Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750707-6377S1

Date of Document: 1996-09-28

كار چاق كن! كارچاق كن آدم واردي است. هم راه را بلد است، هم بي راهه را. او آشنا به قوانين و دست اندازها است كارچاق فردي برون گرا و زودجوش است و هر دوست و آشنايي را در آب نمك مي خواباند تا روزي بكار آيد، علاوه بر اين گاه از كلك زدن و حقه بازي هم استفاده مي كند. در پارتي بازي روابط عاطفي و دوستي كار را راه مي اندازد، اما كارچاق كن تا پول نگيرد لباس رزم نمي پوشد! آقاي مصيب مختاري مرد ميانه سالي است كه براي ثبت شركت گذارش به يكي از ادارات رسيده است: يكي از موارد كارچاق كني همين ثبت شركتها است. ثبت شركت هيچ كاري ندارد. اساسنامه كه آماده اس، دو تاجاي خالي داره پر مي كني، پائينش دو تا مهر مي زني و يه بانك رفتن و فيش گرفتن اما داره چون خيلي ها نمي دانند، يه مشت كارچاق كن اين دورو ور ايستادن و براي اينكه شركت ثبت كنيد كلي پول بي خود از آدم مي گيرن. اين بي اطلاعي از چند و چون كار اداري در بسياري از مواقع آب را يكراست به آسياب كارچاق كن اصل مي ريزد اين فكر كه كارها به راحتي راه نمي افتد و در هر اداره و هر سازماني به پشتيبان و حافظ منابع محتاجي، روزگار را بر خيلي ها تنگ مي كند. يك محدوديت خود ساخته كه كافي است كمي دقت كني و از تجاربت در اينجا و آنجا استفاده كني و پرسشي و پاسخي و راه افتادن كار. اما همه پيچيدگي كار ادارات به اينجا ختم نمي شود، چه موارد بسياري است كه درقبضه و انحصار شخصي يااشخاصي است و تيول حضرات فرض مي شود. آقاي محمدمختاري مردي جاافتاده و نگران از تجربه خود در مقابل در بسته دفترمديركل يكي از ادارات مي گويد: - آقا باور نمي كنيد چه كشيدم تا تونستم جناب مدير كل روببينم، بدشانسي ما از دست آبدارچي و بايگان و اين قبيل اشخاصم كاري ساخته نبود، تا اينكه خدا عمرش بده، يه نفر بهم گفت اينجا فقط بايد رئيس دفتر آقا را ببيني و اگه اون اجازه نده، مورچه هم نمي تونه پاشو تو اتاق مديركل بذاره! راستي، اگر چاق كردن كار به معناي راه انداختن كار است، پس كارچاق كن بايد آدم مفيدي باشد و نقش تسهيل كننده دارد پس چرا سعي مي كنيم اين گزارش را چماق كنيم و بر سر او؟ بكوبيم كار و كاردان كارچاق كن آدم واردي است. هم راه را بلد است، هم بي راهه را. او آشنا به قوانين و دست اندازهاست. يا متمركز در يك مورد خاص عمل مي كند، يا آنقدر پيچيده است و اينجا و آنجا دست دارد كه مانند آچار فرانسه به هر پيچي مي خورد و هرگره كوري را باز مي كند. پس حقيقتا آدم قريب و كاربري كم است مي گويد زياد مي داند و كار مردم بينوا را راه مي اندازد. پس آدم خوبيست!؟ از آقاي شهرام پورنجات رئيس روابط عمومي يكي از ادارات مي پرسيم، آقا، كارچاق كنها چه شخصيتي؟ دارند - يك مشت آدم حيله گر دغل باز، و پشت هم انداز. من يكي را كه بدبخت كردند. بابت ويزاي آلمان 1500 دلار از من گرفتند و بعد از دادن پول اگر شما آلمان رفتيد، من هم رفتم. يعني واقعا اين طور شايد است، تجربه اين يكي بد بوده است. از آقاي پويا نعمتي دانشجوي حقوق مي پرسيم. از مي گويد: - يك كارچاق كن تو محله ما هست، هر كسي هر جا كارش گير كند مي ره پيش اون. فقط كافيه سيبلشو چرب غيرممكن كني، نيست كه اين ممكن نكند. از يك طرف مي بيني كالاي متروكه روبرات ترخيص مي كنه، از يك طرف ويزاي كانادا و استراليا با مي گيره همه هم سلام و عليك داره و همه را هم مي شناسد. از ناراحتي قلب روزنامه فروش سركوچه تا متاركه نوه پيرزن ته خيابون در خارج از كشور، همه دستشه! پس با توجه به توصيفاتي كه از شخصيت اين افراد شنيده مي شود مي توان حدسي زد كه چنين اشخاصي كاملا برون گرابوده و با همه مي جوشند و هر دوست و آشنايي را در آبنمك مي خوابانند تا روزي به كار آيند زيان بازي، پشت سرهم اندازي، در صورت لزوم كلك زدن و حقه بازي، ماجراجوئي و... از مشخصه هاي آنهاست. كساني نيستند كه درامد معين ثابت، و مطمئن را بپسندند، خيلي پولكي هستند و با شنيدن بوي پول لباس رزم در بر كرده و به ميدان مبارزه مي روند. كارچاق كني و پارتي بازي اما، اگر من پسرخاله اي داشته باشم كه در يكي از ادارات تيغش ببرد و براي من كاري انجام دهد، آيا او هم كارچاق كني؟ است آقاي حسين ابلق دار، فروشنده لوازم الكتريكي مي گويد: - خب، اگر آشنايي براي آدم كاري انجام دهد، اين بر اساس رفاقت و دوستي است ويه جوري پارتي بازي است. مقابل من هم يه روز اگر كاري از دستم بربيايد براي او اما مي كنم كارچاق كن كه آشناي آدم نيس. در پارتي بازي آنچه كه كار راراه مي اندازد، رابطه عاطفي ودوستي و بعضا رودربايستي است. كاري را براي كسي انجام مي دهي چون او باجناق پسرعمويت است، يا مادربزرگت سفارشش را كرده، فردا روز هم ممكن است خاله خانم سفارش تو را به ديگري بكند و قصه كهنه حلقه هاي متداخل روابط فاميلي كه در بين ما خواه و ناخواه وجود دارد. اما جناب كارچاق كن را يكي معرفي مي كند و او هم چندان توجهي به اسم و رسم شما نمي كند. پولي مي گيرد، كاري انجام مي دهد و شما را بخير و او به سلامت. به كار چاق كن نمي گوئيم كه من پسردايي فلانيم يا اگر اين كار را برايم انجام دهي از خجالتت در جاي ديگر درمي آيم. او انگار مهره اي است با رديف شغلي خاصي در جامعه اي كه چندان نظم ندارد. كارچاق كن و نظم اجتماعي مگر نه آن است كه كارچاق كن نقش تسهيل كننده دارد وگروه هاي كور را به سرانگشت تدبير مي گشايد، پس چرا تهمت بي نظمي هم به او؟ مي زنيم خانم نيره كاشفي، متخصص كامپيوتر مي گويد: اين واقعيتي است كه اگر درجايي مشكل حادي برايم بوجودبيايد و با پول دادن به يك كارچاق كن كارم راه بيفتداين كار را مي كنم اما اين چيزي از غيراخلاقي و غيرانساني بودن كار كم نمي كند. - چرا اين طور فكر؟ مي كنيد - خب معلوم است، كار من باپول راه افتاده است و ممكن است در همان حال كار ديگري خراب شده باشد. كارچاق كن، كاري را راه مي اندازد كه معمولا به موانع قانوني برخورده، وگرنه اگر انجام هر كاري به يك تسهيل كننده نياز داشت كه بايد به تعداد كارمندان دولت، رديف شغلي براي اين عده ايجاد مي شد. اعمال آنها در جهت منافع كسي كه پول داده است، ممكن است منافع عده اي از همه جا بيخبر را به خطر اندازد. آنها ممكن است نظام يك بايگاني را به هم بريزند تا پرونده اي رابربايند يا يك دعواي حقوقي را به حافظه تاريخ بسپارند. آنها به خاطر پولي كه گرفته اند، هر دروغ و دغلي سرهم مي كنند و به عنصري غيراخلاقي در بطن جامعه تبديل مي شوند. اما با همه اين توصيفات اين افراد باز هم در جامعه حضور دارند و به فعاليت پرسود خود مشغول هستند. قضاوت اخلاقي - رفتار اخلاقي حقيقت آن است كه تا به حال پنبه هيچ كس را تا اين حد نزده بوديم كه پنبه جناب كارچاق كن را. اما چه كسي مي تواند تقصير همه بي قانوني و بي نظمي را به گردن ايشان بيندازد، مگرنه آن است كه اگر آنها مشغول به كارند، به خاطر انواع و اقسام مراجعاني است كه به آنها كار رجوع مي كنند. مردمي كه در هنگام صحبت و بحث پيرو اصول و موازين اخلاقي هستند، اما در عمل، هر جا كه احساس كنند با پرداخت مقداري پول گره از كارشان باز مي شود ديگر به بحثهايي فكر نمي كنند كه بارها و بارها درباره نظم و انظباط و قانونمندي كرده اند. كولبرگ روانشناس معاصر بعد از سنجش مراحل تحول اخلاقي از هنگام كودكي تا بزرگسالي به يك كشف مهم رسيد و آن اينكه بين قضاوت اخلاقي و رفتار اخلاقي تفاوت وجود دارد، چه بسيارآرمانهاي اخلاقي كه به هنگام عمل رنگ مي بازند و شخصي فقط كاري را مي كند كه منافعش حفظ شود و نه آرمانها و اما اعتقاداتش همه مي دانيم انسانهاي اصول گرا و متخلق ارزشها و آرمانش را به پاي منافعش هيچگاه قرباني نمي كند. به آن اميد كه همه ما از اين گروه باشيم.