودجويان حمله كرد و خواستار تشكيل هيات پاكسازي رشوه گيران شد. بعدها در يك مجله انگليسي خواندم كه شماري از متهمان به فساد مالي در شركت نفت ليبي دستگير شده اند. قذافي چند پيشنهاد ديگر هم ارائه داد كه به تصويب نرسيد. صحبت ها و نظرخواهي وي از مردم گردآمده در شورا نشان مي داد كه پيشتر نيز برخي از پيشنهادهاي وي رد شده است. در پرس و جويي كه با مردم داشتيم مشخص شد كه مقوله شركاءلااجراء يعني كارگر شريك است نه مزدبگير والبيت لساكنه يا خانه از آن كسي است كه در آن سكونت دارد همچنان طبق پابرجاست اين اصل، هيچ ليبيايي مستاجر وجود ندارد و هركس در هر خانه اي سكونت كند به مالكيت او در مي آيد. اجاره فقط براي خارجيان است، آن هم از طرف دولت. آپارتمان هاي چند طبقه در حومه پايتخت نسبت به سيزده سال پيش كه از ليبي ديدار داشتم مثل قارچ سر در برآورده اند اغلب آپارتمان ها، مغازه ها و خانه هاي پايتخت سبز رنگ است سبز رنگ غالب در ليبي است و اين احتمالا واكنشي در برابر صحراهاي خشك و بي آب و علف اين ديار است. البته ريشه هاي اسلامي آن را نيز نبايد فراموش كرد. مغازه ها كه پيشتر - حدود سيزده سال پيش - دولتي بود اكنون خصوصي شده است و مغازه دار اكنون مالك مغازه است نه كارمند دولت. لذا كسب و كار در اين حد - و نه تجارت بزرگ - رونق گرفته است. خودروهاي شخصي بامدل هاي بالا و گوناگون و تاكسي هاي خصوصي در خيابان ها به چشم مي خورد. اما نوعي تاكسي تلفني وجود دارد كه دولتي است و راننده حقوق بگير دارد. راهنماي ما ميني بوس هايي از نوع مدل بنز را به ما نشان داد كه از ايران وارد كرده بودند. در همان روزهاي اول اقامت در ليبي چند تاجر ايراني را ديديم. در ليبي، همان گونه كه گفتم حزب وجود ندارد. تك حزبي هم مردود در است ليبي عدم وجود احزاب را برداشتي از گرايش هاي تجزيه طلبانه اي مي دانند كه در سه استان عمده كشور يعني سبها در فزان جنوب، در شرق وبرقه در غرب وجود دارد. طرابلس جزو استان برقه به شمار مي رود. آنان از تصميم آمريكا، ايتاليا، فرانسه و انگليس سخن مي گويند كه پس از جنگ جهاني دوم تصميم گرفتند ليبي را تقسيم كنند اما شوروي با اين طرح مخالفت كرد و سهم خود را درخواست نمود و مساله منتفي شد. مهمترين مكانيزم ارتباط مردم با دولت در ليبي شوراها و كنگره هاي مردمي است، كه البته به نظر من نمي توانند جاي مطبوعات و احزاب آزاد يا پارلمان را بگيرند اما كتاب سبز نظر ديگري دارد. بي گمان حالت نبود احزاب فقط مي تواند تا زمان حكومت سرهنگ قذافي ادامه يابد زيرا محبوبيتش در ميان مردم به نوعي است كه اين خلا را در اين كشور كم جمعيت پرمي كند اما در دوران پس از وي مشخص نيست كه اوضاع چگونه خواهد بود. مردم احتمالا از دستاوردهاي اقتصادي خود محافظت خواهند كرد. اما وضع سياسي، تنوع و كثرت گرايي را طلب مي كند. مطبوعات ليبي چنگي به دل نمي زنند. هم از نظر تكنيك و هم از نظر محتوا. جامعه ليبي جامعه بي طبقه نيست و اختلاف درامد در ميان افراد با مشاغل مختلف محسوس است اما در اين كشور تاجر و سرمايه دار بزرگ و ميلياردر وجود ندارد و تفاوت هاي اجتماعي و طبقاتي موجود طبيعي به نظر مي آيد. ما در خيابان ها شايد فقط دو تا سه مورد گدا ديديم، آن هم در پايتختي كه يك ميليون و هفتصد و پنجاه هزار نفر جمعيت دارد. به طور كلي اقتصاد ليبي با اقتصاد كشورهاي سرمايه داري قابل قياس نيست بايد همانندهاي آن را با اقتصاد كوبا جستجو كرد. ليبي و كوباوجوه تشابه فراواني ميان كوبا وليبي هر هست دو كشور ديرزماني است كه توسط رهبراني همچون كاسترو و قذافي اداره مي شوند كه در جواني قدرت را به دست گرفتند و به عنوان دو انقلابي جوان نظرها را به خود جلب اين كردند دو دربرابر تحولات چند دهه اخير به خوبي مقاومت كرده اند. گرچه در ايدئولوژي با هم اختلاف دارند اما نظام هاي اقتصاديشان تقريبا يكي است. شايد علت دوام آنان برخورداري از محبوبيت در ميان ملت هايشان و به ويژه در ميان جوانان باشد و اين البته دلايل بسيار دارد. طرابلس دوران ملك ادريس وهاواناي دوره باتيستا را مي توان چنين ترسيم كرد: حاكميت مطلق سرمايه و وابستگي مطلق به آمريكا و ايتاليا و بلوك غرب. زاغه هاي فقيرنشين حاشيه شهرها، حلبي آبادها و تحقير بوميان و رواج بي بندوباري و فحشا. جالب آن كه هم ساكنان كوبا و هم ليبي آميخته اي از سفيدپوستان و سياهپوستان اند. شايد فقط نسبت ميان آنان فرق داشته باشد. در طرابلس دو سه خيابان تميز و قشنگ مركز شهر و كنار دريا را نشانم دادند و گفتند كه اين خيابان ها خاص ايتاليايي ها بود و بوميان عرب حق ورود به آنها را نداشتند. هم اكنون تحريم آمريكا بر هر دو كشور اعمال شده است. هر دو رژيم دربرابر آمريكا چالش طلب و ستيزه جو هستند و از كمك به نهضت ها و جنبش هاي آزادي بخش جهان دريغ نكرده اند. البته كوبا پس از فروپاشي شوروي و ليبي در سال هاي پس از حادثه لاكربي، اين مساله را محدود كرده اند. قذافي از كاسترو ماجراجوتر است. آن يكي فقط با احزاب كمونيست ارتباطداشت و اين يكي با جنبش هاي سياهان آمريكا، سرخپوست ها، ارتش سري ايرلند و حتي در زمان شاه ودر ضديت با او، با نيروهاي مذهبي و چپ ايران ارتباط داشت و به آنها كمك مي كرد. شايد عمده ترين فرق ميان كوبا وليبي آن باشد كه كوبا كشوري فقير اما ليبي سرزمين ثروتمندي است. بي گمان تحريم هاي سازمان ملل در سال 1990 و تحريم هوايي عليه ليبي و تحريم لايحه داماتو در بلندمدت بر اقتصاد ليبي تاثير مخرب خواهدداشت. يوسف عزيزي بني طرف - ادامه دارد