Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750707-6432S1

Date of Document: 1996-09-28

آلوده كنندگان هوا بايد تاوان بدهند وقت آن رسيده است كه تجمل و راحتي را فداي محيط زيست و تامين هواي سالم كنيم بطور كلي هرآنچه آسان بدست آسان آيد، از دست خواهد رفت. اگرافراد جامعه براي آلوده كردن محيط زيست ( آب، خاك و هوا ) كه موجوديت هرموجود زنده اي به سلامت آن بستگي دارد، بهاي گزافي مي پرداختند هيچگاه دچار اين غفلت نمي شدند كه به دست خود، آن را آلوده كنند و تيشه به ريشه خود زنند. گاهي تصور مي شود اگر در محلي كه هوا به غايت آلوده است باران باريده شود مشكل انسانها براي مدتي حل مي شود، غافل از آنكه مواد شيميائي آلوده كننده هوا فقط تغيير محل مي دهند. يعني از هوا بصورت باران اسيدي به آب و زمين منتقل خواهند شد. باواردشدن اين مواد به آب، حيات آبزيان به خطر افتاده و موادغذائي كه از دريا گرفته مي شود مانند ماهي ها به مواد شيميائي آلوده مي شوند كه از طريق مصرف آنها مواد مزبور به بدن انسان برمي گردد. و اگر به خاك واردشود يا گياهان را نابود مي كند و يا وارد بافت آنها شده و روئيدنيها را آلوده بدين ترتيب مي كند پي مي بريم كه هيچ چيز در طبيعت ازبين نمي رود و چاره در اينست كه در پاكيزگي هريك از اين سه عامل حياتي بكوشيم. بررسي وضعيت محيط زيست دركشورمان نشان مي دهد كه صنايع ما حتي صنايع دولتي در آلوده كردن محيط زيست خصوصا آب هيچگونه محدوديتي ندارد. خاك را بوسيله انواع كودهاي شيميائي و سموم آفت زا بدون بررسي آثار درازمدت آنها برروي طبيعت و انسان و بدون بهره جوئي ازروش هاي ژنتيكي و طبيعي كه به عنوان جانشين در كشورهاي پيشرفته در حال گسترش است آلوده مي كنيم. هوا بوسيله صنايع و قسمت اعظم آن (تا 70 درصد ) بوسيله خودروهاي شخصي با سوخت ارزان و يارانه اي كه از ماليات خود مردم تامين شده است بدون هيچگونه مانعي آلوده مي شود. زمان آن رسيده است كه بجاي ارائه راه حلهاي موقتي و سطحي چاره اي ريشه اي و درازمدت انديشيد. امكانات هرمملكت ازجمله آب، خاك، هوا، جنگل معادن، و مالياتهائي كه از مردم به انحاء مختلف دريافت مي شود، متعلق به كل جامعه است. انتظار منطقي اينست كه نيازهاي اساسي جامعه از طرف دولت اولويت بندي شده و امكانات موجود در راه ضروري ترين نيازهاي اكثريت جامعه صرف بشود. نه اينكه از اين ثروت ها عده معدودي براي تجمل و راحتي بيشتر استفاده نمايند و به بقيه براي نيازهاي اوليه و اساسي خود سهمي بحث نرسد خود را در باره آلودگي هوا ادامه مي دهيم. صحيح است كه آموزش نقش مهمي در جلوگيري از آلوده شدن محيطزيست خصوصاهوا كه بدون آن بيش از چند دقيقه نميتوان زنده بود دارد، و ليكن آموزش تنها كافي نيست. بايد قيمت آلوده كردن هوا را گران كرد. در ايران متاسفانه دولت نه تنهاقيمت آلوده كردن هوا را گران نكرده بلكه با پرداخت يارانه قابل توجهي به بنزين اينكار را تشويق نيز مي كند. توجيه كنندگان ادامه اين روند ادعا مي كنند چنانچه بنزين گران شود قيمت اجناس افزايش يافته و در نتيجه مصرف كنندگان بايد پول بيشتري براي خريد اجناس بپردازند. سئوالاتي كه در اين رابطه مي توان مطرح كرد عبارتنداز: - 1 آيا داشتن مردمي سالم ونيرومند در مقايسه با مردمي مريض و رنجور كه در اثر استفاده از هواي آلوده به انواع بيماريهاي قلبي و ريوي و غيره مبتلا باشند ارزش؟ نيست و اولويت با كدام؟ است اگر شخصي در اثر عوارض ناشي از آلودگي هوا نياز به عمل جراحي فرضا قلب پيدا كند هزينه هاي آن از چه محلي تامين؟ مي شود - 2 آيا نمي توان يارانه پرداختي به بنزين را كه به نظر كارشناسان علت اصلي آلودگي هواست بطريق ديگر به مردم پرداخت؟ نمود يكي از راه حلهاي پيشنهادي كه ازطرف وزير محترم نفت در رابطه با حذف يارانه بنزين ارائه گرديده بود پرداخت اين مبلغ بصورت نقدي به هرفرد ايراني است. توسعه راه آهن به عنوان بهترين وسيله نقليه از اهميت ويژه اي برخوردار است. در صورت وجود راه آهن مجهز، تردد انبوه كاميونها و خودروهاي شخصي در سطح جاده ها كاهش در مي يابد نتيجه علاوه بر وجود سيستمي اقتصادي، راحت و سريع از آمار تصادفات و تلفات جاني در جاده ها نيز بنحو چشمگيري كاسته مي شود. در حال حاضر سيستم اياب و ذهاب عمومي درون شهري و برون شهري، مدارس و بيمارستانهاي دولتي بعنوان مثال همگي در وضعيت نامطلوبي از جهت سرويس دهي قرار دارند. بهتر نيست بودجه اي كه جهت يارانه بنزين درنظر گرفته مي شود را براي ارتقاي كيفيت و كميت آنها درنظر؟ گرفت نفع اين كار برخلاف يارانه بنزين به تمام مردم مي رسد، در حاليكه اكنون قسمت اعظم يارانه بنزين به جيب ثروتمنداني مي رود كه اگر قيمت بنزين 10 تا 20 برابر مبلغ فعلي هم شود تاثيري در وضع زندگي آنها نمي كند. و نصيب اكثريت مردم اجتماع دود و درد و بيماري است. در داخل فضاهاي بسته علاوه برآلودگي ناشي از سوخت هاي فسيلي گاهي اوقات دود سيگار نيز به آن افزوده مي شود. افراد سيگاري در ايران با تحميل هزينه اي سنگين بر اقتصاد كشور علاوه براينكه ميليون ها تومان پول اين مملكت را همه روزه به هوا دود مي كنند هزينه درمان سنگين تري را بواسطه مبتلاشدن خود واطرافيانشان به انواع بيماريهاي صعبالعلاج به نظام بهداشت و درمان كشور تحميل مي نمايند. آيا زمان آن نرسيده است كه اين افراد بجاي استفاده از بيت المال عمومي شخصا هزينه بيماريهاي ناشي از اعتياد خود را ؟ بپردازند دريافت 1000 تومان ماليات براي هربسته سيگار نه تنها مي تواند هزينه هاي درمان دولتي اضافي آنانرا نسبت به افراد غيرسيگاري تامين نمايد، بلكه با كاهش مصرف آن در اثر گران شدن، هواي فضاهاي بسته سالم تر خواهد شد. در بعضي از كشورهاي صنعتي (فرضا كانادا ) دولت تا ده برابر قيمت تمام شده از هر بسته سيگارماليات دريافت مي نمايد. درنتيجه هر بسته سيگار به قيمت حدود 6 دلار بدست مصرف كننده مي رسد. متاسفانه در كشور ماسيگار به ارزان ترين قيمت ممكن (بسته اي 100 تا 300 تومان ) كه خودعامل اعتياد بسياري از افراد است. بدون هيچگونه محدوديتي در اختيار همگان قرار دارد. ماليات حاصله مذكور مي تواند صرف نيازهاي اوليه مملكت شود. اميد كه با تشكيل كميته هاي آلودگي ويژه، را هرچه سريعتر و اساسي تر از محيط زيست خود دور نمائيم.